مادر سپید

مادر یک روشندل

من برگشتم ! هااااا

بهمن۲۹

سلام
من آمده ام !!!
آره هنوزم تلفن من قطع میباشد !!! ۱۴ هزار تومان هزینه تلگراف داشت که متوجه نشدیم از کجا اومده تنبلی و مشغله زیاد هم مانع از این شد که برای رسیدگی به مخابرات بریم !! در عرض ۳ روز خونه رو خالی کردیم و یک طبقه اومدبم پاییت تر که مادربزرگم ساکن هست که شب اول سرماخورد و رفت خونه خاله ام !منم فرصت طلب !!!:whistling! هنوز خونه خودمون یک ماه دیگه کارداره و انشالله همین صد سال اول حاضر میشه :whew!! اینکه احتمالا کلی مشکل در دیکته پیدا کردم همش مربوط به سوادم نیست با لپ لپ امیر مینویسم که چسب فارسی نداره !! و تا نو هست و نورچشم از این عکس برگردونهای حروف نمیچسبونه !
مدت زیادی تو فکر لباس عید بچه ها بودم و از اونجا که مشکل در مشکل برای ثبت انجمن یا همین ان جیومون افتاد نمیشه از جاهای رسمی درخواست کمک کرد! از طرفی هیئت موسس یعنی من و خانم صادقی که دو تایم فعلا :teeth مایل نیست کمک ها و هدایافقط به بچه های کم درآمد اختصاص پیدا کنه ! راستش احساس کردیم داریم خودمون باعث میشیم دو سه نفر از اعضادچار مشکلات خالی بندی اضافه بر درآمد بشند که ممکنه تعدادشون بیشتر بشه ! تصمیم گرقتیم با الویت بندی بر بچه هایی که تا به حال هدیه ایی از انجمن نگرفتند این فضا رو عوض کنیم که خوشبختانه موثر واقع شد و پیامدهای مناسب و خوبی نیز برای انجمن متولد نشده مون داشت ! و تونستیم تعادل خوبی در گرفتن اعضا از افراد سطح متوسط یا پایین از افرادی با سطح معلومات بالا نیز ثبت نام کنیم که تعادل و تعامل و ارتباطات مثبتی که شکل خواهد گرفت باعث نزدیکی و همزیستی بهتری برای بچه ها خواهد شد .
در این اثنا کمک یکی از خیریت بازاری بود که کای به ما در رسیدن به ایت هدف در مرحله اول کمک کرد ، حدود ۳۰ الی ۴۰ دست لباس مناسب به قول مردم مارک دار ، به انتخاب خودم:smug هیدی داد که خوشبختانه به همه بچه های اعضا اختصاص پیدا کرد . هر چند هنوز فکر خاصی برای بچه های مدرسه نکردم که از توانم خارج بود ! ای کاش میشد ۱۰۰ دست لباس دیگه هم برای این بچه ها جور میکردم ! آشنا ماشنا ندارید؟ :thinking
!
به طرز وحشتناکی دچار غلط های تایپ شدم کلی تصحیح کردم شده این:embaressed ! اینقدر صفحه و فونتش ریزه که چشمایی باباقوریم داره درمیاد به خوبی خودتون ببخشید امیدوارم دفعه بعدی زودتر آپ کنم ! البته با غلطهای تایپ کمتر !!!:praying
فکر نکنم بتنم به راحتی براتون کامنت بزارم ! دلم برای همه مامانا و بچه ها تنگیده ! امیدوارم بتونم بازم وصل بشم البته تا مامان بزرگ جانم نیست چون حساسیت خاصی به تلفنش داره !!!:teeth
خداکنه زودتر خونه هه درست بشه ! خسته شدم ! کمردرد شدید و از کارافتادگی و ناتوانی از برداشتن یه دونه سیب حتی !! کلافه ام کرده !!!
یه قولی به مشاور مدرسه برای جشنواره زمستانی بچه های آمادگی داده ام که بدجوری توش گیر کردم فرذا باید برم مدرسه !! یک مجری شاد و شنگول با برنامه شاد برای ایت جشن کوچک میخواییم عمو قناد رو میخواستیم نشد !!! این همو مهرداده چیه اونم دست کم ۵۰۰ تا ۶۰۰ تومن پول میخواد !! مدرسه بضاعت نداره ! کاش عمو پورنگ بیاد ! راستش دیگه روم نمیشه باز مزاحمش بشم ! تماس بگیرم میاد ! آیا میاد ؟ آیا نمیاد ؟ :question
فعلا تا بعد .