مادر سپید

مادر یک روشندل

محجوب من

اسفند۲۹

سلام
به مناسب ایام نوروز دنبال اطلاعات جدیدتری بودم وقتم کم بود ولی مطلب خوبی پیدا کردم از وبلاگ گروه ادبیات فارسی
روز اول عید سال ۷۵ روزی بود که روزنه ایی از بهشت به روی من باز شد …
چشمای محجوبش به گلهای قالی بود که اگر نبود جواب مثبتی هم در کار نبود …
به حجب و حیای مردانه اش جواب مثبت دادم …
۱۲ سال گذشت از ۱۲ فروردینی که تا ابد زیباترین ۱۲ فروردین عمرم خواهد بود !
سلامت باش همیشه امیر خوبم .

در دسته : دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌ها خاموش

قبل از سال نو

اسفند۲۵

سلام
از خجالتم هیچی ننوشتم !
آخه قرار بود پست بعدی بریل باشه اما دفترم رو قرضاندم به دوست جانی و دیگه تا حالا پس نیاورده چند روز اول رو منتظر بودم دفتر رو بپسونه که نپسوند !!! بعد هم درگیر یه مهمان شدم یه هفته لنگر خورده بود کنگر هم روش نمیرفت که نمیرفت تا مامانش دعواش کرد گفت پررو برگرد ! و برگشت !!!
البته این مهمونه بهترین دوست و تنها دوست فوق صمیمی منه که ۹۹۹ کیلومتر دورتر زندگی میکنه و روابط خیلی عشقولانه ست !!! خودش میدونه من( جرات نمیکنم بیرونش کنم !!! ) چقدر دوسش دارم و همش چاخان بود !
از این قضیه که بگذریم دو ماهی بود که تاریخ عقد عمه یکی یک دونه بچه ها مشخص شده بود ولی خود بنده تا ۴ روز قبلش نودونستم که تاریخ عروسیشه نمیدونم چی به چی شد چیا قر و قاطی شد که یه دفه در عرض ۴-۵ روز جهیزیه رو تکمیل خریدیم و یک شبه ، شب عقدش که نه ، عروسیش همچین خوشگل چیدیم و دختره رو فرستادیم خونه بخت !!!! بیچاره ته جیب باباش یه قرون پول نمونده !!!
از فردای عروسی شازده خانم هم ، ۵ تایی مریض شدیم از گلو و سرفه تا دو روز یه وری و دو وری بودیم بس که آمپول زدیم !!!
عنتخاباط هم تموم شد دوست داشتم یه کمی غرغر کنم که دیگه تاریخ مصرفش گذشت . سابقا خیلی صیاصی بودم ولی چند سالیه که گور بابای همشونه ، فقط خودی ام !! این بار به هتاد آآدل و فیاز بخش و خیلیای دیگه رای ندادم چون عرضه نداشتن حتی یه مدرسه مافنگی رو خراب کنن !! وقتی اینقدر حرفشون برو نداره که جلوی یه مافنگی دیگه رو که میاد با زدن مشت به دیوار مدرسه مخروبه نابینایان تشخیصص میده که این مدرسه ۴۰ سال دیگه هم کار میکنه پس چه کاراآیی مهمتر دیگه ایی میتونن داشته باشن ! !!! !
ولی به ۷-۸ نفری رای دادم من جمله : عح مد نجفی :rolling محض خنده ! صیاصیا که به مردم خدمت نکردن شاید این به هنرمندا خدمت کرد ! و مایلی کحن ::teeth اینم به همون دلیل !
تازه امروز از دردسر ها مفارغت حاصل شد که یادم افتاد فردا برای خونه تکونی تو تقویمم علامت زدم !
از فردا هم به سلامتی جونتون خونه تکونیه ! خونه تکونی منم که مسخره بازیه !!! چارتا ملافه و رو متکایی بشورم کمدا یه ماه پیش مرتب شده رو الکی بریزم بیرون و پرده تمیزا رو بشورم و مث عقده اییا بگم منم خونه تکونی کردم !
مهمترین و بزرگترین کارم خشکشویی مبلها و دو تیکه موکت ۲ متری اتاق بچه هاست !!
نه که خیالات برتون داره بنده بسیار بانوی کدبانویی هستم و خونه ما مث دندون طلا برق میزنه در واقع خونه ما همیشه ریخت و پاش هست و مرتب نگه داشتنش خطر جدی برای سلامت بنده داره چون باید دائم مث مرغ نوک بزنم زمین لباس و اسباب بازی و خورده خوراکی جمع کنم !!!
خرید لباس بچه ها <img مونده که احتمالا وقت نمیکنیم که به موقع انجام بدیم .
طی تعطیلات میخواییم تعطیلاتمونو تعطیل کنیم یه دستی به سر و گوش خونه نوساز فسقلی مون بکشیم لااقل هال پذیرایی رو رنگ کنیم از حالت گچ مالی خارج بشه حالمون داره بهم میخوره خونه قبلی هم گچ مالی بود :oh !! خیلی ضایعست ! اگر پولمون برسه شاید کمد هم ساختیم ماشالله این امیر هم از لحاظی شبیه منه همیشه میگه هیچ کاری نیست که من نتونم انجامش بدم حتی اگر ساختن کمد لباس بچه باشه ! البته با طراحی مدرن و فلان و بهمان !!!
آرزو دارم یه سال هم که شده با آرامش خاطر به استقبال بهار برم
عمرا این یه سال به این زودیا برسه همیشه توپ سال تحویل صاف میخوره وسط اتاق ما اتاقمون منفجر میشه ! به دو سوت هم نمیکشه که قوم تاتار بنده سه تایی خدمت خوشگلی خونه میرسن !!
انشالله که آخرین پست امسال نیست اگر شد :
سال نو مبارک . سال تحویل ما رو هم یاد کنید .
یادش به خیر بچه گیا همیشه عیدا میرفتیم ولایت پدری … تو کوچه پس کوچه هاش بارون گل و شکوفه بود !!!!!!!!!!!!! هنوز هم همونجوریه دختر عمو محبوبه ؟؟
تا بعد .

فرزند یک روشندل

اسفند۱۰

سلام
یک کلمه …
دوست دارم یه روزی نوه ام با افتخار همه جا بگه من فرزند یک روشندلم .
….
تو فکرم !!! یعنی نابینایی او برای فرزندانش افت نخواهد داشت ؟ میدونم که اگر مرد موفقی باشه کمتر این زاویه دید ایجاد خواهد شد ولی اگر با این وجود … :thinking:eyebrow
باید یه دخمل خوب با شعور و فهمیده واسش بگیرم !!! :tounge
:heeheeکو تا بچه م ، بابا بشه !!!! :heehee:heehee:heehee
اون که میگه من نمیخوام زن بگیرم میخوام پیشت بمونم تنها نمونی !!!! :shades
آرزوهای مامانونه منه دیگه !!! :teeth
شاید سالها طول بکشه که شما وبلاگی به نام فرزند یک روشندل ببینید .
امیدوارم :shades
پست بعدی قسمت دوم آموزش بریل …
تا بعد .

منم شهردار شهر شما

اسفند۷

سلام
چند روز پیش از طرف یکی از دوستان چشم پزشکی معرفی شد که بعد از سالها گفتیم این یکی رو هم امتحان میکنیم ببینیم شاید هر چی شنیدیم دروغ بوده یا علم پیشرفت کرده یا …
هیچی هر چی از قبل میدونستیم رو بهمون دوباره گفت البته تقریبا ۶۰ درصد از حرف و اصطلاحاتش انگلیسی غلیظ بود که من که گبورا !!! نفهمیدم ! ۱۰ هزارتومان هم گرفت که همین چندتا جمله که هیچ راه درمانی فعلا تا دست کم ۱۰ سال آینده وجود نداره و …
خیلی راحت گفت برید ۱۰ سال دیگه بیایید تازه اون وقت هم اگر بینایی حاصل بشه به شکل دیدن شبحی از اجسام و در حد انجام کارهای شخصیش خواهد بود .
قشنگ و خوشگل شیر فهم شدم که بینایی حسن همینه که هست میخوایی بخواه نمیخوایی هم بخواه ! البته هنوز هم دوست دارم فکر کنم شاید روزی روزگاری اندکی بهتر … ولی به انتظار اون روز نمیشینم . دل آدم میگیره دیگه !
من که کر شده بودم وقتی گفت این بیماری لبرز نمیدونم چی چی پیچی بینایی رو کم کم از بین میبره .
تا به حال همه دکترا بهمون گفتند که وقتی مغز رشد کنه اعصاب بیناییش هم رشد میکنه ولی این یکی وقتی از مراحل درمانی نوردرمانی و ویتامین درمانی صحبت کردیم گفت : it a jok
دلم یه دکتر دروغگو میخواد :teeth
حسن که در اتاق به دقت به حرفهای ایشون گوش میداد خیلی آروم و مودب رو به ما گفت :
من که نابیناییم رو دوس دارم نمیخوام بینا بشم .
خوب وقتی خودش این جوری راضیه من چرا راضی نباشم ؟
یکی از دوستان این لینک رو برام گذاشته . این یکی هم از طرف دکتر رد شد .
انرژیی که زمزمه حسن به ما داد ما رو شارژ کرد بریم به ما بقی پول مان آتش بزنیم و جای شما خالی رستوران یا هر چی که اسمشه ! بریم ! قضیه این طوریا بود که ورودی این بوفه ی هر چی که بهش میگن ۷۵۰۰ برای بزرگترا و بچه ها ۴۰۰۰ تومانه . میتونی هرچقدر که خواستی بخوری البته به فکر کاهدون تون باشید ! برای همین وقتی که عصبی هستید و اشتهاتون پایان ناپذیر نیست نرید که مث من غذا از چشاتون بیرون نزنه !!! آره خودمو خفه کردم !
بعد از چهار سال یه گوشی همراه خریدم ! گوشی قبلیم سونی اریکسون کا۳۰۰ بود که فکر کنم خود این شرکت اگه بدونه از این مدل گوشی چهار سال کار کشیدم بهم جایزه بوده اونم با این بلاهایی که حسین سرش آورد اعمم از ریختن شیر روی صفحه کلیدش که تا چند ماه کلیداش به هم چسبیده بوود و آب ریختن روش که وقتی کلید میزدی چرق چرق صدای آب میداد و اوووه اسباب بازی دست بچه ها بود !!!! گوشی جدیدم رو یه نظر تو ویترین دیدم و بی معطلی خریدم چون حوصله نداشتم زیاد بچرخم وقتی خریدم فهمیدم که چه گوشی معروفیه !!!۵۳۱۰ نوکیا .
بقیه رهنمود های حسن در مورد شهردار شدن :
۱- رو که در پست قبل خوندید .
۲- پارکای زیادی درس میکنم که همه بچه ها بتونند از اون لذت ببرن .
۳- سطلای مکانیزه میزارم هی مردم دنبال سطل نگردن و آشغالاشونو اونجا بریزن .
۴- کاشی برجسته تو پیاده روها میزارم تا اونا (نابینایان) بتونن راهشونو پیدا کنن . تازه برای مردمای دیگه هم خوبه ته پاشونو قلقلک میده :teeth.
5- خونه های یه طبقه و دو طبقه میسازم برای بچه هایی که خیلی دوس دارن در خونه هاشون بدوون ولی نمیتونن . زمستونا هم که سرده خونه های بلند نمیزارند برفا اب بشن و برفا یخ میبنده و بچه های طفل معصوم:love لیز میخورن !
۶- ماشینا رو دستور میدم زودی تعمییر کنن که دود نکنن تا درختا بتونن کارشونو خوب انجام بدن تا هوا مث روستاها خوب بشه .
۷-اگر قراره ماشینا زیاد بشن پس بهتره اگزوزاشون تعمییر بشه تریلیا کامیونا ماشینای فرسوده که خرابن به صاحاباشون وام:hypnoid میدم تا بتونن اونا رو درست کنن .
۸- درختکاری میکنم زیاد زیاد … که راحت بشه شهرو پاکیزه کنم . از جوبها مراقبت میکنم کثیف نشن اگر روشون پل بزنم مردم آشغال توشون نمیریزن به مردم میگم که آشغال تو جوبا نریزین که باعث مریضی میشه اگرم بیفتن توش پر از کثیفی میشن !
۹- جوبا رو تمیز میکنم که پاهای بچه هایی که توشون میفتن کثیف نشه .
۱۰ – ما فقط یه کره زمین داریم اونم باید تمیز نگهش داریم .
۱۱- برای جوونا جاهای تفریحاتی !! میسازم که اونجا گردش کنن دلاشون وا شه !
۱۲- برا جونایی که میخوان عروسی کنن شغلای جدید ایجاد ! :sickمیکنم که نون زن و بچه شونو در بیارن . :eyebrow
(علیرغم مراقبت های ما حسن زیاد تو جوی های غیر استاندارد شهری افتاده هر بارم براش یه شوک بوده )
مدتی پیش پدرش برای سمت شهردار یه شهری نامزد بود که ذهن حسن رو درگیر کرد و باعث شد فکرش باز بشه . (خوشبختانه خطر از سر گذشت ایشون شهردار نشد:praying:praying)
تا بعد .

پل خلاقیت

اسفند۳

سلام
وای مردم از بس استقبال کردید !! این بود همنوایی با گروه ارکست که ما بریل میخواییم یالله ؟
حالا که من رفتم پا منبرش یواشکی میایید و هیچ اظهار نظری هم نمیکنید ! مامان هنا خانوم ؟ خاله مپیسه ؟ مینا بانو ؟ … خیال کردین منم اینجوریم نمیفهمم دیگه !!!!!
خوب دیگه منم خودمو خفه کردم مث ندید بدید ها با این اسمیلی ها
محتوای کتب درسی بچه ها خیلی جالب شده . بچه ها رو وادار به تفکر خلاقانه میکنه . در این بین سئوالات بسیار جذابی طرح میشه که اغلب جواب های حسن به نظرم جالب میاد .
۱- اگر روزی مدادی که پرواز میکند اختراع کنی چه اسمی روی آن میگذاری ؟
اول گفت : مداد سفید . خواستم چند تا اسم بگه و از بینشون جالب ترینش رو انتخاب کنه یا قاطیشون کنه و یه اسم جذاب ازش در بیاره !
متوجه منظور که شد این اسامی رو ارائه داد : مار بال دار – مداد هوایی – پرنده نوک تیز – مداد بالنی – پرنده بدن دراز بال دار – پرنده دم دار
اسمی که در آخر برای مداد بال دارش انتخاب کرد قلم بال دار بود .
برام جالب بود که اصلا اسم قلم بین کاندیداهاش نبوده و برام جالبتر این بود که بدون اینکه اشاره مستقیمی به تفاوت ابزار نوشتنش با ابزار نوشتاری بینایی کرده باشم از کلمه قلم که مربوط به ابزار نوشتاری بریل هست استفاده کرده .
۲- اگر روزی یخچالی که حرف میزند اختراع کنی چه اسمی روی آن میگذاری ؟
دو تا اسم بیشتر نگفت سریع هم انتخاب کرد !
حافظه !! پر حرف یخچال سخنگو :::::> چاله یخ پر حرف !
۳- اگر یک روز شهردار شهرتون بودید چه میکردید ؟
جواب هاش خیلی قشنگ بود .
اولیش رو مینویسم بقیه ش رو هم حواله میدم به بعد در حال حاضر سردرد دارم انگار یه چیزی محکم خورده تو سرم و نفهمیدم از کجا خوردم
!!! یه حس آدم بزرگ بودن بهش دست داد و صداشو کلفت و حق به جانب کرد و گفت :
۱* روی جوبا رو پل میبندم که بچه های نابینا توی جوب نیفتن .
ادامه دارد …
تا بعد .

آموزش بریل ۱

اسفند۲

سلام
در نظام خط بریل حروف و علایم از ترکیب یک تا شش نقطه بوجود میاد که این نقطه ها به صورت نقطه های افقی در دو ستون عمودی قرار میگیره .
برای اینکه کمی با چگونگی این خط آشنا بشید اول پست کوتاه بازی خط بریل رو بخونید .
هر کدام از نقطه ها با شماره ایی که نام آنها هست مشخص میشه .
نقطه سمت چپ بالا اسمش نقطه۱ هست .
نقطه سمت چپ وسط اسمش نقطه۲ هست .
نقطه سمت چپ پایین اسمش نقطه ۳هست .
نقطه سمت راست بالا اسمش نقطه۴ هست .
نقطه سمت راست وسط اسمش نقطه ۵ هست .
نقطه سمت راست پایین اسمش نقطه ۶ هست .
روشی که فکر کردن و نحوه ارائه ش برام ۲ تا ۳ ساعت طول کشید ممکنه پر از اشکال باشه پس لطف کنید هر جا ابهام وجود داشت بهم بگید :embaressed.
برای شروع از حروفی ۲ نقطه ایی و ۱ نقطه ایی شروع میکنیم .
در الفبای فارسی بریل فقط یک حرف ۱ نقطه ایی وجود داره و اون هم الف هست . شماره نقطه اش هم ۱ هست .
پس نقطه ۱ شد حرف الف
نقاط ۱ و ۲ حرف ب
نقاط ۱ و ۳ حرف ک
نقاط ۱ و ۴ حرف چ
نقاط ۲ و ۴ حرف ی
متوجه شدید که شباهتهای الفبای فارسی بینایی در اینجا هیچ معنی نداره . در بریل این حروف از لحاظ ساختار و شکل شبیه هم هستند . حروف ر ز ژ یا س ش یا چ ج ح خ اصلا شباهتی به همدیگه ندارند !
توضیحی هم درباره ابزار نوشتن خط بریل و نوع نوشت اون میدم .
صفحه نوشتن خط بریل لوح نامیده میشه . در هر سطر لوح فضاهای کوچک مستطیل شکلی برای ایجاد شش نقطه برجسته بریل وجود داره . کاغذ بین دو صفحه لوح قرار میگیره و نقطه ها به وسیله قلم بریل که سر اون شبیه میخ هست ایجاد میشه .
نوشتن از سمت راست لوح شروع میشه و برای خواندن کاغذ از لوح خارج میشه و از طرف برجسته آن و از سمت چپ خوانده میشه .
زیاد فکرتون رو متمرکز سختی نوشتن و خواندن بریل نکنید:eyelash . درسته کمی سخت و پیچیده است تا بچه های دوره آمادگی بیاند و یاد بگیرند و براشون جا بیفته چند روز تا چند ماه طول میکشه :whew. ولی شما که ۶ ساله نیستید:teeth زود یاد میگیرید :shades!
روش یادگیری بریل برای بیناها بر اساس خواندن هست و نقاطی هم که من ازشون اسم بردم صرفا برای خواندن هست و نه نوشتن .
خوب خوب خوب بسه دیگه :phbbbt! اول کار هی نگید واای چه سخته چه سخته :phbbbt! موج منفی ندید دیگه :waiting! خیلی هم آسونه :smug! همین الان یه کاغذ سفید بردار و با نوک اتود تصویر یه قلب :loveرو نامتقارن روی اون سوراخ سوراخ کن برش گردونی میبینی که همچین هم فهمیدن قلب برجسته ات با قلب اون ور صفحه توفیری نداره :thinking.
راستی با نوک اتود یا قلم استنسیل اگر گیرتون بیاد یا حتی یه میخ کوچیک که بتونید دسته اش رو بین انگشتانتون بگیرید هم میتونید به روش ما قبل تاریخی:oh که به روش الان هم :whewبی شباهت نیست تمرین کنید . فاصله نقاط از همدیگه حدودا یک میلیمتر هست ولی شما برای اینکه دستتون خسته نشه فاصله رو بیشتر بگیرید .:regular
شما با یاد گرفتن این ۵ حرف از الفبا الان به بریل میتونید بنویسید :dancing:
بابا بیا :regular
کی
چی
ابی
و …
قلم استنسیل نداری :eyebrow؟ اتود که داری :eyelash! میخ چطور :oh؟ میخ هم نداری :yawn؟ ای بابا ! :atwitsendبا نوک خودکار هم میتونی تمرین کنی ! :dancing
نکنه با روان نویس سر نمدیت این کارو انجام بدی !:sick
این مشق ها رو هم خودتون بنویسین قبوله هم بدید مامان باباهاتون براتون بنویسن قبوله هم اگه بدید بچه هاتون بنویسن باز قبوله . :applause آخه من اینجا یه معلم استثنایی ام :teeth:dancing
مهم اینه که کمی خط بریل براتون تعریف بشه و فکر نکنید وااای چقدر سخته
این هم تمرین گذاشتن اسیمبلای جدید ممنونم نازلی آخ جون چقدر تنوع !
جلسه اول چطور بود ؟ :thinking
برای بهتر شدن ارائه درس های بعدی اشکالات کار رو بهم بگید :regular. یک دنیا :hugممنون :shades.
تا بعد .

چند لینک مامانونه

اسفند۱

سلام
چند روزی گرفتار بودم اصلا نشد که سری به وب و مایل بزنم که فرصت شرکت در جشنواره زن جامعه و مشارکت رو از دست دادم . حالم گرفته شد !
چند لینک برای مامانایی که دوست دارن از تصاویر و خاطرات دست و پا بلوریاشون تقویم و کارت پستال و سررسید داشته باشن :wink
دندون دومی هادی هم در اومد از بالا !!!! :silly کو تا اینقددددررر دندون در بیاره —>:teeth
در ماه محرم هادی یه حرکت جالب یاد گرفته که برای خودمون خیلی جالب بود ! با صدای هر روضه یا نوحه یا ساز و نوای غمگینی سینه میزنه !!!! اغلب صدای یااااااااااااا ی حزن انگیزی هم در میاره !!!
سینه میزنه ، نه اینکه فکر کنید بچه م شور میگیره با دست پیاپی به سینه ش میزنه !!
۳ روز دیگه ۱۰ ماهه میشه :love
ماکارونی رشته ایی از دیدگاه حسین : ماکارانی صاف از اون هایی که مث موی ماماناس !!! :sick
حسین به زبان موشی حرف میزنه :
یواش : شواش !!!
کجاست ؟ : کشاششد ؟ !!!
شلوار : شبواب !!!
قابلمه : قالممه !
به مربیش هم میگه خاله اپسانه :hypnoid!!!! به رنگ گواش میگه بتونه ! بتونه به منظور بتونه ء نقاشی ساختمانه !!! :hypnoid
کاش هادی هم نوک زبونی حرف بزنه ! بمب خنده ست این حرفای حسین !!!! :laughing حسن که مث خودم بوده لفظ قلم و بدون اشتباه ! :heehee
حسن هم پرکینزش رو پس گرفت . :heehee:applause آخی ی ی بچه م راحت شد ! :hug
شاخصه مشخصه آزمایش تیروییدم خیلی بالاست !! کم کاری شدید:confused ! نه خیر این تیرویید مال من نیست ! اگر بود به خودم میرفت و پرکار میشد :smug!!!!!!!!!!!! حتما بخش اعظم کسالتم به خاطر همین مرض ورقلمبیدگی گلوم هست ! :thinking
از طرف اداره همسرم در یک اقدام خانم خونه دوستانه :shades 5 عدد پودر لباسشویی اهدا فرمودند :eyebrow! ممبعد پودر لباسشویی رو کنار سکه طلا اهدا خواهند کرد !! :eyebrow
احوالاتم در پی موج کوتاه مثبتی که برداشته بود در حال فروده ! چند روزی هوایم کف آلود و مرده ست !!! :dontknow
حرف خاصی برای گفتن نیست ! :yawn:yawn:yawn
آهان ! یک درخواست مامانونه ! :eyelash لطفا لیست کارهای مربوط به خونه تکونی رو برام بنویسید ! دوست دارم بدونم مردم چطوری خونه تکونی میکنن و من خودم چقدر کار برای انجام دادن دارم ! :thinking
خوب نمیدونم ! گفتنش عار نیست ! :dontknow پرده ها تمیزند ملحفه ها شسته اند کمدها مرتب شدنش هر هفته انجام میشه . میمونه سرویس بهداشتی که کاری نداره و شیشه پاک کردن که چون مشکل خود آزاری روحی و جسمی ندارم همیشه بعد از عید انجام میدم ! سفید کردن ظرف و ظروف هم که هر دو سه ماه یه بار انجام میدم ! :eyebrowدیگه بقیه ش رو نمیدونم ! :question
میخوام بدونم چرا مردم خونه تکونی رو اینقدر سخت میگیرن !! لابد کارهای بیشتری برای انجام دادن هست !!!! :dontknow
تا بعد .