مادر سپید

مادر یک روشندل

کارنامه ترم ۱

دی۲۹
سلام
بلاخره یک کارنامه نصفه و نیمه دست ما رسید ! نمراتش خیلی پیشرفت کرد . درس علوم و جغرافی رو که به ترتیب ۸ و ۹ گرفته بود رو تا حد زیادی اصلاح کرد . من هنوز در شوک این نمراتش هستم که چرا تجدید شده بود ! من به این نتیجه رسیدم که حضور معلم رابط خیلی شرطه . امتحانات قبلی اش رو دیگران ازش میگرفتند .. اغلب مشاورین و گاهی هم دیده بودم بچه های پایه های بالاتر ازش امتحان گرفتند . امتحان گرفتن از یک نابینا فقط خواندن سوالات نیست . تشریح تصاویر خیلی شرطه . در جغرافی ۵ نمره فقط از نقشه نگرفته بود و در علوم هم از بخش نور رنگ بینایی ! سوالات مناسب سازی نشده بودند .
به درس عربی اش اعتراض دارم ! نمیدونم این آقای عربی روی چه حسابی داره لذت ۲۰ گرفتن رو از حسن محروم میکنه ! من به درس جغرافی یا حتی علومش انتقادی به معلم ندارم ! ولی معلم عربی صرف یک برنامه ریزی فانتزی و غیرواقعی نمره ی حسن رو در هر نوبت کم میکنه ! نمرات جواب دهی اش همیشه کامله منتها معلم بر هر اساسی که به نظرش منطقی میاد و به نظر من نمیاد ۴ نمره رو نگه داشته و امتیاز دهی کرده . مثلا یک نمره مربوط به انجام تکالیفه .. یک نمره مربوط به امتیاز دهی والدین به میزان تلاش دانش اموز در منزله .. یک نمره مربوط به امتحان گرفتن در منزله .. یک نمره هم مربوط به نظم در حضور کلاس یا همچین چیزایی هست ! گویا هر هفته یک برگه به اندازه ی کف دست میده به بچه ها که در آن والدین به بچه ها امتیاز بدهند که از ۲۵صدم تا ۱ نمره ارزیابی کنند بچه شون توی خونه چقدر وقت گذاشته توی خونه !؟ از ابتدای سال یک بار این برگه رو من در کیفش دیدم ! و در هر امتحان یک نمره از حسن کم کرده که چرا والدینت بهت امتیاز ندادند ! نمیدونم چی بگم به این آقای محترم !!! یعنی بچه ایی که تمام قواعد و قوانین عربی رو مثل بلبل جواب میده در منزل تمرین نمیکنه !؟ یعنی باید حتما این برکه وجود خارجی داشته باشه تا ایشون تشخیص بده که دانش اموز در منزل تمرین کرده یا خیر ؟! با اینکه در این خصوص تذکر دادم و مطلع کردم که این برگه ارسال نمیشه ولی باز هم نمره ش رو کم میکنه ! اصلا گیریم که در منزل تمرین نمیکنه ایشان فکر نمیکنه شاید این جواب دهی در کلاس و برگه های امتحانی به علت حافظه ی بالا و دقت دانش آموزش هست ؟ این تشویق نداره !؟
مطمءنم که در درس عربی همه چیز رو میدونه نه به خاطر تدریس معلم که به علت تدریس اصولی و خاصی که مادربزرگش برایش انجام میده که یک تدریس فوق العاده و دقیق هست . حسن الان میتونه مکالمات عربی رو تا حدی بفهمه یا صحبت کنه ! یعنی در این حد !! اون وقت برایش آرزو شده این درس رو ۲۰ بگیره ! میگه یعنی میشه این بار من ۲۰ بگیرم !؟

کارنامه تحصیلی

نمرات نوبت اول

شماره دانش آموزی :
۲٫٫۶
نام و نام خانوادگی :
حسن م.خ

سال تحصیلی

۹۰-۸۹

آموزشگاه :
مدرسه راهنمایی غیر انتفاعی س
نام کلاس :
دوم
کد درس نام درس واحد نمره
۱۰۲ تعلیمات دینی ۲ ۲۰
۱۰۳ عربی ۲ ۱۹٫۵
۱۰۵ انشاء فارسی ۲ ۲۰
۱۰۶ قرائت فارسی ۲ ۲۰
۱۰۷ اجتماعی ۲ ۱۸٫۵
۱۰۸ تاریخ ۲ ۱۹
۱۱۰ قرائت زبان ۲ ۲۰
۱۱۱ املاء زبان ۲ ۲۰
۱۱۲ ریاضیات ۲ ۲۰
۱۱۳ علوم تجربی ۲ ۱۹
۱۱۵ هنر ۲ ۲۰
جمع کل
معدل کل
تاریخ
مدیر آموزشگاه
۴۳۲
۱۹٫۶۴
۲۶/۱۰/۱۳۹۰
پ
تذکر:احتمال تغییر نمرات در کارنامه اصلی وجود دارد
در مورد مشکل حسین هم مینویسم مستلزم ازمایشات و تحقیق بیشتر هست ! به تخصص دکتر فوق تخصص نمره ۲۰ مملکت شک کردیم !!به گفته دکتر در ازمایشات هیچ چیز غیرعادی نیست ولی حالا  داروی ضدتشتج کارمازپین یک ماه بخوره تا ببینیم چی میشه!!! اینم نظر فوق تخصص مملکت !!!!!! ما خودمون ازمایشات رو دقیقتر سرچ کردیم و دیدیم قند ناشنای حسین ۱۱۶ ست در حالی که باید ۱۰۵ باشه ! ازمایش قندش رو تکرار میکنیم اگر قندش بالا باشه باید تحت نظر باشه تا قندش نرمال بشه ! نمیفهمم چرا دکتر به قند بالایش توجه نکرد ما در سرچ ها متوجه شدیم قندبالا و دیابت میتونه گزگز هم بده !
تا بعد .

ملاس با کلاس

دی۲۲

سلام

پزشکی که حسن رو ویزیت کرد یکی از حاذق ترین متخصصین مغز و اعصاب هست  : « دکتر میم ر ـ الف »

اول حسین رو بگم .. به خطر بی حسی ها و گزگز کردن صورت و بدنش .. نگران شدم حالا که بیماری حسن مربوط به ژنتیک هست این علایم یک بیماری عجیب دیگه باشه .. خودم فکر میکنم احتمالا از کمبود ویتامین یا کلسیم یا همچین چیزی باشه .. بس که این حسین به هر غذایی اه و اوه میکنه و بدغذاست !! گاهی فکر میکنم از کجا انرژی این همه شیطنت رو میاره !؟

دکتر پرسید به جایی هم زل میزنه !؟ هری دلم ریخت پایین دیده بودم بارها به جایی زل میزنه ! هنگ کردم چند لحظه طول کشید تا تونستم تو ذهنم تحلی کنم این زل زدن مربوط به درخودفرورفتن و فکر کردنه !! آدم فکرش همه جا میره .. یک نوارمغزی برایش نوشت که الا و بلا بایس تو مطب انجام میشد چون دکتر نوارهای بیرون رو قبول نداشت و تعدای آزمایش که امیدددددددددددوارم قبل از یک هفته جوابش حاضر بشه .. میگم براتون واسه چی ..

علت سردردهایش رو چند احتمال مطرح کرد : سابقه سردرد در خانواده که سابقه نداشت .. ( لازمه توضیح بدم سردرد های بنده منبع و مبدا ‍پیدایشش مشخصه ربطی به این موضوع نداره )

سردردهایی که مبداش تشنجه و یا سندرم ملاس که شهریور۹۰ تازه تشخیص داده شده ! گفتند سندروم ملاس و متوکندری باعث سردرد هم میشه . تنها چاره اش هم اضافه کردن دوز داروهای ضد تشنجه .. تا به حال نصفه قرص صبح و نصفه ی دیگه رو شب مصرف میکرد + بیوتین biotin 5mcg ۵ میلی گرمی و آنزیم کیو تن coenzyme q10   که ویتامین تراپی دایم العمر ادامه داره ولی مصرف دپاکین depakine 500mg نصفه قرص اضافه شد . از اونجا که شب ها خیلی سخت میخوابه و اغلب تا چند ساعت توی تختش پهلو به پهلو میشه تا خوابش ببره یک قرص جدید اضافه کرد که اطلاعات دارویی و اسمش : ملاتونین melatonin .

پرسیدم چطور تشخیص دادید سندرم ملاس داره !؟ گفتند از روی علایم حدس زدند !! دست گلتون درد نکنه !!!!!

اینجا خوندم که در بعضی از این بیماران ترکیبی از التهاب عضله+ آنسفالوپاتی + اسیدوز لاکتیک+ و حملات شبیه سکته مغزی ممکنه دیده بشه… که مجموعه اون علائم رو بنام سندرم MELAS می گویند. الان به حسن میگن که علایم ملاس نشان داده ولی فقط حمله شبیه سکته مغزی از خودش نشون داده ! البته یادم هست از دوران نوزادی عضلات شلی داشت و الان هم ضعیف هست .. نمدونم مربوطه یا نه !! یعنی میشه مربوط نباشه ؟؟ :( آنسفالو‍‍پاتیی رو نمیدونم چیه وقت نکردم درباره ش سرچ کنم .

اطلاعات کاملتری درباره متوکندریال میتونید اینجا بخونید . اگر فایل باز نشد از طریق این لینک مراجعه کنید .. امیدوارم مورد نیاز هیچ کسی نشه . از دکتر الف خواستیم که آزمایشات مربوط به تشخیص سندروم ملاس رو بنویسه ایشان آزمایشگاه ژنتیک هوشمند رودر خیابان نجات الهی (ویلا) معرفی کرد . فردا برم ببینم چقدر میشه ! فعلا که قرص های دیشبش ۲۰۰ هزارتومن شده !

خدا خیرت بده ‍دوست مهربونی که بیوتین ها رو برامون فرستادی .. اینجا بیوتینی که شما ۱۰۰ تایی اش رو ۷ دلار گرفتی هست منتها ۶۰ تایش ۴۴ هزارتومن !! قرص های ریزی که از هلال احمر میگرفتم ۱۰۰ تایش ۵۰۰۰ تومن بود ! داروخونه ها قبولش ندارند و میگند از نظر دارویی بی کیفیته ! دکترش میگه فقط باید امریکاییش رو مصرف کنید ! حالا نمیدونم از بازارگرمیه یا نه راست میگن !!

از این دکتر الف خوشم نیومد ! نه به خاطر طبابتش که حرفی درش نیست .. از رفتار سرد و بی توجه ش به بیماران خوشم نیومد ! یه جوری بود ! :(‌ حالا اگه بگم میگن منفی نگر !! ولی خوب میگم !! خوب بگن … مشاهدات من طی ۵-۶ ساعت انتظار :

یک بچه ی ۸-۹ ساله ی عراقی سی پی اونجا بود .. سی پی یعنی فلج مغزی .. رفتارهای غیرقابل کنترل داشت .. رفتارش خوب بود اما بعد با مادرش لج کرد و خوابید روی زمین .. یک ساعتی جلوی درب اتاق دکتر خوابیده بود و بلند نمیشد با توجه به وضعیت بیمارانی که اونجا پذیرش میشند و تخصص پزشک توقع داشتم بیماری که بیشتر ماندنش در انجا باعث ازار بیشترش میشه زودتر پذیرش میشد اما دکتر از درب مطب وارد شد و خیلی عادی انگار از روی یک تنه ی درخت عبور کنه پایش رو بلند کرد و از روی دخترک که جلوی اتاقش با لجبازی دراز کشیده بود عبور کرد و مریض هم رفت توی نوبت ….

یک بنده خدایی از شهرستان جواب ازمایشش رو آورده بود ویزیت کامل رو ازش گرفت ۱۸ هزارتومن !! که فقط جواب رو دکتر ببینه ! منشی میگفت از اگر قبل از یک هفته جواب ازمایش رو بیارید ۱۰ تومن ، بیشتر طول بکشه دکتر گفتند ویزیت کامل باید دریافت بشه تا جواب رو ببینه !!! اینم مدل جدید از تیغ زدن قشر اسیب پذیر مملکت !

از وضعیت ظاهری مطب که نگو جلثومه ی کثیفی !! وقتی حسین برای نوار مغز روی تخت کثیف خوابید واقعا چندشم شد ! بخش نوار مغزی که روبروی درب مطب قرار داشت .. واه واه واه .. کثیفی از سرو کولش بالا میرفت زمین جرم گرفته بود و بخشی از فضا با کمدهای ام دی اف قدیمی و بی استفاده و کثیف به اصطلاح پارتیشن بندی شده بود .. یک حساب سر انگشتی از تعداد بیمارانی که در مطب حضور داشتند بدون در نظر گرفتن نوار مغزی که تجویز اغلب بیماران بود دست کم هر شب ۳-۴ میلیون ویزیت نقدی دریافت میکنه ! در سالن انتظار بیش از ۷۰ بیمار نشسته بودند هر کدام میانگین ۲۰ هزارتومن ویزیت میدهند + ۳۵ هزارتومن نوارمغزی که فقط هم دستگاه کثیف و چندش اور مطب خودشون رو قبول داشتند !

صندلی های اتاق انتظار نشیمنگاهش اینقدر کوتاه بود که فقط یک سوم هیکلت روی نیمکت قرار میگرفت و بیچاره بیمارانی که ۸-۱۰ ساعت در اتاق انتظار مینشستند !!! اون وقت با این درامد این وضعیت مطب بود ! به نظرم قشنگ نیست .. کسی که بچه ش مبتلا به مشکلات مغز و اعصاب هست به حد کافی دچار تنش و استرس و اندوه هست وقتی به مراکز درمانی مختص به بچه ش مراجعه میکنه دیدن همین ظواهر باعث شدید اندوهش میشه .. تلقین میشه حالا که فلان مرض رو گرفتی محکومی به دیدن این زشتی ها و کثیفی ها مستحقی به استفاده از این ابزار و وسایل ها ! فضا مهمه ! اهمیت داره ! در روند بهبود بیمار یا روحیه دادن به خانواده ش کمتر از تشخیص و تجویز پزشک نیست .

این بی توجهی به روحیات بیماران رو واقعا توقع نداشتم از پزشکی که تو مملکت اینقدر قبولش دارند . آدم میره همچین جایی چندتا مرض دیگه هم بهش تلقین میشه !!!

جواب آزمایش حسین ۲۲ حاضر میشه .. انشالله خیر باشه ..

تعطیلات ترم حسن هست یه سفر کوتاه میریم کمی خسته گیش برطرف بشه .غرولند میکرد این مرض چیه من گرفتم !! متوکن چی چی ؟؟ ‍چی چی لاس ؟؟ و کلی غرولند که خسته شدم از سردرد و ااینا .. نمیدونم روشم درست هست یا نه .. گفتم آدم باید با مرضش رفیق بشه که مرضه روش نشه هی آزار برسونه ! اگه هی به جونش غر بزنی و بری تو فکرش اونم میاد تو فکرت و هی قر میده ! ملاس به این باکلاسی .. اصن خوب بود یه مرضی میگرفتی که روت نشه بگی چته !؟؟ مثلا گلاب به روتون و ایناا !! :ـ{ .. خنده ش گرفت .. آره باید بخنده .. حسن و همه ی بچه ها باید بخندند .. دنیا میگذره .. باید خندید . :)‌

تا بعد .

 

 

در انتظار آرامش

دی۱۷

سلام

پیگیری های ما در آموزش و پرورش برای گرفتن حق بچه هایمان تبدیل شده به پاسکاری !! خیلی زشته که یک دستگاه عریض و طویل دولتی در برنامه ریزی آموزش و پرورش مملکت (سیستم هوشمند که چه عرض کنم !! “بکفا ” ) جایگاهی برای  دانش آموزان و حتی معلمین استثنایی در نظر نگرفته است !! بی خیال اعصابم خورد میشه .. خودمون کم دردسر داریم باید مشکلاتی سیستم هایی که افراد ناقص الفکر دو/لتی طراحی میکنند را هم درست کنیم !

مدتیه حسن دچار سردرد های شدید شده ، گیج گاه دو طرف سر و کاسه بالای سرش به شدت درد میگیره گاهی هم پشت سرش این ناراحتی با سرماخوردگی اش همزمان بود ، این تداخل بیماری ها باعث شد به انتظار بهبودی سرماخوردگی به درمان های عمومی تجویز شده بسنده کنیم .. خیلی نگرانم . نمیدونم علت سردرد هاش چیه ولی هر چی هست مربوط به همان تشنج اخری که شهریور اتفاق افتاد هست . حمله ی شبه سکته ایی که اتفاق افتاد با سردرد ، شلی و بی حسی نیمی از بدن ، شلی حرف زدن و حرف های بیربط گفتن ، چشم درد و افتادن زبان به ته حلق بود .. تازگی عمق گوش هاش هم درد میکنه .. به خودم امیدواری میدهم شاید از سرماخوردگی باشه .. خدایا میشه چیز مهمی نباشه ؟ الهی .. دستم به دامانت ..

یه روزی روزگاری سردرد فقط مال آدم بزرگا بود ، چه روزگار خوبی بود دست کم آدم بزرگا تحمل میکردند ولی وقتی یک بچه سرش درد میگیره نمیدونه و نمیتونه تحلیل و تشریح کنه تا علت و درمانش سریع تشخیص داده بشه . قلبم تیکه تیکه میشه وقتی صدای فریادش بلند میشه و کاری از دستم برنمیاد غیر از نوازش و دعای زیرلب ، چقدر صبورانه تحمل میکنه . ..نمیفهمم چرا پزشکان حاذق برای ویزیت های اورژانسی بیماران فکر میکنند یک هفته انتظار کم است !! خیلی این در و اون در زدم تا بلاخره چند روز پیش یک وقت گرفتم که میشه امروز یکشنبه .. فردا دوشنبه هم امتحان پایان ترم تاریخ داره .

از این طرف مدتیه حسین هم بدنش دچار خواب گرفتگی میشه ، چند وقتی هی میگفت حساسیت دارم ! من نمیفهمیدم منظورش چیه !! خیلی اتفاقی متوجه شدم بچه ، منظوررش خواب رفتگی و گزگزه .. اغلب هم یک طرف صورتش دچار گزگز میشه ! گاهی بچه ها از یک دردها و ناراحتی هایی شاکیند که واقعا آدم نمیدونه به کدوم متخصص مراجعه کنه ! به هرحال پزشک مغز و اعصاب هم گزینه بی ربطی نیست !

و اما ممنون از پری مهربون که از اون طرف دنیا کلی ایمیل نگاری کرد تا توجه بیشتری از پزشک مورد نظرمون دریافت کنیم و متشکرم از نسترن بانو  کتاب تاریخ رو برای حسن به صورت سئوال و جواب خواند که بتونه در اتاق انتظار طولانی که منتظرمون هست امتحان فردایش رو حاضر کنه .. چقدر دوستان خوب میتونند آرامش هدیه میکنند برای همه تون آرزوی سلامتی میکنم .

محتاج دعایم خیلی زیاد ، برای همه ی بچه هایی که در بیمارستان ها اسیر تخت شده اند …

تا بعد .

نمره و دیگر هیچ

دی۱۳

سلام

در ادامه ی پیگیری معلم رابط ، اواخر آبان ماه نامه ایی از آقای – ب -  سازمان اموزش و پرورش استثنایی گرفتم که باز هم باید به آموزش و پرورش استثنایی تهران مراجعه کنیم و لابد کلی پشت درب بسته منتظر شویم مهمان های ناخوانده و خوانده تشریف ببرند و بعد از چند ساعت انتظار بشنویم : من معلم تلفیقی بودم بچه هاش شما نمره نمیگیرند و نمره بهشون داده میشود .. خیعععلی بی انصافی جناب – پ – … متاسفم !

به من نگویید نمره مهم نیست !! باور کنید نمره برای من هیچ ارزشی ندارد ولی وقتی ملاک ارزیابی سطح فراگیری دانش اموز است دارای اهمیت میشود . برایم مهم است برای تلاش بی حدی که این بچه و بچه های نابینای دیگر مضاعف بر بچه های همسن و سالشون انجام میدهند ارزش قایل باشند  !! وقتی از مدیر سازمان یا منطقه و یا شهرتهران همچین چیزی شنیدم فاتحه ی پرونده را خواندم ! بر من مسجل بود نه به تازگی ، که از سالهای قبل از این .. در این سیستم اموزشی فرزندم فقط کوچک خواهد شد ! امسال هم دیر نشده بود برای ترک کردن این سیستم بیمار آموزشی ولیکن بعد از جشن روز عصای سفید در کلاسش و شوق و ذوق بچه ها و بارها شنیدن این که : حسن نکنه ما رو تنها بزاری .. و اشتیاق حسن به دیدن دوستان و همکلاسی هایش سستم کرد از عملی کردن این برنامه ، انصافا مدرسه ی خوبیست ، معلمین خوبی دارد گله گی های مختصری هست ولی غیرقابل حل نیست ، مدیر فهیم و روشنی داره ، جو عمومی مدرسه آرامش خوبی داره ، دانش آموزان مودب هستند ، اثری از خلاف هایی که در بین گروه سنی نوجوان در مدارس دیگر دیده یا شنیده ام نیست یا اگر هست کنترل میشود ، معلمین سعی خود را میکنند که آموزش موثری داشته باشند ، شکایتی اگر هست از عدم در تخصص تدریسشان نیست از بی تجربگی مواجهه با دانش آموز با نیاز خاص ه که متاسفانه باز هم قصور از آموزش وپرورش است که ناشیانه طرح بسیار مفید تلفیقی را با کمترین تبلیغاتی اجرا کردند و این وسط بیشترین ضربه را متحمل دانش اموزان استثنایی و خانواده هایشان کردند . مدتی ست که از دیدار با جنابان محروم بودیم !! متاسفانه باز هم برای پیگیری معلم تلفیقی باز هم باید زیارتشان کنیم ، منتی بگذارند و کار بچه های ما را راه بیندازند ..

بنده هم برنامه ایی دارم ، دنیا بنده های بد زیاد داره ، یکیش هم مادر یک روشندل .. چه اشکالی دارد گاهی هم در به یک پاشنه دیگر بچرخد .

بعد نوشت : امتحان علوم از ۱۵ نمره ی برگه ۱۴ گرفته ، گویا سوال شکل دار نداشته و اغلب تستی بوده . نمرات کلاسی درخشانی نداشته نمره ی پایان ترم این درسش برام مهم نیست ، میدونم جفتمون تلاش کردیم من برای فهماندن و حسن برای فهمیدن . ۱۴ مبارکت فرزند ، بهترین نمره ای ست که آورده ای .

تذکر نوشت : سیستم نظردهی این سایت مشکلاتی داره که رفع آن از حد اختیارات و اطلاعات بنده خارجه ، وقتی مخاطبی برای اولین بار کامنت میگذاره باید تایید بشه و وقتی کامنت تایید میشه حتی اگر تیک خصوصی را بزنید پیغام عمومی میشه ، لطف کنید و پیام های خصوصی نگذارید ، خصوصا اینکه اغلب کامنت ها اصلا جنبه ی خصوصی ندارند . کلا در فضای وب نویسی مطلبی خصوصی نیست ناسلامتی وب مینویسیم که عمومی باشد !

سپاسگذارم .

علوم بی تجربی با طعم اشک

دی۹

سلام

فردا حسن امتحان علوم دارد . امروز اشک هایم بی اجازه سر خورد ..

بخش اول علوم – مواد در حال تغییر : خواص فیزیکی و شیمیایی مواد ، یاددادن این بخش خیلی سخت نبود نمره اش که مهم نیست ولی نوعی ارزیابی از پاسخ دهی ست … ۱۶ شد .

بخش دوم علوم – نور و رنگ و بینایی : کسوف و خسوف و زاویه تابش و بازتاب و مباحث ایینه های تخت و خمیده ، عدسی ها ، منشور و … از دیدن نمره میان ترمش شوکه شدم ! ۷ و نیم !!!!! حسن و ۷و نیم ؟؟؟  بعد از بررسی برگه متوجه شدم نمره ی برگه ۱۱ و نیم بوده توسط معلم رابطش اعتراض کردم خود معلم قبول کرد ولی نمره ش در کارنامه شد ۸ !!!!!! .. نمره هیچ وقت نمیتونه ملاک ارزش گذاری بر فعالیت حسن و امثال حسن باشه ، اما روش سنجش پاسخ گویی دانش آموز به مطالب فراگیری شده است .. مملکت ما این طوریه ! بچه ایی رو بخواند محک بزنن میپرسن درستو میخونی ؟  معدلت چنده ؟ بزرگ هم که میشی میگن مدرکت چیه ؟ اگه مدرک سر طاقچه ت نداشته باشی حرفت خریداری نداره ! نوبت بعدی نمره اش از درس طول موج ۱۱ و نیم شد ، بخش تشریحی اش بیشتر بود .. طفلکی اینقدر ذوق کرده بود که جبران کرده ! فکر میکنه قصور از کم کاری او بوده !

درسی مثل علوم فهمیدنش با دیدن و تجربه کردن کامل میشه ، خود کتاب اسمش علوم تجربی ه !!!!  این یک جمله ی کوتاه رو کی باید بفهمه که تغییری در تدریس درس علوم به بچه های نابینا داده بشه ؟

ناگفته نماند سعی کردم بروی کاغذ نقشه کشی کالک که کاغذی سخت و نازک و روغنی هست با خط انداختن و کشیدن شکل زاویه نور و تابش ، این بخش رو به حسن یاد بدم نه برای اینکه نمره بگیره فقط به خاطر اینکه متونی رو که به سختی حفظ میکنه در حالی که ارتباط بین لغاتش رو درک نمیکنه رو بفهمه .

من خیلی گریه کردم وقتی شاگرد دوم کلاسش که سال قبل فقط دو صدم معدل کارنامه اش از حسن بیشتر بود ساعت ۱۵ شب امتحان تماس گرفت و سراغ کتاب علوم ش رو از حسن گرفت ! این یعنی دیروز و امروز تا ساعت سه بعد از ظهر مشغول هر چه بوده درس و امتحان نبوده در حالی که حسن با سردردی که مدتیست مهمان دایمی اش شده از کنار دستگاه پخش نوارش جم نخورده ! اره گریه م گرفت … خیلی …

از مدرسه هاشون متنفرم . از درس هاشون متنفرم ! از هر حرفی که در این سیستم بیمار آموزشی به بچه هایم تدریس میشه متنفرم !

کتابش رو بستم و سرگرمی مورد علاقه اش ، رایو نمایش رو برایش روشن کردم ، بسه دیگه ، بصیرتی برای دیدن نیست ، عدالتی درخور تلاش تو نیست ، فرزند !

بازیگوشی از جنس نابینایی

دی۸

سلام

پست اصلی این متن درخصوص بازیگوشی منحصر به فرد حسن موقع خواندن دروسش هست .

یک مدته که ویندوز لب تابم پریده و به دلایل حوصله سر برنده ایی نمیشه ویندوزش رو عوض کنم . نمیتونم با لب تاب امیر بنویسم چون صفحه کلیدش با حروف فارسی منطبق نیست مکافاته نوشتن باهاش .. از طرفی اصلا سایت اسپیشیال رو نمیتونستم باز کنم . که متوجه شدم باز هم اسباب کشی سروری داشته اسپیشیال !! یکی زیر دیپلم بگه این سایت چرا باید داوم سرور عوض کنه :(‌ اسمایلی ناراحت چرا ؟؟؟؟ اسمایلی عصبانی اصلا !!!

حرف ناگفته زیاده امتحانات پایان ترم حسن شروع شده فعلا دینی و حرفه و فن رو داده و شنبه هم علوم داره . این امتحان حرفه و فن ش رو روی هوا داد خدا رحم کنه !!! قضیه از این قراره که یکی از معلم های سابق گاهی فعلی اش پیشنهاد داد که کتاب کار حرفه فنش که تالیف معلم خودش هست و از روی ان تدریس و امتحان گرفته میشه رو روی نوار برایش بخواند .. نوار کاست و تنها واکمن سالم حسن و کتاب کار در کلاس رو تحویل گرفت … یک نوار خواند و قرار شد قبل از امتحانه حرفه مابقی دروس رو به حسن برسونه  ، شب امتحان هی میگفت شما نگران نباش تا عصر بهش بقیه دروس رو میرسونم ! عصر تماس گرفت که این کتاب کار رو از کجا خریدی !؟؟ باید یکی بخرم !! و این صحبت ها .. و آخرش گفت مخلص کلام کیفم رو زدن ، نوار و واکمن و کتاب کار پررررررررر !!

این معلم هم فقط از نمونه سوالهای طراحی شده ی خاص خودش امتحان میگیره ! حسن موند و حوض بی ماهی اش !!! حالا نمیدونم بخش های آخر که نمونه سوال نداشت رو چکار کرده !

کتاب کار علوم هم مصیبتیه !!! اول سال خود مدرسه یک سری کتاب کار از ناشرین مختلف دادند ، کتاب های اصلی رو تق – ریبا !! گذاشتند کنار تمام تکالیف و امتحانات رو از این کتاب ها میگیرند پارسال هم همین مشکل رو داشتم و باید همه ی این کتاب های اضافه رو برای حسن روخوانی میکردم . از ابتدای سال کتاب کار علوم در کتاب های کمکی اش نبود چند بار معلمش پیغام فرستاده بود امتحان فقط از کتاب کار ، من هم پیغام فرستاده بودم کتاب کار نداره . به خودش هم سپرده بودم سراغش رو بگیره چندبار هم به همکلاسیش گفتم و در اخر به معاون مدرسه اصلاع دادم که کتاب کار علوم ناشرش کیه و چیه از کجا بگیرم ؟ که گفت در کتاب های کمکی اول سال بوده و عجیبه که میگید نیست چون به تعداد نفرات بوده .. بعد از دو هفته پیگیری مشخص شد یکی از همکلاسی ها دو تا کتاب گرفته و صداش رو هم درنیاورده ! حالا دو سه روزه کتاب کار خالی از پاسخ های سوالات ، رسیده دستم که خیلی هم سوالاتش سخته و باید بنده بشینم جواب هاش رو پیدا کنم و برایش بخوانم .. خودش هم ناامید میگه من که کار از کارم گذشته عمرا قبول بشم !!!! از این طرف هادی هم مریض شده چهار شبه تب میکنه تا ۴۰ درجه !! سه تا دکتر و دوره دارویی عوض کرده ولی بهتر نمیشه !!

نمیدونم چکار کنم !!‌اون وقت میشینن بیرون گوود و میگن لنگش کن ، شما چرا دپرس میشی و نوشتن حق شماست و شما صدای والدینی و از این هندونه های کال و نرسیده میزارند زیر بغلمون !

بگذریم از اتفاقات غیرقابل پیشبینی که اغلب شب امتحان پیش میاد ….. سوالم اینه : اگه یه بچه ی نابینا مادر نداشته باشه چطور از پس این درس ها برمیاد !؟؟

——————-
این مدل سربه هوایی و فرار از درس رو ندیدین نه شنیدین !! چون تنها مخترعش فقط حسن هست و بس !!!

ایام امتحاناتشه و ملزم هست بنشینه و نوارهای درسیش رو با رادیو ضبطش گوش بده و تمرین کنه . متوجه میشدم گاهی صدای یکنواخت گوینده ی نوار قطع میشد هیچ صدای دیگه ایی هم نمیومد که حدس بزنم داره با اسباب بازی هایش بازی میکنه بنابراین خیلی توجهی نمیکردم فکر میکردم که مثلا داره تو ذهنش مفاهیم درسی رو ثبت میکنه !

یک بار که صدای قطع نوار طولانی شد به گمان اینکه خوابش برده آروم رفتم توی اتاقش ، دیدم طفلکی روی زمین جلوی رایوضبطش نشسته و کله اش هم جلوی اسپیکر چسبیده به زمین وصدای ضعیف گوینده از اسپیکر شنیده میشد ، اینقدر دلم سوخت .. زیر لبی گفتم : الهی قربووووونت برم که سر درس خوابت برده … که یک باره دیدم مثل فنر از جا پرید و دکمه ی رادیو به ضبط رو فشار دار و صدای ضبط رو هم بیشتر کرد !!!!!!! :))

بره ی شیطون بلای ۱۳ ساله ی من دیگه آقا گرگ ناقلا شده !! خوشم اومد از شیطونیش !! یواشکی میره روی موج نمایش و نمایش گوش میده .. همینه که امتحان قبلیش رو که ۴-۵ ساعت بهش وقت داده بودم بخونه فقط ۳۰ صفحه از ۱۰۵ صفحه رو خونده بود !!

یک مدل دیگه هم فرار از درس داره ! وقتی هادی داره در هال پذیرایی با دی وی دی کارتون میبینه صدای ضبطش رو زیاد میکنه و درب رو نیمه باز میزاره و میشینه دم درب اتاقش یک گوشش رو به سمت بیرون میگیره ، اینطوری من گول میخورم که داره درسش رو گوش میده و اونم داره با خیال راحت فرکانس مورد علاقه ش ( صدای کارتون ) رو با گوشهایش میشنوه !!

عی ی ی بچه ی شیطون .. عاشق این بازیگوشی هاتم :)‌