مادر سپید

مادر یک روشندل

تنهاترین سردار

تیر۱۴

 

سلام بر تو؛ آن دم که از مشرق لایزال طالع می شوی تا سِرِّ خلقت آسمان و زمین باشی!

سلام بر تو که روز تجلی را بشارت دهنده ای و صبح خدا را، مژده!

سلام بر تو که اشراق ها را در نور دیده ای و جهان را در خلسه حضور خود، معلق گذارده ای؛

هر چند لحظه ای، نگاه ولایتت را بر این گستره محتاج، دریغ نخواهی داشت!

فردا، گل های نرگس در اولین تلألؤ خورشید بامدادی، خبر از شکفتن آخرین غنچه باغ امامت می دهند؛

آن که مبارکی قدومش، سرآغاز مساوات و عدل و دوستی در میان خلایق است.


کسی می آید از یک راه دور آهسته آهسته
شبی هم می کند زینجا عبور آهسته آهسته

غبار غربت از رخسار غمگین دور می سازد
و ما را می کند غرق سرور آهسته آهسته

دل دریایی ما را به دریا می برد روزی
به سان ماهی از جام بلور آهسته آهسته

ازین رخوت رهایی می دهد جانهای محزون را
درونها می شود پر شوق و شور آهسته آهسته

نسیم وحشت پاییز را قدری تحمل کن
بهار آید اگر باشی صبور آهسته آهسته

کسی می آید و می گیرد احساس خدایی را
ز انسانهای سرشار از غرور آهسته آهسته

فنا می گردد این تاریکی و محنت ز دنیامان
ز هر سو می دمد صدگونه نور آهسته آهسته

به سر می‌آید این دوران تلخ انتظار آخر
و ناجی می کند اینجا ظهور آهسته آهسته

ز الطاف خداوندی حضورش را تمنا کن
که او مردانه می یابد حضور آهسته آهسته

 

عید میلاد تنها ترین سردار را به منتظرین واقعی این حضرت تبریک میگویم ..

اشعار و متن از نویسنده ایی ناشناس است .


۵ نظر برای :

“تنهاترین سردار”

  1. در ۱۵ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۲:۵۵ ب.ظ khodam گفته :

    … این عید بر همه منتظران، اگر منتظری هست، مبارک

  2. در ۱۵ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۲۹ ب.ظ نیلوفر گفته :

    سلام
    خدا پسر هایتان را حفظ کند
    داشتم دنبال موضوعات کودکان معلول می گشتم به وب شما برخوردم
    امیدوارم یه روز آقا حسن شما به آرزوش برسه و تا اوم موقع اسلحه خونش نباشه دیگه …
    میدونم دیره اما اگه سری بعد خواستین براش کادو بگیرین از این پازل های سه بعدی بگیرین – نمیدونم اسمشون چیه اما جنسشون از چوب با مقواست مثلا یه کامیون که وقتی در هم فرو میرن میشن یه اسباب بازی – میتونه قدرت فکرش و تجسمش را بالا ببره

    خواستم صبر و استقامتتان را ستایش کنم و برای خانواده شادتان آرزوی شادی کنم
    مانا باشید

  3. در ۱۵ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۲۹ ب.ظ نیلوفر گفته :

    راستی میلاد هم مبارک

  4. در ۱۶ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۰۶ ب.ظ تارا گفته :

    بیا که خسته اند جمعه های انتطارمان

    بیا که جمعه هم گذشت دیر شد قرارمان

    تمام روزنامه های شنبه تیتر می زنند

    تو آمدی و سبز شد ترنم بهارمان . . .

  5. در ۱۹ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۷:۲۰ ق.ظ ماری گفته :

    سلام .
    آری … می آید… یعنی آمده است… ما نبودیم و نیستیم… کاش به خودمان بیاییم و حضورش را حس کنیم
    دلم برای یک مهربان واقعی دلم برای یک امام تنگ است…
    کاش یک روز به خودم بیایم!

    ………..
    نگفتی… بالاخره کادو برای حسن چی خریدی؟ نپیچوندیش که؟