مادر سپید

مادر یک روشندل

نهمین اردوی زیارتی مشهد مقدس

تیر۲۷

سلام


فرودگاه هاشمی نژاد مشهد ۱۳۸۹

امروز عصر نهمین اردوی زیارتی مشهد را با توکل بر خدا و یاری دوستان خوبم آذر ، مریم و محبوبه را اجرا خواهم کرد . امسال ما توفیق داریم پذیرای ۳۰ نفر از بچه های توان خواه ذهنی باشیم . تعداد نفرات کاروان ۱۱۶ نفر هستند که حدود ۵۵ نفر از ایشان بچه های استثنایی می باشند .
احتمال داره گروه اجتماعی شبکه ۱ به بدرقه ی بچه ها بیایند و تصاویری تهیه کنند . هنوز به من خبر ندادند که صددرصد هست یا نه ! قرار بود از شبکه ۴ گروه مستند سازی همراه بشند که بنده به دلیل اینکه موضوع برنامه در خصوص خیرین برگزار کننده بود قبول نکردم . ولیکن گروه فیلم سازی دیگری همراه ما هستند : دیده بان برج مینو ی پرشین بلاگ . خیلی تلاش کردم جهت پوشش خبری بهتر از خبرنگاران سایت های خبری معلولین دعوت کنم ولیکن با ما هماهنگ نشدند . پوشش خبری امسال هم باز با خودم است .
انشالله روز اول ماه مبارک رمضان میهمان آقا امام رضا (ع) هستیم و ۳۱ تیر با گزارش کامل تصویری برمیگردم .

جا دارد این جا از همه ی افرادی که به ما کمک کردند تا این سفر در شرایط بهتر و ایمن تری اجرا بشه تشکر کنم خصوصا از پشتیبانی مادی و معنوی خییر برادرانه ی . ن . که مساعدت های مالی و همدلی ایشان با بچه های توان خواه مثال زدنی ست .
جناب ضامنی همکار همسرم که جهت هماهنگی با آستان قدس رضوی جهت قرق حرم و هماهنگی های دیگر تلاش های بسیاری کردند . همچنین سرکار خانم ها امیرحسینی و بهشتی در آژانس گردشگری … که کمک هاشون باعث شد ما هزینه کمتری بابت تهیه بلیط بپردازیم .

کاروان زیارتی بچه های روشندل و توان خواه ذهنی نایب الزیاره همه ی عاشقان اهل بیت سلام الله علیه هستند .

شما هم برای ما دعا کنید ..
سلامت باشید .

تا بعد .

صدای ایرانی از صدای ایران

تیر۶

(…دیدگاه خصوصی…)

سلام دوست گرامی
امروز میخوایم درمورد وضعیت معلولین در ایران و مسایل و مشکلاتشان و همچنین خدماتی که در این مورد انجام گرفته صحبت کنیم. درصورت تمایل میتوانید با برنامه ما ( روی خط – صدای آمریکا) با شماره ۴۳۶۰===۰۰۱ تماس بگیرید. ساعت برنامه === شب به وقت تهران
————————–
به سنت رسول الله ، علیک سلام

اول چرا کامنت خصوصی گذاشتید ؟ دست کم مثل B.B.C شهامت به خرج میدادید و درخواست رسمی تری از مخاطبین خود میکردید . مصاحبه یا درخواست تماس تلفنی برای برنامه ی رادیویی با مخاطبین بیشماری که دارد به دعوت خصوصی نیاز ندارد !

دوم علت جذابیت این موضوع یعنی کم و کاستی های معلولین در ایران برای شما چیست ؟ چه شده که صدای امریکا دایه دلسوزتر از مادر شده است !؟ طرح این موضوعات چه تاثیری در خصوص رفع مشکلات دارد ؟ هدف این دست برنامه ها که قطعا برای منافع امریکا تلاش می کند و اخباری را می گوید که آمریکا دوست دارد چیست ؟ آیا شما راهکاری هم برای رفع این مشکلات میتونید ارایه کنید یا هدف این طرح بزرگ نمایی کم و کاستی های موجود در راستای ناامید کردن بیشتر هموطنان و ساخت تصویری بسیار تاریک از فضای جامعه ایرانی است ؟
بنده فکر نمیکنم سیاست برنامه روی خط – صدای امریکا برای رفع مسایل و مشکلات این مملکت برنامه ریزی شده باشه ، اگر صدا صدای امریکاست پس در جهت منافع امریکاست ! اگر  منِ ایرانی گلایه ایی از مشکلات اجتماعی م دارم مایلم صدایم از صدای ایران و از جایی که خانه ی من است شنیده شود . نه هزاران مایل دورتر .

متشکرم از دعوت شما ، اما بنده تمایلی ندارم با رادیویی صحبت کنم که امواجش از کشوری پخش میشود که به جبر بیش از ۳۰ سال است به بهانه های واهی مردم کشورم را تحریم کرده است .

صدای من ایرانی ست و باید از صدای ایران شنیده شود ! بنده همیشه روی خط هستم .

مادر یک روشندل

تا بعد .

نفرین کُمُدی

خرداد۲۰

سلام

از احوال پرسی هاتون متشکرم .. نمیتونم بهانه بیارم که گرفتار امتحانات حسن هستم که این ایام بسیار خوش میگذرد هم به من هم به حسن .. سه تا از امتحاناتش مونده که تا ۲۴ م میتونم با خیال راحت کمد کتاب هاش رو خالی کنم که یه خورده جا برای وسایل دیگه ش باز بشه !

در طول امتحانات یک بار هم نگذاشتیم کوچکترین مرور سطحی هم روی دروس داشته باشه .. اوایل برایش سخت بود انگار نذر داشت قبل از امتحان مطالبی که صدبار قبلا امتحان داده بود و نمره قبولی گرفته بود رو باز هم بخونه .. ولی یکی دو تا امتحانش که گذشت خوشش اومد .. بدون کوچکترین استرسی ،‌با اعتماد به نفس بالا و خیالی آسوده ، شنگول و منگول و حبه ی انگور میره امتحانش رو میده و برمیگرده .. همه چی آرومه ، حافظه اش هم میشه گفت کاملا برگشته .. یا حداقل من دیگه نقص و اشکال یا تاخیری در به یادآوری خاطراتش نمی بینم .

چندروز پیش که حرفهای یواشکی من و پدرش رو درباره تاخیر در به یادآوری شنیده بود سریع شروع کرد به خواندن ایام هفته به زبان ایتالیایی که ۴ سال قبل بهش یادداده بودیم ، اینقدر ذوق کردیم که انگار برای اولین باره داره حرف میزنه .. به داروهاش عادت کرده و دیرتر به خواب میره از حالت خواب آلودگی بیمارگونه در اومده هرچند با اضافه شدن دوز دارو ها در دو سه روز گذشته دیگه عصر ها نمیتونه مقاومت کنه و خوابش میبره .. خوشبختانه اوضاع و احوالاتش به قول خودش عالیه ! :)

 

گفته بودم که برای تشخیص سندرم ملاس آزمایش ژنتیک نیاز هست تا مشخص بشه واقعا این تشنج ها یا علایم شبه سکته مغزی یا هر چیزی که اسمش هست مربوط به این بیماری هست یا خیر .. دکترها میگن ملاسه .. ولیکن من در مقاله هایی که خوندم همه علایم ملاس رو نمیبینم .

مشکوکم .. خیلی احتمالش هست که ملاس هم نباشه .. یا بهتر بگم امیدوارم که نباشه . اگر باشه باید منتظر چیزای خوبی نباشیم !

این ندانستن ها خیلی بدتر از دونستن ها ذهن و فکر و روح آدم رو میخوره برای خلاص شدن از این نگرانی ها هم یک راه داره که آزمایش ژنتیک سندرم ملاس انجام بشه ..

رفتیم وقت بگیریم .. هزینه ازمایش رو که شنیدیم سنکوپ کردیم !!‌

دو میلیون تومان !! برای ازمایش و مشاوره ژنتیک ! تازه میگن دکتر فعلا خارجه بزارید بیاد دقیقتر بهتون میگیم !

بیمه تکمیلی داشتیم .. کلی خوشحال و شاد و خندون پرسیدیم چقدر بیمه تکمیلی میده !! فک میکنید چقدر خجالت میدن ؟؟؟

۱۰۰ هزارتومان !حالا واسه اینکه دوباره به کوچه علی چپ هدایت نشم و حرف نشسته تحویل دولت خدمتگزار مردم مدار محترمم ندم ختم کلام رو پرت و پلا مینویسم !

چندسالی هست که می خواهیم کُمُدهای خونه رو عوض کنیم ولی تا میاییم ۲-۳ تومن جمع کنیم یه دفعه یه اتفاقی میفته و مجبور میشیم یه جای واجب تر هزینه کنیم .. به قول یکی از دوستان این نفرین کُمُدهای جهیزیه بنده ست که دلشون نمیخواد از خونه ما بیرون برند ! طرح و مدل کُمُدهای جهیزیه م رو خودم انتخاب نکردم از این منبت کاری های ۱۶ سال پیش هست .. من بدم نمیاد ولی با سلیقه مدرن امیر اصلا هماهنگ نیست .. ربط این پاراگراف به هزینه ازمایش ژنتیک اینجاست که یک شب قبل از مطلع شدن از این چاه جدید که قراره پول بی زبون رو یه دفه هففف بکشه کلی نقشه ریختیم و کمد سفارش دادیم !! باید سفارش رو پس بگیریم ! چون هر چقدر هم از سازمان های دولتی التماس درخواست کنیم غیر از اینکه آخرش ۱۰۰ تومن مثل صدقه بهمون ندن چیزی عایدمون نمیشه ..

مردم بدبخت چی میخورن !!‌امشب رفتیم میوه بخریم ! ارزونترین میوه موز بوده کیلویی ۲۰۰۰ تومن ! میوه زیر ۵۰۰۰ تومن تو محله ما نیست !! محله مون هم نه که فک کنید بالاتریه ست ها !! همین دورو براست همونجایی که مردم عادی زندگی میکنند !!! اون وقت میگن نگین مملکته داریم !!؟؟ واسه چی آخه نگین ؟؟ نه واقعا نگین واسه چی ؟؟ ( نگین اسم دوستمه ! :) )‌ مشخصه اعصابم خورده .. بدجوری قاطی پاطی شدم !  فعلا  …

تا بعد .

انتخاب جوانان برتر دارای معلولیت

خرداد۹

انتخاب جوانان برتر دارای معلولیت ( جشنواره حضرت علی اکبر )

مجتمع رعد برگزار کننده جشنواره ملی حضرت علی اکبر(ع)
مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد از سوی وزارت تعاون‌،کار و رفاه اجتماعی به عنوان مجری جشنواره حضرت علی اکبر(ع) در بخش جوانان دارای توانایی‌های خاص (جوان معلول) انتخاب شد.

صدیقه اکبری مدیرعامل مجتمع رعد با اشاره به راه اندازی دبیرخانه جشنواره گفت: این مجتمع از سوی وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی به عنوان برگزار کننده جشنواره در سال ۹۱ انتخاب شده است.

دبیر جشنواره درباره شاخص های انتخاب جوانان با توانایی های خاص افزود : این جشنواره در دو محور شاخص های کلی و موضوعی با محورهای علمی و پژ‍وهشی، هنری، ورزشی، خلاقیت، استقلال فردی و خودشکوفایی، فعالیت‌های اجتماعی و بخش ویژه برگزار خواهد و جوانان دارای معلولیت برای ثبت نام در جشنواره حضرت علی اکبر(ع) باید به سایت مجتمع رعد به نشانی www.raad-charity.org مراجعه نمایند.

مدیر عامل مجتمع رعد گفت : شرط سنی برای شرکت کنندگان ۱۴ تا ۲۹ سال می باشد و نحوه انتخاب نفرات برتر (مقام‌های اول تا سوم) هر شاخص از حاصل جمع امتیازات محور کلی و محورهای موضوعی مشخص می‌شود که در نهایت ۲۱ نفر در ۷ شاخص به بخش جوانان دارای توانایی‌های خاص(جوان معلول) جشنواره حضرت علی اکبر(ع) معرفی می‌شوند.

خدا حافظ ویلچر

اسفند۴

سلام

از دوست خوبی این لینک به دستم رسید :

خداحافظ ویلچر ، این لینک فیلم معرفی این تکنولوژی جدید برای راه رفتن است .

وسیله ای جدید برای کمک به راه رفتن افرادی که نمی توانند روی دو پا بایستند .
در این ویدیوی ۳ دقیقه ای، دختر جوانی که شش سال پیش تصادف کرده و قطع نخاع شده، از احساس خود حین استفاده از این وسیله کمکی می گوید، از اینکه باورکردنی نیست که دوباره خود را ایستاده روی پاهایش می بیند؛ از اینکه چه حسی دارد وقتی می بیند زانوهایش دوباره خم و راست می شوند و او قدم برمیدارد… او اشاره می کند که این پیشرفت تکتولوژیک یادآور این نکته است که زندگی با تمام اتفاق های تلخی که دارد، گاهی سرشار از امید به یافتن راه های جدید است؛ همچنان که او باور نداشته روزی بتواند روزی پاهایش بایستد چه رسد به اینکه راه برود.

از دوست عزیزم نگین حسینی بابت ترجمه خوبش ممنون هستم .

به امید روزی که همه ی هموطن های اسیر ویلچر بتوانند با پای خودشان بدوند .

 

در دسته : معلولین | ۲ نظر »
مطالب جدید تر »