مادر سپید

مادر یک روشندل

دل به پاییز نسپرده اییم

آبان۱۰

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم
اگر خون دل بود ما خورده ایم
اگر دل دلیل است آورده ایم
اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان گردنیم
اگر خنجر دوستان برده ایم
گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم

دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم
دلی سربلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر برده ایم

قیصر امین پور

از دوست خوبم بانو کاظمی عزیز ممنون برای ارسال این شعر

با زحمت زیاد دیروز ازمایش حسن رو بردم دکترش ببینه !!
مگر میشه به این راحتی ایشون رو دید !؟ جای خدا نشسته انگار !! روز دوم که دیدیم ثر شدن ادامه دار شده حسن رو بردیم مطبش و گفتیم بیماری حسن خاصه و نادره و دکتر در جریان هست و وضعیت اورژانسیه تا شاید پذیرش بشه منشی بداخلاقش گفت چند دقیقه پیش دفتر رزرو وقت رو بسته و دیگه به هیچ وجه دکتر گفته بیمار پذیرش نکنید !! بچه ت رو ببر اورژانس .. به هیچ التماس و تضرعی هم حاضر نشد که حسن رو برای ویزیت قبول کنه ! که رفتیم اورژآنس و ازمایش نوشت فردا که برای نشون دادن ازمایش هم رفتم دکتر اورژآنس سردرنیاور و گفت آنزیم های کبدی بالا رفته و باید داروها رو کم کنید ولی دکترش الان درمانگاه هست و برید نظر خودش رو بپرسید ! درمانگاه هم که رفتم همین وضعیت بود ! سه چهار بار مسیر اورژانس – درمانگاه رو طی کردم تا منشیه کوتاه اومده و راضی شده نفر آخر برم و آزمایش رو به حضرت خدا (استغفرالله ) نشون بدم !
دکتر هم روی صندلیش لمیده و انترن ها دور و برش بودند اول که مثل یک کیس آزمایشگاهی دانشجوها درباره سندروم ملاس به حضرت استاد درس پس دادند و علایم و عوارض و عواقب بیماری رو با آب و تاب تشریح کردند .. اما انگار روح و روان من رو داشتند کالبدشکافی میکردند ..

آزمایش رو نگاه کرده و میگه فاکتورهای کبدی و خونی مشکلی نداره . کلی تاکید کرده همه ی داروهای حسن باید صددرصد ادامه پیدا کنه و هیچ کدوم کم و زیاد نشه ! داروی ال کارنیتین رو باید بیشتر مصرف میکردید ( دوز داروی ایرانی خیلی پایین تر هست ۲۵۰ میلی ..در حالی که هر نوبت باید ۱ گرم دارو دریافت کنه ) ال کارنیتین رو بیشتر کرد . و درباره ثر شدن موضعی دست هم گفت بعیده که ثر شدن ادامه پیدا کنه و هر بار اتفاق میفته بعد از چند دقیقه یا نهایتا چند ساعت برطرف میشه ولیکن این بی حس شدن یا ثر شدن روی دست کماکان ادامه داره فقط سطحی یا عمقی بودن اون تغییر میکنه گاهی ثر شدن عمیق تر و گاهی هم سطح پوست هست .
پرسیدم حالا که این ثر بودن ادامه دار شده ممکنه کم کم نواحی بیشتری درگیر بشند گفت بله روند این بیماری همین جوریه و ممکنه دوباره سکته مغزی هم بده ! و این اختلالات حسی در سندرم ملاس اتفاق میفته و نباید از دیدنش شوکه بشید و چندین بار هم تاکید کرد که سکته مغزی خواهد کرد و این بیماران رو به زوالند !

انگار جای خدا نشسته !! والله !! هنوز در تشخیص این بیماری نتونستند به توافق نظر برسند ! هر کدومشون یه چیزی میگند . اون وقت حکم فوت بیمار رو هم صادر میکنند ! من مطمئنم که حسن همیشه همینطور قوی و باهوش خواهد ماند . هیچ اتفاقی نباید باعث بشه که یادم بره من تنها کسی هستم که برای گرفتن وقت از دبیرکل سازمان ملل آینده نیاز به وقت گرفتن ندارم ! :)
فقط دستگاه ابغوره گیری ما رو بعد چند وقت حسابی راه انداخت .. اینقدر که یادم رفت مثل هر سال روز ۸ آبان برای تولد امیر عزیزم پستی بگذارم یا حتی دیروز که روز تولد قمری م بود ! روز ولادت امام هادی علیه السلام .

چهل سالگیت مبارک امیر خوبم .. به وجودت افتخار میکنم و برایت سلامتی و موفقیت های بیشتری میکنم و آرزو دارم همیشه شاد و سلامت در کنار هم باشیم .

۸ نظر برای :

“دل به پاییز نسپرده اییم”

  1. در ۱۰ آبان ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۰:۱۲ ق.ظ ماری گفته :

    سلام. تولدشون مبارک.
    جویای حال حسن از خواهر گرامی بودم. نخواستم بهت توی این همه مشغله ی بیمارستانی زنگ بزنم. فکر نکن بی معرفتم.
    دعا می کنم . تنها کاریه که ازم بر میاد
    سلامت باشید همه تون

  2. در ۱۰ آبان ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۲:۵۲ ب.ظ بهار.ب گفته :

    سلام
    ایشالا که حالش زود زود خوب شه
    ما که دلمون روشنه والبته حسن آقای شما هم خیلی قویه
    مادرشم خیلی مادر خوبیه
    توکل به خدا

  3. در ۱۰ آبان ۱۳۹۱ و در ساعت ۱:۲۳ ب.ظ khodam گفته :

    امیدوارم هیچکدوم از اون انترنها در آینده از اخلاق این حضرت اجل الگوبرداری نکنن. همین یکی برای کل نوع بشر کافیه. تولدهاتون رو هم تبریک می گم

  4. در ۱۰ آبان ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۳۲ ب.ظ مجتبی گفته :

    این آقا اول باید درس اخلاق میخونده بعد دکترش میکردند.
    راسته که میگند یک متخصص اگر اول متعهد نباشه مفت هم نمیرزه!
    یکی نیست بگه: “آخه مرد ناحسابی: اینم عوض امید دادنته!؟
    میمیری مثل انسان مسئله را بگی و مردمو اینطور پریشون نکنی!
    حتما باید ی روزی بچه خودت اینطوری بشه تا بفهمی مردم چی میکشن؟”
    حسن جان: الهی صد سال زنده باشی!
    تولد امیر خان گل هم :)

  5. در ۱۱ آبان ۱۳۹۱ و در ساعت ۳:۲۲ ق.ظ کاظمی گفته :

    متاسفانه با همه دادار دودورها اخلاق شده گوهر کمیاب توی اون مملکت :( . کاش میشد خارج از ایران درمانش رو ادامه بدید اقلا اینجوری با آدم برخورد نمیکنند.

  6. در ۱۲ آبان ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۲:۴۱ ق.ظ مهسا.م گفته :

    براستی مادر واژه مقدسی ست…
    براستی!
    یعنی فقط همینو میتونم بگم…

  7. در ۱۲ آبان ۱۳۹۱ و در ساعت ۹:۵۷ ق.ظ پاییز مامان آراز گفته :

    عزیز دلم برای آقا حسن گلت تن سالم و عمر پر برکت با موفقیت هایی بیشمار زیر سایه شما و پدرشون آرزو میکنم .
    از برخورد های بعضی پزشکانمون دل خیلی ها مون خونه . ولی مهم امید و پشتکار خودمونه که الحمد لله خدا بسیار ارزانی داشته .
    تولدهاتون هم مبارک . الهی یک خانواده پنج نفره ۱۵۰ ساله بشین .دیگه اون موقع تشخیص پدر و پسر و… سخته ها
    ——-
    ممنون پاییز جان .. براتون ارزوی سلامتی دارم ..
    چه بامزه .. اینطوری بهش فکر نکرده بودم :)‌

  8. در ۱۴ آبان ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۱:۴۱ ق.ظ مهرناز گفته :

    دلم میخواد روزی که حسن رو صحیح و سلامت میبری پیشش و این یارو کنف میشه هم بیای عکس العملش رو بنویسی !
    متاسفانه تعداد زیادی از دکتر های ما احساس خدایی دارند و فکر میکنند دانسته هاشون قانون اجرا شده ی کائناته ، کی میشه که اینها بفهمند با همه علمشون هنوز هیچ هستند