مادر سپید

مادر یک روشندل

ماه مهر

مرداد۲۷

سلام
ماه مهر و مهربانی ماه بخشش ماه استغفار و اصلاح روح مبارک .
تا چند روز دیگه adsl م وصل میشه و میتونم هر حرفی که از دلم گذشت رو بنویسم !
چند نکته :
بلاخره بعد از یک ماه دنبال آقای غافل بودن و هزار ناراحتی روحی که ایشون وارد کرد تونستیم ۳ میلیون از ۵ میلیونی که چک بی محل داده بود رو بگیریم !!!
ارزاق ماه رمضان را هم به یاری خدا دادیم !
هنوز جریان فرودگاه مشهد رو از طریق دفتر وزیر راه دنبال میکنم . قول دادند که پیگیری و دلجویی کنند تا چه حد نمیدونم !
از این سریال های ماه رمضان هیچکدام رو دنبال نکردم تا انکه یکی از سکانس های سریال ملکوت بدجوری تکونم داد … وقتی که حاجی فتاح که دست خییرش هم کم نبوده تو اعمال خییرش کمتر نیت خالصانه داشت و به همین سبب نمیتونست به برزخ بره .. فکر کردم که من در اعمال خیری که داشتم چقدر خودم رو در نظر گرفتم و چقدر خدا رو در نظر گرفتم !؟ با خدا معامله کردم و بده بستون راه انداختم یا برای رضای خدا این کارها رو انجام دادم !!! برای خودم متاسف شدم ..
دلم تکون خورد … از معامله با خدا بدم میاد از اینکه دعا کنم که به واسطه دعایی که میکنم از خدا چیزی بخوام بیزارم ! اصولا زیاد دعا نمیکنم برای درخواست مطلبی ! …
بعد از سالها از خوندن نماز لذت بردم .. چقدر لذت داره نماز خوندن بدون اینکه یکی بهت یادآوری کنه یالا پاشو با خدات حرف بزن !

تا بعد .

پیگیری خواهد شد..

مرداد۷

سلام
توسط یکی از دوستان شرح مختصری از اتفاقات رو نوشته و به دفتر آقای بهبهانی وزارت راه و ترابری فرستادم . تماس گرفتند و گفتند پیگیری میکنند .
از طرف انجمن حمایت از معلولین “ب” قول پیگیری دادند .
در سایت ایلنا شرح کاملی از مصاحبه ام درباره اتفاقات فرودگاه تحت عنوان حکایت مسئولینی که یاد نگرفته اند از معلولان پذیرایی کنند ٔ داده شد .
چندروز پیش یکی از برنامه ها خانوادگی سیما برای تهیه یک برنامه به منزل ما آمند . درباره نقش خانواه در تربیت فرزند معلول که بخش هم شد . این برای تایید صحبت برخی از دوستان بود .
و درج خبر در سایتهای مختلف :
خبرخونه
تالار گفتمان اسپیشیال
اسم وب لوود نشد !‌
سایت خبری وطن
پردیس پایگاه خبری تحلیلی
حقیقت
سبز آنلاین
جامعه سب.ز دانشجویان سب.ز مسلمان
سایت مرجع هوانوردی و هوافضای پارسی
این یکی نظر کارشناسی درباره حضور معلولین در هواپیماست که توصیه میکنم بخونید .
نتیجه سرچ در گوگل
من سه کلمه : ایلنا+سفر روشندلان مشهد +هواپیما رو سرچ کردم و نتایج بالا رو داد .
لازم هست ذکر کنم :
هر گونه استفاده از مطالب این وبلاگ بدون اجازه کتبی از نویسنده پیگرد قانونی در پی خواهد داشت.
و …
آقای غافل همچنان چک ۵ میلیون تومانی ش رو پاس نمیکنه . و تماس های هرروزه ما بی نتیجه ست .
…….
لازم بود مثل هرسال این وقتها برای ایتام سبد ارزاق ماه مبارک رمضان تدارک و تهیه بشه اما فعلا که یخچال و انبارهای امثال غافل با اون اتومبیل بنز آخرین سیستمش بیشتر به پول این بچه ها احتیاج داره که بعد از اینکه دو هفته از گذشتن چک غیرقابل پیگیری هنوز هم مثل اینکه با بچه طرفه اگر اشتباها تماس ما رو پاسخ بده یواش میگه جلسه ام تا دو دقیقه دیگه تماس میگیرم و دو روز از دو دقیقه بعدش میگذره و خبری نمیشه !!‌
اگر کسی میدونه بهم بگه راه قانونی نقد کردن چنین چکی که توصیفش رفته چجوریه ؟
( چک مال صندوق قرض الحسنه ایی در آستاراست و زیرش قید شده غیرقابل پیگیری ! )
تا بعد .

سفرنامه هنگ مامانها ۲

مرداد۳

قسمت دوم
… وقتی چراغ بستن کمربند ها برای فرود روشن شد با ناباوری بلند شدم تا انتهای سالن برم گفتم شاید من کسی رو در سالن ندیدم و در انتهای سالن باید طبق عرف پرواز ها حداقل دو نفر از مهمانداران نشسته باشند اما خبری نبود تعدادی عکس از بچه ها گرفتم که اگر مهمانداری بود قائدتا برای اینکه در زمان روشن شدن چراغ کمربندها و نزدیک شدن زمان فرود به من تذکر میدادند اما صدایی از کسی بلند نشد !! با تکانهای هواپیما تو دلم خالی شد شیطنت رو کنار گذاشتم و سریع به جایم برگشتم چی میشد گفت ؟! وقتی هواپیما چرخهاش رو باز کرد یکی از مهمانداران با عجله اومد آمد و به سرعت بالشهای هواپیما رو از زیر سر بچه ها کشید رفتارش توهین آمیز بود انگار میترسید مبادا بالشی از سازمان هواپیمایی کشور کم بشه !! بچه ها هنوز خواب بودند ، برق سالن روشن نشده بود حتی هواپیما از حرکت نایستاده بود . منظورشون از این حرکات چی بود حتی اگر خلاف میلشون در این پرواز مهمان دار این بچه ها شده بودند نباید نارضایتی از پرواز رو به مسافرینشون نشون میدادند خبری از روی گشاده ایی که مهمانداران در سرویس دهی به مسافرین میدهند نبود . من به شخصه پروازهای داخلی متعددی داشتم در همه آنها حداقل ۴ الی ۶ مهماندار در ابتدا ، اواسط وانتهای سالن مینشینند . بالشهای مسافرین بعد از پرواز جمع آوری میشند ، پذیرایی با روی گشاده انجام میشه ، ابتدای پرواز کام مسافرین رو با آب نبات شیرین میکنند که در زمان افت فشار هوا دچار عارضه های افت هوا نشوند ، خواسته های مسافرین در طی پرواز در هر تعدادی باشه انجام میدند ، به بچه های کوچک اسباب بازی میدهند … اما در پرواز اختصاصی ما این خبرا نبود !
برخی از بدرفتاری هایی که از مادران شنیدم : مادر سبا شنیده بود که مهمانداران به همدیگر گفته میگفتند واا به ما نگفتن مسافرامون اینان !
مادر سید مهدی و چند نفر دیگر دیده بودند که درخواست پسر ۹ ساله ش سید محمد برای روشن کردن به قول خودش کولر هواپیما با پرخاش سرمهماندار مواجه شده بود ..
آقا محسن دیده بود که دیگر مهمانداران در واکنش به این رفتار پرخاشگرانه همکارشان نسبت به سید محمد ۹ ساله به شوخی گفته بودند این دوستمون قرص اعصاب میخوره حالش خوش نیست !!
من اگر جای مسئولین هواپیمایی کشور بودم سرمو میزاشتم میمردم از حجم زیاد این بی احترامی نسبت به بچه های ایتام و معلول که شاید این سفر اولین و آخرین سفر هوایی ایشان باشه . متاسفم …
و اما از اقای غافل که روز دوم سفر ما ۲ میلیون و ۷۰۰ هزارتومان از ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومنی که بهش داده بودیم رو پرداخت نکرد و رفت خارج از کشور و امیر مجبور شد ۵میلیون و ۷۰۰ هزارتومان قرض کنه و هنوز هم بعد از اینکه یک هفته از برگشتن غافل از خارج میگذره ایشان به تماسهای ما جواب نمیده و انگار قرار نیست چکی که به ما داده رو پاس کنه اگر بیشتر از این طول بکشه ممکنه برای پاس کردن چکی که امیر داده ماشین مون رو بفروشیم . خدا به خیر کنه .
این هم از سفرنامه ایی که تمام بدبختی هایی که پیش اومد از برنامه ریزی آقای غافل بود با این آژانس انتخاب کردنش با این بلیط گرفتنش با این هتل دو ستاره گرفتنش با این خدماتی که خودم هر ساله میتونستم به گروهم بدم و به واسطه بدحسابی ایشون و کم آوردن پول نتونستم به گروهم این خدمات رو بدم و این بی احترامی که ما در فرودگاه هاشمی نژادش مشهد دیدیم و از این بی حرمتی که در هواپیما نسبت به معلولین شد و … اینقدر دلم پره از این آقایی که خیلی فکر میکنه فاضل ه و نمیدونه یک غافل تمام عیاره !
وسلام .

سفرنامه هنگ مامانها ۱

مرداد۳

سفرنامه هنگ مامانها
کلمات کلیدی : آژانس شفاهی ، آقای غافل ، شوک .
وقتی شروع کردم به نوشتن فکر نمیکردم مثنوی هفتاد من ازش دربیاد توقع ندارم خوانده بشه ولی لازم بود این سفر با جزئیات کامل نوشته و در اینجا ثبت شود . نوشتن و یادآوری این خاطرات ۳ شب تا صبح وقت برد :
سال گذشته با اقوام دوست و همراهم آذر در مشهد آشنا شدیم که همکاری و همدلی فراوانی با گروه ما داشت نه من و نه حتی آذر از شغل و سمت او خبر نداشتیم و نداریم ولی با تخفیف هایی که از اماکن گردشی برای ما میگرفت مشخص بود مرد بانفوذی در مشهد هست از این رو جهت حفظ برخی از نکات خصوصا آبرو از بردن اسم ایشان خودداری کرده و به نام مستعار من درآوردی مثلا … م م م م … م م م … مثلا آقای غافل که هم وزن اسم اصلی ش هست ، ازش نام میبرم . از ابتدای برنامه ریزی سفر امسال این آقای غافل اصرار داشت که حتما حتما کیفیت بالای اردو رو تضمین کنه و قول هایی مبنی بر سفرهوایی و هتل حداقل ۳ ستاره ترانسفرهای رایگان و تخفیفات بیش از ۹۰ درصدی پارک های موج های آبی و کوهستان پارک شادی و احتمال قرق ساعتی حرم و گرفتن ژتون نهار حرم که هر کدامش برای من به عنوان طراح و مجری برنامه ها کلی کمک جهت بالا بردن ارزش کیفی سفر بود . هر چند همه میدونیم که سنگ بزرگ علامت نینداختنه ولی با انجام همین کارها که ایشان سال گذشته در دو سه روز آشنایی با گروه در مشهد انجام داد غیر قابل انتظار نبود . السفرنامه !!!
از اینکه چقدر حرص خوردم تا ایشون یک آژانس بی انصاف به من معرفی کرد و آژآنس از بی تجربگی من سوءاستفاده کرده و قولهای شفاهی و نامکتوب زیادی برای گروه دادند و به هیچ کدام عمل نکرد نام مستعار آژآنس شفاهی رو برای این آژانس انتخاب کردم ..
هزینه هر نفر بدون برنامه های تفریحی امسال چیزی حدود ۲۰ الی ۲۵ هزارتومان برای هر نفر بود هزینه تور در آخر شد ۱۴۲ هزار تومان که آژانس کلی منت گذاشت و ۱۳۹ هزارتومان حساب کرد . جمعا با هزینه برنامه های خودم حدود ۱۶۰ تومان میشد . هزینه بالایی بود در پستهای قبلی هم به خوش بین نبودن به این قضیه اشاره هایی داشتم اصرار داشتم با قطار بریم و از مهمانسرای خانه شهید استفاده کنیم اما بی فایده بود آقای غافل اصرار داشت کار را به او بسپارم و نگران هزینه ها نباشم و قول داد که کسری هزینه رو خودش تامین کنه ! رقم اولیه ایی که غافل به ما داد ۹۵ هزارتومان بود برای کنسل نکردن سفرهوایی به پیشنهاد غافل از این مبلغ من برای هر نفر نهایتا ۱۱۵ هزارتومان پرداخت کردم و خلاصه مبلغ ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزارتومان برای ۱۰۰ نفر در ۴ نوبت از ۲۶ خرداد تا ۲ تیر به حساب ایشان واریز کردم که طبق قولش ۱۲ ظهر روز ۲ تیر ساعت دقیق پرواز رو به من خبر بده . چندین بار هم قرار گذاشت که با آذر بریم بلیطها رو تحویل بگیریم !!! نشون به این نشون که ایشون این مبلغ رو نزد خودش نگه داشت تا تاریخ ۱۷ تیر ! اون موقع امیر ایتالیا بود در آخر خودم بعد از کلی دوندگی و حرص و جوش موفق شدم بلیط رفت رو به همراهی نریمان از آژآنس بگیرم. رئیس آژانس که فکر میکردم از دوستان جناب غافله دستور داشت از طرف ایشان به هیچ وجه به بنده کسری مبلغ رو اطلاع نده و مسائل کسری مبلغ به من هیچ ارتباطی نداره ، حتی رئیس آژانس به من گفت که این مسئله به خودش و غافل مربوطه و من خیالم راحت باشه که شنبه یا نهایتا در فرودگاه مهرآباد بلیط برگشت رو هم تحویل میگیرم و اصرار من در دانستن این که کسری چقدر هست بی نتیجه ماند و با این قول های شفاهی دیگر که هتل در اختیار گروه بنده خواهد بود و بر خلاف قانون هتل ها ما به خاطر شرایط بچه ها اجازه داریم که تا ساعت ۵ بعد از ظهر اتاق ها رو نگه داریم سرویس های ایاب و ذهاب به طور رایگان ۲-۶ بار در روز اختصاص خواهند داد ….. نشون به این نشون که نماینده آژانس اصلا به فرودگاه مهرآباد نیومد و بقیه ش مربوط به شوک پنجمه !!! خلاصه بلیط ما ساعت ۱۹ روز ۲۰ تیر بود . در پی تاخیر ۴۵ دقیقه ایی پرواز ، انتظار گروه در فرودگاه طولانی شد با این حال هماهنگی در مهرآباد خوب بود با برخورد مناسب و نوع دوستانه مسئولین فرودگاه و همکاری حراست ، دیگر بچه ها معطل نشان دادن کارت های شناسایی و همنام بودن با بلیط ها نشدند . پرواز توسط شرکت هواپیمایی زاگرس انجام گرفت . ساعت حدود ۲۲و ۳۰ دقیقه بود که به هتل رسیدیم . اتاق بندی ها نسبتا به سرعت انجام شد هر چند با توجه به قولهای آژانس شفاهی فکر میکردم حداقل در ۱تا ۲ طبقه اتاقها به ما بدهند اما اتاقها در ۶ طبقه پخش بودند . تعداد اصلی گروه آن موقع ۱۱۰ نفر بود که ۴ نفر زیر ۲ سال بودند و بقیه هم بعد از آمار اصلی اضافه شدند . ۲ نفر از گروه آقا بودند یکی برادرم محمدمهدی و دیگری همسر خواهر امیر آقا محسن که خودش مجری تورهای دانش آموزی بود و از بخت ما ایشان همون موقع مشهد بود و به خاطر تعطیلی های گرمای شدید هوا با ما تا آخر سفر همراه شد . حدود ۱ صبح بود من و آذر که تنها مجریان اردو بودیم میخواستیم بعد از یک روز پر تنش استراحت کنیم که هتل درخواست کرد اطلاعات و کارت شناسایی افراد رو یکی یکی از اتاقها بگیریم درخواست کردیم وقت بدهند ما تا صبح استراحت کنیم ، قبول نکردند گفتن الا و بلا الان وگرنه اماکن ایراد میگیره !! دو نفری مجبور شدیم ۲۵ اتاق رو که در ۶ طبقه پخش بود را تا ۳ صبح آمار بگیریم حدود ۳و نیم برای نماز صبح با مادران به حرم رفتیم و بعد از اقامه نماز حدود ۶ صبح در حال مردن بودیم که به چشممون به جمال اتاقهامون روشن شد و عینهو جنازه افتادیم .. ۸ صبح سریع بیدار شدیم تا برای پارک موج های آبی خانم ها اقدام کنیم . از اونجا که جناب غافل دیگه به تماسهای آذر جواب نمیداد و قرار بود همان روز هم به ارمنستان برای ماموریت !! بره !!!!!!!!! از گرفتن بلیط های ۶۰ درصد تخفیفش ناامید شدیم به یکی از موسسات دانشجویی که کارت تخفیف ارائه میداد مراجعه کردیم اونجا بود که اولین شوک به من وارد شد ! رئیس آژانس با من تماس گرفت و گفت ما غافل رو پیدا نمیکنیم و ایشون تمام هزینه سفر شما رو برای ما واریز نکرده تازه اون موقع من و آذر فهمیدیم که غافل از ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزارتومانی که بهش دادیم ۸ و نیم میلیونش رو به آژانس داده !!!گفتند که اگر تا ۲۰ دقیقه دیگه ۵ میلیون و ۷۵۰ هزارتومان واریز نکنید بلیط برگشت براتون صادر نمیکنم همونجا میمونید ! هزینه تون هم پای خودتون !!! ای بابا !!!! گفتم این همه اصرار من برای دانستن مبلغ اصلی برای پیش بینی همچین وقتی بود حالا به من چندساعت وقت بدید تا بتونم پول جور کنم ولی قبول نمیکردند آخرش هم با فحاشی رئیس آژآنس که تا قبل از این لفظ کلام صحبت میکرد نسبت به غافل که اون کلاه برداره و غیره تماس قطع شد !!! ما کلا برای تفریحات حدود ۱ و نیم میلیون داشتیم ! که اون رو هم بیخیال شدیم و برگشتیم هتل . بعد از تماس های مکرر و عدم جوابدهی غافل به تماس ها با امیر تماس گرفتم و قضیه رو شرح دادم که امیر سریع ۵ میلیون از دوستانش قرض کرد و به آژانس داد تا بلیط برگشت صادر بشه نشون به این نشون که آژانس تا ظهر فردا تماس های من رو برای دانستن ساعت پرواز برگشت جواب نداد !!! کشمکش های تلفنی تا ظهر ادامه داشت ، حالم خیلی خراب بود .. امیر خیلی سعی کرد آرومم کنه ۹۰۰ هزارتومنی که برای پارک آبی کنار گذاشته بودم باید نگه میداشتم تا قسمتی از قرض ها رو بتونیم بدیم ولی امیر مطمئنم کرد که از غ