مادر سپید

مادر یک روشندل

عید پاکیزه دلان

مرداد۲۹

تا که چشمم باز شد دیدم که یارم رفته است // میهمانی شد به پایان و نگارم رفته است
با گـل این بـاغ تازه انـس پیدا کـرده ام // گـرم گـل بودم که دیـدم گـلـعـذارم رفته است
بذر قرآن را به دل، گر چه به دستم کاشتم // وقت محصولش که شد دیدم بهارم رفته است
در سحر تیر دعا صید عجابت می نمود // با که گویم درد خود وقت شکارم رفته است
سفره ی پر رزق مهمانی رحمت جمع شد // درد در سینه نشسته سفره دارم رفته است
دلبر من هر سحر بر دیدنم مشتاق بود // آن که بوده هر سحر چشم انتظارم رفته است
گر که در محشر بمانم رو سیاه و بنگرم // دلبر صاحب شفاعت از کنارم رفته است
بر مشامت گر رسید از قبر من بوی بهش // کن یقین پای نگارم بر مزارم رفته است
شرح حال خویش را با یک کلام افشا کنم // ور شکسته هستم و دار و ندارم رفته است

عید طاهرکننده فطر بر پاکیزه دلان مبارک .

در دسته : مناسبت نوشت
۳ نظر برای :

“عید پاکیزه دلان”

  1. در ۲۹ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۱:۵۰ ق.ظ khodam گفته :

    سلام
    عید همه مبارک

  2. در ۳۰ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۹:۰۵ ق.ظ علیرضا گفته :

    سلام
    عرض تبریک عیدسعیدفطر

  3. در ۱ شهریور ۱۳۹۱ و در ساعت ۳:۵۵ ب.ظ کوثر گفته :

    عیدتون مبارک باشه…
    درمورد پست قبل باید بگم که دل ما که خیلی خون شد!! مخصوصا خودمونم که با اونا لرزیدیم و ترسیدیم… وقتی تصور می کنم همون موقع زلزله که ترس همه ی وجودمو گرفته بود و مامانمو که داشت قلبش وامیستاد محکم بغل کرده بودم چند تا بچه تو آغوش مادرشون زیر آوار دفن شدن و صدای درد و ناله شون بعد از بیشتر از ۲۴ ساعت به گوش مسئولین رسید دلم خون میشه!
    ولی شرایط طوری شد که دیگه هیچ کسی هیچ اهمیتی به این بی توجهی نداد و همه خودشون دست بکار شدن! خدا رو شکر که هنوز مردم ما معنای محبت و مهربونی رو میدونن!