مادر سپید

مادر یک روشندل

لطفا نظر فراموش نشه

خرداد۱۰

سلام

کامنت رسیده از دوست بسیار خوب و  ارزشمندم بانو کاظمی :

راستش چند روزی میشه که این پست رو خوندم. هی میخوام یه چیزی بنویسم هی میگم شاید درست نباشه. خلاصه بالاخره تصمیم گرفتم بنویسم. من نمیدونم حسن واقعا شوخی میکنه که میخواد دبیر کل بشه یا جدی میگه. ولی اگه جدی میگه فکر کنم باید کمکش کنید یه کم واقع بین باشه. واقع بین بودن به معنی انکار تواناییهاش نیست بلکه به معنی درک درست از تواناییهاست. من خودم هر وفت که آرزوهای بالا بلندی داشتم که بهش نرسیدم خیلی ضربه خوردم می ترسم حسن هم دچار این مشکل بشه و اونوقت با توجه به وضعیت جسمیش که فکر نمیکنم  استرس و هیجان براش خوب باشه خدای نکرده خیلی اذیت بشه. فکر میکنم همه ما خوبه که بدونیم هیچ پدری و هیچ پسری معمولی نیست و هرکسی اگه بتونه تو اون جایگاهی که هست خوب عمل کنه تاثیری که باید رو در محیط اطرافش میگذاره و این کافیه. من فکر میکنم پدری که با همه مشقات تلاش میکنه تا نون حلال بذاره جلوی خانواده اش از صد تا دبیر کل سازمان مللی که هیچ کاری ازش برنمیاد باارزش تره. میدونم که اینا رو میدونید گفتم منم یه چیزی بگم این وسط!

————-

فکر کردم جواب های متفاوتی خواهیم شنید اگر دوستان هم نظراتشون رو بفرمایند ..

نظره بنده :
صحبتتون درسته … یک نکته دیگه هم هست ..
داشتن یک هدف شغلی بزرگ برای بچه ها در این سن و سال طبیعیه .. سنشون که بالاتر بره واقع بین تر میشند وقتی به مرحله انتخاب رشته در مقطع دبیرستان برسند کم کم میفهمند ارزو و رویا داشتن با واقعیت زندگی فرق میکنه ، بی فایده است اگر الان بخواهم به کودکی در سن او بقبولانم که میتونه یک حقوق دان معلمولی یا نهایتا یک استاد تاریخ دان بشه !!!
ما هیچ کدوممون شغلهایی که دوست داشتیم رو کسب نکردیم من خودم دوست داشتم بزرگ که شدم یک نگارگر باشم .. ولی تلاش لازمه رو نداشتم و طبعا موفق هم نشدم .. درمورد حسن نه که تلاش هدفمندی صورت گرفته باشه ولیکن قرار گرفتن در فضاهای اجتماعی-سیاسی ( متاسفانه در کشور ما این خبرها بی رویه در حال پخش هست بی توجه به عواقب بازخورد دانستن برخی از خبرها برای کودکان ) این حس ناخودآگاه در او تقویت شده که میتونه تاثیر مثبتی در صلح بین ملل داشته باشه ..
منم یه چیزی این وسط گفتم .. لطفا خواننده های محترم هم نظرشون رو بفرمایند استفاده کنیم .

 

تا بعد ..

۷ نظر برای :

“لطفا نظر فراموش نشه”

  1. در ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱:۲۶ ب.ظ khodam گفته :

    از تربیت و آموزش و این جور چیزا سر در نمیارم ولی یادمه که در زمان انتخاب رشته حتی برای دانشگاه هم معیارها و طرز فکر کاملا درستی نداشتم.البته راهنماییهای بزرگترها خیلی کمک می کنن ولی شاید بهتر باشه قبل از این مرحله کمی هم واقع بینی رو به بچه ها یاد بدیم. تا حسن به اون سن برسه هنوز کمی وقت مونده ولی فکر می کنم حتی بچه ها هم برای گرفتن تصمیمهای بزرگ زندگیشون به یه مدت وقت برای فکر کردن احتیاج دارن.

  2. در ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱:۲۸ ب.ظ khodam گفته :

    البته فکر می کنم داشتن یه رویا یا هدف بزرگ هم برای بچه ها لازم باشه
    ———–
    موافقم .

  3. در ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۸:۵۵ ب.ظ رنگ خدایی گفته :

    زلال که باشی، سنگ های درونت را نشانه می روند…

    سلام ….
    به روز هستم …
    منتظر حضور ….
    کلیک رنجه بفرمایید…

    اگه تمایل به تبادل لینک دارید، لینک بفرمایید با نام رنگ خدایے و بفرمایید با چه اسمی لینکتون کنم؟

    وب زیبایی دارید …
    موفق باشید ….

  4. در ۱۱ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۳:۱۷ ق.ظ کاظمی گفته :

    ای بابا خانم جان این چی بود اون بالا گذاشتید؟! (منظورم نظر من بود) باهاتون موافقم که بچه ها تو این سن آرزوهای بزرگ دارند فقط خواستم بگم که بهتره نذاریم آرزوهایی که اونقدر ها هم دست یافتنی نیستند خیلی جدی بشند و زندگی مون رو خراب کنه و این فقط هم در مورد حسن نیست. فکر میکنم برای هر آدمی صدق میکنه که آرزوهاش با امکاناتش هماهنگ باشند. و البته و صد البته شما از هر کس دیگه ایی بهتر میدونید چه زمانی لازمه که تو این ضمینه به حسن کمک کنید.
    من یه چیز دیگه هم بگم. متاسفانه ما تو ایران فکر میکنیم همه باید دکتر, مهندس, یا مثلا وکیل بشند و به همین دلیل جون خودمون وبچه ها مون رو بالا میاریم. در حالیکه من اینجا میبینم مردم فکر نمیکنند که باید شق القمر کنند فقط دنبال چیزی میرند که بهش علاقه دارند و در اون توانا هستند به همین خاطر هم موفق تر از ماهایی هستند که اینهمه فارغ التحصیل دانشگاه درایم و سیستم آموزش هم این رو تقویت میکنه. هر کسی با خودش سنجیده میشه نه با دیگری.
    —————
    ای مادر جان .. مگر نظر به این خوبی چشه !؟ خوشم اومد بیشتر درباره ش با خواننده ها صحبت کنم .. همچنان منتظر یاری سبز نظرات هستم !!!

  5. در ۱۱ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۷:۱۲ ب.ظ khodam گفته :

    فقط با دومی موافقین یا با هر دو؟

  6. در ۱۲ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۷:۲۷ ق.ظ محسن پریژه گفته :

    هوالحق؛ سلام بر شما؛
    امیدوارم موفق باشید.
    یاحق؛

  7. در ۱۲ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۲:۲۰ ب.ظ ترانه های کودکان گفته :

    سلام و درود برشما مادر سپید
    امیدوارم خوب و سلامت باشید و در کارهایتان موفق.خیلی خوشحال شدم وقتی کامنت هایتان را دیدم.شما چه می کنید؟من دیر به دیر با اینجا سر می زدم برای همین مدتی از شما بی خبر بودم تا اینکه به سراغ آرشیو وبلاگم رفتم و داستان دوست روشندل را در وب سایتم کپی کردم .مدتیه که کمی افسرده هستم و زیاد حوصله نوشتن ندارم. برای همین داستان ها و شعرهای قدیم را در وب سایتم کپی می کنم اما امیدوارم به زودی بهتر بشم.شما چه می کنید؟ حسن آقا چه می کنه؟من برای شما و خانواده تان سلامتی و موفقیت آرزو می کنم.در جواب سوالتان باید بگویم که متاسفانه هنوز اقدامی برای چاپ کتاب نکرده ام.خدانگهدار.بازهم ممنونم از اینکه لطف کردید و سر زدید.