مادر سپید

مادر یک روشندل

متوجه شدی ؟

دی۱۴

سلام
یه سلام بی حال و خنگولانه !
اخه ادم حسابی از مسافرت رفتن جناب همسر خانش اینقدر دلتنگ میشه ؟! خاک بر چوکت ریحانه !!!! دو روز تنهایی بزن بیرون بر و بچ رو بسپار به مامان جونت و برو گردش ! خاک بر چوکت که آب هم بدون بچه هات نمیخوری (البته به استثنا کاکائو و شکلات :silly)!!
یه دو سه ماهیه که مادرای دختر بچه های روشندل با هم قرار مجردی میزارند صبحها میرند به گشت و گذار … ولی منو راه نمیدن !:confused
آخه دلم نمیاد برم گردش و حسن رو نبرم مخصوصا اگه جای به خصوصی باشه مثل توچال ! اگه حسن رو ببرم و حسین رو نبرم غصه میفته تو گلوم که حسین رو از دیدن چیزای جدید محروم کردم ! اونم به خاطر راحتی خودم .
مادرا هم میگن خاک بر چوک یه کمی میخواییم از دست بچه هامون راحت بشیم تو میخوایی جفتشون رو بیاری ؟ اونم اون زلزله ۱۰۰ ریشتریتو !؟
منم گفتم خاک بر چوکتون من اردوهام مامانی بی بچه راه نمیدم !
گفتم اردو … من در نظر دارم اواخر خرداد یه اردوی بزرگ برای مشهد ترتیب بدم … حدود ۴۰ تا ۶۰ نفر بستگی به محل اقامتمون داره که خدا کنه این رفیق شفیق همسر جانم اون پست خوشگل رو کسب کنه تا لااقل هزینه محل اقامت کم بشه و اون جناب بنده خدا هزینه شو بده ! ولی باز هم احتیاج به کمک مالی یک تا چند خیر عزیز گرامی دارم که حدااقل هزینه برای خانواده تمام بشه تا هم خدا راضی باشه هم بنده خدا … کسی رو میشناسید که کمک مالی ازش بر بیاد ؟ مثلا سری قبل که رفتیم مشهد پدر یکی از بچه ها ۴۰۰ هزارتومان داد که تونستم تمام بچه ها رو رایگان ببرم .
کلاس های نقاشی حسن دوباره از سر گرفته شد ! معلمش آقایی هست به اسم وفاداری ! گاهی برای مزه ریختن یه حرف بدی میزنه مثل … نه ببخشید بدآموزی داره ! و حرفهاش معمولا باعث خنده بچه ها میشه ! ولی از وقتی حسن وارد کلاسش شده ایشون هم سعی میکنه یه کمی آب کشیده حرف بزنه چون تا یه کلمه بد از دهنش خارج بشه حسن به کاری میکنه که این بنده خدا آب بشه بره تو زمین !
چی کار میکنه ؟
همچین هیییییییین بلندی میکشه که هر کی باشه از خجالت تب میکنه !
حسن از کلمه فهمیدی خیلی بدش میاد مثلا یه چیزی بهش بگی و آخرش بگی : فهمیدی ؟
میگه : فهمیدی چیه ؟ مگه آدم نفهمه ؟
میگم : چی بگم ؟
میگه : با مهربونی و لطافت بگو متوجه شدی !؟
…….
حامد کشکول برگشت ! من میدونستم اون تعطیلی بر نمیداره ! مگه میشه آدم اینقدر پر حرف باشه ! نه ببخشید حرف برای گفتن داشته باشه و تعطیل کنه !؟ :teeth
ایشون اینقدر کودکان رو دوست میدارند که که برای حسین آرزوی یه زن کچل کرده اند !:love
اول کچل نه و بی مو :thinking! اینجا وبلاگ حسنه :thinking! حسن هم آب کشیده حرف میزنه !
خوب مگه خانومای بی مو دل ندارند :waiting؟ شاید یه دختر ناز و ملنگ بی مو قسمتش بشه و اونو خوشبخت کنه :love! مگه همه دختر های مودار خوبند ؟ تازه ما اینجا یه گیسو کمند داریم که هزارتا دختر مو دار اینقدر اندازه ایشون مهربون و دوست داشتنی نیستند !:love:hug:hug
این پستم داره خیلی در پیتی میشه اخه حرف خاصی برای گفتن نداشتم فقط میخواستم وقتتون رو بگیرم !:devil:devil:devil
تا بعد .

ماست بندی …

دی۱۳

سلام
وقتی ادم حرف زیادی نداره واسه چی بنویسه ؟
حرف زیادی نیست جز اینکه دوشنبه صبح هم مثل خل و چل ها دو ساعت خیابون گز کردم رفتم کلاس یوگا و بازم موقع تمرینات آرامش بخش خوابم برد !:waiting
امیر هم رفت به همایشش !:sad:confused:cry
امروز حسین رو برای یکی از خرابکاریهاش دعوا کردم :phbbbt! باز معلم اخلاق و تعلیم تربیت منزل با متانت و ادب گفتند که:love :
مگه چیکار کرده اینقدر سرش داد میزنی !؟
گفتم : باقیمانده غذاشو ریخته روی زمین :phbbbt!
یه خنده کیفوری کرد :teeth( از شنیدن شیطنتهای داداشش کلی لذت میبره و دل ضعفه میگیره :teeth) و گفت مامان به این خوبی و مهربونی نباید صداشو بالاببره ! برای حنجره ات خوب نیست صدات میگیره :surprise زندگی ارزش نداره :hypnoid آدم وقتشو برای داد زدن سر بچه اش تلف کنه !:surprise:hypnoidاز ما گفتن بود !:sick
من نمیدونم این حرفهای رو از کجا گیر میاره ناقلا !
همش زیر سر این نوار قصه هاشه !!! چقدر اطلاعات عمومیش بالا رفته چقدر کنجکاوه چقدر سئوال و جوابهای قشنگ داره !
چند وقته میپرسه اسم اتاق یا خونه شتر چیه !؟ (مثل مال اسب اسطبله و الاغ طویله و ..) خیلی دوست داره بدونه که اسم خونه شتر چیه ! شما میدونید اسم خونه شتر چیه !:eyebrow
امروز میگفت من وقتی بزرگ شدم میرم از گاوم:tounge شیر میدوشم این جوری و ادای شیر دوشیدن رو درست در اورد و بعد شیرشو میارم خونه میجوشونم روی تکنو گازم و بعد از اون از ماست زنجانی (که مورد علاقه شه ) به شیره مایه میزنم میزارم یه جایی کمی بمونه تا بشه ماست !
اینقدر دقیق توضیح داد که فکر کنم دستورشو عمل کنم یه ماست خوب از آب در بیارم !
امشب یه چیزی گفت خنده بلندی کردم ! گفت الهی قربون خنده های مامان مهربونم برم !:hug
اخه مامانی من کجا مهربونه:question !من که اینقدر که تو میگی مهربون نیستم:devil:embaressed ! مهربونک من !:love
عشق کوچولوی من ! الهی قربون صدای قشنگ و حرفهای پرمعنی ات بشم !
این قسمت اموزشی مخصوص نی نی کوچولو ها و خردسالانه .
روش ساخت پن کیک چرب !
مواد لازم : کرم پودر ۱ عدد نوی دست نخوره !
پن کیک پودری مستعمل ۱ قوطی
وقتی مامان بچه خوابیده موقع اجرای دستور ساخت میباشد ! اول مقدار زیادی کرم رو با پمپ جالبش روی میز میریزید و هر و هر میخندید بعد پن کیک پودری رو برمیدارید دربشو با هر ترفندیه باز میکنید بعد تمام کف دستتون که به موادر کردم پودر آغشته است رو داخل پن کیک میگذارید حالا پن کیک چربتون اماده است میتونید با افتخار به مامانتون نشون بدید و منتظر تشویق او باشید !
مثلا میخواستم چیزی ننویسم !
تا بعد .

غم سپید

دی۱۱

سلام
سخت ترین خبر هفته خبر فوت امیر قلب سانی عزیز بود که بد جوری اشک رو مهمون چشمم کرد ! غیر منتظره و تلخ …
نمیتونم درباره احساسی که دارم حرفی بزنم … سانی خوبم برات آرزوی سلامتی و صبر میکنم .
خبر دیگه خداحافظی کشکول جوانی بود که این زیاد هم بد نبود ! :wink:teeth خلاصه ملت وبلاگ نویس از شر این بچه معصوم و با مزه خلاص شدند و دیگه انگار هیشششششششششکی نیست اونا رو بخندونه !
ولی نه اگه برنگرده جاش خیلی خالیه !
خبر بد دیگه هفته اینه امیر من میخواد چند روز بره ماموریت ! ای پدر ماموریت بسوزه ایشالللللله ! که اینقدر هم طولانیه ! اونم کجا ؟ شیراز ! یکی نیست بگه آخه تو رو چرا ماموریت میفرستند اونجا ؟! من رو باید میفرستادند که رفیق شفیق رو هم زیارت میکردیم ! :kiss من میمونم و حوضم و دو تا وروجک !:yawn:nailbiting حالا که سانی عزیزم در فقدان امیرش غمگینه من اصلا رویم نمیشه دیگه گریه زاری راه بندازم ! آخه اصلا تحمل دوری امیر رو ندارم … با اینکه شبها از خستگی مثل جنازه میشیم و او هم نای باز نگه داشتن چشماشو هم نداره اما از اینکه کنارمه و صدای تنفسش رو میشنوم آرامش و انرژی میگیرم …
خبر بد دیگه هم اینه که خیلی خسته ام ! من از آبان سال قبل حسن رو میبرم توانبخشی ! در جریان که هستید برای تعادل بخشیدن و بالابردن سرعت عملش که خیلی کنده و نوردرمانی و تقویت هوش و حافظه و …
عضلات حسن خصوصا بالاتنه اش خیلی شل بود و نمیتونست مدت زیادی صاف بشینه و اگه زیاد جایی مینشست بعد از چند دقیقه خسته میشد ! و مشکلات عدیده ایی که مربوط به تحرک و جهت بایس نابینایان هست ! ما دو تا ماه پیش جون کندیم و پوست انداختیم تا این راه طولانی رو رفتیم و اومدیم و ماهی ۱۰۰ هزارتومان هم هزینه کردیم ، پیشرفت حسن هم خیلی خوب بود من فکر میکردم تا اخر تابستون دیگه حسن کاملا از همه نظر حالش خوب خوب شده باشه ! اما بعد از این یک تا دو ماه اخیر که چند بار کلاسشو به علت خستگی هام تعطیل کردم با ناباوری میبینم که باز هم برگشته سر خونه اول البته نه به اون شدت ولی اغلب مشکلاتش که درست شده بود برگشته !
دلسرد شدم … همین !
با دکتر کریمی صحبت کردم گفت به این علته که هنوز در مغز این رفتارها تثبیت نشده !!!پولش به درک اگه قرار باشه باز هم تاخیر بیفته و این قضیه تکرار بشه چی ؟ آه ه ه …
ببخشید آقای دکتر من چند میلیون دیگه بریزم تو توانبخشی تا تثبیت بشه:confused !؟ آخه بعد از یک سال و ۳ ماااا ه ؟!!!!! دکتر میگفت حالا حالا ها باید ببرمش !!! :cry:cry:cry
این جور وقتها ما و حسن یک دوست خیلی خوب داریم که همیشه به داد ما میرسه !
اجازه هست آقای دکتر ؟ آقای دکتر اجازه هست باز هم مزاحم شما بشم و من رو راهنمایی کنید ؟
هم عصبانی ام ، هم خسته‌، هم دلتنگ ، هم خوابالو چون نیمه شبه !
خدا من یه کمی پول میخوام ! پول زور هم ودی؟:oh
یه کمی پول که بتونیم لااقل یه خونه مناسب یه کمی بالاتر بگیریم تا اینقدر این بچه تو رفت و آمد اذیت نشه !:regular الهی آمین یادت نره !
چقدر زندگی صد سال اولش آسونه !!!!!!! :whew
احساس میکنم دارم قاطی میکنم و نزدیکه باز چرت و پرت نویسیم شروع بشه:silly !
پس تا بیشتر انرژی منفی ندادم بگم که ::regular
دوست حسن که بیماری لبرز داره رو به دکتر جلوخانی معرفی کردم !(چشم پزشک حسن !) بعد از ویزیت و معاینه و غیره و ذالک عینک مشابه حسن رو براش تجویز کرده و دوره ویتامین تراپی که حسن طی میکنه و الان سبا خانم دو نمره شماره عینکش پایین تر اومده نمره چشمش ۴ بوده شده ۲ !!!… خوشبختانه وضعیت بینایی سبا خیلی خوبه ! و با عینک میتونه تا ۲ مترییش رو تشخیص بده البته با کمی تاری دید:regular … امیدوارم همه بچه ها سلامت باشند …
ولی خدا جون عزیزم خوشگلم جیگرم تو رو به اسمت رحم کن من دیگه تاب ندارم ! خیلی داغون شدم ها !‌میدونی که چقدر …
ولش کن تازه راحتی هاشه ! خدارو شکر که مدرسه نمیره ! :oh
میشه هیچوقت مدرسه نره ؟؟؟؟:teeth
وااای چقدر خوش میگذره ! نمیدونید چه حالی میکنم حسن مدرسه رو نمیره :teeth!
پس زیاد هم وضعیت قاراشمیش نیست ! خدایا شکرت !:whew
اگه غلط تایپی هم دارم به وسعت دیدتون ببخشید :yawn! کار چشمام از آلبالو گیلاس چیدن هم گذشته ! یه نگاه به ساعت آپلود کنید :yawn!
تا بعد .

با اجازه سارا :

دی۸

…دلم گرفته !
زبان حرف پوست کنده ندارد …

مطالعه ادامه مطلب »

چرا من نباید بدونم ؟

دی۶

سلام
روز سرد زمستونی تون به خیر ! یه دفعه چه سرد شد ننه سرما انگار منتظر بود دختر پاییزی شال و کلاه کنه و بره !
واااای حسین اومده اینجا تمام لباساش ماستیه ! :sad یرم ببینم چیکار کرده !!!
…. وااااااای نشسته سر سطل ماست و هر چی رو با مشت نتونسته بخوره مالیده به در و دیوار و لباس و …
گفتم سرش گرمه بیام یه چیزی بنویسم ! :waiting
جلسه دوم کلاس توانبخشی نابینایان رو که رفتم متوجه شدم ما اولیای بچه های استثنایی هیچی درباره بیماری های بچه هامون نمیدونیم و اطلاعاتی که داریم همه غلط و به قول معروف سر کاریه !!!
مثلا همین بیماری لبرز !هیچ کتابی درباره این بیماری پیدا نمیکنم تا اطلاعاتم رو بالا ببرم ! حالا کتاب هم بخونم تو به کتاب میگه این بیماری مریض رو از بین میبره تو یکی گفته ر وز به روز بدتر میشه تو اون یکی گفته نه بهتر میشه !… والله تو این فیلمهای خارجکی یه ننه بابایی بخواند از بیماری بچه شون اطلاعات کسب کنند هوارتا کتاب جلوشون قطار میکنن و میخونن من با اینکه چندین و چند کتاب د را این خصوص مطالعه کردم یک کتاب مناسب هنوز گیرم نیومده که بدونم لبرز چیه و چطور میتونم به بچه کمک کنم !
و یا والدین بهزاد کوچولو هنوز فکر میکنند بچه شون به خاطر بیماری رتیتو پلاست فوت کرده ! در حالیه که بیماری رتینیت پیگما توزا یا همان رتینو پلاست اصلا بیماری کشنده ایی نیست ! قارچهایی روی شبکیه بوجود میاد که باعث از بین رفتن شبکیه و بعد تمام چشم میشه که قابل درمان نیست ! ولی بیمارانی مثل بهزاد علی پنجه ایی زهرا سعید وووووو اولیاء شون فکر میکنند این بچه ها رتینوپلاستوما دارند در حالیکه شیمی درمانی میشند و این بیماری با شیمی درمانی بهبود پیدا نمیکنه !!!!! این بچه ها از سرطان های دیگه ایی رنج میبرند در حالی که رتینو پلاست در این میان بی تقصیره این بیماری به عنوان قاتل بچه معرفی میشه !
باعث تاسفه که والدین از بیماری بچه هاشون اطلاع درستی ندارند !
به اندازه یه کوه تو دلم غم نشست !
چرا ما نباید بدونیم بچه هامون چه بیماری دارند ؟
چرا اطبا در برقراری ارتباط انسانی با بیمارانشون اینقدر عاجزند !
چرا من نباید بدونم که باید مراقب سلامتی قلب و کلیه ضعیف بچه ام باشم ! چون این بیماری روی سلامتی این دو عضو تاثیر مستقیم داره !
‌ چرا من نباید بدونم تنها راه شناسایی این بیماری گرفتن نوار ERGچشم هست !
چرا من نباید بدونم سلولهای مخروطی چشم اگر تغذیه ویتامین A بشوند کمتر تخریب میشند ؟
چرا من نباید بدونم کودک مبتلا به لبرزم در نور شب بهتر میبینه ؟
چرا من نباید بدونم اختلالهای دیگه ای مثل آب مروارید ، قوز قرنیه ، کلوبومای نقطه زرد ممکنه در او بوجود بیاد ؟
چرا من نباید بدونم این اختلال سیستم عصب مرکزی قلب و کلیه بچه رو تحت تاثیر قرار میده ؟
چرا من نباید بدونم در خود ماندگی یا AUTISM هم یکی دیگه از اختلالاتی است که در این نوع بیماری دیده شده ؟
چرا من نباید بدونم این بیماری در دوران جنینی بوجود میاد آنهم به خاطر عوامل محیطی یا وجود نوعی بیماری ویروسی در مادر که حتی ممکنه در موارد نادری مثل مورد من کاملا مادر سالم به نظر بیاد و ازمایش ها و سونوگرافی ها هیچ مشکلی رو نشون ندهند !
چرا به منه مادر نمیگند ؟
چرا ما باید اطلاعاتمون رو در مغز کوچیکمون محصور کنیم و از پراکنده شدنشون واهمه داشته باشیم !؟
چرا حرف کشیدن از دکتر ها اینقدر دشوار و سخته ؟
چرا ؟
چرا ؟
چرا ؟
کلمه لبرز رو در گوگل سرچ کنید ببینید چی میاد !!!!! خیلی خنده داره !!! واقعا که مردم از انفجار اطلاعات مردم از بس این دهکده جهانی کوچیکه !!!
وبلاگ خودم میاد !!!
اطلاعات محدودی رو درباره برخی از بیماری های چشمی میتونید اینجا پیدا کنید .

راستی یاد نظراتتون افتادم ! گفته بودم به من راه هایی پیشنهاد کنید تا بتونم به حسن بگم دیدن چیه !
ممنونم ازتون ! نظرات جالبی بود ! اتفاقا نظر گذر مورد تایید دکتر کریمی بود !
| گذر |
وای که چقدر خوشحال شدم امیدوارم روز به روز خبرای بهتری بذاری
شاید با استفاده از نور بتونی به حسن کمک کنی من فکر می کنم اگر روی یه مقوای سیاه اشکال مختلف در بیاری و بعد با بازی نور براش سایه روشن ایجاد کنی شاید کمک کنه مثلا وسط یه مقوای سیاه اول یه دایره بزرگ در بیاری بعد جند تا دایره کوچک همین جوری باهاش کار کنی تا با سایه روشن مفهوم دیدن رو براش توضیح بدی موفق باشی .
این پیشنهادی بود که دکتر کریمی هم داد برای تجسم عینی بخشیدن به اشیاءی که حسن میبینه !
نظر وحید هم جالب بود !:wink ایشون اذعان داشتند که من کمی هم به فکر خودم باشم ! همش به فرک بچه و اینا نباشم ! ایشون طرفدار آقایون هم هستند که میخواستند من به فکر ایشون هم باشم ! :applause … نظر ایشون هم مورد تایید قرار گرفت برای همین من روزهای دوشنبه صبح در کلاس یوگای مادران که مدرسه نابینایان نرجس برگزار میکنه شرکت کردم ! که اینقدر توجه وتمرکزم خوب بود که وقتی ورزشهای دراز کش تمام مدت در خلسه خروپوف ضایعی فرو رفتم و آبروم رفت ! :laughing:laughing:laughing
از دخترک آفتابی ممنونم اینم نظر خوبیه ! تاحالا ازش خواستید اون چیزی رو که دوست داره بگیره جلوی چشماش و یه مشخصه ازش بگه…
دیدید چون ام گرم شد ؟ خیلی وقتتون رو گرفتم عذر میخوام اگر باعث اتلاف وقت شد !!:embaressed:embaressed:embaressed
همه تون خوبید ، خوب بمونید ! :regular
تا بعد .

از دعای شما خوبان !

دی۴

سلام
ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم ! فکر میکنم در زمینه رسیدگی به وبلاگ تازه به تعادل رسیدم اونم بعد از ۴ سال وبداری !!! تعادلش رو اینطور معنی میکنم که چیزایی مهمتر از آپ کردن وبلاگم هست که باید بهشون رسیدگی کرد !!!
بگذریم …
گفته بودم یا نگفته بودم ؟ به هر حال … قرار بود به عنوان مهمان به کلاسهای استاد خانم ابراهیمی کسب تجربه کنم در زمینه توانبخشی کودکان نابینا ! روزهای دوشنبه و چهارشنبه دانشگاه علامه طباطبایی ! فعلا که آخر ترمه و من یک جلسه رفتم اما خیلی کلاس جالبی بود … چرا ؟ چون اصلا خوابم نگرفت ! من معمولا تا بحث کلاس یکدست میشه فورا خوابم میبره ! :sad دو نفر از دانشجوبان کنفرانس یا نمیدونم تازگی ها چی اسمش شده داشتند که اطلاعاتشون خیلی در پیت بود ! من دو سه تا سئوال از استاد کردم چشماشون زده بود :hypnoidبیرون این خانومه ، پیره زنه :winkاز کجا اینا رو میدونه :teeth؟ فکر میکنم برای جلسه اول بد نبود که بدونم اطلاعاتم کمتر از یک دانشجوی ترم ۷ نیست !! ترم ۷ میشه سال چندم ؟ ! :wink
یه خبر جالبناک انگیز از حسن ::love
قرصهای حسن تمام شد ۶۰ عدد قرص ویتامین A خاص که برای بچه هایی سن پایین تهیه شده که در بهبود بینایی خیلی موثره ‌! فعلا حسن ۲۵۰۰۰واحد ویتامین Aدریافت کرده و فردا برای انجام ازمایش اندازه گیری ویتامین باید آماده بشه ! احتمالا وضع بینایی او بهتر تر تر میشه ! تجربیات و اطلاعات دکتر درباره بیماران بزرگتر که بهتر قادر به تعریف وضع حالشونه گواهی میده که تاثیر مثبت و عالی در بهبود بینایی حاصل میشه !
جالبه حسن نمیتونه تعریف کنه که آیا میبینه یا نه ؟! دیدن برایش تعریف نشده است !‌نمیدونه آیا میتونه غیر از نور چیز دیگه ایی هم ببینه یا نه ! ما و دکتر کلی راه مختلف رو امتحان کردیم تا بدونیم آیا اون میبینه یا از صدای خفیف جابجایی ما متوجه میشه که کی کجا هست ؟ آخرش هم نفهمیدیم ! خیلی جالبه که من هنوز نمیدونم برای پسرم چطور تعریف کنم که دیدن و نگاه کردن چه نوع تجربه ایی هست ! خیلی سخته برایش توضیح بدم منظور از دیدن چیه ؟ کسی میتونه بهم کمک کنه ؟
آموزش دیدن و نگاه کردن در تخصص من نیست من نمیدونم چطور باید به او بفهمانم که آیا چیزی میبینه یا نه ؟ شما متوجه شدید من چی میگم ؟ اشکالی نداره دوستانی که متوجه شدند به من راههایی پیشنهاد بدند تا به او بفهمانم که آیا میبینه یا نه !؟
من نمیدونم چکار کنم ! شدم مث یه آدمی که دست و پا و دهانشو بستند تا نتونه کمک کنه … مستاصل شدم ؟
امروز برای دکتر کریمی دکتر توانبخشی اش توضیح میدم شاید کمکی بکنه بهم ! ایشون حل المسایل بنده هستند !‌خدا حفظشون کنه … خدا این چند قلم دکتر خوب رو از ما نگیره !
دکتر حسین کریمی متخصص اعصاب اطفال از مجارستان TEL: 88787665 !
دکتر گیتی جلوخانی متخصص و جراح چشم از امریکا ۸۸۷۳۹۴۹۵ :TEL!
درباره دکتر جلوخانی یگم که ایشون درباره بیماران آر پی که مخفف یک اسم طولانی چشمی هست و لبرز که بیماری حسنه تحقیق و پژوهش میکنند ! آخرین اطلاعات درمان این بیماری رو ایشون دارند ! اگر اطرافتون بیماران R.Pمیشناسید ایشان رو به اوشان معرفی کنید ! :teeth خدا خیرت بده خیلی بهش کمک میکنید ! مطمئن باشید ! ایشون گفتند اطلاعات از خودم در نوکنم !
دکتر میگفت اگر این قرصها رو ادامه بده تا ۶ ماه آینده یک جهش بزرگ در بیناییش رخ میده ! اینها همش از دعای شما خوبان و دیگرانه !
خوب حرف زیاده و ریحانه هم چونه اش تازه داره گرم میشه ! پس تا بیشتر وقتتون رو نگرفتم ،
تا بعد .