مادر سپید

مادر یک روشندل

نابینایان در قطارهای جدید !!

مرداد۷

سلام
تا به حال در وبلاگم به مشکلات سرویس های بهداشتی عمومی در قطارها به این شکل اشاره نکرده ام حتی تصاویری که سال گذشته از قطار پردیس گرفتم نیز در وبلاگ استفاده نکردم منتهای مراتب نپرداختن به این موضوع باعث حل اون نخواهد شد .. حداقل تاثیری که خواهد گذاشت شناخت بیشتر افراد خصوصا خواننده های روشندل وبلاگم از قطارهای مورد نظر و مشکلات آن خواهد بود . لازم به ذکر است بنده فقط درباره دو قطاری که خودم سفر رو تجربه کردم اشاره خواهم کرد ولاغیر .
حدودا ۸-۹ سال پیش که این سفرها رو آغاز کردم شناختی از قطارها نداشتم ، بعضا برخی از قطارها خیلی اذیتمون میکردند . مثلا سفر دوم ، قطار اسپانیایی با صندلی کشویی نصیب شد که نصیب گرگ بیابون نشه ! برای نشستن مشکلی نبود ولی برای خواب صندلی ها رو به جلو باید کشید که فضای وسط کوپه پر میشد عملا برای سه نفر ادم بزرگ جای خواب راحتی میبود نه برای ۶ نفر !! دو واگن دربست داشتیم ، وقتی افراد رو در کوپه ها جا دادم نشستم یه دل سیر اشک ریختم و خودمو لعنت کردم که چرا قطارها رو نمیشناسم ! مجبور شدیم با مریم و محبوبه و چند نفر از مادرای دیگه تا صبح در راهرو بنشینیم یا بخوابیم که بچه ها راحتتر بخوابند . امیدوارم نسل این قطار منتقرض شده باشه !! آدم ها مثل کنسرو ساردین توی کوپه ها میچپیدند بدون تهویه مناسب ! سفر با اعمال شاقه بود .. در سالهای ابتدایی برگزاری اردوها از بچه هایی که ویلچر استفاده میکردند میهمان نداشتم ولیکن در ۵ سال اخیر عزیزان جسمی حرکتی هم به گروه اضافه شدند و وجود سرویس های بهداشتی فرنگی جزو ملزومات سفر شد .
تا چهار پنج سال اول فقط پولمون به قطار های کویر میرسید . آن زمان اسپانسر مالی موثری نداشتیم که بتونیم در تهیه بلیط به همه تخفیف بدیم تا سرویس دهی بهتر یا دست کم تهویه مناسب داشته باشه یا در ایست ها طولانی مدت ، مسافرین کمتر اذیت بشند . قطارهای کویر اکسپرس خواب معمولا برای سفرهای گروهی مدارس و عموم مردم استفاده میشه .. تهویه خوبی نداره ، آن زمان که ما مسافرش بودیم یادم هست وقتی قطار می ایستاد سیستم تهویه هم خاموش میشد ! اصن یه وعضی !! سرویس های بهداشتی فرنگی محدودی دارند و زمان های رفت و برگشت به بچه های جسمی حرکتی عزیزمون خیلی سخت میگذشت .
چهارسال اخیر به واسطه کمک یکی از دوستان بلاگر قدیمی و همکارانشون قطارهای بهتری تجربه کردیم .. غزال و سمیرغ و دو سال پیش که سفرهوایی بود و پشت دستم داغ کردم که تو این مملکت از این ریسک ها کنم ! سفرهوایی برای گروه معلولین !!‌ اوه اوه اوه !!!!!! اسمایلی ترسیده فرض کنید !!

سال گذشته پردیس و امسال قطار جدید نورالرضا معروف به نور رو تجربه کردیم .

قطار سال گذشته پردیس اتوبوسی بود . حدود ۷۰ تومن نرخ بلیطش بود همراه با سرو وعده غذایی و میان وعده ، قطار خیلی تمیزی بود مبلمان های دلباز و راحتی داشت و ۸ ساعته مسیر ۱۲ ساعته رو طی میکرد با کمترین توقف .. خوب برای منِ نوعی به عنوان فردی که کمترین محدودیت جسمی رو در ظاهر دارم بسیار ایده آل است ولیکن برای افرادی که محدودیت های حسی یا حرکتی دارند چطور ؟!

دسترسی مسافرین به همه ی امکانات رفاهی و بهداشتی قطار تاچ یا دکمه ایی هستند ، با همه ی زیبایی و سهل الوصول بودن امکانات با فشردن یک دکمه برای مسافرین ، اشکال عمده ایی دارند و آن هم فکر نکردن به محدودیت های بینایی روشندلان در استفاده از امکانات خصوصا سرویس های بهداشتی هست ! در قطار پردیس یک نابینا کاملا مستاصل و وابسته بینایی و کمک دیگران خواهد شد حتی استفاده از شیرآبخوری ، باز و بسته شدن درب سرویسهای بهداشتی و شیرهای آب مربوطه ، درب های رابط بین واگن ها و درب های محفظه جایگیری ساک و چمدان نیز دکمه ایی هست ! حتی یک فرد تحصیلکرده هم در مواجه با امکانات جدید نیاز به راهنمایی بیشتری داره چه برسه به یک فرد نابینا که توضیح کوتاه تصویری رو هم نمیتونه ببینه !


درب سرویس بهداشتی


روشویی


سرویس بهداشتی قطار پردیس

قطار نور هم شیک و ترتمیز بود ! نورپردازی کوپه ها آرام بخش است و سیستم صوتی تصویری قوی تری نسبت به غزال و سیمرغ دارند ، با این قیمت بالای بلطیش ( ۸۷۰۰۰ تومن برای رفت و برگشت ) نمیدونم چرا یک وعده پذیرایی کیک و آبمیوه داشتند ! در این قطار هم باز و بسته کردن درب های بین واگنی با فشردن دکمه ی شیشه ایی و صافی انجام میشد که برجستگی یاعلامت خاصی غیر از یک ردیف چراغ سبز نداشت که عملا برای یک نابینا هیچ کاربردی ندارد . نقطه مثبت این قطار روبروی هم قرار گرفتن سرویس بهداشتی فرنگی و ایرانی برای استفاده سالمندان یا معلولین هست ولیکن بنده هر چه توجه نشون دادم علامتی مبنی بر راهنمای یک فرد نابینا در استفاده از سرویس های بهداشتی این قطار هم ندیدم ! در سرویس های بهداشتی این قطار از پدال های پایی و دکمه ایی برای باز و بسته کردن آب روشویی و استفاده از سیفون وجود داشت بدون هیچ راهنمایی تصویری یا نوشتاری ! متاسفانه دوربینم رو جا گذاشته بودم و از قطار نور تصویر این جزییات رو ندارم .


سالن عبوری قطار نور

مطمنا کمپین های حمایت از حقوق معلولین در کشورهایی که مجری اجرای این قوانین هستند برای رفع این مشکلات راه حل هایی ارایه کرده اند ولیکن در کشوری که سالهاست معلولین برای ملزم کردن مجلس جهت به رسمیت شناختن و تصویب این قوانین تلاش کرده و همچنان خبری از اجرای این قوانین نیست ، حتی مسافرت معلولین جهت انبساط خاطر منجر به آسیب های روحی خواهد شد !
تا زمانی که قانون حمایت از حقوق معلولین به صورت جدی اجرا نشود ، سیستم های حمل و نقل عمومی خودشون رو موظف نمی دانند که برای افراد با محدودیت های جسمی اماکن عمومی رو مناسب سازی کنند و این باعث تاسفه ! سال آینده نمیدونم چه نوع قطاری رو انتخاب کنم که محدودیت های جسمی افراد باعث زیر سوال رفتن کرامت انسانی ایشان نشود !

تا بعد ..

۱۸ نظر برای :

“نابینایان در قطارهای جدید !!”

  1. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۳:۱۵ ب.ظ بهار گفته :

    سلام دوست من
    واقعاً متأسفم….
    برخی افراد می گویند باید معلولین حضورشون رو در جامعه بیشتر کنند تا ما هم با دیدن آنها بیشتر یادشان باشیم :یاد خودشان و مشکلاتشان….
    راستش من با قطارهاییی که گفتید از نوع اسپانیایی تا یکم بهترش مسافرت کردم و بخاطر همین بنظر من اگر بخوام فقط از مشکلات یک فرد نابینا بگم و از بقیه معلولان گرامی چشم پوشی کنم ، خودش یک پرونده جنایی و قضایی و مهم میشه که هیچ وقت نمیدونم چرا در هیچ دادگاهی مورد بررسی قرار نمی گیره و جدی گرفته نمیشه البته سفر ۸ ساعته در قطار که کوچیکه هست…
    این مشکلات که شما گفتید همه درسته و برای یک کودک نابینا شدید میشه و برای یک بزرگسال نابینا هم شدید میشه و هم عزت نفس اون بنده خدا رو زیر سوال میبره و ….
    اگر فقط همین قطار رو در نظر بگیرم: بنظر من برای آشنا کردن نابینا با شرایط موجود باید همراه بینا همه جا باهاشون باشه و تا بخواهد فرد با محیط آشنا بشه به مقصد رسیده و استقلال هم هیچ!
    بنظر من اگر فرد نابینا بدونه که بیشتر سیستم این قطار با دکمه عمل میکنه خوب یکم براش تجسمش راحت تر میشه و این بنظر من از دستگیره بهتره و …
    از نظر روشویی خوب این افراد می توانستند شیر آب را حسی یا بنوعی که فرد نابینا فقط با بردن دست زیر شیر دیگه کار خود را راحت انجام میداد .این بهتر بود.
    شیر سرویس بهداشتی بنظر من مناسب تر از شیر های معمولی هست … بسته کردن درب های بین واگنی با فشردن دکمه ی شیشه ایی و صافی که گفتید که واضح هست که اصلاً مناسب نیست و خوب چرا اینکارو کردند و این دیگه خیلی بنظر من نامناسب هست و…. آمدن کلاس کار را بالا ببرند یک قشر را نادیده گرفتند!!!!!!
    البته این مشکلات نابینایانی هست که توان مسافرت با این قطار ها را دارند بماند مشکلات قشری که با قطار هایی درجه پایین تر و حتی اتوبوس مسافرت می کنند!
    موفق باشید و تشکر

  2. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۴:۰۷ ب.ظ khodam گفته :

    سفرهای قطاری من به درد این راهنماییها نمی خورن ولی با خوندن این مسابل فکر کردم شاید برای همچین گردشهایی اتوبوس کرابه کردن بهتر باشه البته اینم نمی دونم که اتوبوسهای مناسبی که مثلا امکان بالا پایین بردن ویلچر رو داشته باشه تو ایران هست یا نه ولی اگه باشه به نظرم از این جهت که می شه هر جا مناسب بود برای استفاده از سرویسهای بهداشتی بین راهی (که احتمالا کاربردشون راحتتر از سرویسهای نیم وجبی قطارهاست) توقف کرد یا به هر دلیل دیگه ای اون وسطا زنگ تفریحی به مسافرا و راننده ها داد.

  3. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۴:۳۶ ب.ظ هنا گفته :

    عزیزم من که همیشه از قطار استفاده می کنم با بچه همه ش فکر می کنم که آخه چطوری طراح فکر کرده که یه آدم بچه دار، باردار، پیر و …. می تونه مثلا این کارو انجام بده به تنهایی؟ هیچوقت به جنبه ناتوانی جسمی مثل نابینایی فکر نکرده بودم.
    چه خوب کار می کنی می نویسی… این فریادیه که امیدوارم به گوش یک طراح، یک سازنده، یک مسئول، یک انسان خیر و اسپانسر برسه توی این اجتماع.

  4. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۴۷ ب.ظ ریحانه گفته :

    خودم بانو جان .. منو یاد گذشته انداختی .. محمد پسر محبوبه رو یادته ؟ محمد نیلوفری که چند سال پیش مرحوم شد .. با مادرش قرار گذاشته بودیم یک اتوبوس بخریم و خودمون برونیم و مستقل بشیم :) گواهینامه مادرمحمد پایه ۱ بود … یادش به خیر :-/

  5. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۴۹ ب.ظ ریحانه گفته :

    هنا جان شما که در خط ریلی دیگه مقیم هستی صحبتت کاملا متین ولیکن برای ما از دیده هایت در سرزمین افتاب بگو .

  6. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۵۲ ب.ظ ریحانه گفته :

    خانم معلم نازنین .. از نظراتتون ممنونم .

  7. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۵۷ ب.ظ khodam گفته :

    یه چیز دیگم بگم؟ به نظرم اگه قرار باشه منتظر بشین که مسئولین این مشکلات رو حل کنن به این زودیا به جایی نمی رسین. چطوره که از یه روش مناسب برچسبهایی به خط بریل تهیه کنین و وارد مذاکره با مسنولین بشین که همکاریهای لازم رو برای چسبوندن آنها رو دکمه ها یا مکانهایی که مناسب می دونین باهاتون بکنن؟ یا مثلا چند نفر داوطلب پیدا کنین که اونها رو بچسبونن و فقط از مسئولین بخواین که برای حفظ اونها باهاتون همکاری کنن (یعنی دستور بدن لااقل از مامورینشون کسی اونها رو نکنه) فکر نکنم هزینه خیلی زیادی داشته باشه ولی درصدی (هر چند کم) از مشکلات رو حل می کنه

  8. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۰۴ ب.ظ ریحانه گفته :

    خودم جان باز از اون ایده های مخ بترکون دادی ها ! :) مسولین عقلشون با دستشون همکاری نمیکنه اون وقت چطور توقع داری با همدیگه همکاری کنند ! :)‌
    بعدشم بنده به شما بریل میآموزندی شما بریل کُنندی !! یک همچین چیزی رو باید روی ورقه های فلزی بریل کرد که نصبشون در محل های خاص خودش حتما آدم رو دچار ورق بازی اداری خواهد کرد ..

  9. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۰۷ ب.ظ بهار گفته :

    سلام به خودم
    عزیز آخه همه نابینایان که بریل بلد نیستند درصد محدودی بلد هستند …

  10. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۱۳ ب.ظ ریحانه گفته :

    خودم جان به صحبت خانم معلم خوب توجه کن .. همه ی نابینایان حتی مطلق نابینا نیز بریل بلد نیستند ! شنیداری درس میخونند ..
    من اگه میخواستم به مسولین پیشنهادی کنم جایگذاری سیستم های صوتی با حساسیت گرمایی بدن پیشنهاد میکردم . به نحوی که وقتی گرمای دست به دیواره ها نزدیک میشد سنسورهای حساس به گرمای بدن باعث فعال شدن فرمان صوتی بشود ..
    فیلمای مستند و علمی میدیدم چی میشدم ها .. حروم شدم !! :)

  11. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۲۵ ب.ظ بهار گفته :

    سلام ریحانه جان
    بابا آفرین عالییییییییییییییییییییی بود …
    من باید بیام پیش شما درس بگیرم حتماً میام
    البته شما لطف داری اما هنوز من لیبل معلمی نخوردم تا مهر ماه ببینم چی میشه…
    بازم خیلی خوشم اومد آفرین بازم ما رو از اطلاعات قشنگت باخبر کنیا
    ممنونم

  12. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۵۴ ب.ظ ریحانه گفته :

    :”-)

  13. در ۸ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۴:۴۴ ب.ظ khodam گفته :

    چشممممم اساتید گرامی قبول اونم در بست. ولی اجازه بدین در کمال پر رویی و با وجود فرمایشات شما سر حرفم بمونم چون اولا بهتره که مشکل یه عده حل بشه تا بعدا به تدریج بتونین به کارهای اساسیتر و ریشه ای تر مثل سیستمهای صوتی بپردازین مخصوصا اینکه نصب اونها به مراتب دوندگیهای بیشتری لازم داره.
    به نظرم اومد شاید روی ورقه های پلاستیکی یا همون جنسایی که کارتای اعتباری رو ازشون می سازن هم بشه خط برجسته بریل رو نوشت و اونا رو با چسب به جاهایی که لازمن چسبوند. ولی حالا که در مورد سیستم صوتی گفتین شاید بشه نوارها یا سی دی هایی رو بصورت صوتی آماده کرد که در اختیار نابیناها قرار بگیرن و توشون اطلاعات و راهنماییهای لازم موجود باشه. البته همگی با هم دعوام نکنین می دونم که بازم خیلی از نیازهاشون بی پاسخ می مونه ولی با توجه به اینکه تا حدود زیادی امکان عملی کردنش بدون کمک مسئولین وجود داره شاید بازم بطور موقت از وضع فعلی (یعنی هیچی) بهتر باشه. البته با شما توافق کامل دارم که مسئولین باید به این مسایل رسیدگی کنن ولی متاسفانه حس می کنم که اگه قرار باشه به امید اونها بمونیم به نتیجه ای نرسیم، لااقل نه به این زودیها
    ——————

    خودم جان می خای مُخم تاول بزنه !!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

  14. در ۹ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۲:۰۱ ب.ظ مجتبی خادمی گفته :

    سلام.
    ممنون که عکس ها رو توضیح دار کرده بودید.
    ی چیزی توی اصفهان دیدم خیلی واسم جالب بود اونم این که توی یک سری آپارتمان ها که من می رفتم و شرکت خاصی پیمانکار ساختشون بوده, روی دکمه های تمام آسانسور هاش نام هر دکمه به خط نابینایی هم درج شده بود.
    جالب اینکه توی این واحد ها حتی یک فرد نابینا هم زندگی نمیکنه ولی فکر کنم اون شرکت ساختمانی اساسنامه ای داشته که قابل دسترس بودن براشون توی اولویت خاصی بوده.
    کاش یکی بخواد ی کارو کنه, وگرنه که هر کاریو اگه بخوایم میشه.
    مثلا همین گوشی های موبایل که شرکت اپل زده و تا حالا چند صد میلیون تاش رو به افراد عادی فروخته هم امکان گویا شدن رو توی خود دستگاه تعبیه کرده. کاری هم نداشته شما که اینو میخری بینا هستی یا نابینا یا کمبینا. اگر خواستی امکان گویاش رو فعال کن اگه هم نخواستی که هوچ.
    روی یک سری از دارو های وارده از فرانسه هم دیدم که بدون در نظر گرفتن نوع معلولیت شخص, برچسب دارو به صورت نابینایی هم روی جعبه دارو های یکی از فامیلامون موجود بود.
    مرسی که مینویسی و چه خوب هم مینویسی!
    موفق باشی.

  15. در ۱۰ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۵۶ ب.ظ پروین گفته :

    سلام ریحانه جان،
    زیارت شما و همه زائران حرم امام رضا علیه السلام قبول باشه انشاءالله :)
    درباره وسایل حمل و نقل آمریکا سوال کرده بودی ، من در حدی که از قطار و اتوبوس استفاده کردم و به امکانات این وسایل دقت کردم براتون شرحش رو مینویسم. وسایل حمل و نقل آمریکا به غیر از هواپیما کلا زیاد نیستند چون بیشتر مردم آمریکا ماشین دارند وگرنه کارشون لنگه. قطار و اتوبوس برای سفرهای بین شهری استفاده میشه و اول از قطار بگم برات که اسمش هست اَمترَک Amtrak . قطارشون دو طبقه بود و طبقه اول کاملا اختصاص داشت به معلولین و افراد مسن و بیماران و همه دستشویی ها هم طبقه اول قطار بودند. من تا جایی که یادم هست این دره دستشویی برای نابینایان چیز مشخصی نداشت که متوجه بشوند کسی الان داخل هست! چون من خودم هم هرچی نگاه کردم هیچ راهی نداشت اینو متوجه بشم! بعدش توی دستشویی فقط جای خط بریل داشت که مثلا روی دگمه سیفون رو که فشار میدادی با بریل هم نوشته بود! همین. راستش برای معلولین بهتر بود تا نابینایان، اما اینو هم بگم که همون موقع که میخواهی بلیط بخری باید مشخص کنی اگر معلول هستی یا نابینا و الان به نظرم میرسه که شاید کوپه مخصوصی برای نابینایان وجود داشته که فرق داشته و مجهز به امکانات بوده. اما اتوبوس ، اولش که اومدیم سوار اتوبوس بشیم که ما رو از یک شهر به شهر دیگه ببره ، توی صف مسافرین یک خانم نابینا ایستاده بود به همراه دختر بینایش. بعد راننده اتوبوس تا اومد ، اول از همه ایشون رو سوار اتوبوس کردند ردیف اول. ولی راستش دستشویی اتوبوس رو نرفتم و نمیدونم چطور بود. ولی خود راننده اتوبوس مرتب هوای اون خانم رو داشت و هر جا که لازم بود خودش شخصا به ایشون کمک میکرد یا جواب میداد مگر اینکه دخترش به عهده میگرفت. حالا برات بگم از دستشویی فرودگاههای بزرگ آمریکا که همشون فقط با بریل دم در دستشویی رو نوشتند که اینجا دستشویی هست! ولی وارد دستشویی که میشی دیگه سیفون ها همه اتوماتیک هستند و دست شستن هم کاملا اتوماتیک هست. فقط به نظرم دم درش هم مهمه که یک نابینا بتونه راحت پیدا کنه که خوب فقط با خط بریل مشخص شده … ولی راستش اگر یک نابینا بیاد به احتمال خیلی زیاد یکی از مامورهای خود فرودگاه کمکش میکنند که بتونه دستشویی رو پیدا کنه.
    ببخشید اگر اطلاعات کامل نبود، در حد توان و دقتی که کرده بودم سعی کردم توضیح بدم :)
    در پناه حق باشید .
    ——————
    پروین عزیزم از اطلاعات بسیار خوبی که دادی متشکرم . انشالله تابستان آینده یکی از مهمان های ویژه ی ما در سفرمشهد باشی .

  16. در ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۲۷ ب.ظ khodam گفته :

    حالا دیدین امکانات فرنگستون هم در همون حدیه که من پیشنهاد دادم؟ اینقدر ایده های منو تحویل نمی گیرین و اجراییشون نمی کنین که از اون سر دنیا میان سراغشون
    امضا: بدجنس

  17. در ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۸:۲۵ ب.ظ پروین گفته :

    باز هم سلام عرض میکنم،
    راستش بعد از نوشتن این پست، رفتم وبسایت قطار اَمترَک رو بررسی کردم و همونطور که نوشته بودم زمان خرید بلیط باید مشخص بشه که مسافر معلولیت داره و دقیقا معلولیتش چی هست و وسیله ای که استفاده میکنه چی هستش. برای مثال از ویلچر یا عصا استفاده میکنه و میتونه از پله های قطار بالا و پایین بره و سر جایش بنشینه یا نیاز به کمک داره که باید از یکماه قبل اعلام کنه که اگر نیاز به یک نفر برای کمک در این سفر داشته باشه در اختیارش قرار بدهند. و بعد متوجه شدم کوپه های مخصوصی در قطار هست که مجهز به تخت خواب هستند برای دو نفره و چهار نفره و این کوپه ها یا دستشویی و حمام رو دارند یا ندارند که بر همین اساس مبلغ بلیطشون متفاوت هست. و همچنین هزینه بلیط برای معلولین که پانزده درصد تخفیف ویژه برای فرد معلول به علاوه یک همراه قائل هستند. طبعا وقتی دستشویی و حمام داخل اتاق خودتون باشه خیلی از سختیهای راه رفتن به سمت دستشویی و گم کردن و اینها حل میشه. میخواستم باز هم بگم که ما از کوپه های معمولی قطار استفاده کردیم که حالت اتوبوسی دارند و اصلا اتاق مخصوص رو خبر نداشتم تا دیشب که این اطلاعات رو گشتم و پیدا کردم. به نظرم خیلی راحت اومد ، نظر شما چیه؟

  18. در ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۱:۰۰ ب.ظ پروین گفته :

    انشاءالله ، من که از خدا میخوام همراه جمع شما باشم، یعنی میشه؟ . . .