مادر سپید

مادر یک روشندل

دبیر کل سازمان ملل ، آری یا خیر ؟

خرداد۸

سلام

مطمین نیستم اما فکر میکنم این تشنج یه کارهایی با حافظه و شنوایی و لامسه حسن کرده که فهمیدنش خیلی وسواس و دقت میخواد .. :-/

نمیدونم خیلی مطمین نیستم ! ولی حس میکنم یه وقتایی یه چیزایی رو یادش میره ! امروز سر جلسه امتحان اجتماعی نشستم !س جواب دادن هر سوالی چند ثانیه فکر میکرد تا یادش بیفته ! برخی از سوالات رو دست کم ۳۰ ثانیه فکر میکرد تا جمله یادش بیاد .. نمیدونم خیلی مطمین نیستم ! بعضی از سوال ها رو میدونستم جوابش رو میدونه ولی کلی فکر میکرد یا به نکاتی از جواب ها اشاره میکرد که مربوط به تجربه های شخصی خودش هست .. معمولا در جواب دادن کم نمیاره ! شاید اشتباه میکنم و در اثر خواب الودگی ناشی از مصرف کاربامازپین بوده باشه .. نمیدونم .. :-/

اما یک نکته دیگه هم هست … بعد از ترخیص از بیمارستان وقتی صدای زنگ ایفون رو شنید : با تعجب گفت اهه چرا صدای زنگ عوض شده !!!!! به برخی از صداهایی که تن مشخصی دارند حساس شده و میگه صداشون عوض ضده .. تازه کلی هم شاکیه !! چرا صدای آیفون درب رو عوض کردید !؟؟ چرا صدای خوش آمدگویی دستگاه وویس ریکوردرم رو عوض کردید ! چرا صدای اس مس های موبایلتون رو عوض کردید !؟ :-/

من این طور فکر میکنم که تن صداها رو در ذهنش تفکیک کرده و برخی از صدا ها که تن ثابت و یکدستی دارند بعد از تشنج برایش صدای دیگه ایی میدند .. نه اینکه مثلا صدای ولکوم دستگاهش رو سوت بلبلی بشنوه .. خودش نمیدونه چه اتفاقی افتاده و نمیتونه درست تشریح کنه اما احتمالا صدا ها برایش کمی بم یا زیر شده اند . درباره تغییر صدای افراد و یا حتی تلوزیون شکایتی نداره و میگه مثل قبل میشنوه ولی این شکایت شنوایی فکر کنم دیگه نوبره !!! بعید نیست پس فردا بگه صدای مورچه ها رو هم میشنوم ! :-/

بازم مطمین نیستم ممکنه اشتباه کنم .. حس میکنم از نظر لامسه هم به قدرت و قوت سابقش نیست .. دکمه های وویس ریکوردرش رو محکم فشار میداد و میگفت این ها کار نمیکنند چه اتفاقی افتاده که اینقدر این دکمه ها سفت شدند‌!! :-/

امروز روز سوم یا چهارمه که کاربامازپین رو میگیره .. پوستش به خارش افتاده … یکی از عوارضش هست .. باید با دکترش تماس بگیرم ..

دوستی گرانقدر خانم دکتر کیهانی دوست رو معرفی کرد . درباره طبابت و تخصص ایشان تعریف های زیادی شنیدم .. باید ببینم چطور میتونم ازش وقت بگیرم ..

ممکنه تا چند روز آینده این علایم که نگرانم میکنه از بین برند .. نوشتم که یادم بمونه ممکنه در اینده هم این اتفاق تکرار بشه و اثرات دیگه ایی بزاره .. از دوستان اگر کسی اطلاعت جامع تر یا تجربیات شخصی در مورد تغییر حواس ها بعد از تشنج دارند در انتقال تجربیات ، خواهشا دریغ نکنید ..

شاید خیلی وسواس به خرج داده باشم احتمالا باید وقت بیشتری به بهبودی و تثبیت وضعیتش بدم ،‌بخشی از نگرانی هایم برای سلامتی جسمی ش هست و بخشی دیگر برای سلامت روحی او .. نگرانم که مبادا این حمله ها یک روزی حافظه ش رو کم کنند و نتونه به ارزوهاش برسه .. برای من که فرقی نداره حسن دبیرکل سازمان ملل بشه یا پسری که اسمش رو هم فراموش میکنه .. برای من حسن همیشه حسن هست .. نگران خودش هستم که خیلی به این موضوع حساسه .. فکر نمیکردم رسیدن به این هدف برایش اینقدر جدی باشه .. شاید لازم باشه شغل ها و اهداف دیگری رو هم برایش مهم جلوه بدم .. اگر قرار باشه رسیدن به این هدف برایش مشکلات جسمی بوجود بیاره ترجیح میدم فقط دبیرکل منزل شخصی خودش باشه .. یک پسر معمولی شایدم یک پدر معمولی ..

التماس دعا ..

تا بعد ..

۵ نظر برای :

“دبیر کل سازمان ملل ، آری یا خیر ؟”

  1. در ۸ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۸:۴۳ ب.ظ khodam گفته :

    امیدوارم به خیر بگذره
    ———
    به به خودم جان همیشه در ثهنه ! (صحنه) !!! :)‌ میزاشتی پست سرد بشه بعد کامنت میزاشتی !! :) داغ خو میسوزی !!! :)

  2. در ۹ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۲۵ ب.ظ khodam گفته :

    نوچ ممکنه بیات بشه. حالا تازه چه خبر؟
    ———-
    :)‌ مگه من خبرگزاری آش کشک خاله ام !؟ همیشه که خبر جدید نمیاد که !! :)‌

  3. در ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۲:۲۰ ق.ظ کاظمی گفته :

    راستش چند روزی میشه که این پست رو خوندم. هی میخوام یه چیزی بنویسم هی میگم شاید درست نباشه. خلاصه بالاخره تصمیم گرفتم بنویسم. من نمیدونم حسن واقعا شوخی میکنه که میخواد دبیر کل بشه یا جدی میگه. ولی اگه جدی میگه فکر کنم باید کمکش کنید یه کم واقع بین باشه. واقع بین بودن به معنی انکار تواناییهاش نیست بلکه به معنی درک درست از تواناییهاست. من خودم هر وفت که آرزوهای بالا بلندی داشتم که بهش نرسیدم خیلی ضربه خوردم می ترسم حسن هم دچار این مشکل بشه و اونوقت با توجه به وضعیت جسمیش که فکر نمیکنم استرس و هیجان براش خوب باشه خدای نکرده خیلی اذیت بشه. فکر میکنم همه ما خوبه که بدونیم هیچ پدری و هیچ پسری معمولی نیست و هرکسی اگه بتونه تو اون جایگاهی که هست خوب عمل کنه تاثیری که باید رو در محیط اطرافش میگذاره و این کافیه. من فکر میکنم پدری که با همه مشقات تلاش میکنه تا نون حلال بذاره جلوی خانواده اش از صد تا دبیر کل سازمان مللی که هیچ کاری ازش برنمیاد باارزش تره. میدونم که اینا رو میدونید گفتم منم یه چیزی بگم این وسط!
    ————-
    ممنون از تذکر خواهرانه ات
    صحبتتون درسته … یک نکته دیگه هم هست ..
    داشتن یک هدف شغلی بزرگ برای بچه ها در این سن و سال طبیعیه .. سنشون که بالاتر بره واقع بین تر میشند وقتی به مرحله انتخاب رشته در مقطع دبیرستان برسند کم کم میفهمند ارزو و رویا داشتن با واقعیت زندگی فرق میکنه ، بی فایده است اگر الان بخواهم به کودکی در سن او بقبولانم که میتونه یک حقوق دان معلمولی یا نهایتا یک استاد تاریخ دان بشه !!!
    ما هیچ کدوممون شغلهایی که دوست داشتیم رو کسب نکردیم من خودم دوست داشتم بزرگ که شدم یک نگارگر باشم .. ولی تلاش لازمه رو نداشتم و طبعا موفق هم نشدم .. درمورد حسن نه که تلاش هدفمندی صورت گرفته باشه ولیکن قرار گرفتن در فضاهای اجتماعی-سیاسی ( متاسفانه در کشور ما این خبرها بی رویه در حال پخش هست بی توجه به عواقب بازخورد دانستن برخی از خبرها برای کودکان ) این حس ناخودآگاه در او تقویت شده که میتونه تاثیر مثبتی در صلح بین ملل داشته باشه ..
    منم یه چیزی این وسط گفتم .. خواننده های محترم هم نظرشون رو بفرمایند استفاده کنیم .

  4. در ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۱:۳۹ ب.ظ khodam گفته :

    خبر گزاریی که فرمودین (آش کشک خاله) اسمشونو از کجا آوردن؟
    ————-
    از خونه ی خاله مون اینا !!! :دی

  5. در ۱۰ خرداد ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۲۴ ب.ظ zahra گفته :

    خانم ناصری عزیز
    در خصوص شنوایی حسن جان که گفتید به برخی صداها حساس شده است یک نکته جالب توجه است اینکه صداهای افراد برایش تغییری نکرده است من یاد یک مطلبی که خیلی سال پیش در درس زبانشناسی خوانده بودم افتادم نیمکره های مغز عملکردهای متفاوتی دارند تا جاییکه من به خاطر می آورم اگر اشتباه نکنم نیمکره چپ برای گوش دادن است یعنی صداهایی که ما برای شنیدن آنها دقت می کنیم و نیمکره راست مغز برای شنیدن است مثل صداهای اطراف که در خیابان شنیده می شود. ضمن اینکه کسانیکه موسیقی کار می کنند و استعداد موسیقی دارند به عملکرد نیمکره ی راست آنها مربوط می شود شاید اگر در این زمینه مطالعه کنید بتوانید پاسخی منطقی بر این وضعیت پیدا کنید چون گاهی اوقات تشنج می تواند بر سلولهای مغزی تاثیر بگذارد و برخی عملکرد های نیمکره ها را تحت تاثیر قرار بدهد. انشاءالله که اگر این مسائل پیامد این موضوع باشد زودتر برطرف شود.
    ————-
    در خصوص خاصیت شنوایی و عملکرد نیمکره ها در شنوایی اطلاعات خاصی ندشاتم .ممنون از راهننمایی تون .