مادر سپید

مادر یک روشندل

منتخبین امسال .. ؟

فروردین۳۱

سلام
فکر کنم امسال آخرین سالی باشه که بتونم بچه ها رو سفر مشهد ببرم .. اگر همه چیز طبق برنامه ریزی پیش برند خرداد آینده باید در حال جمع و جور کردن و بستن چمدون ها باشیم :( ااا چرا نمیتونم با این مرورگروب از اسمایلی هام استفاده کنم ؟ میخواستم یه ذره گریه کنم ..
دوست دارم امسال تابستون برای بچه ها کلی برنامه اردویی ترتیب بدم شاید نتونم دیگه براشون کاری کنم ..
امسال برنامه سفر رو برای دهه آخر خرداد برنامه ریزی میکنم . ماشالله هر سال تعداد متقاضیان دست کم بیست نفر بیشتر میشه . در یک آمار سر انگشتی تعداد نفرات به ۱۰۰نفر رسید تازه امسال روی اسم همه افرادی که از نظر مالی برای سفر مستطیع هستند رو قلم گرفتم و فقط خانواده های بی بضاعت ، کم بضاعت و ایتام رو نوشتم ..(آمار سال قبل ۸۶ نفر بوده)
با چندین تور تماس گرفتم قیمتها متنوع هست از ۶۵ تا ۸۵ هزار تومان بستگی به سرویس دهی تور داره .. که هر چقدر بدی همون قدر هم آش میخوری .. اگر مثل سالهای گذشته خودم مستقل عمل کنم و اقامتگاه سابق ببرمشون نفری ۶۰ هزارتومان برای بالای ۱۲ سال و ۵۰ تومان برای ۵ تا ۱۲ سال و ۲۲ هزار تومان برای ۲ تا ۵ سال هزینه میشه .
با توجه به تجربیات گذشته و استثنایی بودن شرایط زوار امسال به خاطر خانواده هایی که ۳ تا ۴ نفر کوددک نابینا دارند باید محل اسکان رو نزدیک حرم بگیرم که ایاب و ذهاب براشون راحت تر باشه ..
تعداد بچه های نابینا ۴۵ نفره که فقط ۵ نفرشون زیر ۱۲ سالند و بقیه همون ۶۰ هزارتومان هزینه دارند .
در جریان هستید که هر سال با کمک مالی خییرین گمنام و مردمی همه بچه های نابینا رو بدون استثنا مهمان میشوند و برای مادران درصدی تخفیف در نظر میگیرم که بستگی به موجودی صندوق داره ولی در حال حاضر موجودی صندوق ما فقط برای ۱۵ نفر کافیه .
سفر امسال چیزی حدود ۷میلیون هزینه خواهند داشت با توجه به استطاعت مالی خانواده ها خصوصا ایتام هزینه ایی که از طرف اولیا پرداخت خواهد شد بسیار کم خواهد شد حتی فکر نمیکنم به دو میلیون هم برسه ..
امسال از خییر های سال گذشته که ۵۰۰ هزار تومان تا ۲ میلیون کمک کردند خبری نیست و نمیدونم امسال خدای مهربون دوست داره کدوم بنده هاش رو برای رسوندن زوار های روشن ضمیر حرم ملکوتی امام رضا (ع) انتخاب کنه ..
شماره حساب صندوق رو که به همین منظور چندین ساله که افتتاح شده رو میگذارم اگر خییر میشناسید معرفی کنید یا هر کسی که دوست داشت سهمی در این سفر داشته باشه میتونه هر چند اندک حتی به اندازه سفر یک کودک ۲ تا ۵ ساله کمک مالی خودش رو به صندوق واریز کنه .
بانک تجارت حساب قرض الحسنه به نام زینب ناصری حسینیه
به شماره ۳۵۷۰۶۴۹۱۰ کد بانک ۰۸۸
شماره حساب رو به حروف مینویسم :
سه،پنج،هفت،صفر،شش،چهار،نه،یک،صفر
کد بانک : صفر،هشت،هشت
اگر کسی میخواد کمک مالیی که میکنه فقط در همین راه خرج بشه حتما به من اطلاع بده چون از این کمک ها ما برای برخی از بچه ها گاها لباس و ارزاق و کمک هزینه درمانی و پذیرایی در برنامه ها و مخارج عمومی اردوهای دیگر هم استفاده میکنم ، اطلاع داشتن بنده از این نیت مهمه نمیخوام مدیون بشم .
امسال برای نظم دهی و سامان دهی این گروه که کارش دیگه از کاروان هم داره میگذره نیاز به همکاری مخلصانه چند خانم دارم از دوستان خوبی که نوع فعالیت م رو میشناسند و علاقمندند چند روزی از خواب و خوراکشون بزنند و مثل فرفره بدوند و از شدت کارها خسته نشوند و بغل دست من بمونند و از جیغ و داد هام کینه به دل نگیرند و لبخندشون رو جلوی بچه ها حفظ کنند و یواشکی پای تخته واسه من شاخ بکشند برای کمک به این کاروان ثبت نام میکنم :)
۳ یا ۴ نفر کافیه ..
گشتم نبود نگرد نیست ..
طی این سالها خیلی دنبال همچین فردی گشتم پیدا نکردم اگر امسال کسی پیدا بشه که بتونه من و خستگی های سفر رو تحمل کنه بسم الله .. ایمیل یا کامنت بزارید .
تا بعد .

راستی ۱ : این گروه یک گروه زنانه ست فقط دو یا سه نفر از بچه ها که ویلچری هستند و مادران بدون کمک پدرشون نمیتونند بچه رو جابجا کنند پدر هاشون رو دعوت کردیم ..
راستی ۲ : یادتون باشه این حرکت کاملا شخصی و مادرانه ست به هیچ ارگان یا سازمانی منصوب یا متصل نیست . من از هیچ کجا نمیتونم نامه ی سربرگ دار اداری جهت درخواست مالی به سازمان های دیگر بگیرم .
راستی ۳ : ۲۵ فروردین تلود حسین بوده به پست قبلی هم نظری بندازید :) هنوز هم به تولد میگه تلوود ! *:

تلود شیطونکم مبارک

فروردین۳۱

tavalloood.jpg
.. تولدت مبارک شادی قلبم ..

Parle italiano?

فروردین۱۷

سلام سلام سلام
انشالله که سال جدید رو به خوبی آغاز کرده باشید یا حداقل مابقی اون به وفق مرادتون باشه ..
قضیه سفر به ایتالیا هر روز که میگذره جدی تر میشه دیگه داره کار از کار میگذره و لجبازی های من بر سر نیومدن به غربت هم داره به لوس بازی تبدیل میشه ! آره دلم نمیخواد برم .. با هم کمبود ها و همه سختی ها اینجا رو ، وطنم رو دوست دارم .. دوری از خانواده خودم و حتی خانواده امیر برام خیلی سخته .. از دست دادن خونه و زندگیی که بعد از ۱۲- ۱۳ سال در به دری داره تازه جون میگیره هم سخته ..
ولی چاره ایی نیست به خودم دلداری میدم که ۳-۴ ساله و برمیگردیم ! اما این امیر پسر اون آقای پدریه که به خانمش دو سال وعده غربت داد و دو سالش شد ۲۰ سال !! حالا این میگه ۳-۴ سال یعنی دیگه الفاتحه !!! امیر که میگه دیگه برنمیگردم اما من میخم رو محکم کوفتم این خبرا نیست من برمیگردم ! ۳-۴ سال یا نهایتا به خاطر درس بچه ها ۱۰ سال !! نمیدونم واقعا تا در محیط قرار نگیریم نمیشه تصمیم گرفت شاید بعد از اتمام دوره اقامتمون که همون ۳ سال هست هم فرش قرمزشون رو فیشتی از زیر پامون کشیدند ..
البته اقامت هم به این راحتی ها نیست باید امیر تقریبا ۱ سوم مدت تحصیلش مدت ۸-۹ ماه اونجا خونه بگیره و تقاضا بده تا به خانواده اجازه اقامت بدند ..
خیلی مسائل مورد تامل هست که برای ما که فرزند نابینایی هم داریم قابل تامل تر خصوصا درمورد تصمیم گیری درباره محل تحصیلش نمیدونم چقدر احتمالش هست که مشکلات نداشتن معلم تلفیقی زبون بفهم باعث بشه در تحصیل حسن اختلال ایجاد بشه اما نگرانی جدییه که تا امیر به طور مستقیم ارتباط با مدیر مدرسه اونجا نداشته باشه نمیشه حدس زد چه پیش خواهد آمد ..
یک سفر کوتاه چند ساله تنوعی در خاطرات و تجربیات ارزنده ایی در زندگی خواهد داشت که میتونه سطح زندگی رو ارتقا بده ..کمترین موهبت این سفر، یادگیری یک زبان جدیده که در کشور ما کمتر مورد توجه قرار گرفته میتونه و برای بچه ها خصوص حسن در زندگی آینده تاثیر گذار باشه . نگرانی هایی برای حسین دارم که در زمینه مسائل اخلاقی و معنوی آسیب نبینه درباره هادی بیشتر چون هنوز دیدار دو دار حرف میزنه و ممکنه زبونش کلا عوض بشه و از محیط تاثیرات بیشتری بگیره ..
راستی هادی یه کلمه جدید میگه : وقتی میترسه میگه ترسیمم !:)) حیف که نمیشه با این مرورگر فایرفاکس اسیمبل گذاشت .. :))
بعد از شرایط تحصیل بچه ها مهمترین مسئله سطح زندگی و از عهده مخارج بر اومدنه که مجبوریم خونه هنوزکاملا نخریده فسقلی رو بفروشیم که نمیخوام بیشتر از این به بعدش فکر کنم که وقتی برگردیم باید بریم چادر بزنیم !
….
بهتره به سختی هاش کمتر بپردازم به سختی هاش که به همه قسمت هایی که نسبت بهش اشراف داشتم فکر کردم درباره ش صحبت کردیم هر چند در برخی موارد به نتیجه ایی هم نرسیدیم .. بگذریم که در صورت اقامت مسائل جدید تر و مشکلات جدی تری خودشون رو نشون خواهند داد اما از اونجا که به این جمله که زندگی رو هر جوری بگیری همون جور میگذره اعتقاد دارم سعی میکنم به مسائل این چنینی خیلی بها ندم .. در هر صورت مشکلی نیست که آسان نشود ..
فعلا داریم روی روش های مختلف اموزش ایتالیایی کار میکنیم به این نتیجه رسیدیم که فقط استفاده از کلاسها دردی دوا نمیکنند ولی هنوز الگوی منسجمی برای خودم پیدا نکردم و فعلا از الگو های امیر برای یادگیری استفاده میکنم .
حسن خیلی زود یاد میگیره ایام هفته و عدد ۱-۱۰ رو یک ساعته یاد گرفت ..
۱=uno
2 = due
3 = tre
4 = quattro
5 = cinque
6 = sei
7 = sette
8 = otto
9 = nove
10 = dieci
دوشنبه
lunedì
سه شنبه
martedì
چهارشنبه
mercoledì
پنج شنبه
giovedì
جمعه
venerdì
شنبه
sabato
یکشنبه
domenica
Parle italiano؟ یعنی ایتالیایی حرف میزنی ؟ پار ل اااا ره ..
زبان جالبیه یادگیریش میتونه یک زنگ تفریح در زندگی کوتاه یا دراز یه آدم تنوع طلبی مث من باشه !
یک دوست خوب دارم که تازگی یه سوزن به خودش میزنه یه جوالدوز به من و دائم برای یادگیری تشویقم میکنه و بهم روحیه میده .. بهناز عزیز گراتزیا Grazie ..
دو وب سایت مورد استفاده مفیدی که تا به حال دیدیم رو لینک میکنم برای استفاده علاقمندان :
ایتالیا و زبان ایتالیایی :

http://italianlerning.blogfa.com/cat-12.aspx

بزرگترین بلاگ اطلاع رسانی ایتالیا :

http://shortcut-italy.blogfa.com/

فعلا آری دیورررچی .
من اینجا ترجمه ش میکنم همون تا بعد خودم !
اما معنیش همون خداحافظ یا به امید دیدار هست ..

راستی : برای مرور خاطراتم … توی آرشیو هام این لینک قدیمی رو دیدم شاید مال ۴-۵ سال قبله .. مصاحبه با روزنامه همشهری ..

http://www.hamshahrionline.ir/hamnews/1383/831101/Irshahr/darsh.htm#s40794

در گزارش اصلاح میکنم : خزاعلی به خزائلی .
محمدرضا پسرک مرد شده ایست که به خاطر کم بیناییش به بهزیستی سپرده شده ، هنوز هم خیلی دوستش دارم و سعی میکنم لااقل قسمتی از نیاز های مادیش رو برآورده کنم ..