مادر سپید

مادر یک روشندل

چقدر زود دیر میشود ..

آذر۲۹

شب یلدا قدم آهســــــتـه بـردار
کمی هم احترام ما نــــــــگــهدار
تو میبینی ربابم غصه دار اســت
بنی هاشم هنوزم داغدار اسـت
صدای العطش در گــوش مانــده
بدن ها بی کفن هر گوشه مانده
شب یلدا تو هم چله نشین باش
سیه پوش غم سالار دیـــن باش

سالروز شهادت رقیه خاتون سه ساله ی حسین بن علی (ع) تسلیت باد .

سلام
..یکی از اقوام دور ما بود ولی نه نه نه .. خیلی نزدیک بود ، شاید بشه گفت مثل برادر یا حتی پدر .. آری او پدر همه ی ما بود …

سیمایش من را به یاد شهید چمران می انداخت صورتش همیشه بشاش و پرنور بود ، مدتها بود در انتظار یک شب جمعه ی مناسب بودیم که او دچار تشنج نشده باشد و سردرد هایش کمتر باشد تا به بهانه ی مشاوره دارویی با ایشان باز هم میهمان مهربانی هایش شویم ، ولیکن بی خداحافظی رفت آن هم پس از افطار سی و سومین روزِ چله یِ روزه اش پس از ادای نماز مغرب ناگهان بار سفر بست ، شب قبل برادر کوچکتر در رویای صادقه دیده بود برادر بزرگتر فردا نماز عشا را با مولایش حسین (ع) میخواند ..
از لحظه ایی که دکتر به آسمان رفت باران بارید ، شب در حیاط کوچک خانه زیر باران رحمت الهی و باران اشک فراق فرزندان و همسر و دوستدارانش غسل شد ، تک اتاق کوچکش پر از شمیمِ پرچم سرخ حرم آقا امام حسین (ع) که بروی پیکرش کشیده شده بود .
دیروز در مراسم سومش یک حلقه گل سفید با رزهای سرخ روی ویلچر خالی اش نشسته بود آخر سنی نداشت ۴۸ سال که ۳۰ سال آن را درد و رنج کشید ، از شب سوم خرداد سال ۶۱ تا به حال ، هر روز بیشتر از ۴۰ قرص میخورد که تشنج نکند اما بارها و بارها از اثرات تشنج و مشکلات حرکتی به زمین یا دیوار میخورد ، برای ایمنی بیشتر پدر کناره ها یا لبه ی تیز دیوار با تشک های قطور و فوم های ضخیم پوشانده شده بودند دیوارها دستگیره های طویل داشت تا پدر موقع راه رفتن راحت باشد ، پاتوق خانواده اتاق کوچک طبقه همکف بود تنها جایی که در خانه که هیچ برآمدگی نداشت تا پدر موقع کشیدن پاهایش دچار سختی نشود ، پدری بود که هر کسی آرزو داشت ای کاش پدرش شبیه او می بود ، سه فرزند باتقوا و یک بانوی فداکار از او به یادگار ماند بانویی واژه قاصر است از بیان فداکاری هایش ، از همان بانو هایی که یک لحظه پرستاری و مراقبت از همسرش رو به کسی نسپرد و به جان و دل پذیرای وجود معطر همسرش بود ، از همان فرشته هایی که هر دو دنیا در بهشت هستند ، از همه ی دنیا یک اتاق در طبقه همکف از او بود و یک داروخانه ی کوچک که تنها دکترش او بود .
شنیده بودیم که ناگهان چقدر زود دیر میشود اما نمیدانستیم که برای دیدن ایشان ممکن است دیر بشود ، مرتبه آخر که به منزلشان رفته بودیم با لبخند و لحنی جدی پرسید : ببینم مگر ما فامیل نیستیم ؟!!! و بعد از مکثی کوتاه ادامه داد : ما هنوز خانه شما نیامدیم !! و من ماندم و خجالت ۵-۶ پله ی جلوی درب خانه که هر یکی اش برای بالا آمدن به ایشان کوهی از درد و رنج تحمیل میکرد و افسوس که ناگهان زود دیر میشود !!! و تنها چیزی که می ماند اشک بی پایان است برای فراق مردی از جنس حاج کاظم ها ، انسان های بزرگ همیشه گمنام زندگی میکنند و گمنام میروند ..
یادش به خیر که هر چه از او ماند نام نیک و از من چهره ایی تاریک ..

مطالعه ادامه مطلب »

به جای دارو به غذای سگ و دسته بیل ارز دادند!

آذر۲۴

سلام
یادتون هست یک ماه پیش برای یک ویال لعنتی ال کارنیتین چقدر بال بال زدیم !؟ چند نفر از شما دوستان پیشنهاد کردید از راه دور برای حسن داروی نایاب شده اش رو تهیه و ارسال کنید !؟ ال-کارنیتین مشت تمونه ی خروار بود ! معلوم نیست کسری و نبود چند قلم دارو باعث مرگ یا شدت بیماری در مردم ما شده است !!!
خبر زیر رو بخونید تا متوجه بشید خیانت کاران مملکت به جای دارو چه کالاهایی وارد میکرده اند !!!!غذای سگ ، زین اسب و الاغ ، دسته ی بیل کلنگ را هم مگر وارد میکنند !!؟ لوازم آرایش که آفت خانواده هاست !!!! واقعا اگر این اسمش خیانت نیست چیه !؟ ای کاش ما هم گوشت سگ و قورباغه و وزغ میخوردیم ولی وزیرمون وقتی بی لیاقتیش ثابت میشد اگر مثل ژاپنی ها هاراگیری نمیکرد دست کم به جای استعفا این گونه عنوان نمیکرد که ” اگر لازم باشد استعفا هم میدهم !” لینک نمیدهم که هر کسی خبرخوان باشد میداند هر جمله گهربار از دهان مبارک کدام آقا بیرون آمده !!!! اُف به شما که به اسم اسلام تیشه به اعتقادات مردم ما میزنید !

به جای دارو به غذای سگ و دسته بیل ارز دادند!

رئیس سازمان غذا و دارو گفت: وزارت بهداشت شاکی اصلی در اختصاص ارز مرجع برای کالاهای لوکس و آرایشی است. مسئولان اختصاص ارز باید توضیح دهند که چرا به جای دارو به لوازم آرایشی،غذای سگ، زین اسب، دسته بیل و … ارز مرجع اختصاص داده‌اند.

به گزارش نیمروز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی وزارت بهداشت، احمد شیبانی با رد اظهارات یکی از مسئولان بانک مرکزی که گفته بود ارز اختصاص یافته و در اختیار وزارت بهداشت صرف خرید کالاهای آرایشی شده است گفت: این موضوع از طرف کسی که خود را از مقامات بانک مرکزی معرفی کرده و خواسته نامش فاش نشود کذب محض بوده و اتفاقاً ما شاکی هستیم که چرا به جای اینکه ارز مرجع را به داروهای حیاتی و مورد نیاز و نیز برخی تجهیزات پزشکی که امروز از مهمترین اولویت‌های کشور است اختصاص دهند آن را برای خرید و واردات لوازم آرایشی و خودروهای لوکس اختصاص داده‌اند.

رئیس سازمان غذا و دارو همچنین گفت: از اسفند سال ۱۳۹۰ کمیته تدابیر ویژه در وزارت بهداشت و درمان به شدت دنبال تأمین و ذخیره‌سازی داروهای حیاتی و مورد نیاز کشور بود که متأسفانه با وجود همه پیگیری‌ها و مکاتبات فراوان که اسناد آن موجود است تا امروز فقط یک سوم ارز مورد نیاز برای تأمین دارو در اختیار حوزه سلامت قرار گرفته و امیدواریم با تعامل خوبی که با مسئولان بانک مرکزی ایجاد شده است در ماه‌های آینده باقیمانده دو سوم ارز مورد نیاز به موقع تأمین شود و ما همچنان برای وصول این مطالبات که حق مردم است پیگیری خواهیم کرد.

شیبانی تصریح کرد: انتشار اخباری از منبع ناشناخته یا کسی که خود را از مسئولان بانک مرکزی معرفی کرده، که خواسته نامش هم فاش نشود سندیت ندارد و بیان غیرواقع چنین مطالب کذبی نشان می‌دهد که این فرد یا اطلاع کافی در این خصوص ندارد یا این احتمال وجود دارد که مبالغ بسیار بیشتری از آنچه که تاکنون تصور می‌شد و همواره مورد گلایه و شکایت وزارت بهداشت و درمان بوده است بدون کسب نظر این وزارتخانه و برخلاف توافقات قبلی به کالاهای غیرضرور همچون کالاهای آرایشی، غذای سگ، زین اسب، دسته بیل و … داده شده است.

رئیس سازمان غذا و دارو همچنین افزود: کسانی که از الفبای تخصیص ارز اطلاع دارند می‌دانند که هیچگونه ارزی به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای توزیع داده نمی‌شود و ارز تخصیص داده شده از مبداء در اختیار شرکت‌های دارویی و سایر شرکت‌ها قرار می‌گیرد که شرکت‌های دارویی پس از گشایش اعتبار در بانک‌های عامل به خرید و وارد کردن فقط دارو اقدام می‌کنند و اینکه گفته شده است وزارت بهداشت و درمان ارز در اختیار شرکت‌های واردکننده کالاهای آرایشی قرار داده است دروغ محض است چرا که اصولاً امکان جابجایی ارز بین شرکت‌ها و حتی کالاها وجود ندارد.

شیبانی افزود: مسئولان وزارت بهداشت و درمان مراتب اعتراض و ناخشنودی خود را درخصوص تخصیص ارز دارو به کالاهای غیر ضرور بدون اطلاع و هماهنگی سازمان غذا و دارو به مسئولان ذیربط اعلام کرده است اما به جهت جلوگیری از دامن زندن به التهابات بازار ارز اصراری بر رسانه‌ای کردن این خبر نداشته و تلاش کرده با پیگیری منطقی موضوع از تکرار موارد مشابه جلوگیری کنند.

شیبانی اظهار داشت: اینجانب تاکنون بنا نداشتم در این خصوص با رسانه‌ها مصاحبه کنم اما در پاسخ به اظهارات ناصحیح فردی که خود را از مجموعه بانک مرکزی معرفی کرده و در رسانه‌های جمعی اتهاماتی را به مسئولان وزارت بهداشت و درمان وارد کرده است ناچار به بیان برخی واقعیات شدم. با این حال اینجانب و تمام همکاران من در وزارت متبوع قدردان زحمات رئیس بانک مرکزی و سایر مدیران زحمتکش این بانک هستیم که بخصوص در ماه‌های اخیر و در شرایط حساس کنونی با تدبیر و همدلی برای رفع برخی از کمبودهای ارزی حوزه دارو و ملزومات پزشکی سعی کرده‌اند.

….
متاسفم !! رعیس جومعور ما که فعلا سرشون شلوغه در فکر تدارک سفرهای استانی جدید شون هستند و فرمودند : ” شهر به شهر برای رای آوری “بوووووق” خواهم رفت” برای کسی تبلیغات میکند که رهبر مملکت نامه ی عزلش رو نوشت !! انگار ملتش یادش میره اراجیف ضد اسلامی که ایشان را که در هر صحبتش قی میکند !! انگار ملت را بلانسبت چهارپا فرض میکند وقتی میگوید ما از ولایت فقیه تبعیت میکنیم !! کجاست مهدی موعود که داد ما را از ظالمین بستاند ..

تا بعد .

آقای وزیر لطفا بچه های ما را نکشید

آذر۲۲

آقای وزیر ، لطف کنید و فرزندان ما را در خانه دوم شان نکشید .. برای هر قطره خونشان ما خون دل ها خوردیم .. این کودکان که زندگی شان برای شما بی ارزش است ، شهد شیرین و انگبین زندگی ما هستند .

اول بزرگتر ها

آذر۱۸

از سمت راست ردیف اول : آقای مهرداد زندی نفر اول وبلاگ آموزشی ، پشت سرش ویولت با کت صورتی چرک که رنگ مورد علاقه شه !‌ :) از داوران جشنواره ، بازم پشت سر ویولت آقای مانی رضوی زاده نفر دوم وبلاگ شخصی که آلبوم صوتی پرندگان که برای نابینایان طراحی کرده بودند هنوز به دستم نرسیده است ، بازم ردیف اول نفر دوم دیبای عزیز ، قوی و صبور ، آقای سعید ضروری که بسیار افتاده حال بودند ، مونا و دیگر هیچ :) ، حسن و بنده ، زهرا خان اف دوست داشتنی و بانوی با وقار فاطمه صفایی برنده سوم وبلاگ علمی .


مشغول توضیح دادن طراحی داخلی و معماری ، گنبد آسمان در برج میلاد برای حسن بودم که سوژه عکاس ها شدیم !

سلام
این پست پیوست پست قبله .. حتما اشکال از سیستم من بوده که بعد از برگزاری اولین جشنواره توان یاب و فضای مجازی درباره این خبر از سایت های برگزار کننده خبری ندیدم ! دو سه روز هم خونه نبودم با اینترنت همراه مشغول پیگیری مطالب به روز شده در این خصوص بودم که خوشبختانه تحرکات بیشتری دیده و لینک شد .
با توجه به این که در چنین موقعیت هایی نقش بنده در کنار حسن کمتر از نقش مترجم برای ناشنوایان نیست مشغول توضیح به حسن بودم که جوایز به کدام وبلاگ ها اختصاص یافته و این وبلاگ ها چه موضوعاتی رو دنبال میکردند ، ناگفته نماند حسن منتظر بود اسم وبلاگ ما هم بشنوه که بعد از نام بردن نفرات اول تا سوم با توضیح کوتاهی که آن موقع متوجه نشدم اسمم رو شنیدم که خودم اصلا انتظارش رو نداشتم ، از خانم اروانه با تعجب پرسیدم : من ؟ چرا من ؟ در حالیکه نمیدانستم چه امتیازاتی سبب انتخاب وب سایتم شده است !

وقتی امروز اعلام نتایج رو از سایت رعد دیدم ، راستش کلی خجالت کشیدم با وجود نوبسنده ها و اساتیدی مثل روز+نامه ، اشک ها و لبخند ها ، دکتر محمد کمالی ، جناب قاسمی و … در حوزه توانبخشی چرا وبسایت من توسط داوران انتخاب شده است !؟ از دیدن اسمم که بالاتر از اسم اساتیدم قرار گرفته احساس شرمنده گی میکنم .. از قدیم یاد گرفتیم که بگوییم : اول بزرگتر ها ،‌ نه کوچکترها !!!!
هرچند عنوان کردن اسم وب سایتم در این جشنواره بیشتر از هر کسی فرزندم رو خوشحال کرد بابت هدیه شادی به دل وسیع حسن از همه شما متشکرم ..

چند تا توضیح برای دوستان :
آقای زندی مثل اینکه از پذیرایی محترمانه و بسیار فانتزی و خوشگل برنامه بی بهره ماندید .. اشکال نداره عکسی از حسن و قسمتی از این پذیرایی در پست قبل هست ، ملاحظه بفرمایید . :)
مینا بانوی گل گلاب ، ما لای درب برج نماندیم مشخص هست که پیگیری شما بابت کند کردن سرعت باز وب سته شدن درب موثر بوده است . :)
گیسوی عزیز درباره مجری برنامه نوشته بودی که برای دل خودش آمده بود و ایناا .. درسته .. من هم برای ایشون احترام قایلم ولی طپق های ایشون واقعا ازار دهنده بود چون اصلا توقع این همه طپق و بی دقتی در خوانش رو از سمت ایشون نداشتم . هرچند به خودم با این تعدد طپق ثبت شده در کتاب رکورد گینس امیدوار شدم :)
جناب دشتی بنده هم مثل دیگر دوستان مایلم از شمعدانی گزارش این جشنواره را بخوانم .
مونا جان از این عکست خیلی خوشم اومد .. من هم نمیدونم حسن چطور از روی لمس اسب حدس زد که احتمالا نژادش ترکمن هست !

به توان تو

آذر۱۴


سلام
دیگه خوشم نمیاد در مناسبت های خاص معلولین چیزی بنویسم .. متنم حس خوبی ایجاد نمیکنه میشه پر از گلایه و غرغر در حالی که تلاش های خودم در رفع گوشه کوچکی از کم و کاستی های بچه های پرتوانم به جایی نرسیده . امسال یک شعار جدید شنیدم که خیلی امیدوارم کرد به تغییر نگرش جامعه نسبت به معلولیت : افتخار میکنیم به توان تو .. جمله ی دلچسبیه .. از هر منظری که بهش نگاه کنی معانی مثبتی داره . به نظرم انسان هایی که از نظر ظاهری متفاوت آفریده شده اند نهایت زیبایی خلقتِ خالق هستند ، خداوند همه ی قدرت خلقتش رو در وجود مخلوقی متبلور کرده که انسان های ناشکر به او میگویند معلول در حالی که عقل و فکر و شعورشون رو آن گونه که خداوند برایشان آفریده رشد نداده اند و ناقص ترین طرز فکر ها رو به عنوان نظریه و تئوری و فرضیه ارائه کرده و در توهم رشد یافته شان فکر میکنند که سالمند .. بیایید برای سلامتی فکر و شعور این گونه افراد دست بر دعا برداریم و از خداوند برایشان رحمت و عافیت فکر مسئلت کنیم ، شاید که رستگار شوند .

روز ۱۱ آذر اولین جشنواره «توان یاب و فضای مجازی» به همت مجتمع آموزشی نیکوکاری رعـــد و با مشارکت پرشین بلاگ و سلامت نیوز همزمان با روز جهانی معلول در برج میلاد برگزار شد .

شناسایی و معرفی توانمندی های توان یابان در فضای مجازی، افزایش کیفی و کمی حضور توان یابان در فضای رسانه ای مجازی و تجلیل از فعالان توان یاب در فضای سایبر از مهمترین اهداف برگزاری این جشنواره بود در بخش جنبی به موضوع بلاگرهای توان یاب و دوستــداران جامعه بزرگ تـــوان یابان پرداخته بودند که لینک فراخوان شرکت در این جشنواره رو مدتی قبل در وبلاگ گذاشتم و ثبتنام کردم . در خصوص معرفی وبم به دوستان جدید باید بگم که به عنوان مادر یک روشندل از ۲۷ ابان سال ۸۱ سعی کردم قسمت هایی از مشکلات آموزشی خردسالان و کودکان روشندل رو بنویسم شاید گوشی برای شنیدن بیابم که خوشبختانه یافتم . در آغاز راه جزو ۱۰۰ وبلاگ اول پرشین بلاگ بودم و بعد به دعوت شادروان نوید مجاهد به اسپیشیال آمدم . در فضای اسپیشیال یک اسم جدید برای وبلاگ گذاشتم که پیشنهاد همسر همیشه همراهم امیر بود: ” مادر سپید ” . حضورم در پرشین بلاگ نیز کماکان ادامه دارد با وبلاگی متفاوت که بیشتر در خصوص شیطنت ها و تجربیات کودکی دو فرزند دیگرم حسین و هادی میباشد : ” مامان خاتون “

خوب نمی نویسم ! دستور زبان فارسی رو هم همچین پاس نمی دارم چون دانش آموز درسخونی نبودم به موقعش دستور زبان فارسی رو یاد نگرفتم ! :) گاهی دلم برای خواننده هام میسوزه که متن های عجیب و غریب من رو میخونند ! :) البته سعی میکنم اوقاتی که با حسن درس فارسی رو میخونم کمی هوش و حواسم رو بکار بگیرم یادم بمونه مستقبل و نقلی رو و آرایه های ادبی رو رعایت کنم . برای همین کسب جایزه برای وب سایت برتر رو حق خودم نمی دونم .. واقعا بیشتر خوشحال میشدم که این لوح یادبود به آیدا اهدا میشد که اتفاقات مشقت بار زندگی ش از او یک انسان کامل و سالم ساخت و یا مونا که با همه ی توان انسانی اش ایستاده در حالی که من در مقابل شنیدن رنج های او حتی نتوانستم روی پاهایم بایستم .. واقعا به توان این دوستان افتخار میکنم و خوشحالم که خداوند در من ظرفیتی قرار داد که بتوانم حضور این انسان های توانا رو درک کنم .

از دوستان برگزار کننده ی ای جشنواره بسیار متشکرم : موسسه رعد که به هیچ وجه صفحه اخبارش برایم باز نشد ، سایت شمعدانی آقای محمد رضا دشتی و سرکار خانم مینا اروانه ی عزیز ، استاد ارجمند و گرامی ام اقای محمد کمالی ، ویولت همیشه شاداب ، اقای ابوترابی مدیر پرشین بلاگ و دیگر دوستداران فعالان فضای وب و وب نویسی . خوشحالم موضوع توان یابان بلاگر و حامیان توان یابان مورد توجه قرار گرفته است و امیدوارم توانایی ها و تبحر ایشان در نوشتن و برقراری ارتباط مفید و سازنده بیش از این مورد توجه قرار بگیرد .

معمولا دوستان دوست دارند بدونند جایزه ی برنده ها چه بوده ! لااقل برای خودم سواله فلانی در فلان مسابقه یا برنامه چی جایزه گرفته .. :)
یک لوح شکیل یادبود از طرف مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد + یک اینترنت رایگان از طرف پرشین بلاگ که فکر کنم پاکتش رو گم کردم :) + بازی فکری اتللو othello که مورد توجه حسین قرار گرفت ( نبوغ زیادی در بازی های فکری مثل شطرنج داره ) + یک ام پی ۴ پلیر که بهترین بخش جوایز بود که مورد توجه من و حسن قرار گرفت . بلاخره این بچه یک هدیه در خور توانایی هایش گرفت .. هر جا به حسن کادو میدهند یا مداد و خودکاره و اتودِ یا کیف و ساعت و کلاه ! بدون در نظر گرفتن محدودیت های جسمی او .. حالا اوقاتی که حسن وویس ریکوردرش رو برای حاضر کردن دروس به مدرسه میبره من میتونم راحت تر برایش بقیه دروس رو در سکوت خانه بخوانم .

عکس های خوبی از این برنامه نگرفتم از وبلاگ های دوستان : پادراز ، من و نخاع میشه پیگیری بهتری کرد سایر شرکت کنندگان هنوز مطلبی در این خصوص نگذاشته اند .


سلامت و موفق باشید .
تا بعد .

بعد از تحریر :
این هم به خاطر نگین حسینی که میخواست یادی از هادی و حسین هم کنم :)‌ گول قیافه های مکش مرگ مای ایشون رو نخورید از یک شیطنت حسابی و شلوغ کاری اساسی برگشتند !!! حس ژست گرفتن ندارند ! :)

دریچه ایی به جهان امید

آذر۷

سلام
من حسنم و خیلی بهتر شدم و این به خاطر دست شفابخش اباعبدالله الحسین بوده ، خوشبختانه توانستم در این روزها برای آقام امام حسین سینه بزنم . من سوگوار مصیبت امام حسینم و ایشان منو شفا داد بخاطر اینکه بهشون توسل کردم و خواستم که کمکم کنه .

دیروز آزمایشم رو دادم خیلی راحت ، چون اصلا سوزنش درد نداشت اذیت نشدم ، رگ های من خیلی ضعیفن وقتی میخان ازم خون بگیرن خیلی اذیتم میکنن .. در آزمایشگاه مرکز طبی کودکان .. اوه اوه اوه اونو دیگه نگو .. دوبار ازم خون گرفتن و کلی دردم اومد . فقط بار آخر وقتی بستری بودم در حال خواب ازم خون گرفتن و نفهمیدم .. اما ازمایشگاه زند که دو بار رفتم خیلی خوب ازم خون گرفت . هر دوبارشم نفهمیدم .

امروز مادر و پدرم نتیجه آزمایشم رو بردند به دکترای مرکز طبی نشون دادند . دکترمحبی میگفت پرونده منو نگاه کرده و هیچ بار لاکتات بالا نداشتم ! ینی کارنیتین و ویتامینای دیگه رو الکی میخوردم . همیشه میگفتن تو ملاس داری میگرن داری ولی در آخر ازمایش نشون داد من الان هیچیم نیست . این بخاطر اینه که به خدا توکل کردم و به امام حسین توسل جستم واسه همین حالم خوب شده . برای من یه چیزی ثابت شده که اشتباه فکر میکنیم بیماری ها لاعلاج هستن ،‌باید به خدا توکل کنیم و به معصومین متوسل بشیم . دور نمی بینم روزی که خیلی از بیماری هایی بدتر از بیماری من درمان بشن و دیگه هیچ نیازی به دکتر و بیمارستان نباشه باید توکل به خدا و توسل به اهل بیت کنیم برای ظهور امام زمان دعا کنیم تا بیایید و مردم را از سیاهی ها و تاریکی ها نجات دهد ، علوم در آخر زمان کامل میشود و عقل فهم انسان رشد میکند ، راه های درمان هر نوع بیماری پیدا میشود و هر کسی بیمار شود سریع درمان خواهد شد ، ایشان جهان را از فقر ، جنگ ، بیماری و جهالت پاک خواهد کرد . امیدوارم زنده باشم و این روز را ببینم .

راستی روز عاشورا من “بزرگ” شدم :) .. قراره پنج شنبه یه مهمونی کوچولو خانوادگی برای بزرگ شدن من بگیرند .. دیگه عبادت خدا بر من واجب هست و باید نمازم رو بخونم و روزه هایم را کامل بگیرم ، من حس خیلی خوبی دارم فکر میکنم دارای ویژگی مهمی شده ام که خدا بهم اجازه داده او رو عبادت کنم . من از خدا میخواهم تا ماه رمضان بدنم رو بی نیاز از هر دارویی کند تا بتوانم روزه های اولین سال بزرگ شدنم را کامل بگیرم ، توسل میکنم به مولای متقیان علی بن ابیطالب (ع) .
—————–

” دریچه ایی به جهان امید ” عنوانی بود که حسن برای پستش انتخاب کرد . پرسید خوبه عنوانش ؟ مکثی کردم و گفتم ام م م م .. شعاریه ! جواب داد : شعار رو وقتی بهش جامه عمل بپوشونی دیگه شعار نیست !
( :) از دست این جمله های قلنبه سلمبه ت :)‌ )

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد ، وجود نازکت آزرده گزند مباد .
امروز یکی از دوستان حسن پیوند کلیه داشته .. برای سینا قربانی ۱۰ ساله و به ارامش رسیدن مادرش ، رهایی از سختی هایی که تن نحیفش تا به حال کشیده دعا کنیم .
برای علی صادقی ۱۳ ساله هم دعا کنیم ، بیماری کلیوی نادری داره ، غیر از هزینه درمان کمر شکنش ممکنه کارش به پیوند کلیه هم برسه که با توجه به وضعیت جسمیش ، پزشکش احتمال پس زدنش رو قوی دونسته .. برای علی و سینا و همه ی بچه هایی که درگیر بیماری اند دعا کنیم ..

شکر خدا دیگه نیازی به ال کارنیتین ، کوکیوتن پلاس ‍۱۰۰ و بیوتین ۵ میلی گرمی نداره . در آخرین تجویز قرار شد داروی ضدتشنج دپاکین و تگراتول ادامه پیدا کنه ولیکن هر ده روز یکی از ویتامین ها رو کم کنیم .. دو هفته اخیر دیگه شب ها از خواب بیدار نمیشم که گرمی بدن حسن رو چک کنم .. برای همه ی مادرانی که دلبندان شون بیمار هستند چنین آرامشی رو از صمیم قلب آرزو میکنم .
از همه دوستانی که کمک کردند تا دارو به موقع بدستم برسه سپاسگذارم . از نگین که اطلاع رسانی حرفه ایی ش برای رساندن دارو بهم دلگرمی داد .. فرناز و نازنین مهربان که از ایتالیا دارو رو فرستادند .. آقای ضامنی گرامی که مجدانه پیگیر دارو بودند تا بدستمون رسید .. نریمان و پروای عزیزم برای معرفی یک پزشک آگاه تر ، پری مهربون که از کانادا و تگزاس بیوتین ها رو برایم میفرستاد و عمو حسین و دیگر دوستانی که با همدردی و همدلی کمکمون کردند متشکرم . برای همه دوستانم و خانواده هایشان آرزوی سلامتی دارم .

——————

آخر نوشت :

ایام تولد همایونی بنده هم فرا رسید !! طی این سال ها بنده متوجه شدم ایام ولادتم یک هفته هم که بشود خبری از کادو و تبریک نیست ! :) دوستان قدیمی م خبر دارند که روایات گوناگون هست ، پدرم میگفت روز تولدم ۶ آذر هست و مادرم میگفت ۹ آذر .. بیشتر از سی سال فکر میکردم روزم تولدم ۹ آذر هست ولی با توجه به اینکه تولدم مصادف روز میلاد امام علی النقی (ع) ( امام هادی ) بوده است ، با امیر محاسبه کردیم و متوجه شدیم تولدم ۶ آذر بوده .. یه وقتی برام مهم بود ولی الان دیگه برام فرقی نداره که چه روز متولد شدم .. فقط امیر آزاری م گل میکند وقتی ۶ آذر تبریک میگه : میگم ینی تو نمیدونی ۹م تولدمه ! وااااقعا که !! اسمایلی بدجنسی :) .. ۹ آذر تبریک میگه ،‌ میگم بازم یادت رفت تولدم کی بوده !!‌ اسمایلی خباثت .. :) سرگرمی ما هم اینه دیگه !! :) هیعی روزگار !! :) اسمایلی بدجنس خبیث ! :-”)

التماس دعا . :)

تا بعد .

آمد آن یوم بلا

آذر۴

کلام امام زمان(عج) در زیارت ناحیه مقدسه:
أَلسَّلامُ عَلی خامِسِ أَصْحابِ الْکِسْآءِ،
سلام بر پنجمینِ اصحابِ کساء ،

أَلسَّلامُ عَلی غَریبِ الْغُرَبآءِ ،
سلام بر غریبِ غریبان،

أَلسَّلامُ عَلی شَهیدِ الشُّهَدآءِ ،
سلام بر شهیدِ شهیدان ،

أَلسَّلامُ عَلی قَتیلِ الاَْدْعِیآءِ ،
سلام بر مقتولِ دشمنان ،

أَلسَّلامُ عَلی ساکِنِ کَرْبَلآءَ ،
سلام بر ساکنِ کربلاء ،

أَلسَّلامُ عَلی مَنْ بَکَتْهُ مَلائِکَةُ السَّمآءِ،
سلام بر آن کسی که فرشتگانِ آسمان بر او گریستند

آمد آن یوم بلا ، یوم فغان ، یوم شیون زنان
آمد آن بانوی قدخمیده اشک ریزان زجه زنان
آمد بیادم سر بشکسته ی زینب دامان سوزان سکینه
گوش پاره ی دخت نبی ، گهواره ی خالی از علی
دیده ی تب دار سید بر سر سجاده ی مولا

ایام تاسوعا و عاشورای حسین بر آزادگان تسلیت باد ..

نخستین جشنواره توان یاب و فضای مجازی

آذر۱

نخستین جشنواره «توان یاب و فضای مجازی» به همت مجتمع آموزشی نیکوکاری رعـــد و با مشارکت پرشین بلاگ و سلامت نیوز همزمان با روز جهانی معلول برگزار می‌شود.

شناسایی و معرفی توانمندی های توان یابان در فضای مجازی، افزایش کیفی و کمی حضور توان یابان در فضای رسانه ای مجازی و تجلیل از فعالان توان یاب در فضای سایبر از مهمترین اهداف برگزاری این جشنواره است.

این جشنواره در دو بخش اصلی و بخش جنبی برگزار می‌شود.

موضوعات بخش اصلی شامل: توان یاب و آموزش و اشتغال، توان یاب و عرصه‌های مختلف اجتماعی و توان‌یاب و هنر و بخش جنبی این جشنواره با موضوع آزاد برگزار می‌شود.

شرکت در نخستین جشنواره توان یاب و فضای مجازی برای همه توان یابان و دوستــداران جامعه بزرگ تـــوان یابان کشور که دارای سایت یا وبلاگ هستند حتــی با داشتن یک پست الکترونیکی درباره توان یابان آزاد است.

برای ثبت نام می توانید تا پایان روز ۹/۹/۹۱ به سایت رعد مراجعه کنید.

از برگزیدگان نخستین جشنواره توان یاب و فضای مجازی همزمان با روز جهانی معلول در مراسمی با هدای جوایزی نفیس تقدیر خواهد شد.

فرصت همراهی همیشه مهیا نیست، با قرار دادن لینک زیر در وبلاگ و یا سایت در هر چه با شکوه تر برگزار شدن این جشنواره سهیم باشید.

http://raad-charity.org/fa_IR/news/3214/83/