مادر سپید

مادر یک روشندل

در آستانه ی روز مادر

اردیبهشت۳۰

سلام

روز میلاد دخت نبی اکرم اسوه ی عشق و وفاداری و محبت فاطمه الزهرا مبارک باد .

روز مادر مبارک .

 ۱۳ سال روز مادر رو به من تبریک گفتند بدون اینکه بدونم ممکنه در این روز مادرانی باشند بیشتر از اینکه منتظر تبریک باشند نیازمند دعای خیر جهت سلامتی هستند . بیایید در آستانه میلاد بانوی دو عالم فاطمه زهرا دست بر دعا برداریم برای مادرانی که این روز رو دور از پاره تنشون در بیمارستان ها یا مراکز نگهداری زندگی میکنند …

پیشاپیش تبریک میگم همه ی مناسبت های این روزها رو چون نمیدونم دوباره کی انگیزه نوشتن در اینجا رو پیدا میکنم .

 

سالروز آزادی غرور آفرین پاره تن وطن خرمشهر سرافراز رو تبریک میگم

چهار سالگی ات مبارک هادی عزیزم 

فدای تو مادر

 

تا بعد .

بیدار باش مادر

اردیبهشت۲۷

 سلام

امتحانات میان ترم حسن تمام شد و احتمالا از ۵ شنبه گرفتاری های امتحانات خرداد ماهه ..

گرفتاریهای امتحانات حسن هم ماجراهایی داره .. که یک قسمت سختش مربوط به خواندن دروس و برگه های امتحانی و جزوات ارسالی معلمین محترم هست .

از بچه گی عادت داشتم با صدای آروم کتاب بخونم . همه دلایلش یک طرف ، سردرد و  خواب آلودگی بعدش هم یک طرف .. خوب چه کنم ؟ به صدای خودم آلرژی دارم .. به صورت مدام که بلند حرف میزنم سرم درد میگیره و یواش یواش گوشم کر میشه !! بعدش هم خوابم میبره ! حالا همه اینا یه طرف خواب آلودگی یه طرف !! این خواب آلودگی خیلی وقت ها ماجراهای خنده داری درست میکنه ..

وقتی درس هاش رو روی نوار میخونم خودش هم میشینه کنار دستم که گوش بده تا بیشتر ملکه ی ذهنش بشه . خیلی سعی میکنم خوابم نبره :)) اما وقتی صدایم کش دار میشه و زبونم خوب نمی چرخه و گل و گشاد حرف میزنم حسن شستش خبردار میشه و با روشهای مبتکرانه ایی !!  بیدارم میکنه که گاهی باعث خنده مون میشه و گاهی هم عصبانیتم ! اولش یه کمی تکونم میده این روش تا یک دقیقه اثربخشی داره بعد شروع میکنه به خندیدن مخصوصا اوقاتی که من بین متنی که دارم میخونم شروع میکنم به تعریف خوابی که دارم میبینم !! :)) در این مرحله بیدارباش کمی میخندیم که دست کم ۵ دقیقه سرحال میشم بعد از اون نوبت کف زدنه !! به این ترتیب که انگشت هاش رو از هم باز میکنه و محکم دستهاش رو به هم میکوبه که چه صدای بلندی هم داره ! کله م به سقف میچسبه ! :) یا از کوبیدن وسایل دم دستشی به زمین صداهایی ایجاد میکنه که انتظارش رو ندارم !! این دفعه ی آخری که همچین دمپایی رو فرشی رو روی سرامیک کوبید که تا چند لحظه روی زمین دنبال چشمهای از حدقه بیرون زده ام میگشتم !! :)) 

از یکم تا ۲۳وم امتحاناتشه من نمیدونم کی وقت میکنم به کارهای خودم برسم .. در این وبلاگم هنوز نگفتم که انشالله  ۲۵ خرداد به فضل خدا با همسرم امیر عازم سفر حج و نائب الزیاره شما هستم .

کم نوشتهای گذشته به خاطر امتحانات میان ترم و بیماری ابله مرغان حسین و هم اکنون هادی و بیماری اطرافیان بوده . دعا کنید کمتر خوابم بگیره که امتحانات حسن به خوبی طی بشه میان ترم هاش که نمرات رضایت بخشی نداشت . به غیر از ریاضی که ۱۹ شد و چند تا از این ۲۰ الکی ها بقیه امتحاناتش ۱۶ تا ۱۹ بوده .

محض اطلاع پری:امتحان زبانش هم ۱۸ و نیم شده .

سلامت باشید و برقرار .

تا بعد .

یا فاطمه الزهرا

اردیبهشت۱۶

شکسته های دلت

در کوچه های غریبی

پای دلم را برید

بانو …

التماس دعا !

در دسته : دین نوشت | ۵ نظر »

داستان های دنباله دار بی حمایتی

اردیبهشت۱۲

سلام

خدای مهربون ؟؟؟ قربونت برم من که گفتم شکرت ؛ پس چی شد ؟؟

اوایل سال تحصیلی که نوار و سی دی ها قدیمی از آب دراومد و مشکل کتاب بریل به ما خودی نشون داد زدم تو سرم که ای داد ای بیداد ، ببین بچه های ما حتی کتاب درسی بریل ندارند .. هی پله های اداره های مختلف آموزش و پرورش رو بالا پایین دویدم و با کارشناسای مختلفی در این خصوص صحبت کردم که دست کم برای صد سال نوری آینده شاید به فکرشون برسه ممکنه بچه های نابینا به خواندن کتب بریل هم نیاز داشته باشند ! فکر میکردم عجب فاجعه ایی در تحصیل بچه های نابینا اتفاق افتاده تا اینکه اواسط بهمن بود از این بخشنامه بی حمایتی مطلع شدم به خودم گفتم ببین ناشکری کردی ! این امکاناتی که داشتی رو نادیده گرفتی حالا بیا بگیر حقته !! معلم رابط رو هم گرفتند .. اما من که همون اولش که از وجود منحوس بخشنامه مطلع شدم فهمیدم ناشکری کردم و گفتم خداجونم شکرت که بیشتر از ما حق و حقوق بچه هامون رو دریغ نکردند !! باز چی شد ؟؟؟؟؟ این آیین نامه دیگه چی بود !؟؟

چندروز پیش از مقام مطلع آموزشی شنیدم که در آیین نامه کشوری ثبت نام دانش آموزان آمده است که : دانش آموزانی که ابتدای هر مقطع تحصیلی در مدارس غیرانتفاعی تحصیل میکنند تا انتهای تحصیل در همان مقطع نمیتوانند در مدارس دولتی ثبت نام کنند !

اگر این آیین نامه که حداقل تا ۴ سال قبل هم قابل اجرا بوده واقعا وجود خارجی داشته باشه بچه های استثنایی حتی نمیتونند در مدارس دولتی ثبت نام کنند و با این بخشنامه رسما از تحصیل محروم میشند !! اگر کسی از این آیین نامه مطلع هست بهم اطلاع بده .. سپاسگذارم .

یکی از نظریه هایی که در خصوص به اجرا گذاشتن این بخشنامه قوت گرفته اینه که این اقدام در راستای حفظ آموزش و پرورش استثنایی از انحلال صورت گرفته ! از اینکه انحلال احتمالی آموزش و پرورش استثنایی هم یکی از غیر انسانی ترین تصمیم های غیرکارشناسی مسئولین هست میگذریم ، ولی باتوجه به اینکه در مدارس استثنایی برای دانش آموزان با هوش عادی جذابیت تحصیلی و آموزشی ایجاد نمیشه و در سالهای اخیر با وجود مشکلات فراوان اولیا و دانش آموزان مایلند با تحمل مسائل پیش رو در مدارس عادی تحصیل کنند و این گرایش به تحصیل در سیستم تلفیقی باعث شده آمار دانش آموزان در مدارس استثنایی به شدت کاهش پیدا کنه که طبعا باعث نگرانی کارکنان و برخی معلمین غیردلسوز استثنایی شده که تبلیغات وسیعی در بین اولیا و دانش آموزان مبنی بر آزارهای اجتماعی و روانی که در مدارس عادی بر فرزندان و خود ما صورت خواهد گرفت ، شده و میشود و یکی از اهداف این بخشنامه هم برگرداندن اجباری دانش آموزان از مدارس عادی به مدارس استثنایی هست ! از اینکه چه بدبینی نسبت به حضور در جامعه هم توسط ایشان انجام میشه هم میگذریم .

حالا اگر با یک نظریه سلیقه ایی و بدون درنظر گرفتن مشکلاتی که برای ثبت نام و ادامه تحصیل بچه هامون پیدا میکنیم باز هم بر اجرای این بخشنامه اصرار داشته باشند والدین بچه های استثنایی این بار به هیچ وجه سکوت نخواهند کرد .

ما به هیچ وجه حاضر نیستیم فرزندانمان رو به مدرسه استثنایی برگردونیم و دلیلش هم آزارهای روحی روانی و همچنین بی مایه بودن آموزش مدارس استثنایی هست . در صحبت هایی که با یکدیگر داشته ایم متفق النظر بودیم که بچه ها رو از مدرسه شون تکون ندیم .

به شخصه از نگه داشتن حسن در منزل ابایی ندارم که قبلا هم در کلاس دومش او رو به مدرسه نفرستادم هرچند از طرف آموزش و پرورش و مسئولین مدرسه مورد مواخذه قرار گرفتم اما با مشورت با کارشناسان دلسوز آموزشی مطمئن شدم در آن موقعیت درست ترین کار رو انجام دادم .

در آخر هم برعکس اغلب مطالبم که استفاده از آن را محدود به کسب اجازه کرده ام هر فردی اعمم از دولتی غیر دولتی داخلی یا خارجی با قصد سوء یا خیر و حتی شر اجازه داره بعد از اطلاع به بنده از مطالب مربوط به اجبار در ترک تحصیل دادن دانش آموزان استثنایی با هوش عادی در هر سایت خبر یا رسانه استفاده کنه ! وقتی مسئولین مربوطه در خواب خرگوشی هستند و  اینقدر از مسائلی که رده های پایین تریشون ایجاد میکنند بی اطلاعند بهتره با سیلی از خواب بیدار بشند !

من به هیچ رسته و گروه یا حزب سیاسی وابستگی ندارم .. متون بنده فقط دلنوشت های مادر یک روشندل ۱۳ ساله است .

شاکر

اردیبهشت۱۱

سلام

متشکرم از احوال پرسی هاتون .. خیلی بهترم .. داروهام رو مصرف میکنم و فکر میکنم که اثر خوبی هم داشته .. تحت درمان خاصی هستم که فعلا تا به نتیجه مطلوب نرسم درباره اش توضیح نمیدم .. دکتر از روی ام آر آی دو پلاکت ریز روی مخچه تشخیص داد که به زودی درمان خواهد شد . جزئیات رو نمینویسم … ( بعدا ) حالا دقیقا منظورش از پلاکت چی بوده من نمیدونم ! ولی اون خال هایی که در تصاویر ام آر آی به من نشون داد در مقیاس بزرگتر حداقل اندازه سفیدی ناخن شست بود ! دکتر به من گفت در عرض یکی دو ماه درمان میشم چون خیلی زود مراجعه کردم .

به طور میانگین هر دو ساعت دارو دارم ولی خوبیش اینه که ساعتی نیست مثلا گفته روی سه بار ، دو بار یا یک بار ، قبل از غذا و بعد از غذا و غیره … که خودم وقتش رو آزادم تنظیم کنم .

پرهیز غذایی م سردی ها و ترشی جات ه که عجیب دلم میخواد ناپرهیزی کنم !! »:-) حتی آب سرد یخچال هم برام مضره .. که در مقاله ایی خوندم که مصرف مداوم ترشیجات و سردی ها باعث تغلیظ خون و گرفتگی رگ ها و ایجاد پلاکت های بیشتر میشه . قابل توجه افرادی که دائم ترشی لواشک میخورند .

حدود ۱۵ ساله گاها پشت پهلوی راستم درد شدید دارم . همیشه به دکتر میگفتم از کلیه هام هست ولی با هیچ روش تشخیص پزشکی کلیه هام رو مقصر ندونستند و در واقع یکی از اون درد هایی بود که برچسب عصبی بودن درد خورد !! نهایت کاری که فوق تخصص های ارولوژی کردند مصرف دوره های آنتیو بیوتیک بود . حداقل عارضه این ناهماهنگی عملکرد کلیه هام ، کم آبی شدید بدنم بود طوری که بدن آب نگه نمیداشت ولی حالا با داروهای جدیدی که میگیرم ، کلیه هام بهتر کار میکنه و خیلی راضی ام . با خیال راحت میتونم مایعات مصرف کنم بدون نگرانی از دفع چند برابر آن ..

سرگیجه هام کمتر شده .

 عصب های صورتم بهتره افتادگی سمت چپ لبم کمتر مشخصه .

همچنان حس آزار دهنده وجود جسم خارجی در چشم راست عذابم میده و با کوچکترین فشار عصبی چشم کوچکتر میشه و چشم چپم به سمت بالا کشیده میشه .

هفته گذشته که فشارعصبی کوچکی داشتم سه روز به خاطرش از کار و زندگی افتادم ، پررو تر از مرض منم که اسیر لحاف و بالشم نمیشم . روز اول که پرروپررو لنگ زنان رفتم بیرون خرید خیلی جزئی انجام دادم که پشیمون شدم دو تا بسته جوانه ماش رو نمیتونستم بلند کنم چون با برداشتن کیسه سبک خرید عضله داخل ساق دستم دچار اسپاسم شد ! روز دوم بچه آدم شدم نشستم توی خونه ولی روز سوم حس بهتری داشتم و چند ساعتی رفتم خرید لباس برای حسن D: ! این وردپرس چرا اسمایلی نداره ؟!! شکلک خونم پایین افتاده !!! :-/

اتفاقی که برای مفاصل پای راستم افتاد فکر میکردم تظاهرات جدیدیه !چند ساله که یک باره پام قفل میکنه و بی حرکت میشه اما با کمی ماساژ سریع به حالت اولش برمیگرده اما این بار یه کمی (چندروز) طول کشید . صبح با اسپاسم و گرفتگی عضله های پشتی ساق پا شروع شد بعد زانو درد شدید و تا ظهر هم درد و اسپاسم به لگن رسید که تا ۳-۴ روز درد شدید ادامه داشت ولی الان در حد قابل تحمله . خوشبختانه میتونم بدون جلب توجه راه برم و لنگ نزنم .

 همان روز دست راستم کرخت شد نمیدونم دقیقا چطور میشه حسش رو تشریح کرد ! ام م م … حس میکردم بزرگتر شده ، برای تشریحش یاد دست هالک افتادم ! :) هر چه بود خواب رفتگی نبود ..

گزگز و خواب رفتگی همچنان هست و گاهی شبها بیدارم میکنه چندی پیش در مقاله ی پزشکی خوندم گزگز میتونه علامت آرتروز و یا دیسک هم باشه ! جلل الخالق ! :-O

سالهاست این گزگزهای عجیب و غریب رو دارم حتی گاهی پوست سرم خواب میره که تا به حال به کسی نگفته بودم چون واقعا خنده داره شما هم اگر خواستی بخند :d ولی خوب حتما دلیلی داره لابد مرض دارم دیگه ! :)

داروی خاصی هم برای تیروئیدم مصرف میکنم که دکتر گفت  ریختش مثل مرباست و مزه اش کمی گس ه ، تو دلم گفتم کوفت باشه ولی اثر کنه ! کاش کوفت بود زهرماره !! :-@

دو هفته تمام هست که داروها رو مصرف میکنم و تا دو هفته دیگه ویزیت مجدد دارم وقتی میبینم ویولت حالش بهتره امیدوارتر میشم :) هرچند تظاهرات بیماری من با تظاهرات بیماری ویلی قابل مقایسه نیست . 

از نظر پزشکان بیماری به دردی میگند که آدم رو ناتوان کنه ولی ناهماهنگی عملکرد حیاتی بدن هرچقدر هم کم و کوچک باشه میتونه اثر زیادی روی زندگی بزاره ! که خوشبختانه برای این دکتر که ازش شاکرم :d کوچکترین درد اهمیت داره و باید درمان بشه .

خدا رو شاکرم و امیدوارم که هرچه زودتر همه ی بیمارانی که دردهاشون ناشناخته مونده به زودی یک فرشته مهربان درد و درمانشون رو تشخیص بده .

 نتیجه کامل که گرفتم درباره روش درمان مینوسیم اگر هم یه دفعه چپ و چوله شدم باز :-) بازم مینویسم ! ؛-)

تا بعد .

ادامه نوشت : موضوع بخشنامه بی حمایتی در حال پیگیری اولیاست که در پست های آتی مینویسم .

در دسته : حال نوشت | ۶ نظر »

جهت ثبت

اردیبهشت۵

سلام

جهت ثبت در آرشیو … اینجا دیگه جای دفتر خاطراتم رو گرفته ..

سه چهار هفته است که باز هم علائم بیماری نافهمدیده شده ی ۶-۷ ماه پیشم به صورت خفیف ظاهر میشه ..

اوایل سردردهای شدیدم تشدید شد قسمت بالا و پشت سرم  و پشت گوش چپ به سمت گردنم .. غیر متقارن شدن عضلات سمت چپ صورتم و تاری چشم راست ..

دیروز صحبت عادی میکردم حس کردم ساعد دستم داره خواب میره .. کمی نرمشش دادم درست شد !

امروز صبح باز عضلات صورتم بازی درآورد محل ندادم زانوی راستم یه حس عجیبی داشت که خیلی کوک نبود ! گفتم بی خیال شاید دارم فکر میکنم این جوریه ! خوابیدم و بلند شدم متن پست قبل رو نوشتم خواستم بلند بشم که  دیدم کلا پام سنگینه درست راه نمیره !

منتظرم یک وقت از دکتر سیگارودی بگیرم ..

بخشنامه ی خداحمایتی

اردیبهشت۵

سلام

دیروز به مدرسه ی نابینایان نرجس رفتم برای بیشتر دانستن موضوع بخشنامه ی بی حمایتی ، هرچند قبل از عید از طرف مدیر مدرسه نابینایان خزائلی صحت خبر تایید شده بود ولی باز هم درباره اجرای بخشنامه ی بی حمایتی تردیدهایی بود . ولیکن بخشنامه صادر شده و گویا استدلالات هیچ کدام از همکاران و معلمین تلفیقی که طی جلسات بی شماری با رئیسه ی بخش مربوطه داشته به نتیجه نرسیده .به هر حال .. دلایلی که عنوان شده برای صدور بخشنامه بسیار واهی ست .. یک دلیلش رو نوشتم پرداخت حقوق به معلم دولتی که در بخش خصوصی خدمت میکنه ! دلیل واهی تر دیگر کمبود معلم هست !! من نمیدونم چرا بعد از این همه ساااااال آموزش و پرورش این دروغ بزرگش رو بس نمیکنه ! تو مملکتی که بیشتر از نیمی از جمعیتش معلمی رو دوست دارند و متقاضی و تحصیل کرده این شغل هستند باید به شغل های کاذب یا غیر تخصصی دیگه روی بیارند چون استخدام نمیشند ! حالا اون دسته که استخدام هم میشند اینقدر آموزش و پرورش تحت عنوان های مختلف اذیتشون میکنه و بلا سرشون میاره که از تدریس که هیچ از زندگی هم سیر میشند ! این چه وضع آموزش و پرورش مملکت ماست !؟ بعد از ۳۰ و چند سال هنوز یک دلسوز نیومده دلش برای سواد این مردم بسوزه ! قبل از این ۳۰ ساله لااقل کسی ادعا نداشت ! همه بی سواد بودند ! علت عقب ماندگی ما بود این بی سوادی اما به قول دوستی لااقل با تیغ ریش میزدند با ریش که تیغ نمیزدند !؟

به قول روزهای جانبازی  : آقایان فقط فرصت می کنند به افرادی مثل کیروش التماس کنند که هدایت تیم ملی فوتبال را به او بدهند و میلیارد میلیاد هم هزینه کنند اما وقتی نوبت تحصیل یک عزیز نابینا پیش میاد بودجه شون ته می کشه …

اصلاح میکنم نظر جناب کاووسی (روزهای جانبازی )را که این بخشنامه عمومیست !

دیدید بعضی ها رو که قرص پول ندارم خوردند ! طرف میلیاردره ۱۰ تا آپارتمان داره بهش میگی برای خودت یه سنجاق سر بخر میگه پول ندارم ! این آموزش و پرورش ما هم همینطوریه !!! همیشه میگه پول ندارم ! ساخت ۹۰ درصد مدارس رو که سپرده به خییرین .. برای لوازم کمک آموزشی هم که ماشاااالله زحمت خاصی نمیکشه خدا پدر شرکت های خصوصی ( مردم ) رو بیامرزه خودشون دست به کار شدند ! می مونه حقوق معلمینش و خورده خرج های دیگه مث تجهیز مدارس و تهیه کتب درسی و پرداخت هزینه های آبونمان های شهری ادارات و مدارسش و  ….. حالا من نمیدونم واقعا آموزش و پرورش اینقدر بدبخته که زورش نمیرسه حقوق معلمین رو بده یا نه افرادی هستند که منظورشون از عنوان کردن این مشکل و محروم کردن عده زیادی از دانش آموزان از تحصیل ، تضعیف این وزارت خونه است !؟؟؟

یک نظر مضحکانه از طرف این مسئول شنیدم که ایشان یکی از دلایلشون رو تجمع بچه های استثنایی در مدارس دولتی مناطق و استفاده از یک معلم به جای چند معلم در مدرسه دولتی ست !

 آخه عزیز من رئیس محترمه ! خانووووم که شایدم مادر باشی !! این دانش آموزان استثنایی هستند استثماری نیستند ! همینجوریش هم مدارس دولتی بچه های ما رو پذیرش نمیکنه ! کلی منت میزارند تحقییر میکنند حرف کلفت میزنند و چشم و ابرو نازک میکنند !!اولیا  چقدر زیر سیبیلی رد میکنند که بچه شون رو ثبت نام کنند ! آخه کدوم مدیر عاقلی چند بچه استثنایی رو یکجا توی مدرسه اش ثبت نام میکنه ؟؟ شما با این کارتون میخوایید بچه های ما رو مجبور کنید به مدارس استثنایی برگردند !؟؟؟ چطور توقع دارید مدیرانی که به فرزندان ما به چشم دردسر و مزاحم نگاه میکنند زیر بار مسئولیت چند نفر از این بچه ها برند !! حالا به فرض که با قهر و خواهش و تمنا و التماس چند دانش آموز در مدرسه دولتی ثبت نام بشند ! شما خودت بچه ت رو با ضرب و زور تو مدرسه ایی چپوندی ؟؟؟ نکنه فکر کردی ارزش بچه من از بچه تو کمتره ؟؟ فکر کردی با این بخشنامه چه ضربه هایی به بچه من میزنی ؟؟ بچه من در کلاس ۱۷ نفره شاید نفر ۵م کلاسش بشه ولی در کلاسهای ۴۰-۵۰ نفره رتبه ایی نمیاره که انگیزه ایی برای جنگیدن با بی مسئولیت های امثال شما در خصوص ارائه ابتدایی ترین لوازم آموزشی داشته باشه !؟

 واقعا دارید خدمت میکنید ؟؟ به قول خودتون فکر میکنید حقوق تون حلاله *!؟؟

به بچه های ما کتاب بریل دادید ؟؟؟ ندادید !

کتاب صوتی هاشون مال چند سال پیشه ؟؟؟ روتون میشه بگید ؟؟ فکر نمیکنم بدونید که کتاب صوتی هایی که به بچه های نابینا دادید سال ۱۳۸۵ پر شده ! کلی کتاب ها حذف و اضافه داشتند !! میگویند اگر اعتراضاتتون رو بیشتر کنید شااااااید ممکنه احتمالا برای سالهای بعد کتاب های صوتی به روز بشند !!!

چه وسیله آموزشی در اختیار بچه هامون گذاشتید ؟

لوح و قلم ۱۵۰۰ تومنی رو هم که خودم باید از کانون پرورشی بخرم !!

پرکینز ۷۱۰ دلاری رو میخرم دو میلیون تومن ، شما ناراحت میشید ؟

تخته رسم و پرگار و نقاله بریل رو  میخرم ۴۰۰ هزار تومن ، شما میفهمید ؟؟

داشتن نقشه جغرافیای بریل و یک بار لمس کردن اون که جزء آرزوهای محال سرانگشتان بچه های ماست !

تنها وسیله آموزشی که دست اغلب بچه های ماست یک لوح و قلم ایرانی پلاستیکی و  لوح حساب که یکی از دیگری غیر استانداردتر که هر کدام به زعم بنده ابزار شکنجه سرانگشتان بچه های ماست !

واقعا یه دور دور خودتون بزنید ببینید کجا ایستادید ؟؟ امثال شما ابتدایی ترین حقوق آموزشی بچه من رو ازش گرفتید . این نقص حق عواقبی به دنبال خواهد داشت ! خساراتی که وارد خواهد شد در آینده خودش رو نشون میده .. شاید به زعم شما فرزندان ما جزء آینده سازان نیستند ، بر این فرض محال ، همنشین آینده سازان که خواهند بود ؟؟ نمیخواهید همنشینان فرزندان آینده سازتون افرادی با معلومات و صاحب نظری باشند ؟

چقدر این طرز تفکر شما غیرکارشناسیست ! من یک مادر بدون هیچ نظر کارشناسی از وضعیت مدارس ، میدونم که تنها دانش آموزان استثنایی مدارس تلفیقی ، نابینایان نیستند !! ناشنوایان ، کم توانان ذهنی و دانش آموزانی با محدودیت های جسمی و گاها ویلچری هم دانش آموز همین مدارسند در کره ماه که تحصیل نمیکنند ! شما چطور فکر کردی این حجم دانش آموز رو در مدارس عادی میپذیرند ! غیر عاقلانه ست این کار ! معلم عادی از عهده یکی دو تا دانش آموز هم بر نمیاد سخته واقعا بدون آموزش دیدن آموزش خاص دادن !!

برخورد مادی کردید با وجود عزیزان ما ! راه حل مادی پیشنهاد میکنم .. بخشنامه تان وقتی درست و کارشناسانه خواهد بود که شما برای مدارس دولتی عادی تون تسهیلات و تمهیداتی بیاندیشید قولی وعده ایی پاداشی به معلمینتون بدهید !! که فشار عصبی والدین کمتر بشه ! فقط به خاطر انسانیت ! اگر در وجودتان هنوز وجود داشته باشه !

ارادتمند مادر یک کودک روشندل

———————

 * متاسف شدم که شنیدم ایشان در جمعی که معلمین تلفیقی را خواسته بود عنوان کرده که حقوق این معلمین حلال نیست !! فکر کنم ایشان کم کم جای خدا را هم خواهد گرفت !

  به ترتیب راست به چپ :

نمونه نقشه جغرافیایی

لوح حساب – جدیدترین نوع دستگاه بریلر پرکینز با قیمت ۷۱۰ دلار امریکا

لوح بریل نویس ایرانی – پرینتر بریل

لوح بریلر آلومینیم ساخت مدرسه نابینایان پرکینز امریکا حدود ۲۸ دلار -  تخته رسم ریاضی ساخت مدرسه نابینایان پرکینز ۱۱۸ دلار

 

انواع بریلر های پرکینز رو در این سایت ببینید .

انواع بریل افزار رو در این صفحه ببینید .

برخی دوستان هشدار دادند ممکنه به خاطر استفاده از برخی واژه ها فیلتر بشم ، اگر صفحه ام فیلتر شد در وبلاگ سابقم ادامه خواهم داد . roshandel.persianblog.ir

بخشنامه ی بی حمایتی

اردیبهشت۳

سلام

بخشنامه صادر شد !

یک معلم رابط داشتیم که از سال تحصیلی آینده اون رو هم ازمون گرفتند ..

کتاب بریل که نمیدند ، کتب صوتیشون هم مال عهد پارینه سنگیه از سال دیگه هم معلم رابط نمیدند !!

خوب چرا ملت رو راحت نمیکنید !؟ چرا اینقدر هزینه تحمیل میکنید به ما !!؟ خوب بچه ها رو بنشونید خونه دیگه !!؟ وقتی عضو فرهیخته تون راحت میگه مهم نیست یه نابینا بدونه کیومرث رو با “س” مینویسند یا “ث” دیگه از شما که کارشناس نیستید چه توقعی میشه داشت ؟؟

محتوای بخشنامه این هست که به دانش آموزان استثنایی که در مدارس عادی ( تلفیقی ) غیر انتفاعی تحصیل میکنند معلم رابط تعلق نخواهد گرفت .

علتش ؟؟ خدمت معلم بخش دولتی در بخش خصوصی و متضرر شدن سازمان آموزش و پرورش بابت پرداخت حقوق ، از ادامه ی تدریس معلمین رابط  دانش آموزان استثنایی در مدارس غیرانتفاعی ممانعت کردند .

لابد فکر میکنند با این هزینه های کمر شکن درمانی و کمک درمانی بچه هامون از روی دل خوش و شکم سیری هست که سالی چند میلیون هزینه مدرسه غیر انتفاعی شون میکنیم !!؟؟ به غیر از خلوت بودن کلاس ها و فضاهای محدود و کوچک مدارس غیر انتفاعی و رسیدگی بیشتر معلمین به دانش آموزان چه ویژگی خاصی برای بچه های استثنایی داره ؟ مگر ما چه توقعی از سیستم آموزشی مملکت داریم به غیر ارائه آموزش مناسب در حد توان فرزندمون که تامینش اینقدر سخت ه !؟ یک درصد فقط یک درصد از امکانات آموزشی که برای بچه های عادی محیا کرده اید برای بچه های ما فراهم کنید حیرت زده خواهید شد از پیشرفت و توانایی های این بچه ها !!

نه کتاب درسی بریل میدهید و نه کتب صوتی جدید و به روز شده و حالا که معلمی که متون بریل رو برای تصحیح معلمین به بینایی برمیگرداند و تدریس دروسی که معلمین عادی از تفهیم آن عاجز بودند را به عهده میگرفت را هم از ما دریغ کردید .. دست مریزاد به این تعهد کاری شما ! تعهدذذ انسانی تون و تعهد مذهبی تون ..

بعد از انقلاب ، سوادآموزی اجباری شد ، تحصیل رایگان بود ، محاصره اقتصادی بودیم ، جنگ تحمیلی بود ، زیر توپ و تانک شهر اهواز درس میخوندیم ، چند ماه چند ماه مدارس به علت بمباران تعطیل بود ولی هیچ گاه تحصیل علم به این سختی نبود !! سالهاست که برای تحصیلمون هزینه های مالی پرداخت میکنیم ولی دو سه سالی هست برای تحصیل کردن و بیشتر فهمیدن باید با زمین و زمان بجنگیم !

چندین راه رفتم که بتونم حسن رو در غیرانتفاعی نگه دارم همه ش به بن بست خورد .. حتی حاضر شدم حق التدریس معلم رو خودم پرداخت کنم ولی گفتند امکان نداره چون نامه ایی به معلم رابط من نمیدهند که بتونه فعالیت رسمی داشته باشه !!

هنوز چند راه نرفته باقی مونده که بعد از اقدام خواهم نوشت .  

تا بعد .

برمیگردم ..

اردیبهشت۱

سلام جناب رسته ادمین محترم ! بابت قالب متشکرم ..

بنده هیچ … خوانندگان عزیز منتظرند که نظراتشون رو ببینند !!

اگر کمکی از دست ما برمیاد بفرمایید انجام بدیم !

خواننده های گرامی بنده نظر خودم رو انتهای نظر شما مرقوم میکنم ولیکن بعد از تایید نظرات در سایت آپلود نمیشود ..

تا درست شدن سایت ازتون عذرخواهی میکنم .