مادر سپید

مادر یک روشندل

آقا .. آقا پاشو .. خوابت برده ….

شهریور۲۲

سلام

از دوستان پتک به دست متشکرم .. این کار فرهنگی – آموزشی نیاز به خشانت نداره اگر لازم بود خدمتتون عرض میکنم :-)

نوشته بودم که یکشنبه رفتم سازمان آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران و خدمت خانم جواهریان که مشاور آموزشی نابینایان هست رسیدم . ایشون برای دنبال کردن مشکل معلم تلفیقی یا همون رابط من رو ارجااع داد به آقای محمدی در اداره ، امروز من و مادر زهرا که از بچه های غیرانتفاعی و تلفیقی هست رفتیم خدمت آقای محمدی مدیر طرح و برنامه اداره آموزش و پرورش شهر تهران .. ایشون کلا از موضوع خبری نداشتند . یا لااقل این طور وانمود میکردند که خبر ندارند .. برخی مسئولین چقدر جالبند !! گفتم جناب محمدی حداقل امکانات یک دانش آموز چیه ؟ آیا کتاب اولین منبع آموزشی یک دانش آموز نیست که حتی اگر معلم هم نداشته باشه جهد و تلاش کنه میتونه کنکور هم قبول بشه کما اینکه در روستاهای ما هنوز چنین دانش اموزانی هستند .. ایشون تایید کردند که درسته .. وقتی گفتم بچه های ما کتاب ندارند و کتاب های صوتی شون هم در سال ۸۵ روخوانی شده و تغییرات جزئی و کلی کتاب ها در سالهای ۸۵-۹۰ اصلاح نشده و ما والدین خودمون کتاب ها رو برای بچه هامون صوتی میکنیم گفتند به به چه عالی خوب خودتون به ما (آموزش پرورش) کمک کنید و به بچه های دیگر هم این فایلهای صوتی تون رو برسونید ! ای بابا … بیا و درستش کن !! طَبَق های توقع های آموزش و پرورش رو یکی بیاد جمعش کنه !!!! :-o

من نمیدونم واقعا این چه مملکتیه که اموزش و پرورشش از اولیا توقع داره کتاب درسی نده و والدین برای دانش اموزش هم کتاب رو با هزینه شخصیش تهیه کنه ! مدرسه نده و والدین خودشون شهریه N  میلیونی مدرسه شون رو پرداخت کنه باز هم با این حال معلم هم نده والدین خودشون جلسه ایی (۴۵ دقیقه ) ۲۰ الی ۲۵ هزارتومن (به گفته خانم جواهریان ) حق التدریس معلمی که خدمتش به دانش اموز جزو وظایفش هست رو پرداخت کنه !! بگذریم از هزینه های ایاب و ذهاب .. بگذریم از هزینه های تهیه ی کاغذ که باید کلی گردنت رو جلوی چند نفر کج کنی قیافه ی مکش مرگ مای مظلوم بگیری شاید به جای ۳۰ تا برگه بهت ۵۰ تا برگه بدند .. بگذریم از اینکه بچه های نابینا ن دا ر ند ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومن هزینه خرید دستگاه بریل نویسی رو بدهند بگذریم از اینکه ابزارهای ساده ایی مثل پرگار و خط کش که برای یک بچه ی بینا با ۲۵۰۰ تومن میشه تهیه کرد رو باید ۱۶۰ هزارتومن هزینه کنند .. بگذریم از اینکه ن دا رند پرینتر ۷ میلیون تومانی خریداری کنند .. بگذریم از اینکه کیبور بریل خوان ۴ میلیونی داشتن هم جزو آرزوهای محاله یک بچه ی نابیناست … آخ بگذریم ..

من نمیدونم واقعا نمیدونم چرا دارم ماهی حدود ۱۰۰ هزارتومن پول حلال زحمت کشی رو به این دولت مالیات میدم بدون اینکه حداقل امکانات اموزشی رو برای فرزندم داشته باشم !

باید تمام هزینه های آموزشی دو فرزند دیگرم رو کنسل کنم تا بتونم هزینه های آموزش به فرزند روشندلم رو پرداخت کنم !! کتاب – مدرسه – معلم .

این دولت پاسخگو کجاست وقتی مسئول آموزش سازمان استثنایی میگه : منتی نیست ها ! ولی ما وظیفه نداریم به اولیا و همکار پاسخگو باشیم !!

صحبت های ما با آقای محمدی به هیچ کجا نرسید .. ایشان حرف آخرش این بود من منابع انسانی ندارم ! ما بازنشستگی داریم ولی استخدام نداریم .. این دولت زنده ست که شهروندش باید هزینه استخدام معلم خصوصی رو بده ؟

ایشان ما رو ارجاع دادند به سازمان آموزش و پرورش استثنایی .. همان موقع رفتیم .. مدیریت محترم که جلسه داشتند .. چه اسم سختی داشت بازم یادم رف هوابری ؟؟ هوبری ؟ هوخشتری !؟ آهان آقای هژبری .. هر کسی یک جور تلفظ میکرد والله آخرش روی پاکت های اداری اسم ایشون رو درست فهمیدیم ..  رئیس دفترشون ما رو فرستاد پیش آقای برقی مسئول آموزش ایشون هم سعه صدر نشستند و صحبت های ما رو مبنی بر دلایلی که از مسئولین و معلمین و مربوطین به معلمین رابط شنیده بودیم را شنیدند و گفتند : این برداشت های کمبود و کم کردن هزینه های ریالی و حق التدریس و این صحبته ا سو برداشت همکارانشون هست .. چنین بخشنامه ایی وجود خارجی داره ولیکن فردی به نام خانم حمایتی چه کاره ست که بخواد این بخشنامه رو صادر کنه ؟! داره روی معایب این بخشنامه کار میشه و باز هم در حلسات این موضوع مطرح میشه ! این مشکل برای شهرهای همدان و مشهد و یزد فکر کنم !! هست و ما برطرفش میکنیم شما برید ما اول مهر براتون معلم میفرستیم ! آخرش هم ارجاع داد به کارشناس آموزش نابینایان خانم پورسلطان . ایشان جلسه داشتند ولیکن لطف کردند و آمدند و به صحبت های ما گوش دادند و گفتند کی این حرفها رو زده؟ تازه کار قانونی شده .. تا قبل از این معلم رابط به مدارس غیرانتفاعی تعلق نمیگرفت ولیکن در مصوبه یا بخشنامه نمیدونم دقیقا اسم اداری اون مدل کاغذبازی چیه ؟!  ما یک مصوبه دادیم به ادارات مربوطه مبنی بر اینکه به مدارس دولتی – غیرانتفاعی معلم رابط تعلق خواهد گرفت ! شما از اول مهر معلم دارید و نگران نباشید . مصوبه ش هم به ادارات ارسال شده و در دست اقدام هست و ….. که بلاخره بعد از سه روز دوندگی کلی مشعوف شدیم و لب ما به خنده باز شد و کلی ذوقمرگی ایجاد شد ..

از سازمان امدیم بیرون من از مادرزهرا جدا شدم و خوش خیال در هپروت داشتن یک معلم ، که تازه فکر کردید در هفته چند ساعت به بچه ی من تعلق میگیره ؟ همش ۲ ساعت !!!  اگر این دو ساعت ارزش آموزشی نداشت اینقدر واکنش منفی والدین رو در پی نداشت .

جریانات ادامه داره .. آقایان رئیس و مدیر و وزیر و وکیل و وصی در خواب ناز تشریف دارند ؟ فکر میکنید میشه بیدارشون کرد ؟ وقتی مرئوس دستور رئیس رو نادیده میگیره و فقط اصرار به پرداخت حق التدریس از سوی اولیا پافشاری میکنه فکر میکنید بلاخره کدوم طرف کوتاه میاد وقتی یک فرد بی گناه در این کشاکش داره آسیب میبینه ؟

از مادر زهرا میخوام مابقی رو بنویسه چون ایشون بعد از آن با مسئولین تماس داشته اند .

بانو منتظریم .. :)

این پست رو دیروز نوشتم متنها موقع ارسال صفحه م ارور داد و بخشی از انتهای اون هم قبل از ذخیره سازی از بین رفت ..

دو روز تا برگزاری اردوی مشهد باقی مانده و کلی سرم شلوغه .. امیدوارم بتونم فردا به روز کنم .. همچنان منتظر گزارش تماس های تلفنی مادرزهرا با مسئولین هستم ..

تا بعد .

من نمیدونم و دیگر هیچ ..

شهریور۲۰

سلام

از احوال پرسی ها سپاسگذارم . حال حسن خوبه .. من هم دیروز و امروز وقت نداشتم برم تو تریپ دپرسی و اینا ..

دیروز و امروز در شهر تهران حدود ۱۰۰ کیلومتر و شایدم بیشتر رانندگی کردم ! و فردا برای ادامه ی مراجعات احتمالا با خط ۱۱ باید برم .. یعنی پیاده .. قضیه از این قراره که اوایل تابستان رفتیم دنبال خونه اطراف مدرسه حسن که اجاره خونه در اون منطقه با نیاوران یکی بود و پشیمان شدیم .. اما با این تغییر ناگهانی در اوضاع سلامتی حسن تصمیم گرفتیم  علیرغم میل باطنی مدرسه خیلی خوبش رو عوض کنیم و جایی نزدیک به خانه و خانواده مان مدرسه پیدا کنیم . این شد که از کله سحر رفتم آموزش و پرورش منطقه و لیست مدارس رو گرفتم و شرایط حسن رو گفتم .. دو مدرسه خلوت تر پیشنهاد داد .. مدیر شماره یک گفت : چارت کلاسا بسته شده و جا نداریم .. ولی بعد از معدل و انظباطش پرسید که کارنامه ها و تقدیرنامه های حسن رو دید کلی مشعوف شد و گفت حالا اشکال نداره ۲۷ نفر بشه ۲۸ نفر .. ولی همینکه شنید حسن نابینا هست کلی ادله و دلیل بی منطق آورد که جای بچه تون در مدرسه استثناییه و اونجا امکانات بیشتری دارند .. مردم چه فکرهایی درباره معلولین و متولیان رسیدگی به معلولین دارند .. فکر میکنند چون این افراد در اقلیت هستند پس امکانات خوبی برای بهزیستی و تحصیل دارند  .. از طرفی اینشون اینقدر از مواجهه با یک فرد نابینا نگران بود انگار این فرد نابینا از کره ی مریخ اومده !  فکر میکرد نابینا یعنی شخصی دست به سینه ایستاده که حتی قدم هایش روهم بدون یک همراه بینا نمیتونه برداره .. یک شرط هم گذاشت که من از زمان تشکیل کلاس (۷ و ۴۵ دقیقه) تا زمان تعطیلی مدرسه ( ۱۴ و نیم) برای رفع و رجوع مسائل شخصی و تحصیلیش در مدرسه حضور داشته باشم ! که ناچار پذیرفتم .. با مشاور آموزشش که جوان تر از من بود پچ پچی کرد و گفت باید با اداره صحبت کنم ببینم چه امکاناتی بهم میدند بعد با شما تماس میگیرم .. پر واضحه اگر با اداره تماس بگیره ، مطلع میشه به بچه م نه کتاب بریل میدند نه معلم رابط مگر عقلش کمه که دانش آموز پایه دوم که تا به حال باهاش سرو کار نداشته رو ثبت نام کنه  .. خودمم خوشم نیومد ۱- به خاطر شلوغی کلاسش که اگر قراره تو کلاس ۲۸ نفر باشه خوب چرا نره به دولتی ؟؟؟ ۲ – مدیری که دستورکارش رو از یک جوان ۳۰ ساله بگیره چه مدیریت آموزشی موثری میتونه داشته باشه ؟

مدیر مدرسه شماره دو بعد از آشنا شدن با مسائل یک دانش اموز نابینا دلسوزانه گفت : حالا که معلم نمیدند ببریدش مدرسه استثنایی خودش اونجا دست کم معلم ها اموزش بریل دیدند .. و ادله و توضیحاتم رو که شنید بهانه گیری و سنگ اندازی و شروط سختی عنوان کرد مثل حضور هر روزه ی من در مدرسه و رفع مسائل تحصیلی و مشاوره من در همه ساعت های مدرسه برای تدریس به فرزندم و تهیه همه وسایل کمک اموزشی مناسب حسن و .. دست کم نمره مثبت این مدیر این بود که بیشتر نگران آموزش حسن بود تا ایاب و ذهاب و کارهای شخصیش ..

هرچند عصر وقتی خسته و کوفته گزارش کار رو به پدربزرگ حسن که روزی مشاور وزیر آموزش پرورش (آقای نجفی) بودند میدادم حسن مطلع شد و گریه و زاری که من نمیخوام مدرسه م رو عوض کنم . من به اینجا عادت کردم .. دوستانم رو دوست دارم و معلم هامو میخوام و .. که ما هم در مقابل درخواست به حقش مقاومت نکردیم .

مدیران مدارس غیر استثنایی هیچ پیش فرضی درباره برخورد با دانش آموز استثنایی ندارند .. کمتر مدیری مثل مدیر مدرسه ی فعلی ش پیدا میشه که به وجود یک بچه استثنایی به عنوان نعمت و برکت نگاه کنه و تا حد امکان شرایط تحصیل و آموزش مناسب رو برای دانش آموزش مهیا کنه .

 تا جایی که من از اولیای بچه های استثنایی شنیدم اغلب مدیران مدارس عادی در مقابل اولیا جبهه گیری میکنند و حتی با تحقیر با ایشان برخورد کرده اند .

مادر امیر – ن دو ساله که به مدارس محلشون برای ثبتنام مراجعه میکنه و هر بار ناامید برمیگرده .. مادر حسین -ح ۳ ماه برای ثبتنام فرزندنش با ۶۰ سال سن دوندگی کرد .. مادر حمیدرضا – آ از مدیری شنید مدرسه عادی ها برای سالم هاست و مدرسه استثنایی برای ناقص ها .. مادر زهرا-ش شنید وجود بچه های ما در کنار بچه های عادی در روحیه بچه های سالم اثری بدی میگذاره . مادر علی -ص شنید …..

امروز هم رفتم آموزش پرورش استثنایی شهر تهران ؛ همانی که در کنار قلعه ی نابینایان آقای لام و خانم گاف *است .. مقر سرکار خانم حمایتی که مدتی پیش برکنار شده یا منتقل شده نمیدونم ، فعلا که اون سازمان صاحا… رئیس نداره .. مشاور آموزش نابینایان با روی خوش در جواب بنده که پرسیدم : چرا به پسر من معلم رابط تعلق نگرفته همان جواب هایی که میدانیم رو تحویل داد .. البته منهای اون جمله ای معروفش :این دیگه مشکل اولیاست .

دلایلی که از خانم جواهریان شنیدم همان چیزهایی که قبلا شنیده بودم . اینکه معلمین رسمی و دولتی اموزش و پرورش برای مدارس غیر انتفاعی کار میکنند و حقوقشون رو دولت میده ! و اینکه کلا میخواهند معلم رابط رو از دانش آموزانی که به مدارس دولتی میروند نیز بگیرند با این دلیل که دانش اموز با بچه های دیگر درس میخونه و مشکلی نخواهد داشت . گفتم سرکار خانم .. این فردی که این قوانین رو از خودش تولید !! میکنه هیچ پیشفرضی از مشکلات آموزشی نابینایان نداره .. این سازمان به این بزرگی که نه کتاب بریل میده و نه کتاب صوتی به روز شده و نه معلم و نه مدرسه پس چه کار میکنه ؟ شانه هایش رو بالا انداخت و جواب داد : من نمیدونم !! و دیگر هیچ .

معلوم نیست این سرکار خانم جواهریان چی میدونند ؟ ایشان مگر نباید پاسخگوی مسائل آموزشی بچه های نابینا باشند ؟ پس چرا هیچ پاسخی ندارند ؟ فقط من رو به مسئول معلمین رابط ارجاع داد که فردا خدمت این آقا هم خواهم رسید .. فقط برای مقدمات .. فقط برای اینکه اگر بعدا بازخواست شدند نگویند این مادر به ما مراجعه نکرد ..

من نمیفهمم چرا دولت به زور نه به اختیار هر ماه از حقوق مای کارمند مالیات کم میکنه در حالی که باید به خودمان و بچه های ما امکانات تحصیلی و درمانی و اجتماعی بده .. برای خودمان که چیزی نخواستیم ولی دست کم باید به بچه های ما که باید مثل بقیه افراد جامعه خدمات آموزش و پرورش بده . این دولت خاک بر سر چه غلطی میکنه وقیی بچه ها نرم نرم از تحصیل محروم میشوند .. مبادا این هم از سیاست های دولت فخیمه ست ؟

تا بعد .

* اگر اسم کامل این عزیزان خدمتگذار به نابینایان را نیاوردم برای این است که مدتهاست من از اون مدرسه بچه م رو فراری دادم . البته شنیده های غم انگیز از اولیا زیاده ولی من که ندیدم .. هر کسی هم مشکل داره خودش دست به زانوش بگیره بلند بشه .. تجربه ثابت کرده از طرف خودم فقط صحبت کنم و از این دو نفر گرامی شنیده ها کافی نیست بلکه باید مستقیم دید … مگر اینکه درباره ماجراهای دوره پیش دبستانی حسن در آن قلعه برای یادآوری خاطرات بنویسم ..

حسن ستاره دار می شود

شهریور۱۱

سلام

هر دم از این باغ آموزش و پرورش استثنایی بری میرسد ! دانشجوی ستاره دار شنیده بودم ولی دانش آموز ستاره دار نه !! این ستاره به این قشنگی رو چرا اینقدر ترسناک کرده اند که اگر به محصلی بدهند یعنی از تحصیل محرومه !؟؟؟ معلم رابط منطقه آموزشی اسم حسن رو بین دانش آموزان دیگرشون به کارشناس مربوطه داده اند که در بین دانش آموزان سال جاری محسوب بشه ولی کارشناس جلوی اسم حسن رو ستاره زده اند و گفتند این دانش آموز سال قبل در غیر انتفاعی بوده و اگر بخواهد در همان مدرسه بماند معلم رابط بهش تعلق نمیگیره . دو راه هم داره یا بره دولتی و یا برگرده مدرسه نابینایان !

در پست های مربوط به بخشنامه بی حمایتی نوشته بودم که رئیس آموزش و پرورش استثنایی شهر تهران سرکار خانم حمایتی یک بخشنامه تنظیم کرده اند که سال تحصیلی پیش رو به بچه های استثنایی که در مدارس عادی غیر انتفاعی ادامه تحصیل میدهند معلم رابط ندهند به چند منظور :

۱- معلمین رابط حقوق خود رو از آموزش و پرورش و دولت میگیرند در حالی که برای بخش خصوصی کار میکنند (مدارس غیر انتفاعی )

۲- تعداد معلم های استثنایی محدود هست و تعداد دانش آموزان استثنایی که به مدارس عادی میروند در حال افزایش است .

۳- آموزش و پرورش استثنایی در حال انحلال است و این کار باعث میشود دانش آموزان استثنایی به مدارس استثنایی برگردند که بشود این سازمان شکسته و ناموفق را سرپا نگه دارند .

این دلایلی بود که من شنیده ام و یا حدس میزنم . به هیچ کدام از پیشنهاد های همکاران و اولیا هم توجه نکردند حتی اولیا حق التدریس معلمین رو به عهده گرفتند اما باز هم مخالف بودند یعنی به طور کل دانش آموز اگر بخواهد در مدرسه غیرانتفاعی تحصیل کند از تنها امتیاز آموزشی باقی مانده اش که همان معلم رابط است نیز محروم خواهد شد . کتاب بریل و کتاب صوتی که ندارند معلم هم نداشته باشند دیگر چه می ماند برای تحصیل ؟ همان نداشتن کتاب بریل و کتاب صوتی به روز شده سال گذشته برای حسن یک ضربه بزرگ روحی بزرگ بود ! دائم میپرسید مگر درس خواندن من اهمیت نداره که نباید کتاب درسی امسال رو داشته باشم !؟ 

 سعی کردم که مسئله رو از لحاظ اداری و حتی شکایت حقوقی دنبال کنم چون این بخشنامه غیرکارشناسی و مورد مخالفت اغلب معلمین و کارشناسان نیز قرار گرفته است .. اما متاسفانه بعد ازبرگزاری  اولین جلسه ، نشانه های برگشت بیماری م که با استرس و اضطراب رابطه مستقیم داره نمایان شد پس تصمیم گرفتم کما فی سابق دست به زانوی خودم بگذارم و منت هیچ بنی بشری رو نکشم . خودم تا نفس دارم مسائل تحصیلی فرزندم رو مرتفع میکنم تا یاد بگیره مستقل و با اعتماد به نفس فقط به نیرو و توان علمی و جسمی خودش تکیه کنه .

به فکر ضبط زودهنگام کتاب های درسی افتادم . کتابهای سال گذشته رو تهیه کردم یکی دو درس رو هم شروع کردم به خواندن اما شنیدم که محتوای برخی از کتب تغییر کرده .. به ناچار دست نگه داشتم . معلم خصوصی هم گزینه ی دیگری ست . از معلم رابط سابقش درخواست کردم که با روی باز پذیرفت به علت محبتی که به حسن و البته بچه های نابینا دارند ولیکن برنامه تدریسی که به ایشون داده اند اینقدر سنگین ه که نمیتونم خیلی انتظار داشته باشم هر چه باشه وظیفه اصلی ایشون رسیدگی به دانش آموزانی هست که اسمشون در لیست آموزش و پرورش ستاره نخورده !

ببخشید که این حرف رو میزنم .. ولی حالم از بچه هایی که کلی امکانات دارند و درس نمی خونند بهم میخوره ! حالم از خودمم بهم میخوره که اینقدر در طی تحصیل ناشکر بودم و درس نمی خوندم .. خدا نیاره روزی رو که حسین و هادی بخواهند ناشکری کنند .. اصلا تحملش رو ندارم !

 شاید باورتون نشه از خرداد ماهه که آرزو میکنم خیلی زود خرداد ۹۱ برسه !! یعنی زودتر پایه دوم راهنمایی حسن هم تمام بشه .. و لابد دوباره خرداد ۹۱ آرزوی خرداد ۹۲ رو میکنم که این برگه های سالهای تحصیلی حسن زود ورق بخوره .. اگر همین طوری ناامید از اندکی آرامش در طول تحصیلش پیش برم تبدیل بشم به یک مادر منفعل و سرخورده .. باید یک کاری کنم .. باید یک برنامه فشرده تحصیلی برای حسنین داشته باشم که حسین هم مثل پارسال تحصیلی ضربه نخوره .

امسال رو نام گذاری میکنم به سال :

حسن ستاره دار میشود . ..

من یک ذره دست و پا و سر و زبون و اعصاب کم آوردم ! اگه اضافی دارید قرض میگیریم آخر سال تحویلتون میدیم :)

داستان های دنباله دار بی حمایتی

اردیبهشت۱۲

سلام

خدای مهربون ؟؟؟ قربونت برم من که گفتم شکرت ؛ پس چی شد ؟؟

اوایل سال تحصیلی که نوار و سی دی ها قدیمی از آب دراومد و مشکل کتاب بریل به ما خودی نشون داد زدم تو سرم که ای داد ای بیداد ، ببین بچه های ما حتی کتاب درسی بریل ندارند .. هی پله های اداره های مختلف آموزش و پرورش رو بالا پایین دویدم و با کارشناسای مختلفی در این خصوص صحبت کردم که دست کم برای صد سال نوری آینده شاید به فکرشون برسه ممکنه بچه های نابینا به خواندن کتب بریل هم نیاز داشته باشند ! فکر میکردم عجب فاجعه ایی در تحصیل بچه های نابینا اتفاق افتاده تا اینکه اواسط بهمن بود از این بخشنامه بی حمایتی مطلع شدم به خودم گفتم ببین ناشکری کردی ! این امکاناتی که داشتی رو نادیده گرفتی حالا بیا بگیر حقته !! معلم رابط رو هم گرفتند .. اما من که همون اولش که از وجود منحوس بخشنامه مطلع شدم فهمیدم ناشکری کردم و گفتم خداجونم شکرت که بیشتر از ما حق و حقوق بچه هامون رو دریغ نکردند !! باز چی شد ؟؟؟؟؟ این آیین نامه دیگه چی بود !؟؟

چندروز پیش از مقام مطلع آموزشی شنیدم که در آیین نامه کشوری ثبت نام دانش آموزان آمده است که : دانش آموزانی که ابتدای هر مقطع تحصیلی در مدارس غیرانتفاعی تحصیل میکنند تا انتهای تحصیل در همان مقطع نمیتوانند در مدارس دولتی ثبت نام کنند !

اگر این آیین نامه که حداقل تا ۴ سال قبل هم قابل اجرا بوده واقعا وجود خارجی داشته باشه بچه های استثنایی حتی نمیتونند در مدارس دولتی ثبت نام کنند و با این بخشنامه رسما از تحصیل محروم میشند !! اگر کسی از این آیین نامه مطلع هست بهم اطلاع بده .. سپاسگذارم .

یکی از نظریه هایی که در خصوص به اجرا گذاشتن این بخشنامه قوت گرفته اینه که این اقدام در راستای حفظ آموزش و پرورش استثنایی از انحلال صورت گرفته ! از اینکه انحلال احتمالی آموزش و پرورش استثنایی هم یکی از غیر انسانی ترین تصمیم های غیرکارشناسی مسئولین هست میگذریم ، ولی باتوجه به اینکه در مدارس استثنایی برای دانش آموزان با هوش عادی جذابیت تحصیلی و آموزشی ایجاد نمیشه و در سالهای اخیر با وجود مشکلات فراوان اولیا و دانش آموزان مایلند با تحمل مسائل پیش رو در مدارس عادی تحصیل کنند و این گرایش به تحصیل در سیستم تلفیقی باعث شده آمار دانش آموزان در مدارس استثنایی به شدت کاهش پیدا کنه که طبعا باعث نگرانی کارکنان و برخی معلمین غیردلسوز استثنایی شده که تبلیغات وسیعی در بین اولیا و دانش آموزان مبنی بر آزارهای اجتماعی و روانی که در مدارس عادی بر فرزندان و خود ما صورت خواهد گرفت ، شده و میشود و یکی از اهداف این بخشنامه هم برگرداندن اجباری دانش آموزان از مدارس عادی به مدارس استثنایی هست ! از اینکه چه بدبینی نسبت به حضور در جامعه هم توسط ایشان انجام میشه هم میگذریم .

حالا اگر با یک نظریه سلیقه ایی و بدون درنظر گرفتن مشکلاتی که برای ثبت نام و ادامه تحصیل بچه هامون پیدا میکنیم باز هم بر اجرای این بخشنامه اصرار داشته باشند والدین بچه های استثنایی این بار به هیچ وجه سکوت نخواهند کرد .

ما به هیچ وجه حاضر نیستیم فرزندانمان رو به مدرسه استثنایی برگردونیم و دلیلش هم آزارهای روحی روانی و همچنین بی مایه بودن آموزش مدارس استثنایی هست . در صحبت هایی که با یکدیگر داشته ایم متفق النظر بودیم که بچه ها رو از مدرسه شون تکون ندیم .

به شخصه از نگه داشتن حسن در منزل ابایی ندارم که قبلا هم در کلاس دومش او رو به مدرسه نفرستادم هرچند از طرف آموزش و پرورش و مسئولین مدرسه مورد مواخذه قرار گرفتم اما با مشورت با کارشناسان دلسوز آموزشی مطمئن شدم در آن موقعیت درست ترین کار رو انجام دادم .

در آخر هم برعکس اغلب مطالبم که استفاده از آن را محدود به کسب اجازه کرده ام هر فردی اعمم از دولتی غیر دولتی داخلی یا خارجی با قصد سوء یا خیر و حتی شر اجازه داره بعد از اطلاع به بنده از مطالب مربوط به اجبار در ترک تحصیل دادن دانش آموزان استثنایی با هوش عادی در هر سایت خبر یا رسانه استفاده کنه ! وقتی مسئولین مربوطه در خواب خرگوشی هستند و  اینقدر از مسائلی که رده های پایین تریشون ایجاد میکنند بی اطلاعند بهتره با سیلی از خواب بیدار بشند !

من به هیچ رسته و گروه یا حزب سیاسی وابستگی ندارم .. متون بنده فقط دلنوشت های مادر یک روشندل ۱۳ ساله است .

بخشنامه ی خداحمایتی

اردیبهشت۵

سلام

دیروز به مدرسه ی نابینایان نرجس رفتم برای بیشتر دانستن موضوع بخشنامه ی بی حمایتی ، هرچند قبل از عید از طرف مدیر مدرسه نابینایان خزائلی صحت خبر تایید شده بود ولی باز هم درباره اجرای بخشنامه ی بی حمایتی تردیدهایی بود . ولیکن بخشنامه صادر شده و گویا استدلالات هیچ کدام از همکاران و معلمین تلفیقی که طی جلسات بی شماری با رئیسه ی بخش مربوطه داشته به نتیجه نرسیده .به هر حال .. دلایلی که عنوان شده برای صدور بخشنامه بسیار واهی ست .. یک دلیلش رو نوشتم پرداخت حقوق به معلم دولتی که در بخش خصوصی خدمت میکنه ! دلیل واهی تر دیگر کمبود معلم هست !! من نمیدونم چرا بعد از این همه ساااااال آموزش و پرورش این دروغ بزرگش رو بس نمیکنه ! تو مملکتی که بیشتر از نیمی از جمعیتش معلمی رو دوست دارند و متقاضی و تحصیل کرده این شغل هستند باید به شغل های کاذب یا غیر تخصصی دیگه روی بیارند چون استخدام نمیشند ! حالا اون دسته که استخدام هم میشند اینقدر آموزش و پرورش تحت عنوان های مختلف اذیتشون میکنه و بلا سرشون میاره که از تدریس که هیچ از زندگی هم سیر میشند ! این چه وضع آموزش و پرورش مملکت ماست !؟ بعد از ۳۰ و چند سال هنوز یک دلسوز نیومده دلش برای سواد این مردم بسوزه ! قبل از این ۳۰ ساله لااقل کسی ادعا نداشت ! همه بی سواد بودند ! علت عقب ماندگی ما بود این بی سوادی اما به قول دوستی لااقل با تیغ ریش میزدند با ریش که تیغ نمیزدند !؟

به قول روزهای جانبازی  : آقایان فقط فرصت می کنند به افرادی مثل کیروش التماس کنند که هدایت تیم ملی فوتبال را به او بدهند و میلیارد میلیاد هم هزینه کنند اما وقتی نوبت تحصیل یک عزیز نابینا پیش میاد بودجه شون ته می کشه …

اصلاح میکنم نظر جناب کاووسی (روزهای جانبازی )را که این بخشنامه عمومیست !

دیدید بعضی ها رو که قرص پول ندارم خوردند ! طرف میلیاردره ۱۰ تا آپارتمان داره بهش میگی برای خودت یه سنجاق سر بخر میگه پول ندارم ! این آموزش و پرورش ما هم همینطوریه !!! همیشه میگه پول ندارم ! ساخت ۹۰ درصد مدارس رو که سپرده به خییرین .. برای لوازم کمک آموزشی هم که ماشاااالله زحمت خاصی نمیکشه خدا پدر شرکت های خصوصی ( مردم ) رو بیامرزه خودشون دست به کار شدند ! می مونه حقوق معلمینش و خورده خرج های دیگه مث تجهیز مدارس و تهیه کتب درسی و پرداخت هزینه های آبونمان های شهری ادارات و مدارسش و  ….. حالا من نمیدونم واقعا آموزش و پرورش اینقدر بدبخته که زورش نمیرسه حقوق معلمین رو بده یا نه افرادی هستند که منظورشون از عنوان کردن این مشکل و محروم کردن عده زیادی از دانش آموزان از تحصیل ، تضعیف این وزارت خونه است !؟؟؟

یک نظر مضحکانه از طرف این مسئول شنیدم که ایشان یکی از دلایلشون رو تجمع بچه های استثنایی در مدارس دولتی مناطق و استفاده از یک معلم به جای چند معلم در مدرسه دولتی ست !

 آخه عزیز من رئیس محترمه ! خانووووم که شایدم مادر باشی !! این دانش آموزان استثنایی هستند استثماری نیستند ! همینجوریش هم مدارس دولتی بچه های ما رو پذیرش نمیکنه ! کلی منت میزارند تحقییر میکنند حرف کلفت میزنند و چشم و ابرو نازک میکنند !!اولیا  چقدر زیر سیبیلی رد میکنند که بچه شون رو ثبت نام کنند ! آخه کدوم مدیر عاقلی چند بچه استثنایی رو یکجا توی مدرسه اش ثبت نام میکنه ؟؟ شما با این کارتون میخوایید بچه های ما رو مجبور کنید به مدارس استثنایی برگردند !؟؟؟ چطور توقع دارید مدیرانی که به فرزندان ما به چشم دردسر و مزاحم نگاه میکنند زیر بار مسئولیت چند نفر از این بچه ها برند !! حالا به فرض که با قهر و خواهش و تمنا و التماس چند دانش آموز در مدرسه دولتی ثبت نام بشند ! شما خودت بچه ت رو با ضرب و زور تو مدرسه ایی چپوندی ؟؟؟ نکنه فکر کردی ارزش بچه من از بچه تو کمتره ؟؟ فکر کردی با این بخشنامه چه ضربه هایی به بچه من میزنی ؟؟ بچه من در کلاس ۱۷ نفره شاید نفر ۵م کلاسش بشه ولی در کلاسهای ۴۰-۵۰ نفره رتبه ایی نمیاره که انگیزه ایی برای جنگیدن با بی مسئولیت های امثال شما در خصوص ارائه ابتدایی ترین لوازم آموزشی داشته باشه !؟

 واقعا دارید خدمت میکنید ؟؟ به قول خودتون فکر میکنید حقوق تون حلاله *!؟؟

به بچه های ما کتاب بریل دادید ؟؟؟ ندادید !

کتاب صوتی هاشون مال چند سال پیشه ؟؟؟ روتون میشه بگید ؟؟ فکر نمیکنم بدونید که کتاب صوتی هایی که به بچه های نابینا دادید سال ۱۳۸۵ پر شده ! کلی کتاب ها حذف و اضافه داشتند !! میگویند اگر اعتراضاتتون رو بیشتر کنید شااااااید ممکنه احتمالا برای سالهای بعد کتاب های صوتی به روز بشند !!!

چه وسیله آموزشی در اختیار بچه هامون گذاشتید ؟

لوح و قلم ۱۵۰۰ تومنی رو هم که خودم باید از کانون پرورشی بخرم !!

پرکینز ۷۱۰ دلاری رو میخرم دو میلیون تومن ، شما ناراحت میشید ؟

تخته رسم و پرگار و نقاله بریل رو  میخرم ۴۰۰ هزار تومن ، شما میفهمید ؟؟

داشتن نقشه جغرافیای بریل و یک بار لمس کردن اون که جزء آرزوهای محال سرانگشتان بچه های ماست !

تنها وسیله آموزشی که دست اغلب بچه های ماست یک لوح و قلم ایرانی پلاستیکی و  لوح حساب که یکی از دیگری غیر استانداردتر که هر کدام به زعم بنده ابزار شکنجه سرانگشتان بچه های ماست !

واقعا یه دور دور خودتون بزنید ببینید کجا ایستادید ؟؟ امثال شما ابتدایی ترین حقوق آموزشی بچه من رو ازش گرفتید . این نقص حق عواقبی به دنبال خواهد داشت ! خساراتی که وارد خواهد شد در آینده خودش رو نشون میده .. شاید به زعم شما فرزندان ما جزء آینده سازان نیستند ، بر این فرض محال ، همنشین آینده سازان که خواهند بود ؟؟ نمیخواهید همنشینان فرزندان آینده سازتون افرادی با معلومات و صاحب نظری باشند ؟

چقدر این طرز تفکر شما غیرکارشناسیست ! من یک مادر بدون هیچ نظر کارشناسی از وضعیت مدارس ، میدونم که تنها دانش آموزان استثنایی مدارس تلفیقی ، نابینایان نیستند !! ناشنوایان ، کم توانان ذهنی و دانش آموزانی با محدودیت های جسمی و گاها ویلچری هم دانش آموز همین مدارسند در کره ماه که تحصیل نمیکنند ! شما چطور فکر کردی این حجم دانش آموز رو در مدارس عادی میپذیرند ! غیر عاقلانه ست این کار ! معلم عادی از عهده یکی دو تا دانش آموز هم بر نمیاد سخته واقعا بدون آموزش دیدن آموزش خاص دادن !!

برخورد مادی کردید با وجود عزیزان ما ! راه حل مادی پیشنهاد میکنم .. بخشنامه تان وقتی درست و کارشناسانه خواهد بود که شما برای مدارس دولتی عادی تون تسهیلات و تمهیداتی بیاندیشید قولی وعده ایی پاداشی به معلمینتون بدهید !! که فشار عصبی والدین کمتر بشه ! فقط به خاطر انسانیت ! اگر در وجودتان هنوز وجود داشته باشه !

ارادتمند مادر یک کودک روشندل

———————

 * متاسف شدم که شنیدم ایشان در جمعی که معلمین تلفیقی را خواسته بود عنوان کرده که حقوق این معلمین حلال نیست !! فکر کنم ایشان کم کم جای خدا را هم خواهد گرفت !

  به ترتیب راست به چپ :

نمونه نقشه جغرافیایی

لوح حساب – جدیدترین نوع دستگاه بریلر پرکینز با قیمت ۷۱۰ دلار امریکا

لوح بریل نویس ایرانی – پرینتر بریل

لوح بریلر آلومینیم ساخت مدرسه نابینایان پرکینز امریکا حدود ۲۸ دلار -  تخته رسم ریاضی ساخت مدرسه نابینایان پرکینز ۱۱۸ دلار

 

انواع بریلر های پرکینز رو در این سایت ببینید .

انواع بریل افزار رو در این صفحه ببینید .

برخی دوستان هشدار دادند ممکنه به خاطر استفاده از برخی واژه ها فیلتر بشم ، اگر صفحه ام فیلتر شد در وبلاگ سابقم ادامه خواهم داد . roshandel.persianblog.ir

بخشنامه ی بی حمایتی

اردیبهشت۳

سلام

بخشنامه صادر شد !

یک معلم رابط داشتیم که از سال تحصیلی آینده اون رو هم ازمون گرفتند ..

کتاب بریل که نمیدند ، کتب صوتیشون هم مال عهد پارینه سنگیه از سال دیگه هم معلم رابط نمیدند !!

خوب چرا ملت رو راحت نمیکنید !؟ چرا اینقدر هزینه تحمیل میکنید به ما !!؟ خوب بچه ها رو بنشونید خونه دیگه !!؟ وقتی عضو فرهیخته تون راحت میگه مهم نیست یه نابینا بدونه کیومرث رو با “س” مینویسند یا “ث” دیگه از شما که کارشناس نیستید چه توقعی میشه داشت ؟؟

محتوای بخشنامه این هست که به دانش آموزان استثنایی که در مدارس عادی ( تلفیقی ) غیر انتفاعی تحصیل میکنند معلم رابط تعلق نخواهد گرفت .

علتش ؟؟ خدمت معلم بخش دولتی در بخش خصوصی و متضرر شدن سازمان آموزش و پرورش بابت پرداخت حقوق ، از ادامه ی تدریس معلمین رابط  دانش آموزان استثنایی در مدارس غیرانتفاعی ممانعت کردند .

لابد فکر میکنند با این هزینه های کمر شکن درمانی و کمک درمانی بچه هامون از روی دل خوش و شکم سیری هست که سالی چند میلیون هزینه مدرسه غیر انتفاعی شون میکنیم !!؟؟ به غیر از خلوت بودن کلاس ها و فضاهای محدود و کوچک مدارس غیر انتفاعی و رسیدگی بیشتر معلمین به دانش آموزان چه ویژگی خاصی برای بچه های استثنایی داره ؟ مگر ما چه توقعی از سیستم آموزشی مملکت داریم به غیر ارائه آموزش مناسب در حد توان فرزندمون که تامینش اینقدر سخت ه !؟ یک درصد فقط یک درصد از امکانات آموزشی که برای بچه های عادی محیا کرده اید برای بچه های ما فراهم کنید حیرت زده خواهید شد از پیشرفت و توانایی های این بچه ها !!

نه کتاب درسی بریل میدهید و نه کتب صوتی جدید و به روز شده و حالا که معلمی که متون بریل رو برای تصحیح معلمین به بینایی برمیگرداند و تدریس دروسی که معلمین عادی از تفهیم آن عاجز بودند را به عهده میگرفت را هم از ما دریغ کردید .. دست مریزاد به این تعهد کاری شما ! تعهدذذ انسانی تون و تعهد مذهبی تون ..

بعد از انقلاب ، سوادآموزی اجباری شد ، تحصیل رایگان بود ، محاصره اقتصادی بودیم ، جنگ تحمیلی بود ، زیر توپ و تانک شهر اهواز درس میخوندیم ، چند ماه چند ماه مدارس به علت بمباران تعطیل بود ولی هیچ گاه تحصیل علم به این سختی نبود !! سالهاست که برای تحصیلمون هزینه های مالی پرداخت میکنیم ولی دو سه سالی هست برای تحصیل کردن و بیشتر فهمیدن باید با زمین و زمان بجنگیم !

چندین راه رفتم که بتونم حسن رو در غیرانتفاعی نگه دارم همه ش به بن بست خورد .. حتی حاضر شدم حق التدریس معلم رو خودم پرداخت کنم ولی گفتند امکان نداره چون نامه ایی به معلم رابط من نمیدهند که بتونه فعالیت رسمی داشته باشه !!

هنوز چند راه نرفته باقی مونده که بعد از اقدام خواهم نوشت .  

تا بعد .

مطالب جدید تر »