سلام
كامنت پست قبل امير !
راستش ديروز وقتی بليط ۲۰ تومانی رو دادم و سوار اتوبوس شدم حال عجيبی داشتم . يه جور حال خوب با يه خيال راحت . مثل آدمی که از جلسه امتحان مياد بيرون. خيلی سخت نبود تو خيابون که ميومدم خيلی چيزا رو برای بار ديگه ديدم . ماشينای زيبا خونه های قشنگ و و و اما اين بار ديگه برام جذابيتش رو از دست داده بودم انگار بی ارزش شده بود . تجربه قشنگی بود به خودم قول دادم اگه بازم يه همچين اتفاقی افتاد باز شرمنده خدا نشم . دعا کن خدا بازم کمکم کنه . ولی وقتی مدير کارخونه با تعجب وبهت بهم نگاه ميکرد خيلی دلم گرفت . انگار اين روزا اگه کسی کاری رو بکنه که بايد انجام بده اشتباه کرده . انگار .... وقتی ازم پرسيد شما از کدوم سازمان اومديد؟ سرمو بالا اوردم و با افتخار گفتم يه نهاد زير نظر رهبری
وقتي امير مطلب پايين رو خوند به من گفت واقعا نظرت اينه ؟ فكر ميكني نبايد اين كار ميكردم ؟!!!!
نميدونم شايد ضعيف نوشتم ولي واقعا از اينكه امير ايقدر به اين نكات توجه ميكنه خوشحالم ! نميخوام از او تعريف كنم كه بعدا خودشو واسم بگيره
(شوخي بود ها باز به دل نگيري ) ولي اينقدر به حق الناس احترام ميگزاره كه حتي موقع خريد مواد خوراكي رو باز مثل حبوبات و غيره به اون حتي دست نميزنه تا نكنه دانه ايي از محتويات گوني روي زمين بريزه و حق اون گردنش بمونه !
يادمه اوائل ازدواجمون با هم به بازار رفتيم ميخواستم ميزان پوكي يا سفتي تخمه رو چك كنم يكي از تخمه ها رو برداشتم و شكستم ! خيلي سريع از فروشنده عذرخواهي كرد و به من گفت اين حق الناسه حتي درب تاكسي رو محكم به هم نميزنه كه در اصطحلاك ماشين كمترين نقش رو داشته باشه !
حالا اگه من طوري نوشتم كه منظورم رو بد رسوندم معذرت ميخوام
.
با همه خستگيي كه داشتم نتونستم بدون عذرخواهي ازت بخوابم
.
الانم ديگه خوابم نمياد !
يك خبر جديد ، دسته گل وزارت نيرو :
وزارت نيرو شانس جهاني شدن شهرتاريخي توس را گرفت
مشهد(خبرگزاري ميراث فرهنگي)ميراث استانها_ با ساخت يك دكل برق در حريم آرامگاه فردوسي شانس جهاني شدن اين بنا به صفر رسيد.
كارشناسان اعتقاد دارند دكل هاي شركت برق كه حريم آسماني آرامگاه فردوسي را خدشه دار كرده مانعي براي ثبت اين اثر تاريخي در فهرست ميراث جهاني محسوب مي شود.
ادامه ...
جاي شما خالي امروز در بهزيستي مراسم پوست كنون بود ! براي يه كمك هزينه تحصيلي 2 ساعت من رو علاف كردند ! سال قبل كه مدرسه نرفته كلاس اولش رو هم نميدونستم هر سال بايد برم طبل بزنم آي چنندر غاز لطف كنيد از ارث باباتون بديد ! پرونده بهزيستي و كمك هزينه تحصيلي بچه رو مختومه كردند !
دو حال داره يا فرض كردند بچه شفا گرفته سلامتيش رو به دست آورده يا فرض كردند فوت شده !
به مدد كاره ميگم حق و حقوق بچه من چيه ؟ ميگه هميني كه داري ميگيري سالي 36 تا 40 هزارتومان ! آدم رويش نميشه حرفش رو بزنه
! ميگم پس مستمري چي ؟ ميگن يا اين يا اون يكي ! ميگم اون يكي چقدره بالا رفتم پايين اومدم نگفت كه نگفت . بايد بري فلان جا بچه تست بشه گواهي معلوليت و شدتش رو بگيره تا تصميم گيري بشه چقدر بهش ميدند هر چي گفتم حداقلش رو بگيد نگفت كه نگفت !! تو فكرم چرا ؟؟؟ چرا نگفت
؟؟؟
سهام عدالت چيه و به چه درد ميخوره نميدونم ! اون رو هم براش نوشتم ! در اخر هم عذرخواهي كردم كه بچه مون مشكل داره شده مجبور شدم به ايشون مراجعه كنم
!آخه كلي غرغر و چشم نازك كرده كه چرا دو ساله نرفتم اونجا تحقير بشم !!!
چمبره زدن رو ارث باباشون و جم نميخورن ! تصميم گرفتم حتي اگه 1000 تومان هم ميتونم از بهزيستي بگيرم برم بگيرم ! تا دو سه ماه ديگه ميتونم بدو بدو كنم بعدش بايد خونه بشينم منتظر بشم ...
دو هفته تمام كه يك روز هم نتونستم خونه بمونم ! يا جلسات مدرسه يا برنامه هايي كه ميدونيد رو دنبال ميكنم و الانم كفش آهني سفيدم رو ميخوام پام كنم برم تا ميتونم فاكتورهاي دارو ها و هزينه هاي كاردرمانيش رو حتي اگه 5000 تومان هم باشه از اينا بگيرم !
بسه شونه زيادي تپل ميشن ! بايد يه رژيم لاغري واسشون بنويسم ! چند تا راه كار گيرآوردم كه در جلسه شنبه مدرسه رو ميكنم اوليا ميريزن بهزيست براي گرفتن حقوقي كه نميدونند متعلق به آنهاست و در انحصار ديگران .
درسته خوابم نمياد اما درست نيست تا صبح بشينم بنويسم !
يه مامان بين مامانهاي بچه هاي ما هست كه دوست دارم حتما بعدا ازش بنويسم براي من الگوست شايد يه چيزي با همديگه ازش ياد گرفتيم .
مادر مادر مادر مهران ...
تا بعد .
