مادر سپید

مادر یک روشندل

سرگردانی ۱۱۰ نفر از معلولین و خانواده هایشان در فرودگاه هاشمی نژاد مشهد

تیر۲۶

‘گزارش خبری از تاخیر ۷ ساعت و نیمه پرواز مشهد – تهران
۸ سال است که مادران کودکان روشندل در اقدامی خودجوش فرزندان خود را به پابوس امام رضا (ع) میبرند . امسال برای نخستین بار جهت تجربه سفر هوایی این عزیزان تلاش مضاعفی صورت گرفت و گروه ۱۱۰ نفری کودکان روشندل با همراهی مادران شان عازم مشهد مقدس شدند . سفر هوایی تهران – مشهد با هماهنگی و کمک مسئولین فرودگاه مهرآباد توسط شرکت هواپیمایی زاگرس صورت گرفت و امید آن بود که در سفر بازگشت مشهد – تهران این گروه که اغلب ایتام معلول بودند خاطره خوش اولین پرواز خود را تکرار نمایند . لیکن با کمال تعجب و ناباوری پس از تحویل بارها و دریافت کارت پرواز در انتظار تاخیر یک ساعته پرواز بودند که مدیر شرکت هوایی فارس ایر قشم و دیگر مسئولین فرودگاه هاشمی نژاد مشهد به جای همراهی و همکاری با مسافرین این پرواز اعلام کردند که اجازه پرواز بیش از ۴-۵ نفر از معلولین بینایی یا جسمی – حرکتی و خانواده هایشان را نخواهند داد بدین ترتیب قاعدتا از ۲۲ پرواز باید استفاده کرد ! این اقدام شگفت آور در حالی بود که این عزیزان با همراهی خانواده هایشان به مشهد مقدس عازم شده بودند .
پس از ساعتها انتظار با پیگیری سرگروهای این گروه مادرانه تعداد ۳۰ نفر از این عزیزان در دو پرواز به تهران بازگشتند و ۸۰ نفر باقیمانده پس از ۷ ساعت و ۴۵ دقیقه سرگردانی در فرودگاه هاشمی نژاد سرانجام در ساعت ۱ و ۴۵ دقیقه صبح با پرواز فوق العاده شرکت کاسپین به تهران برگشتند در حالی که مهمانداران پس از پذیرایی مختصری مسافرین این گروه را در سالن انتهایی هواپیما تا مقصد تنها گذارده و حرمت انسانی را زیر پا گذاشتند .
باید منتظر ماند که واکنش مسئولین هواپیمایی کشور نسبت به این اقدام غیر قانونی و غیر انسانی چه خواهد بود ؟ آیا با برخورد با متخلفین از تکرار چنین حوادثی جلوگیری خواهند کرد یا با سکوت خویش باعث تکرار چنین رفتارهای غیر انسانی نسبت به معلولین خواهند شد !؟
مادر یک روشندل .

هنگ مامانها ۳

تیر۱۲

سلام
دیگه نوشتن چندتایی داره عادی میشه:nottalking . اول از اتفاقات شخصی شروع کنم یا برنامه اردوی مشهد امسال !؟ فکر کنم درباره اردو بنویسم مثبت تر باشه ! اتفاقات شخصی برای پست بعدی .
خوب بریم سراغ برنامه اردو و این که به کجا رسید:thinking . همونطور که قبلا هم گفتم مهلت ثبت نام تا ۲۲ خرداد بود اما خواننده ایی که شما باشید هنوز هر روزه دست کم ۲ تا ۳ تماس برای ثبت نام دارم که اگر پتانسیل اجرایی تعداد ۲۰۰ نفر رو داشتم به طور قطع امسال به بالای ۲۰۰ نفر هم میرسیدند . متاسفانه امسال خانم صادقی نمیتونه با گروه همراه باشه و هر چه فکر میکنم که به کدام یک از دوستانی که اعلام همکاری در کارهای اجرایی اردو کرده اند میتونم تکیه کنم میبینم نمیشه ! تا بیاند و کار رو یاد بگیرند دو سه روز سفر ما تموم شده ! تاریخ سفر ۲۰ تیر لغایت ۲۳ تیر ماه هست . و تعداد کل افراد ۱۰۸ نفره که چهار نفرشون بچه های زیر دو سال هستند و ۴ نفر آخری هم دو تا از بچه های چند معلولیتی که از ثبت نام جا مونده بودند و گنجوندن این این دو تا و مامان هاشون:eyebrow در لیست دو روز تلفندگی بر وزن دوندگی داشت ! :teeth
یکی از مشکلات اصلی من هر سال انصراف دادن برخی از افراد اون هم یک شب مونده به سفره . بله میدونم باید اعلام کنم هزینه سفر رو به حساب بانکی ام بریزند اما اغلب افراد به بانک میگند بانگ ! تا امسال که جرات نکردم به خاطر خطاهای واریزی این مسئولیت رو گردنشون بزارم . اما امسال جیگر منو در آوردند تا فهمیده شدند !!! :waiting
با این حال وقتی بلیط ها رو گرفتیم دو تا از مامانا که تعداد خانواده ها شون حدود ۵-۶ نفر هم میشد یک دفعه انصراف دادند ،۳ ساعت وقت گرفت تا به اینها حالی کردم که اگر نیایند باید کل مبلغ رو حتما بدون تخفیف بدند دچار اسپاسم عصبی شدم و عضلات صورتم فلج و تا چند ساعت هم دهنم کج شد:teeth ! :silly کم مونده بود دوستی ۱۰ ساله مون هم بهم بخوره ، تو این دنیا از هیچ عذابی بیشتر از عذاب حق الناس نمیترسم . وقتی کسی داوطلب میشه کمک به گروه کنه طبق نیتی که داره کمک مالی ش رو صرف میکنم برخی از دوستان دستم رو آزاد میگذارند که هرطور صلاح بود هزینه کنم برخی هم تعیین میکنند در چه راهی صرف بشه که مسئولیت بسیار سنگینی روی دوشم میزاره که مبادا این پول هدر بره ! :nailbiting
با اینکه یک کمک ۷ میلیون تومانی از نریمان :whistlingکه گفته اسمشو نگم :teeth:dancing:silly و ۵ میلیون هم از هنگ مامانها جمع شده اما به خاطر جمع کثیری از گروه که حتی ۵۰ هزارتومان هم برای هزینه سفرشون ندارند باز هم احتمالا پول کم میارم ! هرچند نریمان گفته اگر پول کم آوردی به من بگو ولی واقعا روم نمیشه بگم: آقای نریمااااااااااااااااااان پول ودی ! :teethهمش یه ذره !!! :eyelashخودت گفتی !!!! :shades
در پست قبلی گفته بودم که هزینه سفر ۱۳۵ تومن شده ولی این آقای خییر مشهدی ما هر چقدر میگم آقا جان کوتاه بیا همون خانه شهید که هر سال میریم خوبه میگه: نه ، الا و بلا باید سفر هوایی راحت و امن با یک هتل ستاره دار برای بچه ها بگیره که خاطره خوشی براشون بمونه .من قبلا با ایشون طی کردم که بیشتر از نفری ۱۱۵هزارتومان نمیتونم هزینه کنم و قرار که خودشون بقیه هزینه سفر رو تقبل کنند ! وااااااای اگه تقبل نفرماند چی :nailbiting؟!!!!!!!!!!!!!تا سال دیگه باید وایسم ظرف بشورم ؟!!:sick
هنوز دقیقا مطمئن نیستم تا الان که من خبر دارم هزینه سفر ۱۸۰ تومان برای هر نفر شده که ایشان برای هر نفر ۴۰ تومان تخفیف گرفته و نهایتا ۱۴۰ تومان برای هر نفر بدون احتساب هزینه های تفریحی که دست کم هر نفر حدود ۲۵ تا ۳۰ هزارتومان هزینه متفرقه تفریحی داره . وظیفه تهیه بلیط تخفیف سرزمین موج های آبی برای دخترا و مامانا و کوهستان پارک شادی و سرویس ایاب ذهاب و پذیرایی و غیره هم ایشون به عهده گرفت دیگه ظاهرا امسال من هیچ کاره ام ، اما واقعا بعد از اون سفر سال ۸۶ هنوز دلم آروم قرار نداره میترسم نکنه … چقدر بدم میاد کارم رو کسی به عهده بگیره ! :angry
این استرس ها و اسپاسم های عصبی که این روز ها بهم دست میده رو فقط با یک روش میتونم کم کنم . اون هم ثبت یک انجمن و تقسیم وظایف تعیین شده برای یک گروه کاردان ه ! تو این دو سه ماه باقی مونده که احتمالا ایران هستیم شاید بتونم یک انجمن یا ان جیو ثبت کنم که وقتی در رم هم هستم با کسب تجربه بتونم مشی علمی تر و جامع تری به برنامه هام بدم .
منتهای آرزوی من اینه که بتونم یک روزی روزگاری یک مرکز آموزشی فرهنگی و تفریحی و تفریحی و تفریحی برای خردسالان و کودکان نابینا تاسیس کنم . امیدوارم تا اون موقع زیاد پیر نشده باشم ! :eyelash
***********************************
یک جوک حسینونه بنویسم تا بیات نشده :
چند شب پیش توی بزرگراه رانندگی میکردیم که صحبت از ماشین شد :
حسن : من بزرگ شدم میخوام یه بوگاتی شیک بخرم ، مامااان به نظرت یه نابینا میتونه رانندگی کنه :question؟ !
من : نه ، یک نابینا نمیتونه رانندگی کنه چون شرایط جسمیش اجازه نمیده . البته خیلی از افراد بینا هم نمیتونند راننده بعضی از وسایل نقلیه باشن مثل هواپیما که خلبانش نباید ضعف بینایی یا ناراحتی قلبی و یا … داشته باشه . تو میتونی یک راننده ماهر استخدام کنی !
حسین : من میخوام یه لامبورگینی بخرم گااااااااااااااااز بدم از بابا جلو بزنم ! مامان چقدر باید پول داشته باشم :question؟
من که از هر فرصتی سوء استفاده میکنم اهمیت خوب درس خوندن رو به حسین گوشزد کنم جواب دادم : اگه خوب درس بخونی قشنگ مشق بنویسی بزرگ بشی میتونی پول لامبورگینی رو دربیاری !( :liar:liar:liar:laughing)
همینطور که توی مسیر میرفتیم یک فولکس واگن قدیمی فسیل شده !!! دیدیم ، حسین با بی علاقه گی گفت : پس من همینو میخرم ! برای اینکه کم نیارم گفتم اووووه اینم گرونه اگه مشق خوب ننویسی همینم نمیتونی بخری:devil ! یه رنو ۵ تصادفی که به قول خودش شیکسته بود رو کنار جاده نشون داد و گفت : اینم خوبه اینو میخرم !!!! :sick
ای پسرررر تننننبل !!!! :confused
از هادی هم پرسیدم که چه ماشینی میخواد بخره !؟ خیلی علاقه مند و مشتاق گفت ماشییی بابا ایخرم :kiss!!! ( منظورش پراید ۱۴۱ه)
تا بعد .