مادر سپید

مادر یک روشندل

عمو حسین

مرداد۴

سلام
فرا رسیدن ماه رمضان و شیرینی نچشیدن و مزه نکردن گناه های ریز و درشت دور و برمون مبارک باشه به همه ی دوستان ..

یکشنبه صبح زود رسیدیم .. منتظرم که عکس ها دستم برسه تا نوشتن سفرنامه رو شروع کنم .
سفر بسیار خوبی بود . به همه ی بچه ها خیلی خوش گذشت بنده هم بر خلاف سال های گذشته اصلا بیمار نشدم ! :) فرصت کردم مثل سایرین از سفر لذت ببرم به موقع استراحت کنم و زیارت بروم !

امسال یک همراه خیلی خوب داشتیم . ایشان کمک های فراوانی در امر اجرایی کردن برنامه ها انجام دادند و مهمتر از اون برای پسرهای نوجوان گروه برادری مهربان و دلسوز بودند . جا به جا کردن آقا رضا و امیر و سحر کوچولو از روی ویلچر و زیارت بردن آنها و همه ی پسرهایی که نمیتونستند در قسمت بانوان به زیارت بپردازند به عهده عموحسینِ خوشرو بود .. سالهای گذشته پسرهامون کوچکتر بودند و ما به راحتی بچه ها رو با خودمون زیارت میبردیم اما امسال به تنها چیزی که فکر نمیکردم این بود که همه شون آقا سیبیلو شده باشند .. خداروشکر که امسال بدون اینکه بنده در این خصوص پیش بینی کرده باشم شرایطی مهیا شد تا پسرهای نوجوان مون با آرامش خیال و خوش حالی به زیارت بروند . حضور پرثمر ایشان در کنار پسرهامون رو از عنایت های خداوند میدونم به این علت که این بچه ها تونستند بدون استرس از مفقود شدن به زیارت بروند ..

تابش روز افزون محبت پروردگار بر دل شما و همه ی افراد با عاطفه ای که برای شاد کردن کودکان استثنایی از خواسته های خود میگذرند .

سلامت و برقرار باشید .

مادرسپید ..

۹ نظر برای :

“عمو حسین”

  1. در ۴ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۲:۵۸ ب.ظ khodam گفته :

    چه عجب چشمون به قلوم مبارک حضرت عالی روشن شد.

  2. در ۴ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۲۷ ب.ظ ریحانه گفته :

    خودم جان حضرت عالی برا آقایونه ! بنده سرکار خانومم !!! عکس ها دستم نرسیده که قلوم همایونی مون به کار بیفته ! :)

  3. در ۵ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۸:۰۸ ق.ظ سانی گفته :

    :* همیشه پرتوان باشی

  4. در ۵ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۱:۲۶ ق.ظ khodam گفته :

    چشم سرکار خانم. پس برای همین بود که وبلاگ بعد از دوربین عکاسی به وجود اومد؟

  5. در ۵ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۹:۴۳ ب.ظ ریحانه گفته :

    Mer30 Suni

  6. در ۵ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۹:۴۴ ب.ظ ریحانه گفته :

    .kachalam mikoni akharesh…Ok.

  7. در ۶ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۸:۴۹ ق.ظ khodam گفته :

    اینجا اون شیطون بنفشه رو چطوری نشون می دن؟

  8. در ۷ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱:۳۹ ب.ظ بهار گفته :

    سلام
    خداقوت
    زیارتتون قبول باشه
    خوش به سعادتتون و خیلی خوشحالم که بهتون و به بچه های گل خوش گذشت …
    به امید برآورده شدن حاجاتتان و کمتر شدن مشکلاتتان ….
    آمین

  9. در ۸ مرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۰۰ ب.ظ مجتبی خادمی گفته :

    سلام.
    خوشحالم که شما این دفعه بیمار نشدی و بهت خوش گذشته.
    ایشالا از این به بعد همهش همینطور باشه.
    در ضمن از راه دور دست عمو حسین رو هم میبوسم.
    ای کاش میشد حضوری این کار رو کنم که کسی نگه شعار میده.
    اینجور افراد کمند. به خدا کمند!
    مطمئنم یکی مثل شما و بچه ها قدرشو می دونید!
    راستی هر وقت عکسا رسید و اگه خواستید سفرنامه رو شروع کنید, زیر هر عکسی که میگذارید ی توضیح کوچولو بنویسید که مثلا “عکس من و سحر کنار صحن” تا نابینا ها هم از سفرنامه شما لذت کافی رو ببرند.
    اینو درخواست کردم چون میدونم شما درک میکنی!
    موفق باشید.