مادر سپید

مادر یک روشندل

غافل منشین نه وقت بازی ست

خرداد۱۰

سلام

امروز امتحان دیکته داشت .. فکر میکردم اینقدر این امتحان آسونه که میتونه بعدش امتحان عربی که جا مونده رو هم بده ..

دیروز نزاشتم کتابشو باز کنه هر چند دقیقه یکبار میرفت سراغ کتاب هاش که فارسی بخونه ، عشقش اینه که بشینه از روی کتاب فارسی دیکته بنویسه و خیلی هم با هیجان این کار رو میکنه یعنی میکرد ! اصرار میکرد براش دیکته بگم یا نکات دستوری فارسی رو براش بخونم …

کلی باهاش حرف زدم اخرش هم چند نفر رو مثال زدم که دارایی شون از سواد دیکته ایی زیر خط فقره !!! ولی توی کار و زندگی شون موفقند ، هیچ اشکالی نداره که مذهب رو بنویسه : مضهب ، مزهب یا مظهب .. !! و مثال های دیگه تا کمی استرسش کم شده .. اخرش هم کتاب داستان بریلی که از عمویش هدیه گرفته بود رو کمی خوند تا بازم خوابش برد .. شنیدم خواب الودگیش تا دو سه هفته ی دیگه کمتر میشه و بدن عادت میکنه .. ان شالله .

مدل جدید امتحان دیکته :

یک صفحه سوال درباره لغات مشابه فارسی و تشخیص غلط ها و لغات بهم ریخته .

حتی نمیتونست یک کلمه ی چهار حرفی ساده رو درست بگه !!! بارها این چند تا حرف بهم ریخته رو بهم چسبوند تا کلمه درست رو بگه و نتونست !!!

ف-ا-ل-غ

معلمش دید نمیتونه درست بگه ازجای خالی لغت در یک بیت استفاده کرد

…. منشین نه وقت بازیست

چشماش باز شد و لغت رو گفت : غافل .

 

ی-ز-ا-د-ی

معلمه * کلی بازم بال بال زد تا کلمه ی درست رو ازش بشنوه ..

چشمانش هم خمار از خواب آلودگی !!!

آخرش نتونست درست بگه !!

اروم پشت سرش زمزمه کردم فامیلی دوستت ، سبا** چی بود ؟

یه مکث کوتاه کرد و چشماش باز شد و بعد

گفت : ایزدی

 

چشمام پر از اشک شد !

آره ، درسته .. در این تشنج خفیف آخری یه چیزایی یادش رفته

چشماش خواب و باز نمیشه میپرسم بیداری ؟ میگه بیدارم !

هست ولی نیست … نیست ولی هست …

نگرانم مبادا با نزدیک شدن دوران بلوغ جسمی باز هم دچار تشنج بشه و اگر هربار بعد از هر تشنج کمی از حافظه اش تحلیل بره .. باید درباره ش فکر کنم ، نباید غافل بشم باید خودم ، ذهنم  و احساساتم آماده باشه برای پذیرفتن این موضوع که شاید شرایط تغییر کنه ، قراره با قدرت بهش کمک کنم ! با توکل بر ایزد منان و تکیه به حمایت های بی دریغ همسر مهربان و دلسوزم امیر .

 

 

* معلمه : منظور خانم معلم هست . مونث معلم .

**سبا : منظور ملکه سبا هست و نه باد صبا .  گفتم که بدونین غلط املایی نبود ! :)

 

۴ نظر برای :

“غافل منشین نه وقت بازی ست”

  1. در ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۱:۵۴ ق.ظ pariya گفته :

    با سلام خدمت شما
    من پریا آریامنش هستم خیلی خوشحال می شم اگه لینک من با اسم مدل لباس و آدرس http://modelelebas.blogfa.com/ در وب سایتتون قرار بدید و من هم لینک شما را در وبلاگم قرار می دهم و این باب همکاری بیشتر و دوستی پایدار ما بشه .
    با تشکر از شما دوست عزیز
    ——–
    بانو موفق باشید ..
    متاسفانه بنده در صفحه ام لینک دونی ندارم .. تنها کاری که ازم بر میاومد تایید کردن کامنتتون بود . موفق باشید .

  2. در ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱:۱۴ ب.ظ khodam گفته :

    فکر می کنم در کنار آماده شدن برای تغییرات احتمالی به فکر جبران آسیبهای احتمالی هم باشین چون اگه اشتباه نکنم آسیبهای مغزی تو سنین پایین تا حد زیادی قابل جبرانن. بهتره در موردش کمی پرس و جو کنین

  3. در ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۷:۵۴ ب.ظ maryam گفته :

    (...دیدگاه خصوصی...)
    (…دیدگاه خصوصی…)
    سلام عزیز .
    حافظه ی حسن روز به روز بهتر خواهد شد زیرا دنیای پیشرفت در کمتر از لحظه است بعید است حافظه ی حسن آسیبی جدی ببیند . خدا وقتی حسن و…. را خلق کرد به خلق خودش احسن الخالقین گفت پس با همه ی وجودت بخواه موانع از سر راه حسن کنار برود کنار خواهند رفت هر چه برای حسن می خواهی در قلب وذهنت با همه ی وجود بخواه تا داده شود شک نداشته باش . دریا همان طور که برای موسی شکافته شد برای حسن شکافته می شود اگر باور کنید و به خدا ووو……
    خدا بخیل نیست حسود نیست رقابت با کسی ندارد از هر کس که طلبه ی خواستن دارد بیشتر کار می کشد ….. سرانجام بهشت برای کسانی است که باور ها و دید گاهای بهشتی و اعمال بهشتی را گم نمی کنند.
    ————-
    ممنون مریم بانو .. توکل به خدا ..

  4. در ۱۱ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۳:۰۸ ق.ظ کاظمی گفته :

    این امتحان دیکته است یا مسابقه هوش! گیری کردیم ها!
    ———-
    این یه راهه برای کمک به بچه هایی که غلط دیکته هایی شون خیلی زیاده ! البته اغلب این بچه ها بعدا بزرگ بشن صداشون میزنن : آقا ! :)