مادر سپید

مادر یک روشندل

کلاس تابستانی در نیویورک

خرداد۶

سلام
میگن بابا ول کن بی خیال شو چرا اعصابتو بهم میریزی !؟ میگم آخه هر ماه که از فیش حقوقی شما ماهی ۲۸۰ تومن مالیات کم نمیشه بره به حساب دولت اسمش بشه بیت المال !! بعد برای ریزترین نیاز آموزشی یا درمانی بچه ات که همه افراد جامعه به رایگان استفاده میکنند هزینه کنی !!! هزینه یک ماه نیم کلاس نقاشی سفال و ژیمناستیک + ریاضی و خلاقیت ، هادی و حسین حدود ۴۰۰ تومن شد ! تازه قیمتش نسبت به کلاس های دیگه خیلی کمتر هست ! ولی برای هر یک ساعت کلاس تخصصی بریل آموزی حسن که این سه سال دوره راهنمایی از این نظر خیلی افت داشته ساعتی ۳۵ هزارتومن هست ، نیاز کاردرمانی داره که آن هم بنابر نیاز و مرکز توانبخشی از ۲۵ تا ۵۰ هزارتومن هر جلسه هزینه داره + کلاس شنا برای نابینایان که ۳۵۰ تومن ۱۲ جلسه درخواست کرده اند کلاس زبان ساعتی ۳۵ تومن و … نمیدونم از کجای خرج زندگی میشه زد که بچه ها در این سه ماه وقتشون تلف نشه هم تفریح کنند و هم چیزی یاد بگیرند .. بعد آن وقت ادم میشنوه مثلا پارسال همچین هزینه ایی شده برای چند نفر که بروند نیویورک گردی !!! معلوم نیست کی میخواهند به بریز بپاش و صرف هزینه های هنگفت از بیت المال برای سفرهای استانی اخیر رسیدگی کنند که صرفا برای حمایت از اقای مشایی انجام شده !! اگر این طور نبود سفرهای بعد از اعلام صلاحیت چرا باید کنسل میشد !!؟

۷ نظر برای :

“کلاس تابستانی در نیویورک”

  1. در ۶ خرداد ۱۳۹۲ و در ساعت ۱۲:۲۰ ب.ظ خودم گفته :

    سوغاتیمون کو؟

  2. در ۶ خرداد ۱۳۹۲ و در ساعت ۸:۵۳ ب.ظ گیسو -زهرا بیک- گفته :

    سلام ریحانه خانم، خوبین؟ جانم کارم داشتین؟ ایمیلم رو که داشتین مگه نه؟ شرمنده این چند هفته درگیر امتحاناتم هستم. قراره یه لیست از کتابایی که دارم واستون بفرستم اما امان از بی هنری من در مدیریت زمان.
    البته نویسنده هایی مثل جرج اورل رو هم پیشنهاد میکنم، از چخوف فقط داستان کوتاه دارم اما میتونم از دوستانم بگیرم.
    راستی باید ببخشید اینجا کامنت میذارم الان به ایمیلم دسترسی ندارم.اگر میخواهید کامنت را بعده خوندن پاک کنید ؛-)

  3. در ۷ خرداد ۱۳۹۲ و در ساعت ۱:۵۰ ب.ظ پ مثل پریسا گفته :

    سیلام خاله ریحانه بازم خوبه بچه هاتون از پوشک در آمدند
    پاپا بدبخت من که بیچازه شد … پوشک چهار هزار تومانی شده نه هزار تومان

  4. در ۷ خرداد ۱۳۹۲ و در ساعت ۳:۵۵ ب.ظ ریحانه گفته :

    سوغاتی مون تورم و فاصله طبقاتی به این خوشگلی و خوشمزگی !

  5. در ۸ خرداد ۱۳۹۲ و در ساعت ۴:۴۲ ق.ظ فرناز گفته :

    (...دیدگاه خصوصی...)
    بابا بیخیال. حرص و جوش چیزی را که در اختیارت نیست نخور بیا ببین من چه جور یهو فیتیله پیچ شدم

  6. در ۹ خرداد ۱۳۹۲ و در ساعت ۹:۰۹ ب.ظ منا مامان الینا گفته :

    سلام ریحانه جان خوبی عزیزم؟ سه پسرونه ات خوبن انشاالله؟

    ریحانه جون یادته تو عید بهت مسج دادم گفتم یه بنده خدایی بچه هاش تشنج مقاوم به درمان داره و هنوز که هنوزه کنترل نشده و متاسفانه داروهاش خیلی سنگین هستند
    خیلی نگران حال آنیتا و بیشتر از اون مادرش هستم خیلی دارن درد میکشن هر دو جدیدا هم دکترا حرفی به مامانش زدن که طفلک حسابی بهم ریخته

    نمیدونم میتونی بهشون کمک کنی یا نه اما امشب که پستش را خوندم یهو تو اومدی تو ذهنم شاید بتونی در مورد دکتر و یا سابقه ای که حسن بخاطر تشخیص اشتباهشون داشته بهش کمک کنی لینکش را واست میذارم
    منکه هر وقت میرم وبلاگش کلی بهم میریزم ودلم برای معصومیت آنیتا و تنهایی مادرش هزار تیکه میشه

    ببخشید اگه ناراحتت میکنم
    لینکش اینه
    http://anita_samare_eshgh.niniweblog.com/post127.php

  7. در ۹ خرداد ۱۳۹۲ و در ساعت ۹:۱۸ ب.ظ منا مامان الینا گفته :

    هووووف از این معادله ریاضی کلی نوشته بودم پرید!! خو اعصابم بهم ریخته ریاضی قاطی شده عح!!!

    ریحانه جون یادته توی عید بهت مسج دادم که دوستی دارم دخترش متاسفانه تشنج مقاوم به درمان گرفته؟ هنوز دخترش آنیتا خوب نشده و متاسفانه دکترها یه چیزی جدیدا بهش گفتن که کلی اعصابش بهم ریخته مادرش . الان تو وبلاگش بودم و داشتم میخوندم یاد حسن افتادم که اونم دکترها تشخیص دارویی اشتباهی بهش داده بودن
    نمیدونم میتونی به شهرزاد و آنیتا کمک کنی یا نه؟
    بهر حال من لینکشون را اینجا میذارم
    منکه هر وقت میرم وبلاگشون بخاطر دردهایی که آنیتا میکشه و رنجهایی که مادرش تحمل میکنه قلبم هزار تکه میشه
    شهرزاد خیلی تنهاست اگه بشه یه جوری کمکش کرد تا روحیه اش را بالا ببره خیلی خوب میشه
    آدرس لینکش رو برات میذارم عزیزم http://anita_samare_eshgh.niniweblog.com/post127.php