مادر سپید

مادر یک روشندل

تولدت مبارک یلدا

آذر۳۰

سلام
از دله بازی و شکمباره گی افراطی خوشم نمیاد ! حالم از مردمی که برای پر کردن شکمشون مسابقه میدند بهم میخوره ..
امشب شب یلداست و سفره ی خیلی ها خالیه .. مثل سفره ی یلدا …
امشب شب یلداست و بچه های زیادی هستند که دلشون میخواد فقط قد دل یه گنجیشک از ته دل بخندند ، کنار پدر و مادرشون باشند ، سالم باشند بتونند بدوند بتونند بازی کنند و بتونند از ته دل فقط فریاد بزنند : مادر …
امشب ، شب یلداست شب میلاد یلدا ی ۹ ساله با همه وجودم آرزو میکنم فردا که اولین رکعت نمازت رو خوندی ، علیرضا بعد از ۱۵ سال سکوت با صدای بلند فریاد بزنه : یلدااااا .. قبول باشه خواهری …
تولدت مبارک دردانه .. دلت شاد و لبت خندان ..
imagesCAU75P8A.jpg

رابطه آزاد شدن بنزین با ترک تحصیل

آذر۲۹

سلام
بنزین سهمیه‌ای ۴۰۰ و آزاد ۷۰۰ تومان تعیین شد
براساس اطلاعیه شماره ۲ ستاد هدفمندسازی یارانه‌ها؛
خبرگزاری فارس: ستاد هدفمند کردن یارانه ها در اطلاعیه شماره ۲ خود میزان سهمیه و قیمت های جدید حامل های انرژی را اعلام کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس متن کامل این اطلاعیه آمده است:
میزان سهمیه و قیمت های جدید بنزین و گازوئیل وگاز خودرو (سی ان جی) در حوزه حمل و نقل که بر اساس قانون هدفمندکردن یارانه تعیین شده است برای وسایل نقلیه بنزین سوز، گاز سوز و گازوئیل به شرح ذیل اعلام می شود:
۱ـ سهمیه بنزین خودروها اعم از شخصی، عمومی و موتورسیکلت بدون تغییر و معادل سهمیه آبان ۱۳۸۹ تعیین می شود.
۲ـ بنزین معمولی سهمیه ای به قیمت هر لیتر۴ هزار ریال و بنزین معمولی غیرسهمیه ای به قیمت هر لیتر ۷ هزار ریال و گاز خودرو (سی ان جی) هر متر مکعب به قیمت ۳ هزار ریال تعیین می شود.
۳ـ بنزین سهمیه ماه های گذشته خودروهای شخصی که در کارت سوخت افراد باقیمانده است به صورت ذخیره برای آنان حفظ و با قیمت هر لیتر بنزین معمولی ۱۰۰۰ ریال و بنزین سوپر ۱۵۰۰ ریال قابل استفاده است.
۴ـ سوخت کلیه خودروهای گازوئیل سوز با توجه به نوع و کاربری سهمیه بندی شده و گازوئیل سهمیه ای خودروهای گازوئیل سوز به قیمت هر لیتر ۱۵۰۰ ریال و گازوئیل غیرسهمیه ای به قیمت هر لیتر ۳۵۰۰ ریال تعیین و از طریق کارت هوشمند سوخت قابل استفاده خواهد بود.
۵-به منظور حمایت از بخش کشاورزی، ضمن تعیین سهمیه سوخت مراکز و ماشین آلات این بخش قیمت هر لیتر گازوئیل سهمیه ای ۱۵۰۰ ریال و قیمت غیر سهمیه ای ۳۵۰۰ ریال تعیین می گردد.
۶ – جهت رفاه و نیز امکان مدیریت فعال بخش حمل و نقل که از گازوئیل استفاده می کنند سهمیه این بخش به صورت دو ماهه با قیمت ۱۵۰۰ ریال تعیین و از طریق کارت هوشمند سوخت خودرو قابل استفاده است.
سهمیه و قیمت های اعلامی از ساعت ۲۴ روز شنبه مورخ ۲۷ آذر ۱۳۸۹ قابل اجراست.
ضمناً‌ علاوه بر سهمیه عادی مندرج در بند۱ ، سهمیه علی الحساب و حمایتی خودروهای عمومی و شخصی بنزین سوز به قیمت هر لیتر ۱۰۰۰ ریال تعیین می شود که از دی ماه ۱۳۸۹ از طریق کارت سوخت خودرو قابل استفاده است.
همچنین وسایل نقلیه دیزلی (گازوئیل سوز) نیز از سهمیه حمایتی علی الحساب حداکثر میزان مصرف۱۰روز برای یک مرحله با قیمت ۱۶۵ ریال بهره مند می گردند.

imagesCAN64WGT.jpg
یکی از بچه ها هم که بارها تو این وبلاگ براش درخواست کمک کردم ولی جوابی نگرفتم دیروز بهم زنگ زده بود .. طفلکی چقدر بهش فشار اومده بود تا راضی شده بود تماس بگیره .. سه تا بچه ش هم نابینا هستند .. میگفت پسر ۵ ساله ش چند روزه هی میگه پسته میخوام .. پسر وسطی ش کاپشن نداره و مانتو شلوار دختر بزرگش اینقدر فرسوده و مندرس شده که دیگه خود مادره از دیدن مانتو به تن دخترش خجالت میکشه .. ۱۰۰ تومن میخواست که بتونه ارزاق و لباس برای ۳ طفل یتیمش بگیره .. قرار شد فردا با بچه هاش بیاد فروشگاه (محل اردوی آموزشی فردا ) تا هر چی میخواد براش بگیرم ..بهش نگفتم که ۱۰۰ تومن رو هم میدم ، نخواستم عادت کنه به کسی رو بندازه ..
میگفت بنزین گرون شد .. شاید مهدی پسر۱۳ ساله ش مجبور بشه ترک تحصیل کنه .. از شهرک واوان تا صاددقیه که مدرسه نابینایان هست هر روز دست کم ۷۰۰۰ تومن پول بنزینشه .. راست میگه نه درآمدی داره نه پشت و پناهی از کجا بیاره ؟ یک خانواده بدون همسر بدون پدر به اندازه کافی داغون هست وقتی مشکلات مالی هم مضاعف بشه چقدر میتونه اوضاع وخیم بشه .. سعی کردم براش خونه ایی توی تهران بگیرم اما پولش جور نشد ..
مشکل قلبی و دارو ودرمان دختر بزرگش که قوز بالا قوزه شونه ، دو سال پیش دخترک در ۱۵ سالگی مجبور شد برای کم شدن تحرک و استرس به خاطرش ترک تحصیل کنه .. دو ماه از وقت ویزیت قلبش گذشته و باز هم مشکلات مالی .. تابستان خودش هم یک جراحی داشت که نتونست هزینه ش رو بده ، من بیشتر نگران خودش هستم که با این مشکلات بچه هاش مبادا بیماریش از پا بندازدش !
.. میگفت همین دیروز پریروز فرم درخواست یارانه ها رو پر کرده !! با این پروسه نامه بازی ادارات ما کو تا این درخواست به مرحله اجرا در بیاد !؟
شاید بگید پس کمیته امداد یا بهزیستی یا مراکز خیریه و فلان مگر کمک نمیکنند ؟
کمک بهزیستی که بلا نسبت شما و ایشان به درد خرمای سر قبر آدم هم نمیخوره !! دو ماه یک بار برای هر نفر ۳۲ هزارتومن .. کمیته امداد که اگر بخواد کمک کنه کی هزینه ساخت کاخ های اداری مربوط به این ارگان رو بده ؟ ..مراکز خیریه هم عضو نیستند تا جایی که میدونم .. تا به حال بیشتر گذران زندگی شون از طریق خانواده های خود بچه های نابینا بوده .. کل پولی که هر ماه دستشون بیاد ۲۰۰ هزارتومن یه وقتی کمتر یه وقتی بیشتر میشه ..
خونه شون اینقدر دوره که به هر کسی معرفی شون کردم نتونسته بیشتر از دو سه بار بهشون سر بزنه .. خونه ایی که دارند رو یک خییر برای سکونتشون خریده .. یک خونه ۴۰ متری در شهرک واوان .. ازش درخواست کرده خونه رو بفروشه و تهران یه جایی براشون اجاره کنه که بچه ش مجبور نشه توی خوابگاه مدرسه بمونه اما خییر قبول نکرده چون قیمت خونه ش خیلی پایین میاد وو ضرر مالی میکنه !
تماس دیروز این مادر و بانوکشاورز پاک بهم ریخته م کرده !!
پاراگرافها از هم گسسته شده .. مربوط به افکار از هم گسیخته ای ه که سعی کردم توی پست قبلی درباره ش چیزی نگم ..
تا بعد .

من خیلی نگرانم ..

آذر۲۹

سلام
به من گفتند هیچی نگو .. اما من خیلی نگرانم ..
امتحان های پایان ترم حسن از ۸ دی شروع میشه ..
به من گفتند هیچی نگو .. اما من خیلی نگرانم ..
مدتیه یکی از خواننده گان خاموش وبلاگ از کانادا به صورت آنلاین درس زبان میده .. تقریبا میشه گفت حسن داره راه میفته .. کمتر گیر میکنه و سریعتر سئوالات رو جواب میده .. داره عادت میکنه بپرسه و جواب بده .. متشکرم پری جان ..(اسمت رو طبق درخواستت حذف نکردم ببخشید دلم نیومد :embaressed عوضش کردم :shades 1 دی ۸۹)
به من گفتند هیچی نگو .. اما من خیلی نگرانم ..
فردا برنامه آموزش خرید از شهروند صادقیه گذاشتم .. امیدوارم بچه ها درس هاشون رو بهانه نکنند و حتما بیاند .. مثل همیشه مبلغی به همه بچه ها میدیم که خرید کنند .. این برنامه تنها فرصتیه که بچه های نابینا اجازه دارند به همه اجناس بی دغدغه و بدون منع دست بزنند بپرسند و انتخاب کنند .. این بار به دلیل برداشتن یارانه ها :tounge به هر کدوم از بچه ها ۵۰۰۰ تومن هدیه میدیم به کم بضاعت ها ۱۰۰۰۰ تومن و به ایتام ۵۰۰۰۰ تومن ..
به من گفتند هیچی نگو .. اما من خیلی نگرانم ..
امتحانات میان ترمش تموم شد .. درس ها استپ کردند و در حال مرورند .. نگران خوندن و میزان نمراتش نیستم .. اما ……….
به من گفتند هیچی نگو .. اما من خیلی نگرانم ..
دوست جون دیگری برنامه ایی با پاورپوینت نوشت و فرستاد که حسن بتونه مستقلا با این برنامه درس زبان رو تمرین کنه و بخونه اما این ویندوز ۶۴ بیتی قوزمیت من هیچ برنامه ایی روش نصب نمیشه لااقل برنامه های که در ایران هست !! نتونستم از برنامه ش استفاده کنم .. صدبار به امیر گفتم بابا تکنولوژی این مملکت در پیتیه !! یه لب تاب وطنی میگرفتی و خلاص !! زبانش هم ایتالیاییه !! :sick برخی از لغات مشابه انگلیسیه ولی خیلی از لغات فرق فوکوله !!!
ای وااای .. به من گفتند هیچی نگو .. اما من خیلی نگرانم ..
هر چقدر سعی میکنم فکرم رو به یه جای دیگه بفرستم نمیشه .. نمیتونم ..
کشاورز جان گفتی حرف نزنم .. من خیلی نگرانم ..نتونستم کمتر از این حرف بزنم !
فکرم متلاشی شده از دیروز که بهم گفتی ………. فقط تا یک ماه دیگه حرف نزن !!!
امان از دست مسئولینی که خارج از تخصصشون برای یک گروه از جامعه تصمیماتی میگیرند که زندگی اون ها رو تحت تاثیر قرار میدند .. :sick
دیروز برگه امتحان عربی حسن رو میدیدم .. با اینکه خیلی خونده بود ۱۶ گرفته بود !! برای اولین بار به نحوه تصحیح معلمش نگاه کردم بیشتر از ۱و نیم نمره رو به خاطر غلط نوشتن منشی از دست داده بود !!!!!!!!! من میگم ۱ و نیم یعنی دست کم گرفتم !!! یک غلط دیگه هم داشت که در سئوالات بعدی اون رو اصلاح کرده بود قائدتا معلم متوجه میشه که دانش اموز مطلب رو یاد گرفته اما نمره اون سئوال رو نگرفته بود !!
اااای واااای .. به من گفتن هیچی نگو !!!!!
بهتره تا نگفتم برم پی کارم :sad ..
تا بعد ..

شرکت FMI

آذر۲۷

سلام
بنده در حال حاضر در کشور جمهوری اسلامی ایران زندگی میکنم و با وعده ایی که پدرم ۳۰ سال پیش به بنده داد برای پیشرفت ! .
.
.
متاسف شدم برای یدک کشی اسلام توسط مملکتم وقتی کوچکترین حق و حقوق انسانی در آن نادیده گرفته میشود …واقعا نمیدونم به چی این مملکت دلم خوشه ؟! از زخم خارهای گلی که به سرم زده میسوزم !
.
.
روی مود نوشتن نیستم ! یه چیزی میگم بعدا باید به صد تا نامرد جواب بدم !
بی خیال ..
امروز خیلی اتفاقی این لینک رو دیدم .. http://www.fminow.com/
احتمالا باید از فیلترشکن استفاده کنید ، شنیدم که دوستان نتونستند باز کنند .. لینک فیلترشکن اولترا۹٫۸ :

http://www.4shared.com/download/255923429/e35276e9/u96c.html

بر و بچه های جسمی و حرکتی این اتول ها رو سیر کنید و کشکتان را بسابید احتمالا تا ۱۰۰ سال آینده شاید دو-لت ما هم به فکر بی فکرش رسید اندکی در ایاب و ذهاب شما آسایشی ایجاد کند !:oh
برای ترجمه تحت اللفظی از این سایت کمک بگیرید .. http://translate.google.com
سایت ترجمه قوی تری هم اگر میشناسید به بنده معرفی کنید .
hondaEx.jpg
در معرفی این شرکت آمده است :
آزادی موتورز ، شرکت (FMI) تبدیل شده است دسترسی به وسایل نقلیه بر روی صندلی چرخدار برای بیش از بیست سال است. After introducing the USA to the rear-entry wheelchair van configuration in 1987, FMI continued on its path of innovation and advancement by developing an assortment of incredible wheelchair accessible vans and vehicles that cater to the unique personalities of their customers. پس از معرفی ایالات متحده آمریکا به عقب تنظیمات صندلی چرخدار ورود ون در سال ۱۹۸۷ ، FMI در مسیر خود از نوآوری و پیشرفت های در حال توسعه طبقه بندی از روی صندلی چرخدار باور نکردنی کامیون های در دسترس و وسایل نقلیه است که تهیه کردن به شخصیت های منحصر به فرد از مشتریان خود را ادامه داد. In addition to their core wheelchair van products, which include Toyota Siennas and Dodge Grand Caravans, the Honda Element with the Freedom Motors USA X-WAV Conversion (Xtreme Wheelchair Accessible Vehicle), the Chrysler PT Cruiser Rider/Driver/Convertible, and the accessible Scion XB, have changed the face of mobility and represent the pinnacle of wheelchair accessible vehicle design and safety. علاوه بر محصولات خود را بر روی صندلی چرخدار هسته ون ، که شامل تویوتا Siennas و دوج گراند کاروان ، عنصر هوندا موتورز آزادی با ایالات متحده آمریکا تبدیل پنل های ال ایکس (Xtreme صندلی چرخدار قابل دسترس خودرو) ، کرایسلر پاسیفیک رزمناو رایدر / درایور / تبدیل ، و در دسترس قلمه مفید تشکر نموده اند ، را تغییر داده اند صورت تحرک و نشان از اوج طراحی خودرو بر روی صندلی چرخدار قابل دسترسی و ایمنی. Currently, FMI has done more independent crash testing than any other mobility vehicle manufacturer in the US and we pride ourselves on the fact that all of our handicap and wheelchair accessible vehicles have passed on the first attempt. در حال حاضر ، FMI انجام داده است تست تصادف مستقل تر از هر تولید کننده خودرو تحرک دیگر در ایالات متحده آمریکا و ما غرور خودمان را در این واقعیت است که همه ما از نقص و وسایل نقلیه بر روی صندلی چرخدار قابل دسترس کرده اند در همان بار اول منتقل می شود. With a wide variety of wheelchair van and handicap accessible vehicle models available, ranging from minivans to cars and SUVs, Freedom Motors has an option to fit every special need. با طیف گسترده ای از ون صندلی چرخدار و نقص مدل خودرو در دسترس در دسترس ، اعم از minivans به اتومبیل و SUVs ، موتورهای آزادی است گزینه ای را برای هر جا نیاز خاص است. “Everybody deserves a choice,” says Raz Bocanegra, National Sales Manager of Freedom Motors. “هر کس شایسته انتخاب می گوید :” راز Bocanegra ، ملی مدیر فروش موتورهای آزادی. “In the past, full-sized wheelchair vans were the only option people had. “در گذشته ، اندازه کامل بر روی صندلی چرخدار وانت کسانی بودند که تنها گزینه بود. We wanted to change that. ما می خواستیم را تغییر دهند. Our Research & Development Department’s mission is one of constant innovation and improvement and we prefer to think of ourselves as the locomotive rather than the caboose in the world of mobility. ما تحقیق و توسعه وزارت ماموریت یکی از نوآوری مداوم و بهبود است و ما ترجیح می دهم به خودمان فکر می کنم به عنوان لوکوموتیو به جای اطاق کارگران قطار در جهان از تحرک. We enjoy providing our customers with cutting edge wheelchair accessible vehicles that they can be proud of”. ما لذت بردن از ارائه به مشتریان خود را با لبه برش وسایل نقلیه بر روی صندلی چرخدار در دسترس است که می توان آنها را افتخار “. Whether you’re looking for a wheelchair van or an alternative wheelchair accessible vehicle, you’ve come to the right place! این که آیا شما به دنبال ون صندلی چرخدار و یا وسیله نقلیه دیگری قابل دسترسی بر روی صندلی چرخدار ، شما به جای حق آمد! Welcome to the Future of Mobility! خوش آمدید به آینده از تحرک!

باز این چه شورش است که در خلق عالم است ؟

آذر۲۳

hy.jpg

بدوووو گاز بده بروووو

آذر۲۲

سلام
بدو گاااز بده برووووووووو هیچی نشد بدو برووووووووووووو ..
بعد از اینکه یه تکون خفیف به ماشینم وارد شد و صدای ضبط ماشین رو کم کرده و شیشه ها رو پایین دادم ، متحییر و با تعجب به راننده هایی که از کنارم رد میشدند نگاه میکردم که سعی میکردند سرشون رو تا جایی که دراز میشه طرف شیشه من بکشند و بعد از گفتن جملاتی از این قبیل ، خودشون تیک آف میکشیدند و دددد برو که رفتی !! به پشت ماشین نگاه کردم دیدم یک ماشین بزرگ اومده تو کمر ماشینم !! خوب من که تا حالا به غیر از هوا با مخلوق دیگه ایی تصادف نداشتم واسه همین هم متوجه نشدم که سر پیچ موقع پیچیدن ابتدای سپر سمت راست ماشینم به سپر جلویی یک ماشین مشکی گرفته ! تا منظره رو دیدم گفتم الان راننده ش پیاده میشه بددهنی میکنه ! ترسیدم .. نمیدونستم این جور موقع ها باید دقیقا چکار کنم .. به خودم مسلط شدم و زدم کنار … شب بود داشتم میرفتم دنبال امیر که با هم بریم دکتر که شرحش رو در پست قبلی نوشتم … تا اومدم درب ماشین رو باز کنم ماشین مشکی اومد چسبوند به درب ماشین که باز نشه !! یا حضرت عباس .. گیر چه آدم خطرناکی افتادم .. هیچکس جرات نمیکرد نزدیک بشه !! چادرم رو جلوتر کشیدم به سمت راننده نگاه کردم فکر کردم توی این تاریکی و با این استرس باز ، تاری دید * گرفتم چشامو چند بار باز و بسته کردم و به سمت راننده نگاه کردم و پرسیدم چی شد ؟ ماشینتون چیزیش شده ؟ که شیشه مشکی به آرامی پایین اومد و دو نفر آقای قوی هیکل جنتلمن رو دیدم که کلی تریپ مثبت بودند عینهو فیلم ها .. اونی که نزدیکتر بود گفت : نگران نباشید چیزی نشده اما شما مقصرید چون سر پیچ بودید و ما رو ندیدید ! و به صندلی خالی عقب ماشینم نگاهی انداخت و آمرانه و محکم ادامه داد : وقتی ما براه افتادیم شما هم میتونید برید !! من هم متقابلا نیم نگاهی به سمت عقب ماشینشون کردم سایه ی یک آقای روحانی رو دیدم که دستشو تکون میداد انگار بخواد من رو آروم کنه و بگه : چیزی نیست چیزی نیست ..
تازه دوزاری کج کوله ترسیده ام افتاد ای بابا به کی زدی !!!؟؟ به کی خوردی !!!؟؟؟ کیه ؟ کی بود ؟؟ کیییییه ؟ من نبودم !!
وقتی به راه افتاد پلاک نمره سیاسی ش رو هم دیدم !! مخم هنگ کرده بود چند لحظه خشکم زد و اتفاقی که در عرض شاید ۵۰ تا ۶۰ ثانیه افتاده بود رو سعی کردم حلاجی کنم !!! تازه فهمیدم چرا ملت وقتی از کنارم رد میشدند تقریبا فریاد میزدند :
بدوووو بروووووو گازشو بگیییر بدووووو بروووو !!
حالا این گازشو بگیر رو خوب اومدن اما این بدو برو دیگه چی بود ؟؟ :silly
وقتی حافظه م رو بکار انداختم یادم افتاد که این ماشین مشکی نهنگ الجثه که نفهمیدم چه مدلی بود سر نبش با چراغ خاموش ایستاده بود و احتمالا موقع پیچیدن م ، ماشین مشکی هم همزمان راه افتاده بوده ، چون بیشتر حواسم به ماشینهای سمت چپم بوده این طرف رو ندیدم .
امیر جهت روحیه دادن به بنده گفت : بیجا کرده که گفته تو مقصری (من ::teeth:shades) !!! بعد هم ادامه داد هر کی هر چی گفت باید قبول کنی :phbbbt؟ مقصر اون بوده که نبش خیابان با چراغ خاموش ایستاده و بی ملاحظه راه افتاده ، لابد میخواستی خسارت هم بهش بدی ؟:phbbbt:phbbbt!!
مرسی که اینقدر روحیه مضاعف میدی امیر جان :sad :brokenheart
چه میدونم من که هنوز تو شوک تکان های دستهای روحانی ه ام که برعکس محافظینش سعی میکرد طوری من رو که ترسیده بودم رو آروم کنه !
——————————————
*این تاری دیدم اینقدر نیست که مانع رانندگی م بشه .. لکه کوچکی روی چشم راسته که علتش مشخص نیست هنوز !
این بود اتفاقات دیروز بنده که در دو پست در این وبلاگ و یک پست هم در مامان خاتون نوشته شد ..

http://mamankhatoon.persianblog.ir/post/89/

به این عکس عاشقانه هم حتما حتما نگاهی کنید :

http://neginh.net/?p=1422

تا بعد .

انبار همایونی !

آذر۲۲

سلام
هفته پسی نتیجه آزمایش تیروئیم رو گفتم که به حد بی سابقه ایی بالا رفته بود که خودش علت بسیاری از بیماری هاست .. از عوارضی که در من تشدید شده بود خواب آلودگی شدید و نحوست رفتاری بود :devil این دو مورد بیشتر از هر عارضه دیگه ایی من رو اذیت کرد چون مستقیما روی بچه ها اثر میذاشت .. الان بعد از یک هفته استفاده دارو تازه دارم بهتر میشم .
در این دو هفته اخیر سرگیجه هایی که از ۴ ماه پیش شروع شده بود ، تشدید شد که سه بار از پشت سر زمین خوردم که یک بارش خطرناک بود . عدم تعادلم بیشتر در زمانی که یک جا بی حرکت بایستم خودش رو نشون میده ، اگر گاها مجبور بشم چشمم رو ببندم حتما تعادلم رو از دست میدم و بیشتر هم به سمت عقب میفتم ، وزوز گوش که شبیه به صدای سوت تلوزین برفک دار بود هم به صورت مستمر داشتم . به توصیه یکی از آشنایان از متخصص گوش و حلق وبینی وقت گرفتم که دیروز ویزیت شدم . نظر ایشان هم ورم غشاء مغز بود که در اثر یک تب ویروسی احتمالا ایجاد شده و باید مراحل خودش رو بگذرونه اما با تجویز داروهایی میشه روند بهبود رو تسریع کرد .. سه مدل قرص داد و یک داروی تزریقی که بدجوری قیافه ش من رو ترسوند !! و تاکید کرد اصلا در حالت بیداری چشمم رو نبندم ! :eyebrow مگه میشه !؟ یه وقتایی لازمه !! :silly
داروهایی که داد رو سرچ کردم :
۶۰ عدد قرص خارجی بتاسرک ۸ میلی گرمی که اثر دارویی ش بیشتر برای وزوز گوش و سرگیجه ست . روزی دو عدد یکی صبح یکی شب .. در سرچ هام توضیح مفیدتر از این دو کلمه پیدا نکردم .
۲ عدد قرص پردنیزولون ۵ میلی گرمی که نوع تزریقی ش رو دکتر قبلی داده بود ولی تزریق نکردم . به دستور پزشک ۵ روز اول دو تا ، ۵ روز بعد یک و بقیه اش رو روزی نصفه قرص مصرف کنم .
قرص سیناریزین ۲۵ میلی گرم هر روز ظهر با معده پر ۱ عدد . این قرص هم برای رفع وزوز گوش و سرگیجه هست که متاسفانه خواب آور هم هست !! حالا چرا گفته کله ظهر بخورم نمیدونم !! :atwitsend لابد فکر کرده من تا کله ظهر میتونم بیدار بمونم ! :yawn یا شایدم فکر کرده که برای تخریب چیای محترم منزل یک نفر پرستار بچه دارم !! :yawn
یک داروی تزریقی هم بهم داد که وقتی داشت زیر لب میگفت و توی نسخه مینوشت شنیدم ۶۰ عدد ….. خشکم زد و زهره ی مبارکمان آب شد !! مخ گرامیمان هنگ فرمود ! دست و پاهای همایونیمان به لرزه افتاد و دست آخر پرسیدم ؟ ۶۰ تااااااااااا آم÷ول ۲۰ میلی گرمی ؟ اون وقت برای چی ی ی ی ؟ :nailbiting:cry نگاه عاقل اندرسفیهی کرد و گفت نه دخترم ! شایدم میخواست بگه نه کوچ بولو !! :teeth صبر کن !!!! بعد از کلی ایجاد حس تعلیق گفت دو تاست :whew دو تا ۲۰ میلی گرمی :hypnoid سرنگش رو که توی داروخونه دیدم فشارم رفت روی ۴-۵ !!! سرنگ نبود که :nailbiting بلا نسبت خودم و خودت به گاو میزدی نعره ش به هوا میرفت :confused
یکیش رو همونجا توی درمانگاه زدم دو بار زد تا رگ رو پیدا کرد ، رگ همایونی مان آش و لاش شد !!:cry اما درد خاصی نداشت ! راستی اسمش یادم رفت :
دکستروز ۲۰% محلول قابل تزریق ، تامین کالری مورد نیاز بدن و کاهش فشار خون مغزی ـ نخاعی و ادم مغزی !
دکترم بهم گفت این امپول برای بالا بردن قند خونه و تزریقات چی گفت برای از بین بردن مایع پشت گوشه ولی سرچ ها این اطلاعات رو داشتند که در معرفیش نوشتم !!
هفته پیش هم برای تیروئیدم یک سری دارو گرفتم که بیشتر ویتامین های گروه B بود که ۴ تا آمپول تزریقی مکمل هم داشت که هفته ایی یکی بزنم و هنوز شروع نکردم !!
امروز هم باید یک دکتر دیگه برم که با داروهای جدید احتمالا معده همایونی تبدیل به انبار دارو شده و کلیه ی مبارکمان از کار میفتد !!! :nailbiting
توضیحات دارویی رو بیشتر برای آرشیو خودم و اطلاع ( خودم خانوم ! که اسم یکی از دوستانه و منظورم خودم یا من نیستم :dontknow!!! آخه خودم جان این اسمه تو گذاشتی روی خودت آدم رو دچار بحران نوشتاری میکنه !! :laughing ) که مشتاق بودند بنده امپول بزنم نوشتم که بدونند به آرزوشون رسیدند ! بنده آمپول زدم .. دلت خنک شد ؟ :waiting :wink
تا بعد .

کارنامه میان ترم حسن

آذر۱۷

سلام
کارنامه میان ترم حسن رو از توی جامیز کلاسش پیدا کردیم !! متعجب شدم چون حسن حتی بهم نگفت که کارنامه ش رو دادند ! احتمالا وقتی برگه آ۴ رو دستش دادند نگفتند که چی روش نوشته و حسن هم مستقیم شوتش کرده توی جامیز ..معمولا برگه های امتحانیش رو هم از توی جامیز درو میکنیم !! سرزنشی از طرف ما در کار نیست .. از نمره هاش راضی نیست …
همه نمراتش عالی نیست ولی باارزشه چون خودش به سختی تلاش کرده ، اگر از نمراتش مطلع بشه حتما ضدحال میخوره چون پارسال با معدل ٢٠ قبول شده نمیخواد غیر از ٢٠ نمره دیگه ایی بیاره ، ریز نمراتش برای اطلاع دوستانش و آرشیو خودم :
قرآن ……………………………………………………………١٩
تعلیمات دینی ……………………………………………….٢٠
عربی…………………………………………………………..١۵
املاء فارسی …………………………………………………٢٠
قرائت فارسی ………………………………………………..٢٠
اجتماعی ……………………………………………………..١۵
تاریخ …………………………………………………………..–
جغرافیا ………………………………………………………..١٨
املاء زبان ……………………………………………………..١١
ریاضیات ……………………………………………………….١٩
علوم تجربی ……………………………………………….۵/١٨
حرفه و فن …………………………………………………….–
معدل کل ۵۵/١٧
رتبه اش در کلاس و پایه اول راهنمایی هم نفر پنجم شده ..
درس تاریخ و حرفه و فن هم به تعطیلات خورد که نمراتش رو نگذاشتند و هر دو رو ٢٠ گرفته .
این طور که معلومه سر کلاس زبان چیزی یاد نمیگیره چون آموزش مبنی بر تصویره و به جای تدریس کتاب اصلی بیشتر از کتاب کمک آموزشی استفاده میکنند .. ریاضیاتش هم به همین شکل .. حسن اصلا فرصت نمیکنه به غیر از کتاب درسیش سراغ کتاب کمک آموزشیش بره برای همین از نظر محتوایی از همکلاسی هاش کمتر تمرین حل میکنه .. عربی ش بد نیست مثل خودمه استعداد ادبیات عربیش بیشتره بهتر میفهمه .. امتحانش هم که خراب کرد تقصیر من شد که نرسیدم براش درس آخری و کتاب کمک آموزشیش رو بخونم که ۶٠ درصد از سئوالاتش مربوط به اون بود ! نمیدونم تا کی انرژی دارم که هر روز براش درس هاش رو بخونم تا او یاد بگیره ! باید برای شب هایی که فردا این دو درس رو داره معلم بگیریم که لااقل آموزش اصولی بگیره .
واقعا خیلی سخته .. مامانایی که بچه هاشون بزرگترند چکار میکنن ؟ :sad واقعا این حجم درس رو به عهده خود بچه بزاریم که خودش بخونه ؟ خیلی ظلمه !! واقعا دور از انصافه ! این بچه ها دائم در حال سختی کشیدن هستند اهل پوخ و پنبه نیستند که ! از اول عمرشون باید در سختی بزرگ بشند پس کی بچه گی کنند ؟ :oh برای درس شون هم اینقدر زحمت میکشند ..
از الان اون روزی رو مجسم میکنم که با این همه مشقت حسن داره تحصیل میکنه با امکانات زیر صفر بعد که در کنکور قبول بشه باید بشنویم که : قبول شدی چون از سهمیه استفاده کردی !!
دارم به یک نتیجه تلخ و سختی میرسم .. دلم نمیخواد بگم ولی انگار تحصیل این بچه ها هیچ ارزش حقیقی برای سیستم آموزش و پرورش نداره که اگر داشت …………
هیچی ..
ولش کن ..
حرف تکراری ..
خسته شدم ..
چه فایده ایی داره ! ؟ کی میشنوه ؟ چه میکنند ؟
هیچی فقط سوهان روح خودمه ! :dontknow
فقط خودم باید یک تنه مثل تراکتور کار کنم تا به جایی برسه ! اگر حسن الان یک مرد بالغ بود و در این سیستم فعلی بزرگ شده بود دلم نمیخواست هیچ وقت حسن یک کار دولتی داشته باشه یا به دولتی که بهش هیچ کمکی نکرده خدمت کنه !! :confused
تا بعد ..

فعالیت علوم حسنین

آذر۱۶

سلام
من حسنم :
من رفتم سر یخچال چون خیلی بازم گشنه م شده بود .. به نظرم رسید که تخم مرغ بردارم تا برای خودم و برادرم درست کنم .. به خاطر همین تخم مرغ شستم و بعد دیگی رو برداشتم ، نه نه نه ، قابلمه ایی رواز جا ظرفی برداشتم همون موقع یک ظرف پلاستیکی توی ظرفشویی افتاد .. بعد از آن قابلمه رو پر از آب کردم و تخم مرغ رو توی اون گذاشتم .. چون خیلی گشنه م بود میخواستم زودتر بپزه برای اینکه پختن سریعتر اتفاق بیفته به آب ش ناخالصی اضافه کردم تا زودتر بپزه .. ناخالصی مثل نمک یا شکر یا هر چیزی .. که میتوان به آب تخم مرغ ریخته تا سریعتر پخته شود .. این مطلب را در آزمایشگاه مدرسه مان فهمیدم برای همین میخوام این کار رو تو خونه انجام بدم .. باید این را بگویم چون اگر اینکار رو انجام بدیم بروی تخم مرغ اثری ندارد چون پوسته دارد و طوری اش نمیشود .. چون مادرم بلد نبود این کارو نمیکرد ! الان هم دنبال یک ذره بین م که پیدا کنم که به حسین نشون بدم مولکول ها چطور بر اثر تبخیر از همدیگر فاصله میگیرن و تبخیر میشن .. مامااااان ذره بین کو ؟ میکروسکوپ بهتره .. داریم ؟
این درس علوممه مال بخش فیزیک . فصل چهارم بخش تصعید و چگالش
————————–
در همین اثنا حسین یک عدد قرص نعنایی کرد توی چشمم و پرسید مامان مامان ؟ ( همیشه دوبار میپرسه ) اگه اینو بندازم تو قابلمه تخم مرغ چی میشه ؟ گفتم بنداز ببین چی میشه .. بعد از اینکه قرص رو انداخت گفت : مامان نیستش الان انداختم این تو ولی نیست ! دور و بر گاز رو نگاه کرد و روی زمین رو هم نگاه کرد و دستاشو مث این اسمایلی :dontknow کرد و گفت نه نیستش انگار فرار کرده !! ناقلا منو گذاشته بود سر کار و ادا در میاورد !!! :laughing حسن توضیحات علومی حل شدن قرص در آب رو به حسین داد ..
بعد از اون فعالیت شیمیایی آتش زدن دستمال کاغذی روی گاز رو انجام داد :silly که بر اثر این آزمایش دستمال کاغذی تغییر شیمیایی پیدا کرد و همچنین کف پوش خوشگل آشپزخانه ام ، دچار تغییر شکل و رنگ و همچنین بو شد :cry !!
در فعالیت بعدی حسین قصد داره آب رو آتش بزنه :nailbiting ! از این حسین بعید نیست !! :thinking
بعد هم با قاشق ضربه ایی به تخم مرغ توی قابلمه زد که پوسته ش ترک برداشت و سفیده ش بیرون ریخت ، فریاد زد : مامااان بچه ش داره دنیا میاد !!! توش جوجه داره بیا نجاتش بده !!! :sick :rolling
اگر بخوام از فعالیت های این سه تا بنویسم دستم از کیبورد جدا نمیشه معمولا وقتی خوابیده اند مینویسم برای همین زود یادم میره:embaressed …
تا بعد ..
بعد از تحریر : فعالیت مامان کش+ونانه:nailbiting یک دختر !!!
این هم یادداشت یک بلاگر شیطون برای آزمایشات جدید از طرف خودم (من نه !! خودم ، اسم ایشون اینه خو+دم !! :hypnoid) : حالا که دنبال فعالیتهای علمی و واکنشهای شیمیایی هستن آزمایش واکنش سرکه و جوش شیرین باید خوب باشه (یه بادکنک که جوش شیرین توش ریختین رو روی یه شیشه کوچیک که توش سرکه ریختین محکم کنین و سرکه رو توی بادکنک برگردونین که خونه زندگیتون در امان بمونه) فکر کنم اگه مدتدش خیلی هم کم نباشه بادکنک اونقدر باد بشه که حتی هادی هم متوجهش یشه. اگرم فضای بازی سراغ دارین که می شه توش یه کم کثیف کاری کرد یکی از اون قرص نعناها رو توی یه شیشه نوشابه بریزین و ازش فاصله بگیرینو یه فواره حسابی نوشابه ای تماشا کنین. ضمنا اگه یه مقدار الکل توی آب بریزین نه تنها آتیش می گیره بلکه کلی هم آتیشش داغه. برای دیدن فاصله گرفتن مولکولها از هم هم می تونین از یه ظرف آب استیل استفاده کنین حبابهای آبش با چشم غیر مسلح هم دیده می شه. برای تصعید یه قالب یخ رو پر کنین و بذارین یخ بزنه، با یه چیزی ارتفاع یخ رو اندازه بگیرین و بعد بذارین یخ مربوطه چند هفته ای توی فریزر استراحت کنه. وقتی به مدت کافی بمونه کاهش ارتفاعش بازم محسوس خواهد بود. با نفتالین هم می شه یه آزماشی در این زمینه کرد ولی نمی دونم چقدر طول می کشه. اگر چگالش همون انبساط و انقباض خودمونه احتمالا می تونم چند تا آزمایش کمی تا قسمتی کم خسارت هم در اون مورد بگم. اگه لازمه خبرم کنین
:teeth
والله اسم پسرا بد دررفته !!! :silly :wink

بیاین بریم خرید

آذر۱۶

سلام
این چند روزه عکس های چند تا از اردوها رو توی فیس بوکم گذاشتم .. دوست بلاگری که برنامه های آموزش خرید رو هماهنگ میکرد باز هم از اون سر دنیا شماره همکارانش رو برام فرستاد و بعد از هماهنگی های لازم احتمالا روز ۳ شنبه ۳۰ آذر ، شب یلدا یک اردوی جدید آموزش خرید برای بچه ها خواهیم داشت . :regular
بچه ها بزرگتر شدند و نیاز هست که برنامه بهتری برای ارائه اطلاعات مورد نظرشون در خصوص اجناس داشته باشم . خصوصا وسایل مورد علاقه شون در گروه الکترونیک یا لوازم جانبی کامپیوتر . طبق معمول هم به بچه ها رو گروه بندی سنی میکنیم و به هر گروه متناسب به نوع نیازشون ، مبلغی از طرف گروه میدیم که بتونند مستقل خرید جزءی انجام بدهند .
یکی از بلاگرهای سابق به من سپرده بودند که برای عید غدیر گذشته مبلغی به بچه های ایتام گروه عیدی بدهم که یادم نمیاد به چه علتی این کار رو نکردم ! ولی جناب برادر خان یک دلیلی داشت یادم نمیاد !! :oh
برای فصل سرد میخوام تعدادی لباس گرم برای ایتام گروه تهیه کنم . خصوصا کاپشن یا کت گرم .. آشنایی توی بازار داشتم که هر سال از ایشون پوشاک رو تهیه میکردیم که متاسفانه ایشان هم مغازه شان رو عوض کردند و خبری ازش ندارم . حالا اگر کسی رو میشناسید که میتونه در ارائه یک جنس مرغوب با قیمت مناسب به ما کمک کنه لطفا به من معرفی کنید .. به یک نفر از خیل عظیم دوستان داوطلب برای کمک هنگام خرید نیازمندیم ! :teeth دوستا هنوزم هستین یا نه گرفتارین ؟ :thinking
مدتیه که در فیس بوک حضور پررنگ تری نسبت به وبلاگم داشتم ..به عبارتی دچار فیس بوک زدگی شده بودم ! ولی هیچ جا وبلاگ خود آدم نمیشه ! بهترین جای دنیاس !! :hug فیس هم خوبه ولی برای دو خط نوشتن .. ابزارهای فیس بوک برای راحت نوشتن خوبه ولی خونه نیست ، حریم نداره ، من با این سیاست طراحش موافق نیستم ، که قطعا عمومی بودن فضای فیس جزء اهداف اصلی طراحان فیس بوک بوده ! اما از ابزار مورد علاقه م آلبوم عکس ، زیاد استفاده میکنم :heehee .. ..
بخش های مورد علاقه سرکار خانم خودم رو قبلا به اطلاعش رسوندم قسمتیش رو اینجا برای آرشیو خودمم میزارم ..
برای رفع سرگیجه هام که مدتیه که تشدید شده این بار متوسل به متخصص گوش و ح و ب شدم که انشالله یکشنبه آینده ویزیت کنند ، ۱۰ درصد هم ممکنه از اون ناحیه باشه … اون درصد هم مربوط به سنگینی ه وظایفی ه که پشت گوش انداختم .:eyebrow
پس MRI هم فعلا تعطیل تا پزشک جدید چی تشخیص بده ..
اضافه وزن م که به طرز ناامید کننده ایی بالا رفته هم بعد از تست تیروئید مشخص شد که برای کم کاری شدید تیروئیده ، شاخصه اندازه گیری تیروئیدم از همه این ۱۵ سالی که دچارش بودم بالاتر رفته !! :nailbiting مسلما عوارض دیگه هم به همین نسبت تشدید شده ! بدخلقی و یا به قولی نحوست رفتاری :devil خواب آلودگی فجیع !! الان اگر یک دفعه خارجی نوشتم بدونید خوابم برده :teeth !! اثرات داخلی ش بماند .. با این رژیم غذایی ناسالم مملو از شیرینی و شکلات خوشبختانه هیچ کدام از شاخصه های قند ، چربی ، و همچین چیزای خونی م بالا نبود ! غیر از کم خونی که برام عجیبه سالها بود که کم خونی نداشتم !! :hypnoid
الان هم دارم میرم یکسری آزمایش دیگه بدم ، چکار کنم ننه ؟ کلکسیون مرض شدم دیگه :yawn
داره خوابم میبره .. پاشم برم تا خواب منو نبرده :yawn ..
بر و بچه های سبز امروز دور و بر من شلوغ پلوغ نکنینا من خیال ندارم شهید بشم !! :yawn
تا بعد ..
بعد از تحریر : دیدین آخرش خوابم برد ؟!!!! :dontknow تازه الان خوب شدم :laughing یه وقتی خیلی مضحک شده بود همه جا خوابم میبرد !!! :laughing ولی خیلی خطرناکه ها .. مثلا وقت عبور از خیابان ؟ :nailbiting ولی یه همچین جایی آدم خوابش ببره هر بلایی که سرش بیاد حقشه !! :laughing
ولی خوب شد خوابم برد وگرنه میرفتم دکتر همیشگی م که مرکز تجمع دانشجویان هست ، بعد از ظهر بهش زنگیدم متوجه شدم محله ش رو عوض کرده !! امروز اصلا حس ترسیدن نداشتم !! تو این تجمعات آدم از هر دو طرف میخوره !! از سبزی ها میخوره چون چادر سرت ه فکر میکنن اونوری ی ! از دولتیا میخوره چون اونجا هستی و فکر میکنن بازم اونوری ی !! البته من در جریان نیستم شلوغ پلوغ شده یا نه ! خواب بودم !! البته خوابم مثل خواب کرو-بی نیست که یه دفعه بلند بشم ببینم دنیا کن فن یکون شده !! :shades
ساعت : ۱۵

« مطالب قدیمی تر