مادر سپید

مادر یک روشندل

عینکتو بزن مامان

فروردین۲۲

سلام

چند روز پیش حسن نوبت چک آپ داشت .. هنوز هم یک باره فریاد میزنه آآآآی سرم که بند دلم را باید برای ۸۹۷۴۳۷۳۸۴۶۸۰۸۲۷۳۶۴۲۷م گره بزنم !

سردرد هایش کم شده بود ولی هنوز تعداد دفعاتش کم نیست ،‌ مثلا از ۶۰ بار در روز به ۲۰ بار رسیده اوقاتی که از نظر روحی تحت فشار باشه یا استرسش بیشتر بشه سردردهایش هم بیشتر میشه که طبیعتا در ایام امتحانات که تمامی هم ندارد تعداد دفعات این سردردهای شدید بیشتر هم میشه . نمی فهمم چرا اینقدر امتحان میگیرند ! دلم میخواد سال دیگه بفرستمش مدرسه ی تنبلا !! مدرسه ی فرد اعلای نمونه اش این بچه رو غیر سرحال میکنه ! حالا حسن دبیرکل سازمان ملل هم نشد که نشد دست کم همین جا یه ریس جمهوری چیزی میشه دیگه ! کاری نداره یه سری ایرانگردی و ستاد تبلیغات مردمی توپ میخاد که فکر کنم الان همینجا داره :) بگذریم …. زدم تو جاده غیر اسفالتی !!‌:دی

دکتر اشرفی مقدار داروی دپاکینش رو بیشتر کرد چون قرص های سیناریزین و سیتالوپرام هم اثر کمی نشان داد . باز هم نظر ایشان این بود شبیه میگرن هست و تعداد کمی از سرددرها داروی مشخصی دارند ، فقط مقدار مصرف دپاکین بیشتر شد و قرص پرپرانول رو هم اضاقه کرد که امیدوار بود تا یک ماه دیگه سردردها بهبود پیدا کرد و اگر لازم شد روزی دو تا ۱ صبح و ۱ ظهر مصرف کنه !! این ۱ صبح و ۱ ظهر رو نمیدونم چرا تاکید کرد !!! علم پیشرفت کرده ما که متوجه نشدیم واسه چی ! :-)م فعلا که روی همین سه قرص روزانه (دپاکین نصفه صبح و یک عدد کامل شب + بیوتین ۵+ کوکیوتن )  ثابت مونده امیدوارم در اینده تعداد قرص ها ثابت بمونه . باز هم امیدوارم که مشکلاتش بیشتر نشه ..

امیدوارم تظاهرات بلوغ باعث تغییرات مثبت در بدنش بشه و اوضاع حسمی اش بهتر بشه ! سعی میکنم خیلی خوش بین باشم که با استرس کمتری این مدت رو بگذرونم تا بتونم به حسن کمک کنم .. حتی اغلب جملات غیر مثبت رو جور دیگه نوشتم .. پس عینک خوش بینی همایونی مان را میزنیم … بله … همه چی آرومه .. من خیلی خوشحالم ….

تا بعد .

۱۷ نظر برای :

“عینکتو بزن مامان”

  1. در ۲۳ فروردین ۱۳۹۱ و در ساعت ۴:۳۵ ق.ظ یاس حسینیه گفته :

    سلام… دبیرکل سازمان ملل چطوره؟ از طرف من ببوسش. دلم براش تنگ شده.
    امیدوارم یه روز برسه که دیگه قرص نخوره و خوب و خوب بشه.
    —————
    مرسی خاله یاس

  2. در ۲۳ فروردین ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۰۹ ق.ظ khodam گفته :

    madreseye tanbala kheyliyam khoobe zemnan shavahed neshoon dade ke tanbala ham mitoonan be jahaye khoobi beresan (madarekesham mojoode) az nazare setade entekhabaty o tablighatam fekr mikonam hale hale. begzarim! zaheran vaghte khab har ghesmat az badan too ye doreye zamani khas faal mishe masalan sisteme … beyne saate … ta … shab shayad baraye hamin roo saate masrafe ghors takid kardan. dar har hal omidvaram asare khoobi bezarano be zoodi salamatisho be dast biyare.
    manam ba oon eynake movafegham bezaninesho baresh nadarin.
    —————
    در خصوص ساعت های عملکردهای بدن یه وقتی یه چیزی خونده بودم .. شایدم این بار به تور یه پزشک حسابی خوردیم که اینقدر دقت داره !!
    والله دوره آخر الزمونه همه چی امکان داره !!! پزشکای خوب .. داروی اثرگذار .. تازه دکترمون خیلی خبره ست به ازمایش و تست هم نیاز نداره با چشماش مریض رو اسکن میکنه !!!

  3. در ۲۳ فروردین ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۲:۵۴ ب.ظ khodam گفته :

    az oon lahaz? mersiiiiiii aghaye doktor!

  4. در ۲۵ فروردین ۱۳۹۱ و در ساعت ۱۱:۵۸ ق.ظ سارا گفته :

    سلام.
    دوست عزیز درمورد گویا کردن کتابهای درسی جستجو میکردم مطلبی رو در وبلاگ شما پیدا کردم ولی پاسخش رو متوجه نشدم.
    بالاخره برای گویا کردن کتابهای درسی دانش آموزان نابینا به اندازه کافی که نیاز همه دانش آموزان رو پاسخ بده ، اقدامی انجام شده؟
    پیشنهادی در این زمینه دارید ؟ کاری میشه انجام داد؟ ( کاری که خودمون انجام بدیم نه آموزش و پرورش و … )

  5. در ۲۵ فروردین ۱۳۹۱ و در ساعت ۲:۳۸ ب.ظ سارا گفته :

    (...دیدگاه خصوصی...)
    (…دیدگاه خصوصی…)
    مادر سپید عزیز،
    من چند ساعت پیش هم یه کامنت براتون گذاشتم. از اون موقع با چند نفر از دوستانم صحبت کردم و تصمیم گرفتیم تعداد کتاب کمک درسی یا درسی رو برای دانش آموزان نابینا گویا کنیم. میتونید به ما کمک کنید؟ که چه کتابهایی رو برای چه سالی گویا کنیم، چطور شروع کنیم، استودیو لازم داریم یا نه، قلق و مهارت خاصی نیاز داریم یا نه؟ ایمیلم رو براتون گذاشتم. اینم شمارمه: ۰۱ اگر میتونید و مایلید لطفا بهمون کمی از اطلاعات و تجربیاتتون رو بدید. مرسی.

  6. در ۲۶ فروردین ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۵۶ ب.ظ khodam گفته :

    راستی اگه این جناب دکتر جان می تونن با چشمای مبارک اسکن کنن یه شماره ای نشونه ای چیزی ازشون به منم بدین احتمالا واسه ÷ایان نامم از قدرتهای خارق العادشون استفاده کنم. فکر می کنم ویزیتشون از هزینه آزمایشای معمولیمون کمتر باشه.
    ———-
    به نکته خوبی اشاره کردی .. ویزیتش قبل عید ۱۸ تومن بود بعد عید با توجه به تورم و گرونی نون و نفت و طلا و بنزین ، شد ۲۰تومن !!!! :-/

  7. در ۲۶ فروردین ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۵۷ ب.ظ khodam گفته :

    به جای ÷ هم پ جایگزین بفرمایید لطفا
    —–
    پ

  8. در ۲۷ فروردین ۱۳۹۱ و در ساعت ۸:۵۹ ق.ظ سارا گفته :

    بعد از کامنت من دو تا نظر دیگه تایید شده ولی من هیچ جواب یا عکس العملی از شما نگرفتم. میدونم احتمالاً سرتون شلوغه ولی میشه لطفا جواب منو زودتر بدید؟ منتظریم.
    ————
    قسمت نظخواهی این وبسایت طوری برنامه ریزی شده که اگر کسی یک بار کامنتش تایید بشه دیگه نیازی به تایید کامنت نداره .. براتون میل دادم
    در ضمن یادتون باشه پیام خصوصی ها تون هم به صورت خودکار عمومی میشه لطفا در صورت لزوم ایمیل بدین ..
    سپاس

  9. در ۲۸ فروردین ۱۳۹۱ و در ساعت ۳:۱۵ ق.ظ نگین گفته :

    امیدوارم زودتر خوب بشه…
    :(
    راستی اون داروها را که ایمیل زده بودی (برای چند بچه ای که مشکل پوکی استخوان داشتن)، من هنوز دارم از طریق دوستان مختلف پیگیری می کنم. اینجا در منطقه ما هم ظاهرا به همون شکل که گفتی دارو را میدن، یعنی به خود بیمار در بیمارستان و برای تزریق در همان لحظه. یکی از دوستان قرار شده ببینه میتونه از پزشکان ایرانی که آشنا هستن، کمک بگیره؟ حتما خبرت می کنم.
    ————–
    خاله نگین مهربون : بچه ها دو نفر هستند سحر ۷ ساله و مرتضی ۱۴ ساله . برای تزریق باید ۵ روز بستری شوند .. همه جای دنیا امپول رو از بیمارستان تهیه میکنند اما این جای دنیا باید دنبالش بدوی و اگر هلال احمر نداشته باشه باید بری ناصرخسرو .
    اینجا تونستیم آمپول ها رو پیدا کنیم . با قیمت ۱۵۰ هزار تومن .دوستمون در برلین و حتی امیر هم در رم خیلی دوندگی کرد تا تونست بدون نسخه اجازه خرید بگیره ولیکن آخرش همینجا گرفتیم . چون هلال احمر وارد میکنه خیلی قیمتش کمتر میشه اینجوری باید دونه ایی ۷۰۰ هزارتومن برای یک آمپول هزینه میکردیم .
    تا ۵ سال هم باید این امپول ها رو بزنند . الان مرتضی ۴ تا جراحی برای صاف شدن پا و دستش باید انجام بده که ۱۰ میلیون هزینه ش میشه . برای کمک هزینه عملش داریم سعی میکنیم پول جمع کنیم . اگر ایران میتونید کم شدن هزینه های امپول یا جراحی ش کاری کنید بسم الله ..

  10. در ۲۹ فروردین ۱۳۹۱ و در ساعت ۸:۰۶ ق.ظ سارا گفته :

    سلام مادرسپید عزیز خوبید؟ من الان انقلابم، برای تهیه کتابهای گام به گام اومدم ولی فروشنده ها میگن مبتکران بهتره کتابهاشش. شماره م رو قبلاً براتون گذاشتم امیدوارم داشته باشیدش.اگه ممکنه با من تماس بگیرید. مرسی.
    ————–
    فقط انتشارات گسترش نباشه .. گام به گام یا مبتکران خوبه ..

  11. در ۲۹ فروردین ۱۳۹۱ و در ساعت ۶:۵۴ ب.ظ زهره گفته :

    سلام. فداتون بشم من زاهدانی هستم. بچه ی کویر به معنی واقعیش! بعد از ظهر برام میل فرستاده بودید. نمیدونم چی شد داشتم ور میرفتم نمیدونم فکر کنم پاک شد واسه همین نتونستم جواب بدم قربونتون برم. وای استرس دشمن آدمه. من توی دانشگاه اینقدر اضطراب داشتم که داشتم دیوانه میشدم! نصف موهام ریخته بود. من کار موسیقی انجام میدم گلم. به بچه ها و هرکس که بخاد موسیقی یاد میدم. ولی میدونم آینده نداره. دو سال هم توی مدرسه ی استثنایی مربی سرود بودم. ولی دیگه امید ندارم حاجیبابایی بدجور با نابیناها چپ افتاده. هیچجوری حاضر به استخدام کردن ما نیست.

  12. در ۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ و در ساعت ۷:۴۱ ق.ظ مهدی گفته :

    (...دیدگاه خصوصی...)
    (…دیدگاه خصوصی…)
    سلام
    خسته نباشید
    در جهت پیشبرد اهداف فرهنگی و سایبری مشترک مایل به تبادل لینک با شما هستم. در صورت موافقت با نام (یک طلبه) لینک بفرمایید و اطلاع دهید با چه نامی لینکتان کنم
    با تشکر فراوان از همکاری صمیمانه شما
    ————
    صفحه بنده رو با دقت نگاه کنید .. قسمت لینک دوستان نداره . عذر میخام ..

  13. در ۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ و در ساعت ۴:۱۲ ب.ظ خودم گفته :

    یه هفتست دارین به خودتون می گین عینک بزنین، خوب بزنین دیگه.
    ——–
    عینکم گم شده ! :دی

  14. در ۲ اردیبهشت ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۰۲ ب.ظ خودم گفته :

    بدین وسیله از کلیه خوانندگان محترم این وبلاگ تقاضا می گردد در جهت یافتن عینک مزبور با مامان خاتون همکاریهای لازمه را به عمل آورند. احتمال می رود مادامی که شی فوق الذکر یافت نگردیده از مشاهده مطلب جدید محروم باشیم.

    پیشاپیش از همکاری شما کمال تشکر را دارم
    —————————–
    :) عینک من زیر درخت آلبالو گم شده …

  15. در ۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ و در ساعت ۴:۰۸ ق.ظ ماری گفته :

    سلام
    نمی دونم چی بگم
    اصلا نمی تونم برای لحظه ای خودم رو جای تو و امثال فرزانه بذارم
    فقط می تونم بگم خدا قوت
    فقط می تونم دعا کنم خدا خودش به همتون لطف کنه
    ———————
    عزیزم توی دنیای ما هر کسی فقط باید سرجای خودش باشه ..
    من تحمل مشکلات فرزانه رو ندارم .. و فرزانه هم همچنین .. و همه ی افراد همینطور هستند ..
    خداروشکر که خدا به بعضی از بنده هاش توفیق میده به دیگران کمک کنند …. مثل شما .

  16. در ۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ و در ساعت ۵:۴۱ ب.ظ khodam گفته :

    خوانندگان محترم لطفا بیشتر زیر درختهای آلبالو را جستجو بفرمایید
    ———-
    آلبالو نیود اشتباه ادرس دادم ! گلابی بود ! :)

  17. در ۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ و در ساعت ۷:۲۰ ب.ظ khodam گفته :

    پیدا نشد آیا؟