مادر سپید

مادر یک روشندل

سلام بر محرم

آبان۲۶


هر دم به گوشم میرسد آواى زنگ قافله


این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله


یک زن میان محملى اندر غم و تاب و تب است


این زن صدایش آشناست اى واى من این زینب است

——————————————————–

شب اول محرم .. بی حسی دست حسن کاملا برطرف شده بود ..

و دیگر هیچ ….

تو بجنبان ریش را

آبان۲۴

روزی بود، روزگاری بود. در ایران ما هم روزگاری بود که شاه عباس صفوی پادشاهی می کرد. می گویند شاه عباس گاه و بی گاه لباس پر زرق و برق پادشاهی را از تنش در می آورد و لباس مردم عادی را می پوشید. بعد هم شبانه راه می افتاد توی کوچه و بازار تا ببیند مردم چگونه زندگی می کنند و چه درد و مشکلاتی دارند.

یکی از شب ها که شاه عباس به صورت ناشناس از قصر بیرون آمده بود، چیز عجیبی دید:

سه نفر دزد، بیرون از قصر، مشغول سوراخ کردن زیر دیوار قصر بودند و می خواستند هر طور شده به خزانه ی شاه دست پیدا کنند و طلا و جواهرات آن را بردارند و با خود ببرند.

شاه عباس که سر رسید، دزدها دست از کار کشیدند. شاه عباس پرسید: «چه می کنید؟»

دزدها گفتند: «چاه می کنیم.»

شاه عباس گفت: «چاه کندن، آن هم در شب تاریک و زیر دیوار قصر! فکر می کنید من دیوانه ام و حرف شما را قبول می کنم؟ حتما شما دزدید.»

دزدها که دیدند نقشه هایشان نقش بر آب شده، دست به یکی کردند تا شاه عباس را با جنگ و دعوا از صحنه دور کنند اما شاه عباس که متوجه نقشه ی آن ها شده بود، گفت: «چرا جنگ و دعوا؟ من هم شریک! هر چه از قصر دزدیدیم، میان هر چهار نفرمان تقسیم می کنیم.»

یکی از دزدها گفت: «این طوری نمی شود. هر کدام از ما هنری داریم که به درد کارمان می خورد. اگر تو هم کاری بلد باشی، می توانی با ما شریک بشوی.»

شاه عباس پرسید: «هنر شما چیست؟»

یکی از دزدها گفت: «من هر کسی را حتی در تاریکی شب یک بار ببینم، بار دیگر هر جا ببینمش می شناسم.»

دزد دومی گفت: «من می توانم هر قفل بسته ای را باز کنم.»

دزد سومی گفت: «کار من هم مهم است. من می توانم تمام سگ ها را برای مدتی آرام کنم و تمام نگهبان ها را به راحتی خواب کنم.»
نوبت تو شده بجنبان ریش را

دزدها رو به شاه عباس کردند و گفتند: «حالا نوبت تو است. بگو ببینم تو چه هنری داری؟»

شاه عباس گفت: «کارهای شما مهم است اما باز هم ممکن است گیر بیفتید و زندانی شوید. من هنری دارم که به درد این جور وقت ها می خورد. من ریشی دارم با جنباندن آن می توانم هر زندانی یا اسیری را آزاد کنم.»

دزدها که حوصله ی دردسر نداشتند، قبول کردند که مرد ناشناس شریکشان باشد با هم سوراخ را کندند و به قصر شاهی رسیدند. دومی کاری کرد که هیچ سگی واق، واق نکرد و هیچ نگهبانی بیدار نماند. سومی هم کاری کرد که همه ی قفل ها باز شدند. آن ها به خزانه ی شاهی راه پیدا کردند. هر چه طلا و جواهرات به دستشان رسید، جمع کردند و بردند اما چون کارشان طول کشید، زمان خواب سگ ها و نگهبان ها تمام شد. هنوز دزدها از قصر خارج نشده بودند که سگ ها واق واق کردند و نگهبان ها از خواب پریدند و همه را دستگیر کردند و به زندان بردند.

صبح روز بعد، شاه عباس لباس شاهیش را پوشید و دستور داد دزدها را برای محاکمه بیاورند. او رو به دزدها کرد و گفت: «با چه جرأتی به قصر ما دستبرده زده اید؟»

مردی که گفته بود هر کس را یک بار در هر لباسی ببیند باز هم می تواند او را بشناسد، تا شاه عباس را دید، شناخت و با خود گفت: «چشم که توی چشم افتاد، حیا می کند.» آن وقت صدایش بلند شد که: «ای شاه! یکی از دوستانم می تواند همه ی سگ ها را آرام کند و همه نگهبان ها را بخواباند. او دیشب کار خودش را کرد، اما کارمان طول کشید و نگهبان های تو از خواب پریدند. یکی از دوستانم هم می تواند هر قفل بسته ای را باز کند. او هم دیشب کار خودش را کرد و ما به راحتی وارد قصر شدیم. من دیشب کاری نکردم، اما حالا می توانم چهره ی شریک دیشب خودمان را که در تاریکی دیده ام، شناسایی کنم. با این حساب، من هم همین الان کار خودم را کردم و باید بگویم:

هر یکی کردیم کار خویش را

نوبت تو شد، بجنبان ریش را

شاه عباس خنده اش گرفت و گفت: «آزادشان کنید.»
——————————————————————-

من اصلا نمیخوام چیزی بگم ها .. ولی … …….. (:-/
نه .. …..
هیچی .. …..
همین دیگه .. ……..
یه ایمیل ساده بود !!!!!
فقط این یه جمله رو نگم حناق میگیرم ! :d
ای کاش ریش مسئولین ما برای منافع مادی و دنیوی خودشان نمی جنبید !‌ (:-/
وسلام ..

حسن خوبه مشغول امتحانات میان ترم هست .. طبق تجویز جدید دکترش دارو رو کم کردم .. فقط دعا کنید که دوز دارو داره کم میشه دوباره تشنج نکنه .. قبلا هر بار دارو کم میشد تشنج میکرد .. خدا رحم کنه .. فقط خدا رحم کنه ، به خیر بگذره ..

التماس دعا

تا بعد .

نتیجه کمیسیون پزشکی

آبان۲۳

سلام
میگن :
داشتم میرفتم که یکی از ملائکه داد زد کجا ؟؟ گفتم دارم میرم جهنم . گفت اهل کجایی ؟ گفتم ایران .. گفت بیا برو ، بیا برو بهشت ، فکر کردی تا حالا کجا بودی بدبخت !؟؟
جواب من هم مثل شما یک تلخند بود و بس ..

بلاخره بعد از گذشت ۴ سال از اولین تشنج حسن در تاریخ ۴/۳/۸۸ ، امروز۲۳/۸/۹۱ کمیسیون پزشکی با حضور ۸ نفر پزشک فوق تخصص و متخصص مغز و اعصاب تصمیم گرفت به صورت جدی درباره تشخیص بیماری و درمان مورد نیاز تحقیق و بررسی های لازم رو انجام بدهند ، بعد از ملاحظه و خواندن مقاله های پزشکی مرتبط بیماری چشمی لبرز Leber’s congenital amaurosis بیشترین همخوانی با علایم بالینی حسن داشت در این سایت بهتر توضیح داده . برای ترجمه از گوگل ترانسلر استفاده کردم . بنابراین اختلال میتوکندری مردوده چون نمیتونه با لبرز همراه بشه . همان چیزی که دکتر ژنتیک گفت ، قرار شد دوز داروهای لاکتات رو کم کنند و بعد از ۱۰ روز آزمایش لاکتات بگیرند ، اگر لاکتات بالا بود ویتامین تراپی ادامه پیدا کنه و اگر نبود کم کم ویتامین ها رو قطع میکنند ! ویزیت چشم پزشکی و نوار عصب چشم هم پیشنهاد کردند . از ام آر آی گردن استقبال نکردند و گفتند بعد از ازمایش لاکتات اگر لازم بود انجام میشه . دکترش پیشنهاد کرد نوار عصب عضله با توجه به دردناک بودن و عدم وضعیت اورژانسی در صورت نیاز انجام بشه . ممکنه با کم کردن داروهای ال کارنیتین و بیوتین۵ و کوکیوتن پلاس ۱۰۰ ، اختلال حسی رفع بشه .

در تاریخ ۴/۳/۸۸ اولین تشنج حسن اتفاق افتاد : وقتی آماده شده بود به مدرسه بره جلوی مبل ایستاده بود که از عقب افتاد روی مبل ، حرکت پرتابی کمی داشت که شبیه لرزش بود ، سرش کج شد و سیاهی چشمی بالا رفت ۳ دقیقه طول کشید و دو مرتبه دیگه هم به فاصله چند ثانیه اتفاق افتاد ، چند دقیقه بیهوش شد ولی خروج کف از دهان و تب نداشت . تا خرداد ماه سال ۹۰ داروی ضدتشنج دپاکین ۵۰۰ مصرف کرد تا دوره درمان به اتمام رسید .

سه ماه بعد در تاریخ ۱۴/۶/۹۰ اولین تشنج شبه سکته مغزی اتفاق افتاد : گزگز لب ها بی حسی و لمس شدن نیمه راست بدن افتادن سر روی شانه ، شل شدن و اختلالات تکلم و از دست دادن حافظه کوتاه مدت ( به طور موقت ) افتادن زبان ته حلق و بی هوشی که حدود ۱ ساعت طول کشید .. احتمال ملاس داده و تجویز ویتامین تراپی شروع شد .

در تاریخ ۴/۳/۹۱ سومین تشنج و دومین حمله شبه سکته مغزی اتفاق افتاد : شل شدن تکلم ، بی حسی و ضعف در دست راست تا کمر این بار پاها حس داشت و میتونست با تکیه دادن راه بره ، بی هوشی اتفاق نیفتاد ، در تمام مدتی که اتفاق افتاد تا بیمارستان با او صحبت کردم و سوال میپرسیدم که مطمئن بشم حواس و حافظه اش کار میکنه ، از پنج ماه گذشته دوز دو تا از ویتامین ها دو برابر شد . بیوتین ۵ میلی گرم دو تا صبح و شب و ال-کارنیتین هم دو ویال در روز + داروهای قبلی ( دپاکین نصفه صبح و ۱کامل شب ، تگراتول ۲ تا ، کوکیوتن پلاس ۱۰۰ یکی )

فکر میکنم تنها علت این اختلال حسی مصرف دوزهای بالای ویتامین باشه که عوارض نوروپاتی ایجاد میکنند .

دوستانی که طی این مدت برای تامین داروی ال کارنیتین تلاش کرده اند ضمن تشکر و آرزوی سلامتی برای همه شما و خانواده های عزیزتون لطفا تا دستور بعدی پزشک دارو رو تهیه نکنید و دست نگه دارید ، احتمالش هست که مصرف دارو قطع بشه . چهار بسته ایی که دو شب قبل تهیه کردم تا ۴۰ روز آینده رو تامین میکنه .

باز هم حسن سوپر استار سایت خانم دکتر نگین حسینی شد :) ..

سلامت و برقرار باشید .
التماس دعا

تا بعد .

میخوام با این دست سینه بزنم

آبان۲۳

سلام :)


محکوم فراری سینیور ال ـ کارنیتین و دبیرکل سازمان ملل آینده :)

نتیجه ی ام آ ای رو که گرفتیم طاقت نیاوردیم ، نشستیم کلمه به کلمه ش رو ترجمه کردیم . بافت خاکستری مغز نرمال ، اثری از هیدروسفالیک دیده نمیشه ( بزرگ شدن سر ) ،‌ توده یا جریان غیرطبیعی در مغز وجود ندارد .نتیجه ی ام آر آی و آزمایش های جدید رو به دکترش نشون دادیم ! خیلی با دقت نگاه کرد و بعد از کمی مکث در حالی که مثل همیشه خونسرد نبود با تعجب گفت : در ام آر آی ملاس دیده نمی شه ! پس ملاس نیست ! در ملاس لاکتات بالا میره که در ازمایش ها هم لاکتات نرماله ، در مورد آمونیاک هم گفت خیلی بالا نیست ولی با همین داروی ال کارنیتین میشه کنترلش کرد . قطعا ام اس هم نیست که اگر بود خودش رو نشون میداد . الحمدالله رب العالمین . من خدا رو شکر میکنم .. ولی داشتم منفجر میشدم از عصبانیت ! دو ساله هی میگه ملاسه ملاسه ! سکته سوم رو نمیتونه رد کنه !!!!>:-( ۱۵ روز پیش یک چیزایی بهم گفت که هر وقت حسن اروم یا خواب بود ، به بدنش دست میزدم ببینم گرمه یا سرد شده …. :”-/

در این دو ساله ۳ بار ام آر آی داده ، برای اولین تشنج که بستری شد ، علما گفتند یک تومور ۳/۸ سانتی نه تازه اندازه ی میلیمتری ! در ساقه مغزه !! ۵ روز بستری شد و معلوم نیست چقدر دارو اضافه گرفته تا روز چهارم فهمیدند دستگاه ام ار آی خراب بوده و لکه روی عکس انداخته !! نصفه عمر شدیم !!! از این بدم میاد که ادم نمیتونه از گل بالاتر هم به امثال ایشون بگه چون به تخصص شون نیاز داره ! آخرشم بایس ازش تشکر کنی که بهت خبر خوب داده !!!!‌ >:-/

خُب خدا رو شکر که ملاس نیست قبلا هم متخصص ژنتیک گفته بودند ،‌ الان دو به شک هم شدم من نمیدونم ایشون هم همون ام آر ای رو دیدند که دکترش دیده بود پس برای چی دکترش نتونسته بود از روی ام ار آی قبلی همین نظر رو بده !؟ اولین پزشکی که این اسم منحوس رو آورد خانم دکتر ح بود ، چرا خانم دکتر ح تشویقمون کرد حتما حتما تست بیوپسی عضلانی بدیم ! در تیم پزشکی فقط یک نفر بود که معتقد بود ملاس نیست دکتر محبی .. امروز هم باید یک تیم پزشکی + دکترش + دکتر محبی نتایج و آزمایش ها رو بررسی کنند تا اشکال این اختلال حسی رو تشخیص بدهند . <: -/

دیشب هم یک دکتر دیگه رفتیم . دکتر زالی گفتند کمی مایع مغز بیشتره ولی نگران کننده نیست . ایشون میگفت ام آر آی تنها برای تشخیص ملاس کافی نیست ،‌ که این رو دکتر ح هم تاکید کرده بود ، ایشون احتمال یک ضایعه در گردن رو داد و گفت نشونه ایی از سکته مغزی در مغز وجود نداره . درباره بی حسی دست گفت ممکنه یک نوریت عصبی (‌گرفتگی عصبی ) بوده باشه ، نوریت عصبی ! اصلا نه میخوام و نه حوصله دارم بیشتر بخونم تا مطمئن بشم /:-/ مطلب جدید دیگه ایی نگفت فقط نوار عصب عضله دست و ام آر آی گردن نوشت . ببینیم امروز دکتر محبی و دکترش از چه جهاتی مخواند موضوع رو بررسی کنند .
گاهی شوک های عصبی باعث میشند که بخشی از بدن لمس شده و گرفتگی عصبی ایجاد بشه . دو سه سال پیش بود که این اتفاق برای خودم افتاد و بدنم لمس شد ، وقتی برای گرفتن نوار عصب دست آماده میشدم از ترس سوزن هایی که میخواستند زیر پوست وارد کنند بلند شدم و راه افتادم !‌:) :) دردناکه .. بمیرم برای بچه م :”-( .. این دکتر زالی هم اقای منشی خعلی بداخلاقی داره !!! <: -/ نوار عصبی رو ایشون میگیره .

یک مطلب دیگه هم هست ، بارها و بارها دست شفای اهل بیت خصوصا امام رضا (ع) بر سر حسن کشیده شده ، ما که خبر نداریم اصلا بعید نیست که دعاها مستجاب شده باشه و قبلا ضایعه مشکوکی در مدارک پزشکی مشاهده شده باشه و حالا دیده نمیشه ! همه مون از این اتفاق ها رو دیدیم و شنیدیم ..

دوست دارم احساس حسن رو بنویسم .. حسن نه نگران نوشتن با دستشه نه نگران پیشرفت یا پسرفت اختلال حسی ه ! فقط دائم میگه من باید تا محرم خوب بشم ، میخوام با این دست برای امام حسین (ع) سینه بزنم ..
خوش به حالت پسرکم .. تو چقدر بزرگی …

التماس دعا ..

تا بعد .

هذیون

آبان۱۹

سلام
از آنجا که دوستان نگران وضعیت سلامتی حسن هستند لازمه در نوشتن تنبلی نکنم ، هرچند تب دارم و ممکنه هذیون قاطی ش بشه .. قبل از اون بازم دوست دارم بگم که خوشحالم در این فضای مجازی دوستان حقیقی خوبی دارم نگران خودم و خانواده م هستند ،‌ با تماس های تلفنی ، ایمیل و همدلی و همراهی شون سعی میکنند باری از دوش احساس ما بردارند ، سپاسگذارم ..

من هم به خاطر بچه ها به خاطر خانواده م همه ی تلاشمو میکنم احساساتم رو کنترل کنم ، دو ماهه یک روز در میون میرم ورزش یاد میگیرم و تمرین میکنم که روحیه م حفظ بشه ، سعی میکنم با وجود دوستان خوبی که هوای منو دارند کم نیارم .. س ع ی میکنم !! قول نمیدم که مث قهرمان خالی بندی دنیای کودکی مان ، دماغم دراز نشه !!! دلم میخواست اسمایلی خنده میگذاشتم ولی دیدم خیلی جمله بی مزه و خُنکی نوشتم خنده م نیومد ! :-/
خُب بچه که بودم هرچقدر از سندباد جونم میترسیدم به جایش پینوکیو سر به هوا رو دوست داشتم بس که بازیگوش بودم ، مخصوصا اون قسمتی که اینقدر توی شهربازی ، بازی کرد تا خر شد !!! D: نمیدونم چرا !!! :)

انشالله روزی همه مون بشه زیارت کعبه دوست … پنجشنبه پدر و مادرم از سفر حج برگشتند ، دو روز گذشته در خدمت و زیارت والدین عزیزم بودم .. بارها دلم میخواست اینجا بنویسم که طی این ۳۲ روز که نبودند بارها رفتم خونه ی خالی شون و اشک ریختم .. ولی دلم نیومد .. فکرم رفت پیش دوستانی که والدین شون به سفر اخروی رفتند .. خدا همه ی ما رو بیامرزه خصوصا والدین مون رو .. چقدر این ۳۲ روزه بابا و مامان پیر شده بودند .. بابا بعد از تراشیدن سرش اینقدر قیافه ش عوض شده که یاد روزی افتادم که پدربزرگم آخرین نفس هاش رو سر نمازصبح کشید و جلوی چشمان خواب آلودم از دنیا رفت .. عجیب سفریه حج .. هر کی رفته حج تمتع میگه فاز معنوی حج تمتع خیلی بالاست . خوش به حال اون حاجی هایی که بعد از سنگ زدن به شیطون پاشون که به تهران میرسه بهش زنگ نزنن ! :d

من خیلی نگران نیستم ، فقط نمی دونم چرا دائم توی دلم رخت میشورند ! بی حسی سطحی دستش کمی عمقی تر شده . ولی از دو روز پیش پیشرفت نداشته ! دو روزه سردرد نداشته ، ام ار آی انجام شده انشالله شنبه یعنی امروز جوابش میاد . موقع اسکن ظاهرا که ضایعه ایی در مغز دیده نمی شد .. آمونیاک خونش باید زیر ۵۵ باشه که ۶۰ هست ولی لاکتات نرماله ،‌ دکتر میگفت اگرمثلا ۱۰۰ باشه خطرناکه .. دوشنبه یک ویزیت دیگه میبریمش ، قبل از اون هم نتیجه ی ام ار آی و ازمایشش رو میبریم پیش دکتر خودش .. ولی چشمم آب نمیخوره ! این دکتره چسبیده به چندتا فاکتور تکراری هربار هم همین ها رو آزمایش میکنه و میگه هیچی نیست !‌ من که سواد پزشکی ندارم نمیدونم باید چه فاکتورهای دیگه ایی باید چک بشه ! شاید لازم باشه از نظر دیابت چک بشه ! یا کلیوی ! و یا چه میدونم رماتیسم قلبی یا استخوانی ! شاید لازم باشه ام ار آی از گردن و نخاعش انجام بشه شاید یه ضایعه در گردنش باشه !! شاید این بی حسی شروع یک حمله عصبی شبیه ام اس باشه ! شاید اصلا هیچی جز یه توهم بچه گانه نباشه !! ای بابا مگه میشه آدم الکی دستش بی حس بشه ! چه حرفا میزنم من !!!! چرا دکترش یک نوار عصبی از دستش نمینویسه !!!!؟؟؟؟؟ من که یه دیپلم شلخته بیشتر ندارم !!! من باید بهش بگم ؟؟؟؟؟؟!! من میدونم دکتره منتظره دوباره حسن سکته کنه ! بعد مث اون بار که گفتم تگرالول خوابش رو زیاد کرده بگه خوب دو تاش کن اگه سکته کرد تگراتولش رو سه نوبت میکنیم !! نه خب مگه به دکتره چی میرسه که مریضش سکته کنه !؟ منم خل شدمااا !!! این روش حرف زدنشه !! اصن به ذهنش خطور نمیکنه با یکی دو جمله چه طوفان وحشی در افکار خانواده مریضش به راه بندازه ! یعضیام اینجورین دیگه ! سعی میکنم ضعف نشون ندم ولی گوله گوله سرازیر میشن لامصبی ها وقتی یادم میفته اون خون سردیش رو .. آدمکی با دل چوبی فرض میکنند آدم رو ..

مشوشم .. کابوس میبینم و میفهمم که خوابم ولی نمیتونم بیدار بشم به قول مادربزرگم انگار بختک رویم افتاده و داره خفه م میکنه ..

شاید لازم باشه اول خودم برم یک ویزیت اعصاب و روان بشم یا برم پیش دوستای مشاورم که گوشمو بکشن یه کمی از اون حرفایی که خودم همیشه توی گوش مادرا میخونم و ارشادشون میکنم بهم تحویل بدند : اوا اگه مریض بشی بچه ت بیچاره میشه کی میخواد به اون برسه ، فکر و خیال بیخودی نکن و این حرفا .. بعدشم یه دستی از محبت بزنن به پشتم و بگن دنیا دو روزه صدسال اولش سخته .. ولی میدونین چیه !؟ آدم همه ی نگرانی هاش از جهلشه ! اگه درباره چیزی که نمیشناسه اطلاعات داشته باشه دیگه نمیترسه ، نهایتش آماده میشه که با شرایطی که قراره باهاش روبرو بشه درست برخورد کنه ! ولی من نمیدونم باید منتظر چی باشم !؟ اینه که داره روح و روانم رو میخوره ! ممکنه که هیچی هم نباشه ! تب دارم ، از سرمای نادانی ام منجمد شدم .. هذیون میگم .. اوهوووم … نه .. حالم خوبه .. فرشته ی مهربون بیا که چی گفتم دروغه ، دماغم زیادی دراز شده …

شاید چندسال بعد یا اصلا چند روز بعد برگردم به این روزها نگاه کنم و بگم : چقدر بیخود حرص و جوش خوردم ولی بازم نمیدونم .. شاید این روزها سخت ترین روزهای زندگی منه و شاید هم راحت ترین روزهای زندگی م .. الله اعلم !

تا بعد .

ممنوعیت واردات آخال پنبه

آبان۱۹

خاک بر سرم !!! بدبخت شدیم !!! حالا آخال پنبه از کجا بیاریم !!!؟؟

هووووف … ۷۶ فقره ست بی اهمیت ترین شون دارو هست ! کلا مهم نبوده که ذکر بشه !!!

کالاهایی که وارداتشان ممنوع شد

فهرست ۷۵ کالای وارداتی لوکس و غیرضرور که با تصویب جدید دولت، ثبت سفارش آنها متوقف شد، منتشر شد.

حمید صافدل معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت امروز چهارشنبه در گفتگو با مهر، با بیان اینکه ثبت سفارش واردات کالاهای مشمول اولویت ۹ و ۱۰ (کالاهای لوکس و غیرضرور) فعلا متوقف شد، گفت: در حال بررسی این کالاها هستیم تا واردات آنها را تعیین تکلیف کنیم.

فهرست کامل کالاهای لوکس و غیرضرور وارداتی که ثبت سفارش آنها با تصمیم جدید دولت متوقف شده، به شرح ذیل است:

۱٫ لوازم خانگی
۲٫ پوشاک
۳٫ لوازم بهداشتی (صابون، شامپو، خمیردندان، نخ دندان، شوینده دندان و ..)
۴٫ کلیه اقلام کشاورزی
.
.
۱۰٫ انواع وسایل آشپزخانه
۱۱٫ ظروف آشپزخانه
۱۲٫لامپ کم مصرف
.
.
.
۲۳٫ انواع شمع و کبریت
۲۴٫ حشره کش های خانگی
۲۵٫ وان
۲۶٫ دستشویی
.
.
.
۳۵٫ پتو و زیرانداز
۳۶٫ نواع کاغذدیواری و کاغذ توالت
۳۷٫ انواع لوازم التحریر
۳۸٫ فرش و کفپوش ها از مواد نفتی
۳۹٫ پالتو و نیم پالتو
۴۰٫ کفش
.
.
.
۶۸٫ آخال پنبه
.

.
.
۷۵٫

گفتنی است پیش از این، مهدی غضنفری وزیر صنعت، معدن و تجارت ارزش واردات کالاهای لوکس به کشور را حدود ۱۲ میلیارد دلار در سال اعلام کرده بود.

رمان دنباله دار ال – کارنیتین

آبان۱۵

سلام
دکتر درباره بی حسی دست نظر خاصی نداشت .. میگفت باید ام آر آی بده دو حالت داره یا توی ام آر آی چیزی مبنی بر حمله مغزی مشخصه یا کمبود ویتامین های گروه بی داره که بی ۱ و بی ۶ برایش نوشت . میگفت ملاسه چون علایم شبه سکته مغزی داده ولی ممکنه لبرز هم باشه .. کلا تشخیص بالینی داده نه علمی .
درباره ازمایش ژنتیک ملاس و آزمایش های تکمیلی اش ، گفت نیازی نیست بدهید ، ۳۰-۴۰ میلیون بیخودی بدید که دارو بگیرید خو دارید دارو میگیرید !! بدنش رو معاینه کرد و گفت علایم بی حسی در بدن دیده نمیشه قدرت بدنی نرماله . یک نسخه مناسب تر هم از داروی ال کارنیتین نوشت که فردا عکسش رو میزارم .
درباره فعالیت درسی میگفت باید استراحت بین دروس رعایت بشه که سردرد نگیره . مصرف داروها ممکنه عوارض گوارشی ایجاد کنه ولی عارضه دیگه ایی نداره ! خوب من در خصوص کارنیتین خوندم که تهوع سرگیجه ممکنه بده یا زیاد خوردنش ممکنه ایجاد سرخوشی و شادی کاذب بده ! همچینم بی عارضه نیست ولی خوب دوز داروی حسن مناسبه تا ۵۰ کیلو نشده باید روزی ۲ گرم بخوره .. فعلا که جوجه ۱۴ ساله ما ۴۲ کیلوست ! :)‌ و همیشه هم فریاد عااای گشنمه ش بلنده ! :)

خیلی دکتر رو سوال پیچش کردم به زور حرف میزنه .. همین اطلاعات رو تونستم ازش بگیرم .
یک ازمایش هم دو شنبه پیش داده بودم قسمت دومش که آمونیاک و لاکتات هست و مهمتر بود رو آزمایشگاه لطف کرده و جوابش رو نداده بود فردا باید برم بیمارستان پیگیری کنم . اگر این دو تا بالا باشه خوب نیست ..
داروخانه محترم هم دو بسته ال کارنیتین رو بهمون داد و گفت ۱۰ روز دیگه باز بیام شاید بتونه برام گیر بیاره . الان وضعمون توپه توپه امشب حسن داروی اصلیش رو گرفت هرچند دکتر میگه شربت ایرانی هم میتونید ۱۰ سی سی صبح ۱۰ سی سی شب بدهید .

تا بعد .

ال ـ کارنیتین فقط ویال

آبان۱۴

سلام
خدمت حضور انور دوستان مهربان حسن که در صدد تهیه داروی ال کارنیتین هستند عرض کنم که دکترش تاکید کرد قرص های رایج سایت ها و داروخانه های خارجی ال کارنیتین حتی با دوز ۱۰۰۰ میلی گرم یا ۱ گرمی نیز برای حسن جنبه درمانی نداره و فقط باید ویال های ( امپول خوراکی) که از قبل تهیه میکردیم را تهیه کنیم و یا از شربت های ۲۵۰ میلی گرمی ایرانی استفاده کنیم و در سه نوبت در روز مصرف را به دو گرم برسانیم .. ال – کارنیتین برای :

تاثیرات بر روی توده استخوان
اثرات آنتی اکسیدانی
بهبود بیماری های قلبی:( حملات قلبی. نا رسایی های قلبی.آنژین ها.بیماری عروق محیطی. لنگی متناوب)
کمک به بیماران دیابتی
بهبود عملکرد ورزشکاران استقامتی
کاهش وزن
بهبود آلزایمر و بیماری اختلال حافظه
بیماری های کلیوی و دیالیز
ناباروری مردان
بهبود سندروم خستگی مزمن
بهبود بیماری جنون
کاهش استرس اکسیداتیو

نیز استفاده میشه که اغلب داروهای رایج در سایت ها که دیده ام برای همین منظور استفاده میشوند .. فعلا در این این ۵-۶ روز ۴ تا شیشه شربت رو تمام کرده ! حداقل ای کاش مکانیسم درمانیش تاثیر لازم رو باشه ! چند روز دیگه مشکلات گوارشی و عوارض این داروها هم گریبانگیر خواهند شد …

امروز رفتم با اصرار از منشی دکترش خواستم که دارو رو در نسخه جدید دفترچه بیمه اش که تازه تعویض شده بنویسه !منشیش هم خداس استغفرالله !! ، سرشو بالا نمیاره حتی نگاهت کنه ، با اخم و عصبانیت دائمی اش گفت : نسخه فقط روزی که ویزیت میشید نوشته میشه . یک کلاااام .. بیشتر از ۱۰ دقیقه جلویش سکوت کردم و ایستادم تا شاید سرشو بلند کنه حداقل بگه برو خدا روزیتو یه جای دیگه حواله کنه ، دوستش آمد و بگو بخند کردند ، دوباره خواستم دست کم اسم دارو رو روی برگه سربرگ دار پزشک بنویسه که برای دوستم در ایتالیا اسکن کنم ،‌ بلاخره نوشت .. شاید از رفیقش انرژی مثبت گرفته بود یا جلوی اون نخواست کار بیمارش رو راه نندازه و شایدم التماس قوی تری نیاز بود وجدان ایشان کمی به خودش بیاد .. ممکنه با این نسخه دارو رو از ایتالیا تهیه کرد .

آدم از هر چی که بدش بیاد سرش میاد !! من هیچ وقت از کسی نمیخوام برایم کاری انجام بده ( حتی از مادرم !!) چه برسه به این که التماسش هم بکنم !!! ولی وقتی سرو کارت که با انسان نماها بیفته باید سرتو کج کنی و با احترام درخواست کنی ! اکه نشد التماس کنی .. واگذار میکنم به خدا .. چکار دیگه ایی میشه کرد !؟!!‌

بازم انسانیت دکتر داروخانه … دکتر داروخانه ایی که همیشه داروها رو از آنجا تهیه میکردم وقتی شنید به علت نرسیدن دارو دست حسن لمس شده با چند تلفن به همکارانش قول داد که فردا دو بسته دارو برایمان تهیه کند با همان قیمت قبل : ۱۰۹۰۰ تومان . این دو بسته برای مصرف ۱۰ روز کافیه و بعد از آن هم خدابزرگه ..

اگر قوطی دارو دستم برسه و شرکت دارویی رو بشه شناسایی کرد ، راحت تر میشه دارو رو پیدا کرد .
۱۵ آبان حسن نوبت ویزیت داره . نمیدونم باز هم دکترش با آن خونسردی و بی تفاوتی ظاهریش چه کمکی میتونه به حسن کنه ؟! من که چشمم آب نمی خوره . تشنج یا سکته مغزی در کودکان برای ایشان عادی تر از عطسه کردن هست . براحتی میگه اگر تشنج کرد دارویش رو کم یا زیاد میکنم ! هربار تشنج کل سیستم عصبی فرد رو تحت تاثیر قرار میده و سلول های مغزی رو میسوزونه ! باید چند دکتر دیگه هم ببریمش تا به یک تشخیص درست و واحد برسند .

اوضاع حسن هم خیلی تغییری نکرده . لمس بودن سطح پوست روی دست راست حدفاصل انتهای انگشتان تا به مچ ، گاهی بی حسی عمیق تر و گاهی سطحی تر چنانچه که اگر پوست رو لمس نکنه متوجه شدًت ثر بودن نمیشه + سردرد و تهوع و سرگیجه و گوش و چشم درد های مقطعی .. که همه ی این دردهای سنگین بعد از اولین سکته مغزی حادث شده و تا ماه ها به صورت مستمر ادامه داشت و مدتی بود که بعد از اضافه شدن دوز داروی دپاکین سردرد ها کنترل شده بود . من فقط امیدوارم این بی حسی در دست هایش ادامه پیدا نکنه که برای یک روشندل نداشتن لامسه در دست یک چالش بزرگه ! هیعی … خدای بزرگ ..

کارنامه همایونی مهر ماه رو امروز گرفتم معدلش خیلی پایین شده ۱۵/۵۸… ۴-۵ تا امتحانش هم کلا نداده که تاثیر داشته . دو تا ۲۰ داشته و یه نمره ۸ از اجتماعی ! با مدرسه مشکلی نداریم ، خوشبختانه همکاری میکنه و دبیر ها سرزنش و عتابی بهش ندارند که دچار استرس نشه ولی حسن خودش خیلی ناراحته برای نمراتش .. هر چقدر هم بهش میگیم اصلا مهم نیست ! نمره ملاک نیست باز هم حرص میخوره ..

هادی و حسین هم علایم سرماخوردگی داشتند وقتی میبردمشون دکتر فکر میکردم خدایا اگه دکتر آمپول بنویسه چطوری به این دوتا جون عزیز آمپول بزنم !!؟ که بعد از معاینه دکتر گفت ابتدای سرماخوردگی هستند و نیازی به تزریق ندارند ! ویزیت بچه ها که تمام شد الکی به دکتر گفتم عصر دو تا عطسه کردم و کمی کوفتگی بدن دارم برای پیشگیری چه کار کنم ؟ ریه و گلو رو معاینه کرد .. بنده به جای دوستان :)‌ ، ۱۲ تا آمپول نوشت !۴ روز روزی سه تا !! اسمایلی گیس کشون در سر زنون !! :) این رو گفتم که هشدار بدم کوفتگی بدن و بی اشتهایی رو جدی بگیرید . یک ویروس جدید اومده که علایم سرماخوردگی و عفونت ، بدون درد هست !
ویروس ها آپ تو دیت تشریف دارند مراقب خودتون باشید :)‌ ..

حالا فردا مث بچه مایه دارا میریم ال ـ کارنیتین میگیریم :) ! تازه به قیمت قدیم !! قدیم نه اینکه پارسال پیارسال .. دو ماه پیش !! دیگه این دوره زمونه ۱۰ دقیقه پیش هم زمان قدیم حساب میشه !!!‌ هووووف .. بعد میگن نگید مملکته داریم !!!!!؟

تا بعد .

توضیحات تکمیلی بعد از انتشار پست :

شرکت دارویی وارد کننده رو پیدا کردیم : اهران تجارت . آدرسش خیابان آفریقا- پایینتر از جهان نما – خ ناوک پ ۳ هست . عکس متهم فراری هم در لینک بالا هست . برای کسب اطلاعات بیشتر باید مراجعه حضوری داشته باشیم .
آدرس سایت کارخانه داروسازی دارو رو هم در ایتالیا پیدا کردیم So.Se.FHARM . هنوز زیر و بم سایت رو نگشتم که لیست محصولات دارویی و دفاتر پخش و فروش رو پیدا کنم . ممکنه با لینک شدن با دفاتر پخش یا فروش بتونیم دارو رو تهیه کنیم .
فرناز عزیز لطفا سایت ایتالیایی زبان رو نگاه کن . با ترانسلرگوگل نمی شد همه ی لینک ها رو باز کرد ..
نگین جان ، داروهای سایت آمازون رو دیدم . متاسفانه هیچ کدام مناسب نبود . دکتر ما میگه فقط ویال اون هم از همین کارخانه ( سو . سه . فارم) میدونی که .. اینجا ایرانه وقتی یک محصول خوب جواب بده دیگه بهت حق انتخاب نمیدهند ، همان محصول رو برای همه ی افراد جامعه توصیه میکنند ، ما ورژن چینی یا فیلیپینی رو هم پیدا کردیم . در سایتی هم خوندیم ژاپن و آلمان هم این دارو رو تولید کردند ولی پیگیرش نشدیم چون نگران شدیم مبادا این محصولات دارویی مورد تایید دکتر ما که فقط یک مارک رو میشناسه نباشه ! و هر عارضه یا تظاهرات بیماری رو ناشی از استفاده ی دارویی غیر از داروی توصیه شده ی خودش بدونه .. اگر همین مارک رو بتونیم از ایتالیا یا دفاتر فروش اون در کشورهای دیگه تهیه کنیم نیازی به سرو کله زدن با این دکتر های عالم و فهیم رو نداریم که در مواقع اورژانسی به دنبال کوتاه ترین دیوار برای آوار کردن تقصیر ها هستند نه درمان بیمار ! ایشون در همه جای دیوار مطبش اعلان زده که عوارض داروهایی که از داروخانه توصیه شده ی خودش خریداری نشده باشه به عهده ی بیمار هست . دکان خرید فروش هست دیگه ..
بنابر این با اینکه میدونم ورژن های متنوعی رو که پیدا و معرفی میکنید ممکنه مفید باشند ولیکن به دلایل مزخرفی که گفتم نمیتونم تهیه شون کنم . البته یک پزشک موفق هم معمولا از معرفی داروهای ناشناخته استفاده نمیکنه وگرنه در دکانش تخته میشه !

یا هو ..

آبان۱۲

بازعکس خال ابرو میکشم
یکصدوده مرتبه هو میکشم
،بس که ازعشق علی سرگشته ام،
عاقلان گویند کافرگشته ام
،مادرم میگفت ذکرهوبگیر،
یا علی گو دست بر زانوبگیر،
یاعلی از جا بلندت میکند،
دردو دنیا سربلندت میکند.

سلام. . عید غدیر بر شما مبارک.

بابت پیامها, همدلی ها,دلداری ها و تماس های تلفنی شما متشکرم. خداروشکر که این امکان رو دارم تا در فضای مجازی دوستان حقیقی پیدا کنم که وقتی نیاز به کمک دارم دست یاری بسمتم بگیرند. .از دوستان خوبی که درصدد یافتن و ارسال دارو هستید سپاسگذارم ..
خوشبختانه حال عمومی حسن خوبه..بی حسی بافت عضلانی روی دستش پیشرفت یا پسرفت نداشته گاهی گوش یا چشمش درد میگیره و بندرت سردردشدید.

این چندروزه تقریبا استراحت مطلق فکری داشت و مدرسه نرفت.
نوشتم وبلاگ با گوشی موبایل سخت تر از خوندن فینگلیش هست , یعنی خیلی سخت نیست بلکه من بلد نیستم; -)
پس فعلا..
تا بعد

..

در دسته : حال نوشت | ۱ نظز »

دل به پاییز نسپرده اییم

آبان۱۰

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان گردنیم
اگر خنجر دوستان برده ایم
گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم

دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

قیصر امین پور

از دوست خوبم بانو کاظمی عزیز ممنون برای ارسال این شعر

با زحمت زیاد دیروز ازمایش حسن رو بردم دکترش ببینه !!
مگر میشه به این راحتی ایشون رو دید !؟ جای خدا نشسته انگار !! روز دوم که دیدیم ثر شدن ادامه دار شده حسن رو بردیم مطبش و گفتیم بیماری حسن خاصه و نادره و دکتر در جریان هست و وضعیت اورژانسیه تا شاید پذیرش بشه منشی بداخلاقش گفت چند دقیقه پیش دفتر رزرو وقت رو بسته و دیگه به هیچ وجه دکتر گفته بیمار پذیرش نکنید !! بچه ت رو ببر اورژانس .. به هیچ التماس و تضرعی هم حاضر نشد که حسن رو برای ویزیت قبول کنه ! که رفتیم اورژآنس و ازمایش نوشت فردا که برای نشون دادن ازمایش هم رفتم دکتر اورژآنس سردرنیاور و گفت آنزیم های کبدی بالا رفته و باید داروها رو کم کنید ولی دکترش الان درمانگاه هست و برید نظر خودش رو بپرسید ! درمانگاه هم که رفتم همین وضعیت بود ! سه چهار بار مسیر اورژانس – درمانگاه رو طی کردم تا منشیه کوتاه اومده و راضی شده نفر آخر برم و آزمایش رو به حضرت خدا (استغفرالله ) نشون بدم !
دکتر هم روی صندلیش لمیده و انترن ها دور و برش بودند اول که مثل یک کیس آزمایشگاهی دانشجوها درباره سندروم ملاس به حضرت استاد درس پس دادند و علایم و عوارض و عواقب بیماری رو با آب و تاب تشریح کردند .. اما انگار روح و روان من رو داشتند کالبدشکافی میکردند ..

آزمایش رو نگاه کرده و میگه فاکتورهای کبدی و خونی مشکلی نداره . کلی تاکید کرده همه ی داروهای حسن باید صددرصد ادامه پیدا کنه و هیچ کدوم کم و زیاد نشه ! داروی ال کارنیتین رو باید بیشتر مصرف میکردید ( دوز داروی ایرانی خیلی پایین تر هست ۲۵۰ میلی ..در حالی که هر نوبت باید ۱ گرم دارو دریافت کنه ) ال کارنیتین رو بیشتر کرد . و درباره ثر شدن موضعی دست هم گفت بعیده که ثر شدن ادامه پیدا کنه و هر بار اتفاق میفته بعد از چند دقیقه یا نهایتا چند ساعت برطرف میشه ولیکن این بی حس شدن یا ثر شدن روی دست کماکان ادامه داره فقط سطحی یا عمقی بودن اون تغییر میکنه گاهی ثر شدن عمیق تر و گاهی هم سطح پوست هست .
پرسیدم حالا که این ثر بودن ادامه دار شده ممکنه کم کم نواحی بیشتری درگیر بشند گفت بله روند این بیماری همین جوریه و ممکنه دوباره سکته مغزی هم بده ! و این اختلالات حسی در سندرم ملاس اتفاق میفته و نباید از دیدنش شوکه بشید و چندین بار هم تاکید کرد که سکته مغزی خواهد کرد و این بیماران رو به زوالند !

انگار جای خدا نشسته !! والله !! هنوز در تشخیص این بیماری نتونستند به توافق نظر برسند ! هر کدومشون یه چیزی میگند . اون وقت حکم فوت بیمار رو هم صادر میکنند ! من مطمئنم که حسن همیشه همینطور قوی و باهوش خواهد ماند . هیچ اتفاقی نباید باعث بشه که یادم بره من تنها کسی هستم که برای گرفتن وقت از دبیرکل سازمان ملل آینده نیاز به وقت گرفتن ندارم ! :)
فقط دستگاه ابغوره گیری ما رو بعد چند وقت حسابی راه انداخت .. اینقدر که یادم رفت مثل هر سال روز ۸ آبان برای تولد امیر عزیزم پستی بگذارم یا حتی دیروز که روز تولد قمری م بود ! روز ولادت امام هادی علیه السلام .

چهل سالگیت مبارک امیر خوبم .. به وجودت افتخار میکنم و برایت سلامتی و موفقیت های بیشتری میکنم و آرزو دارم همیشه شاد و سلامت در کنار هم باشیم .

« مطالب قدیمی تر