مادر سپید

مادر یک روشندل

خسته نباشی پسرم

خرداد۲۹

سلام

مادرم میگه به کسی نگم ممکنه بچه م چشم بخوره !‌ :) پس اول یک ماشالله ماشالله بهش بگید تا بگم ! :)

توجه ۱ : برای دیدن تصویر در سایز بزرگتر روی عکس کلیک کنید .

توجه۲ : این یک پست پُر پرانتز هست زیرا باید برخی از جملات رو بیشتر توضیح بدم .

دیروز کارنامه ی حسن رو گرفتم  ،‌ معدلش۱۹ و نود و چهار شده یک بار دیگه حسن ثابت کرد که توانایی هایش خیلی بیشتر از چیزی هست که فکر میکنم . با اینکه طی امتحانات حتی نگذاشتم یک صفحه از کتاب هاش رو مرور کنه ولیکن در جواب دهی با صرف زمان بیشتر ( یادتون باشه گفته بودم روزهای اول امتحانات تشنج کرد و بعد از ترخیض از بیمارستان برخی از اطلاعات رو با تاخیر به یاد می آورد معلم رابطش با صبر و آرامش و در نظر گرفتن وقت بیشتر توانست معلومات رو به حسن یادآوری کنه و بنویسه ) و حسن توانست نمرات بالایی بگیره .( بعد از تشنج آخر پزشکش گفت تا مدتی از مغزش کار نکشه تا آسیب ها ترمیم شوند ) کسب این نمرات با توجه به اینکه معدل ترم یکش  ۱۹ و ۷۲ صدم شد دور از ذهن نبود .

نفر اول کلاس ۱۹ و نود و هفت شده ( آرمان نفر پشت سر بغل دستی سجاد در حال خنده میباشد .. ادرسی دادم ها !!‌:) ) و نفر دوم (سجاد که در عکس سمت راست حسن هست ) و نفر سوم ( حسن ) یک معدل داشته اند .

امروز روز خوبی بود خیلی خوشحال بودم ولی اصلا به این فکر نکردم که چه هدیه ایی میتونم برای حسن بگیرم برای همین رفتم لباس های امیر رو نونوار کردم !‌ و دو تا شال روسری هم برای خودم گرفتم :)

خوب چیه ؟ یه دفعه هم به اسم بچه به کام مامان بابای بچه ! :)

کادو گرفتن برای حسین خیلی راحته !

ـ حسین چی دوست داری جایزه ی کارنامه ت بگیرم ؟

- یه لامبورگینی ( حالا چهارتا مدل داره ) و یه بوگاتی۲۰۱۲ قرمز که اون جاهایی که بنزین میخوره سیاه باشه کمپوتش ( کاپوتش :) ) و سقفش قرمز پشتش هم سیاه ! صندوق عبقش ( عقب ) هم سیاه !!‌ ( بچه م دیکته ش هم مث برخی از تلفظ هاش هنوز در حد پیش دبستانیه ! :) تازه به دلقک هم میگه قَلدک !! :)‌ بعد که میخندی میگه خو دقلکه دیگه !! میخواد درستش کنه اینقدر قاطی پاطی کلمه رو میگه تا خسته میشه یه بار هم از دهنش در نمیاد دلقک :) )

هادی تو چی دوست داری ؟

- آبودی ( آوودی ) و بوگاتی و یه رامبورگینی ! (لامبورگینی )

ـ حسن تو چی دوست داری ؟

- …

انتخاب کادو برای حسن خیلی سخته ، در واقع گاهی برای من زجرآوره برای همین دیروز اصلا بهش فکر نکردم که روزم خراب نشه . ابزار یا وسایلی که دوست داره داشته باشه اصلا مناسبش نیست هر بار که میخوام براش چیزی بگیرم حرص میخورم ، یا بازی های کامپیوتری و نرم افزار میخواد یا تلسکوپ و میکروسکوپ مدتیه هی دلش غش و ضعف میره برای دوچرخه !!! نه وسیله ی سرگرمی یا  بازی مناسبی براش پیدا میشه که مدتی سرگرمش کنه نه در استفاده از کتاب ها استقلال داره  .

وظیفه ی تفهیم اغلب موضوعات نیز به عهده ی بنده است اما خیلی چیزا رو بلد نیستم بهش یاد بدم ، باید خیلی فکر کنم .. گاهی راهی برای اموزشش پیدا نمیکنم و یا روش یاد دادنش رو نمیدونم !! به طور مثال تفهیم کردن اجرام ستاره ها که یکی از موضوعات مورد علاقه ش هست واقعا مکافات داشت ، بازم خدا پدر سیارت و ستاره ها رو بیامرزه که گرد هستند !!! با اندازه های مختلف انواع مرکبات مثل گریپفروت و پرتقال و لیمو عمانی و … تونستم تا حدی برایش اجرام آسمانی رو شبیه سازی کنم کوچکتر که بود ، مُردم تا تونستم دایناسورها و اندازه هاشون رو براش مشابه سازی کنم .. باز هم آن وقت ها بهتر بود میشد شکل همه ی حیواناتی که در مخیله ش میگنجید رو پیدا و تهیه کنم که شکل و حجم حیوان رو بشناسه ( یادمه ۴ ساله که بود برای پیدا کردن گرگ آبی رنگ دو هفته همه ی اسباب بازی فروشی ها رو گشتم !!! فروشنده وقتی دلیل اصرارم مبنی بر آبی بودن میپرسید میگفت حالا آبی نباشه ، اون که نمیبینه !! میگفتم دیگران که میبینند و برایش خواهند گفت که گرگ آبی نیست !! البته پیدا کردم ها :)‌ شخصیت گرگ کارتون میگ میگ که خوشبختانه آبی هم بود  !!! )  ولی حجم واقعی جونور رو تفهیم کردن بهش ، خیلی سخت بود مثلا میخواستم بگم تیراروساروس اندازه ساختمون چهار طبقه س مشکل اینجا پیدا میشد که ساختمون چهار طبقه چقدره ! الان ایشون دست روی حیواناتی میزاره که کمتر مشابه ش ساخته شده یا اگر هم هست قیمتش N تومن تشریف داره ! مثل انواع اژدها !!! یا موجودات فضایی و یا شخصیت های شاهنامه و یا بازی های کامپیوتری ( عرض کنم خدمتتون ، با اینکه نمیتونه بازی های دیجیتالی انجام بده ولی با کسب اطلاعات از همکلاسی هاش تمام راه و چاه بازی ها رو بلده و وقت صحبت کردن با بچه های بینا به حدی خوب بازی رو توضیح میده که طرف چشم هاش گرد میشه و باورش میشه که حسن واقعا این بازی رو انجام داده به همین خاطر خودم دوست دارم تا جایی که میشه شخصیت های بازی های مورد علاقه ش رو برایش تهیه کنم ! )

الان در زمینه کتاب ها موضوع مورد علاقه اش داستان های فضایی ، تاریخی ، نمایش نامه و … هست . ممنون از پیشنهادات خیلی از دوستان در معرفی سایت ها و وبلاگ هایی که اغلب کتاب ها به صورت رایگان در اشتراک گذاشته شده اند .. چندین بار فایلهایی دانلود کردم یا کیفیت ها اینقدر پایین بوده که حتی با هدفون هم به سختی میشد شنید و یا اینقدر طپق ها یا اشتباه خواندنی داشتند که عطاشون رو به لقاشون بخشیدم . اغلب سعی میکنم فایل های صوتی شرکتی تهیه کنم و یا خودم برایش میخوانم خصوصا کتاب های علمی ! که توضیح تصاویرش واقعا خیلی سخته ! با این حال کلکسیون خوبی از کتاب های صوتی داره . ( البته تپق های من هم کم نیست ولی دست کم اگر جایی تپق داشته باشم راحت اصلاحش میکنم ولی اغلب فایل های صوتی طرف انگار رویش نشده برگرده تپق رو اصلاح کنه !!!! ) این از کتاب!

انواع و اقسام دستگاه های پخش صدا که مورد نیازش هست رو هم حضرت آقا دارند .

لوازم بریل نویسی شون هم کامله منتها خیلی بریل نمینویسه که لازم باشه تجهیزاتش رو تکمیل تر کنم .

در قسمت اسباب بازی ها فقط اسلحه دوست داره !‌من نمیدونم اخه کسی که هر جا میشینه میگه من میخوام دبیرکل سازمان ملل بشم تا همه جا صلح برقرار کنم ، چه نیازی به اسلحه داره !؟ ؛-) اسلحه خونه شون هم تکمیله ! ( به اسلحه خونه چی میگن ؟ ضراد خونه ؟؟؟!! )

 

دوچرخه خیلی دوست داره .. گاهی با دوچرخه های کمکی دار برادرهاش بازی میکنه ولی دوچرخه در اندازه ی حسن که قدش الان حدود۱۶۳ شده ماشالله بهش باشه ! دیگه پایه ی کمکی نمیخوره که به قول معروف چهار چرخه بشه ! به نظرم رسید پایه های کمکی ش رو خودمون بسازیم و روی دوچرخه نصب کنیم اما وقتی رفتیم دوچرخه ها رو دیدیم متوجه شدم دوچرخه بدون دنده دیگه نسلش منقرض شده ! همه شون دنده ایی هست و دیگه روی محور چرخ جایی برای پیچ کردن کمکی ها جایی باقی نمونده !

هدیه مادی خاصی به نظرم نمیرسه !!! این هم بگم اگر بهش بگم جایزه ت مثلا یک سفره به غیر از سفر ایتالیا به چیزی قانع نمیشه بچه م !‌ :) ( حالا نه اینکه توقعش بالا باشه ها !! نه ، به خاطر رفت و آمد پیاپی حضرت پدر جهت تحصیل به این کشور ، کانون توجهات بچه ها شده .. حالا جهت اون دوستایی که میگن خو ببرش بچه رو !! عرض کنم دست کم ۱۵-۲۰ میلیون هزینه ش میشه . اسمایلی هووووف نبود ؟؟! ) یا کلاس های تابستونی ، اون وقت میخواد بره تیراندازی یا دوچرخه سواری ! :-/  یا اگر بگم جشن توقع داره همه ی همکلاسی هاش رو دعوت کنم که ۸۷۴۸۳۷۲۶۳۴۶۷ تومن هزینه ی جشنش میشه !

خیلی سخته !!! :-/ خسته نباشی پسرم ، ولی واقعا نمیدونم برای خاطره کردن شادی این موفقیت چه جایزه ایی بهت بدم .

دوستان ، همراهان یاری کنید یه طرحی پیشنهاد کنید .

سلامت باشید.

تا بعد .

( توجه ۳ : توضیح عکس >>> مثل هر سال ، روز آخر امتحانات از طرف حسن یک جعبه شیرینی و به تعداد همکلاسی هایش کادو برای یادگاری گرفتیم و با همدیگه جشن گرفتند . سال دیگه این موقع اکثر بچه ها ۲۹ بیلشون شده سیبیل ! :)‌ )

۲۲ نظر برای :

“خسته نباشی پسرم”

  1. در ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۰۳ ق.ظ مینا آروانه گفته :

    سلام
    خیلی مبارکه حسن . آفرین .
    به مامان و بابا هم باید تبریک گفت به خاطر همراهی های تو .
    خوب ریحانه خانم خوب بخودت میرسی خوب این خیلی خوبه معلومه که حسن حسابی با این امتحان خوب به مامان و بابا یک حال درست و حسابی داده . مرسی حسن .
    باید براش یک کادوی حسابی بگیری اولا کلاس موسیقی حتما حتما باید ثبت نامش کنی . بعد هم کلاس ورزش که حسن را از نظر روحی و جسمانی از اینی که هست قوی تر کنه . سوم یک مسافرت توپ ببریش .
    چیه بازم ادامه بدم آنقدر پیشنهاد دارم که نگو …
    خیلی خوشحال شدم انشاء‌الله همیشه موفق باشی تو تابستون یادت نره به ما هم سری بزنی .
    درپناه خدا باشید .
    ————–
    حسن : سلام خانم اروانه عزیز از این همه پیشنهاد خوشحال شدم و اتفاقا در مورد کلاس های ورزشی من خودم هم دنبالش هستم . مثلا الان فوتسال نابینایان بهم پیشنهاد شده ان شالله تابستون برم . شنا رو هم خیلی دوست دارم که بروم . کلاس موسیقی هم جایش را پیدا کردم .
    به خاطر تبریک ها هم از شما ممنونم .

  2. در ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۰۹ ق.ظ شهرزاد اکبر گفته :

    کلی تبریک میگم به حسن و بخصوص شما :-)
    ———–
    حسن : سلام به خانم شهرزاد اکبر عزیز .. مادرم درمورد شما میگه شما رو اون موقعی دیدم که در فروشگاه شهروند از دوستانم عکاسی میکردید اما من شما رو یادم نیست .
    به خاطر تبریک از شما ممنونم .

  3. در ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۲۳ ق.ظ کاظمی گفته :

    خیلی تبریک میگم. عالی بود آفرین. در مورد هدیه هم یه کم فکر میکنم و اگه فرصت شد یه کم توی مغازه ها میچرخم ببینم چی میشه پیشنهاد داد.
    ————-
    حسن : سلام خانم کاظمی به خاطر اینکه خودتان را به زحمت انداختید و برایم درسهایم را خوانده اید بسیار از شما متشکرم .

  4. در ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۵۴ ق.ظ khodam گفته :

    سلام
    فعلا نمی رسم بخونم ولی فکرر کنم زیادم بد نباشه اگه همون لامبوگینی رو بخرین هر چند مورد علاقه هادیه ولی فکر کنم بقیه پسرها هم از سواریش خوششون بیاد ;-)
    ———-
    حسن : من اتفاقا درمورد لامبورگینی چیزای زیادی شنیدم اما بیشتر بوگاتی دوست دارم شنیدم سرعتش بیشتر از لامبورگینیه ! و بالامدل تر از لامبورگینی است . :)

  5. در ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۵۵ ق.ظ khodam گفته :

    اون صورت کجه قرار بود چشمک بزنه نمی دونم چرا سکته کرد

  6. در ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۹:۱۷ ق.ظ سیدحامدجلیلیان گفته :

    سﻻم
    حسن جان خیلی خیلی مبارک باشه.
    من خیلی از وقتا به تو فکر می کنم.چون همیشه به نظر من تو موفق ترین نوجوانی هستی که من میشناسم.
    و من خیلی تو رو دوست دارم چون هم باهوشی هم سخت کوش و البته خیلی هم دوست داشتنی.
    امیدوارم قسمت بشه یه پارک آبی باحال دیگه با هم بریم.دفعه قبل به من خیلی خوش گذشت.
    البته باید به یه چیز توجه داشته باشی که بابت همه موفقیتها اول باید شاکر خداوند باشی و بعد هم از زحمات پدر و مادرت تشکر کنی.
    چون به جرات میگم که تو یکی از بهترین پدر و مادرهای دنیا رو داری.
    آرزوی سلامتی برای تو وبرادرهای کوچولو و دوست داشتنیت و پدر ومادر بزرگوارت دارم.
    امیدوارم که توی این روز خوب پیامبر اعظم نگهدارتون باشه.
    التماس دعا
    ——————–
    حسن : سلام اقا حامد یاد ان خاطره منو انداختی امیدوارم دوباره خاطره ها تکرار بشه و یه چیزی بدونید من همیشه شکرگذار خداوند هستم چون باورنکردنی بود این موفقیت . من از خدا ممنونم . من درسی نخونده بودم فقط اون دو روز اول درس خونده بودم !! خدا برای من امتحانات رو اسون کرد ! فقط مدیون کمک های خدا و پدر و مادرم هستم .

  7. در ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۹:۵۲ ق.ظ ایرسا گفته :

    سلام..چطوری؟
    حسن خوبه؟
    بابا اون موقع که من دیدمش چقدر کوشوووووووووولو بود الآن ماشاءالله بزرگ شده آقایی شده واسه خودش:) دخترم ندارم دومادم بشه ننه :))
    احسنت به حسن که معدلش عالی شده …یه سوال؟ هی یادم میره الان حن سوم راهنماییه؟
    قدش از من بلندتره یااااااااااااا خدا :p من بیام کنارش بایستم میشم بچه حسن :)) ماشاءالله قدشو برم ۱۶۳ ایول :X
    دیگه اینکه هر چی بچه دلش میخواد براش فراهم کن! شده جشنش گرون بشه بشه مهم نیست اول و آخر که نمیتونی هی بگی این اینقدر میشه اون اینقدر!!!! جشنو بگیر حداقل یه هدیه بیاد موندنی براش میشه و تا عمر داره یادش میمونه مامانش تو این سن براش جشن گرفت و خوشحالش کرد :) پول کادوهایی که قرار بوده یه روز براش بخری رو جمع کن برو یه مهمونی بگیر…حالا مهم نیست باشکوه باشه یا ساده مهم اینه که جشنی باشه که حسن کنار دوستاش باشه :) بیشتر هم دوستای نزدیکشو بگی هتره تا اون مابقی که حسن زیاد باهاشون ارتباط نداره…همین بچه های تو عکسو بگو خوبه :دی
    ——————
    حسن : ام م م .. سلام ایرسا ،‌ شاید جشن و هدیه خاطره انگیز باشد . موافقم بابام همه ی پولاشو واسه این کار خرج کنه !! :)
    مامانش : اسمایلی بیچاره شدیم نداریم !؟؟ :) :)

  8. در ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱:۰۴ ب.ظ بهار گفته :

    سلام
    خداقوت
    آفرین بر آقا حسن و شما
    خوش بحال پسر باهوش شما ..
    بگید حسن برای ما هم دعا کنه که درگیر امتحانیم و الان وقت کردم یه خلاصه این نوشته های جالبتون و اخبارتون رو بخونم و دلم نیومد پیام تبریکمو به حسن و شما نگم …
    خوشحال شدم چقدر خوب ….
    بازم از این خبرای خوب بدید…
    التماس دعا
    ——————
    حسن : سلام امیدوارم در کاری که انتخاب کردین موفق باشین این شغل خیلی شغل استثنایی است که حتما باید درموردش مرد میدان بود . معلم بچه های استثنایی بودن اطلاعات و دانایی و عشق و صبر و دانش برقرار کردن ارتباط با دانش اموزان استثنایی میخواهد .

  9. در ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۳:۲۳ ق.ظ ندا گفته :

    مبارک باشه. من هم فکر می کنم ساز از همه بهتر باشه. همدم همه عمرش می شه و در صورت ضرورت همه جای دنیا می تونه از این کار پول در بیاره. چند تا از استادان من نابینا بودند و فوق العاده در موسیقی. یکی از خانمهای استادمون می رفت یک مرکزی تو یوسف آباد و به نابیناهای اونجا پیانو درس می داد. نمی دونم اسم مرکز چی بود. به هر حال فکر کنم بد نباشه با ساز فلوت شروع کنه که موقع سلاز زدن نباید به ساز نگاه کرد. خیلی ساز گرونی هم نیست. بعدها هم می تونه پیانو یا ساز سنتی بزنه.
    فقط بایدد معلم با حوصله و خلاق پیدا کنه. یکی از بهترین های فلوت ایران که در کارش عالیه و شاگرداش علشقش هستند فرهود امیرانی است.
    آدرس مرکزشون هم اینه:
    http://boroomand.ir/Default.aspx?PID=21
    ————-
    حسن : من خیلی فولوت دوست دارم اما دوست بابام تو کار سه تاره و میخوام برم سه تار ازش یاد بگیرم ! اتفاقا در خانه یک فولوت دارم اما اصلا جایی رو برای رفتن به کلاس سراغ ندارم . از ادرسی که برای من گذاشتید خیلی ممنونم .

  10. در ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۳۷ ق.ظ ماری گفته :

    سلام .
    واقعا به حسن تبریک میگم . و به خودت که همه ی این استعدادها و موفقیت های حسن ناشی از صبوری و تلاش و پشتکار خودته. حتما الگوی خوبی میشی براش.

    میگم زرنگی ها… اول کادو برای خودتون می گیرین بعد برای حسن؟!!! مامان هم مامانای قدیم … اگه برای بچه ها کادو نمی گرفتن اقلا برای خودشون هم نمی گرفتن!!!!

    حسن شنا بلده؟ ببین کی تونی بفرستیش شنا؟
    از بین ورزشها حتما می تونه یه ورزشی رو خوب یاد بگیره… با بخش ورزشهای معلولین و نابیناها یه ارتباطی برقرار کن

    کلاس سفالگری چی؟ فکر کنم تجربه ی خوبی باشه براش. با احجام راحت تر ارتباط برقرار می کنه
    ————–
    حسن : سلام خاله ماری .. من کلاس سفالگری رفتم . الان بلدم مجسمه بسازم . امسالم میرم . ورزشم قراره برم . با بابابزرگم شاید برم شنا یاد بگیرم .
    برای تبریکات هم ممنونم .

  11. در ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۰:۱۰ ق.ظ دکتر محمد کمالی گفته :

    سلام
    تبریک میگم خدمت حسن آقای گل، حضرتعایل و همسر گرامی و همینطور اون دوتا شیطون دیگه…برای من که به توانایی های حسن واقف و معتقدم البته خبر قابل انتظاری بود…بخصوص با توجه به شوک ناشی از بیمرای و مسایل مبتلابه اون واقعا خوشحال شدم. امیدوارم همیشه در قله های موفقیت باشید….حتما به حسن آقا سلام مخصوص برسونید….امیدورام در دانشگاه ملاقاتش کنم…در پناه حق باشید…
    ——————-
    حسن : عجب آرزویی کردید !! :) سلام دکتر کمالی من نمیدانم واقعا چه بگویم ! چون خودم فکر نمیکردم موفق بشوم ، با وجود آن تشنج که مرا ۴روز در بیمارستان انداخت . من برای این قبولی از خدا سپاسگذارم و از شما به خاطر این آرزویی که برای من کردید متشکرم و آرزوی موفقیت برای شما دارم .

  12. در ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱:۰۱ ب.ظ میرشفیعی گفته :

    سلام
    من هم مثل دیگران به حسن و همه اعضای خانواده تبریک میگم . حسن آآقا باید بدونی که در کنار تلاش تو دیگر اعضای خانواده هم همکاری کردن به ویژه مادر بسیار جدی و مهربانت . ضمنا یادت باشه به اونهایی که معدل بالاتر از تو آوردن هم پیام تبریک بفرستی .
    در هر صورت دنیای مجازی را هم خوشحال کردی .
    همیشه موفق باشی .
    ——————
    حسن : سلام آقای میرشفیعی حرف شما صددرصد درست است . گفتید همه اعضای خانواده کمکم کردند تا به این درجه برسم . چون در مدرسه عادی درس خوندن فقط شرط درس خوندن و تلاش دانش اموز نیست بلکه باید توسط خداوند و مادران و خانواده ها و دوستان یاری شوند و بعد نیز تلاش های خود دانش اموز او را به موفقیت میرساند .
    چشم ، من از همینجا به تمام بچه هایی که معدل بالاتر آورده اند تبریک میگویم و آرزوی سلامتی برای انان دارم .
    شما هم همیشه موفق باشید .

  13. در ۳۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۳:۴۵ ب.ظ پاییز مامان آراز گفته :

    آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآفرین آقا حسن گل . خودت و مامان فداکارت خسته نباشین
    ———————-
    حسن : سلام مادر آراز ، من نیز برای پسرتان آرزوی موفقیت میکنم . و ارزو دارم هر جا که هستید موفق باشید .

  14. در ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۸:۲۲ ق.ظ یاس حسینیه گفته :

    :)
    ——-
    خسده نباشی خواهر جان با لیست پیشنهادتت !! :-(

  15. در ۱ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۳:۵۵ ق.ظ کاظمی گفته :

    حسن جان من خیلی خوشحالم که با یه همچین پسر گلی و مامانش و برادرهاش آشنا شدم. یه بار هم به مامانت گفتم کمکی که شما به من میکنید تا یه آدم کوشا و راضی باشم قابل مقایسه با اون چند تا فایلی که من برات فرستادم نیست. باینم یه چند تا پیشنهاد: یکی اینکه یک قلمهایی هست که وقتی روی آیان قرآن کشیده میشه متنش رو میخونه شاید حسن خوشش بیاد. یه چیز دیگه هم اینکه یکی از دوستانی که ایران هستند گفتند اگه برید به این مراکزی که نمایندگی لوگو رو دارند متناسب با شرایط بچه بهتون اسباب بازی معرفی میکنند. یه پیشنهاد دیگه هم اینکه براش ابزار باغبونی بگیرید اگه باغچه دارید که میتونه همون جا گلهای قشنگ بکاره و ازشون نگهداری کنه اگر هم نه که میتویند توی باکس بکارید.

  16. در ۱ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۴۱ ب.ظ حسین گفته :

    (...دیدگاه خصوصی...)
    درود و سلام بر شما
    خیلی وقته وبتون سر نزدم ببخشید آخه قول داده بودم همیشه سر بزنم ولی مدتی یه مشکلی برام پیش اومد که دسترسی نداشتم ب نت.
    خیلی خوشحالم دوباره مطالبتونو میخونم.
    حسن آقا رو دوس دارم

  17. در ۱ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۷:۳۶ ب.ظ khodam گفته :

    سلام
    خوب پس در درجه اول همون بوگاتی رو پیشنهاد می کنم و صد البته غیر اسباب بازیشو، مطمئنا راننده های خوبی هم پبدا می شن که بتونن هر جا دوست داری ببرندت. از اونجایی که فکر می کنم این پیشنهاد یه کم بودجه خانواده رو قلقلک بده بذارین چند تا چیز دیگه هم بگم. یه تور تهران گردی با چنا نفر از دوستان چطوره؟ می تونین جاهایی رو که براتون جالبه انتخاب کنین مثل بازار یا یه ساختمون تاریخی که بشه با خیال راحت به همه جاش دست کشید و با حال و هواش آشنا شد، برای اینکه تکراری نباشه به جای کلاس موسیقی یه کنسرت موسیقی رو پیشنهاد می کنم اگه دوست داشته باشین با چند تا از دوستان یا افراد فامیل، بازی کامپیوتریی که بتونی باهاش بازی کنی سراغ ندارم ولی پیشنهاد می کنم یه سر به فروشگاههای نرم افزاری هم بزنین شاید چیز به درد بخوری داشته باشن یا فروشگاههایی که لوازم جانبی کامپیوتری می فروشن گهگاه چیزای به درد بخوری میارن. در مورد سیاره ها و ستاره ها چیز خوبی نمی شناسم ولی بعضی وقتا دوره ها یا کارگاههای آموزشی درباره اونها یا بقیه موضوعات علمی می ذارن که برای نوجوونها هم مناسبن تو تعطیلات شاید فرصت خوبی باشه که پیگیر اونها هم باشین و اگه خواستین توشون شرکت کنین. یه سری هم تورهای بازدید از طبیعت هست که فکر کنم بهشون اکوتور می گن احتمالا از اونها هم خوشت بیاد. فکر می کنم موزه ها هم خوب باشن البته اگه یه راهنمای خوب داشته باشین مثلا موزه جواهرات ملی چون تاریخچه بعضی از چیزهایی که اونجا هست جالبه و بعضی از چیزهاش هم منحصر به فردن. یه مهمونی بستنی خوری هم احتمالا تو این گرما بد نباشه حالا یا توی خونه یا بیرون.

  18. در ۳ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۲۱ ق.ظ ستاره ها گفته :

    سلام به مادر سپید عزیزم و حسن جانم
    حسابی خسته نباشید، خدا قوت :)
    راستش بعد از خواندن پیشنهادات دوستان فکر کردم دیگه چیزی نمانده که بخواهم بگویم! اما یادم افتاد خودم خیلی از شهرهای ایران رو هنوز ندیدم! یعنی هر شهری لهجه یا حتی زبان خاص و آداب و رسوم و غذای سنتی و مکانهای تاریخی مخصوص به خودش رو داره. برای همین پیشنهاد میکنم برای آشنایی بیشتر گل پسر با ایران زمین و مردمان خوبش یک برنامه بلند مدت بگذارین و شهرهای کوچک و بزرگ ایران رو با تمام زیباییهاش کشف کنید :) حتی میتوانید از تورهای مسافرتی استفاده کنید که برخی فامیلها رفتند و خیلی هم راضی بودند. مثلا برای شیراز و کرمان با تور مسافرتی رفتند و کلی بهشون خوش گذشته بوده :)
    برایتان بهترین ها رو از خداوند مهربان آرزو دارم :)
    روز میلاد امام حسین و حضرت ابوالفضل و امام سجاد علیهم السلام رو خیلی خیلی تبریک عرض میکنم :) با یک عالمه گل تقدیم به شما

  19. در ۳ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۲۰ ب.ظ فرناز گفته :

    ۶ کیلومتر تایپ کرده بودم همش پریده . من شخصا پورش را به همه چی ترجیح میدم بعد ولوو و بعد بنز . حالا اگر حسن جان بوگاتی اش را هم به من قرض بده که عالی میشه
    پیشنهادهای خوبی دوستان برای هدیه دادند . اما یک هدیه ای که وقتی دانشگاه قبول شدم و کادو گرفتم و خیلی خوشحالم کرد یک گلدان گل بادکنکی بود که گلهاش شبیه بادکنک بودند. خلاصه منظورم اینه یک گلدان گل که ترجیحا خوشبو هم باشه خیلی خوبه و خود حسن جان بهش رسیدگی کنه و بو کنه و لمسش کنه و اگر امکانش بود تکثیرش بکنه. گلها خیلی زود با کسی که بهشون رسیدگی می کنه رفیق میشن

  20. در ۵ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۱:۲۵ ق.ظ تارا گفته :

    باز هم حسن افتخار آفرین…
    واقعا هزاز هزار آفرین و ماشالله… خسته نباشی عزیز

    و اما در مورد جایزه من کلاس موسیقی رو پیشنهاد میکنم… البته یه ساز مرغوب و نفیس از بابا مامان بخواه [چشمک]

    ریحانه جان واقعا بهت تبریک میگم.. دست مریزاد…

  21. در ۵ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۱:۲۹ ق.ظ تارا گفته :

    راستی آشنایی با سبزی کاری هم بد نیستا
    از دسترنج حسن آقا سبزی خوردن مزه میده….

  22. در ۱۱ تیر ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۳۱ ب.ظ مجتبی گفته :

    سلام.
    خییلی وقت بود سر نزده بودم.
    دلم واسه شما و بچه ها تنگ شده بود.
    راستیاتش ی جوری مینویسین انگار آدم تو خونهتونه و مثل ی تماشاچی داره نگاه می کنه یا حتی خودش جزوی از اون فعالیته.
    وبلاگ پرژن بلاگتون رو هم میخونم.
    واسه حسن بازی هایی مثل خانه های رنگی که گویا هست با کیفیت صدای استدیویی و همون شرکتیو اینا که میگین پیشنهاد میکنم:
    لینک دریافت بازی:
    http://gooshkon.ir/1391/03/04/281/
    خوشحال میشم کاری کرده باشم.
    یکی نیست این خسته نباشی رو به خودتون بگه که اینقدر مثل یه ربات البته از نوع با احساسش در تکاپویید.
    در پناه خرد.