مادر سپید

مادر یک روشندل

ما شیعه نیستیم

مهر۱۷

اللهم صلِ عَلیَ وَلیِکَ عَلیِ بنِ موسیَ الرضا

عَدَدَ ما فی عِلمِک صَلاه دائِمَهَ بِدَوامِ مُلکِکَ وَ سُلطانِک ،

اللهم سَلِم عَلی وَلیِکَ عَلیِ بنِ موسیَ الرِضا سَلاما

دائِمَا مَجدِکَ وَ عَظِمَتِکَ وَ کِبریائِک وَاَلحَمدُلِلهِ رَبِ العالَمین

میلاد با سعادت امام رضا (ع) بر همه مسلمین خصوصا شیعیان مبارک باد .

آقا جان ! کنیز شما  هستم ، مسافر کاظمین ..

سلام بر شما از حرمین پدر گرامی تان امام موسی کاظم (ع) و گل پرپر شده ات امام جواد (ع)

سلام

فقط میتوانم برایتان آرزو کنم خودتان بروید و حرم امامان معصوم و مظلوم و غریب مان را ببینید ..

نمیدانم چرا شیعه از اندوه غربت و غریبی معصومین اسیر خاک عراق جان نمیدهد ؟

به عربستان و عراق و عرب ستان باید سفر کنی تا بفهمی چرا آخرین پیامبر خدا بر اعراب فرستاده شد . واقعا باید محمد حمید و ستوده شده میبایست بود تا بتوان این اعراب رو پیامبری کرد .. چه کشیده است محمد (ص) و چه کشیده اند اهل بیت مطهر و معصومش ..

مدینه که میروی رویت به رنگ یاس کبود است و پهلویت شکسته ، نجف که میروی علی عالی مقام را حس میکنی در غربت شهری که به زبان علی گویند و در دل عدو .. علی را در مدینه حس میکنی و فاطمه را در نجف .. در حد تصورات انسانی ما نیست ، تصور صبر حیدر دست بسته و صورت نیلی فاطمه .. چقدر سخت است تصور دیدن اشکهای چشمان غمین طفلان فاطمه .. چرا شیعه جان نمیدهد از اندوه محمد و اهل بیتش ..

خوش به سعادت کسی که به عراق میرود و جان میدهد ..

نمیدانم شیعه غیرت ندارد ؟ قدرت ندارد ؟ شجاعت ندارد ؟ چه ندارد که امامان معصوم در سرزمین های تقدیس شده اینقدر مظلوم و غریب مانده اند ..

اندوه عالی مقام نجف را گویم یا اندوه ارباب کربلا را ؟ اندوه علمدار را گویم یا خاک بر پیشانی نشسته ی علی اکبر (ع) را از سنگینی شکفتن حنجر شش ماهه ی حسین (ع) ؟.. هر چه گوش هایت را بگیری باز هم صدای سفیر سیلی را میشنوی ، هنوز هم صدای سیلی بر بانوی سه ساله در گوش صحرا میپیچد .. چگونه میشود تصور کرد سیلی از دست های زمخت و قوی جنگاوران بر صورت های نحیف دختران تشنه ی حسین ؟ آن هم سه ساله ..

ما شیعه نیستیم ..

رقیه شیعه بود که از اندوه مصیبت حسین (ع) جان داد ..

در دسته : سفر نوشت
۵ نظر برای :

“ما شیعه نیستیم”

  1. در ۱۷ مهر ۱۳۹۰ و در ساعت ۱۱:۳۰ ق.ظ khodam گفته :

    salam
    ham be in dalayel va ham be dalayele dige ye joorayi na nistim. faghat edeaamoon mishe ke hastim

  2. در ۱۷ مهر ۱۳۹۰ و در ساعت ۱۱:۳۸ ب.ظ نگین گفته :

    سلام. رسیدن بخیر. بچه ها خوبن؟

  3. در ۱۸ مهر ۱۳۹۰ و در ساعت ۷:۱۷ ق.ظ ماری گفته :

    راست گفتی بانو… می گویند در کربلا نمی گذارندن که بفهمی که اگر بفهمی جان می دهی ! کاش می گذاشتند !

    سلام . زیارتت قبول. خوش به سعادتت.
    همیشه با خودم گفتم آخه آقا جان… توی ایران می ذارن غریب باشی که بهت می گیم رضا غریبا الغربا؟ پس پدر و پسر و پدرانت و فرزندانت چی هستن اگه تو غریبی؟

    دلتنگ حریمش شدم

  4. در ۱۸ مهر ۱۳۹۰ و در ساعت ۵:۳۵ ب.ظ فرناز گفته :

    منتظر سفرنامه هستم

  5. در ۱۹ مهر ۱۳۹۰ و در ساعت ۶:۴۶ ب.ظ مهرناز گفته :

    ریحانه اشک منی که صدسال یه بار هم گریم نمیگیره در اوردی خیلی داستان این مظلومیت ها دردناکه واقعا
    ——————
    مطمئن باش هیچ واژه ایی نمیتونه عظمت مصیبت اهل بیت رو بیان کنه .. و هیچ کسی نمیتونه عظمت مصیبت رو درک کنه و روح از بدنش خارج نشه ..
    مصیبت بزرگی ه .. دیوانه ات میکنه ..