مادر سپید

مادر یک روشندل

عوارض کم عارضه !!!

بهمن۲۰

سلام

 

شرح حال زیر شرح حال گرفتاریهای من در سه هفته اخیر بابت بیماری حسین هست :

حدودا کمتر از یک ماه پیش حسنین رو بردیم دکتر مغز و اعصاب پست ملاس با کلاس رو یادتونه که ! یک قرص برای حسین نوشت به اسم کارمابازپین که تا یک هفته صبح و شب نصفه بخوره بعد یک هفته هم کامل !

پرسیدم از دکتر عارضه هاش چیه گفت به کمتر کسی عوارض میده  .. عوارض کمی داره که مههم نیست .. داروی خوبی بعد از اتمام یه ماه دیگه بیا !

سرچیدم دیدم برای تشنج  و صرع تجویز میشه ! قرص رو بهش ندادم . یک دوست دوران کودکی داشتیم که برادرش الانه متخصص مغز و اعصاب و سردرد هست آقای دکتر پاک ؛ مطبش کرج ه و هفته ای یک روز میاد تهران .. با ایشان مشورت کردم گفت ممکنه تشنج های حسی باشه اگر دکتر الف یا بهتر بگم همان دکتر اشرفی تجویز کرده و تحت نظر هست بهتره طبق دستور عمل کنید تا هفته دیگه که من بیام تهران و ببینمش ..

هفته اول نصفه قرصها رو خورد و گفت گزگز ها قطع شده .. ولی طبق دستور باید یک ماه مصرف میکرد هفته دوم هم خورد حدودا ۱۴-۱۵روز .. طوریش نبود .. دو هفته پیش یکباره دل درد بسیار شدیدی گرفت طوری که نمیتونست راه بره .. بردمش دکتر ازمایش عفونت های ادراری و آپاندیس و غیره و اینا گفتن مشکلی نداره سالمه !
یکی دو روزه خوب شد !

سردرد های حسن هم با داروهای دکتر اشرفی بهتر نشده بود ( و همچنان هم با داروهای جدید بهتر نشده  ) یکشنبه که دکتر پاک تهران بود پرونده های پزشکیشون رو برداشتم و بردمشون بیمارستان سینا که ایشان تدریس داشتند . با یکی از اساتیدشون که مدرکش بالاتر از پروفسوراست مشورت کردند خانم دکتر لقا .. ایشان بعد از دیدن پرونده حسین گفتند مشکلش منشا جسمی نداره بیشتر روحی هست وقتی حسن رو مرکز توجهات میبینه ناخواسته بیماری های حسن رویش تاثیر میگذاره . معتقد بودند نوعی تله پاتی بین جفتشون هست که بیماری های یکدیگر رو میگیرند و بیشتر حسین تحت تاثیر حسن هست . بارها دیدم وقتی حسن خیلی درد میکشه یا اوقاتی که بستری بود حسین بسیار اندوهگین میشد و گاهی یواشکی توی تختش گریه میکرد . بمیرم برای حسین که وقتی بهم نیاز داره کنارش نیستم . دکتر لقا ازم پرسید که حرکت های حسن رو تقلید میکنه ؟ یادم افتاد که گاهی که حسن دور خودش میچرخه این هم دور خودش میچرخه یا برخی از حرکت هایی که حسن تکرار میکنه مثل تکان دادن بدنش .. حسین هم گاهی تقلید میکنه خصوصا اینکه مشتش رو میزاره روی چشماش و چمباته میزنه و میخوابه . دکترلقا نظرش این بود که با هم نوعی تله پاتی دارند و با روانپزشک مشورت کنم .

باز یک هفته دیگه دل درد بسیار شدیدی گرفت .. سرگیجه و سردرد هم اضافه شده بود .. وقتی چشمش رو به گوشه میبرد سرش درد میگرفت ..

بردمش بیمارستان تخصصی کودکان چهارراه طالقانی ! دکتر گفت خوبه طوریش نیس سرما خورده ویروسه هیچی بهش ندین !! حالش بدتر شد فرداش بردمش یه دکتر عفونی گفت .. هیچیش نیس برا احتیاط کوتریمکسیزول و چند قلم دیگه دارو بهش بدید .. اصلا خوشم نمیاد از بیمارستان کودکان طالقانی .. فقط ویزیت گرون میگیرند و دکترهای بداخلاقش هم سواد ندارند !! صد رحمت به رزیدنت و انترن های مرکز طبی کودکان ! نه تنها کوتری رو بهش ندادم بلکه داروها رو کاملا قطع کردم گفتم شاید داروها هردمبیل شده به قول شما تداخل دارویی .. و عارضه نشون داده !
باز بهتر نشد چهار شب تب کرد نزدیکه ۴۰ درجه .. با هیچ داروی مسکن و تب بری هم تبش پایین نمی اومد .. دکترا هم هی میگفتن ویروسیه !! باید صبر کنید دو سه روزه دوره اش تموم میشه !شب آخری که تبش کمتر شده بود دیدم روی گونه ها و بینیش سرخ شده گفتم لابد از اثر تب های طولانی مدته  تبش خیلی کم شده بود .. خسته بودم دیگه شب نتونستم بیدار بمونم .. صبح دیگه تب نداشت  اما روی گونه ها و سر بینیش هنوز سرخ بود با دقت نگاه کردم دیدم سرخی نیست دونه های ریز قرمز زیر پوستی هست مثل وقتی که پوست ضربه بخوره و خونمرده بشه و دونه های ریز قرمز زیر پوست دیده میشه ! تنش به شدت خارش داشت دست هاش کمرش و پاهاش !! لباسش رو بالا زدم دیدم مثل گل کلم دونه های ریز قرمز زیر پوستی پر شده ! اول فرستادمش حمام و بعد هم خاکشیر بهش دادم دیگه از خارش شکایت نداشت !تا شب باز هم خارش شدید که کلافه ش کرده بود ..

در دو هفته گذشته یک روز در میان از مدرسه غایب میشد.. یک روز در مدرسه به شدت خون دماغ شده بود .. معمولا حسین خون دماغ میشه ولی خونریزیش زود تمام میشه .. اما میگفت چندین دستمال غرق خون شده و لخته های بزرگ خون از بینیش خارج میشده طوری که مبصر کلاس که برده بودش دستشویی با دیدن خونریزی شدید و لخته خون غش کرده ! من گذاشتم به حساب اغراق بچه گانه ش اما در خانه هم باز بی علت خون دماغ شد و حدود ۴۰ دقیه طول کشید و اصلا بند نمیومد ! لخته های بزرگ خون هم از بینیش خارج میشد .  هر چه با دکترش تماس میگرفتم یا اشغال بود یا جواب نمیداد .. نیمه شب با دکترپاک تماس گرفتم که او هم جواب نمیداد . نگران شدم .. آخرین روز که حدود ۴ روز پیش بود یک کاربامازپین بهش دادم گفتم شاید به خاطر قطع شدن دارو بوده . که در مدرسه گلاب به روتون استفراغ کرده بود . باز فردایش غایب بود .. بردمش مرکزطبی .. حدس میزدم به کارمابازپین حساسیت داشته باشه ! گفتم اورژانس سریع ازمایش میگیره ! به شدت بی حال و بی هوش و حواس بود .. باز آژانس گرفتم برای مرکز طبی کودکان .. میانه ی راه خوابش برد و وقتی رسیدیم چشماش قد دو تومانی قدیم باز شده بود و سرحال و قبراق ! دکتر گفت طوریش نیست حساسیت دارویی بوده برید خونه ! باز هم شب دل درد شدید داشت طوری که حدودای ۱۲ شب باز تمای گرفتم با دکترپاک ! گفت صددرصد از عوارض حساسیت به کاربامازپین هست .. چرا زودتر خبر ندادید . دارو رو قطع کنید و با دکترش تماس بگیرید .همان روز رفتم مطب دکتراشرفی !! این دکترا کی هستن واقعا !؟ آخرین امپراطور !؟ منشی نزاشت دکتر روببینم فقط گفت: مال کاربامازپینه ! گفتم دستت درد نکنه اینو که خودمم میدونم میخوام بدونم قطعش کنم اتفاقی نمیفته براش ؟ بلایی سرش نیاد یه دفعه ! همت نمیکنه سرش رو بالا کنه به آدمی که پشت میزش ایستاده نگاه کنه با عصبانیت گفت : مثلا چی بشه !؟ باید پوستش به حالت طبیعی برگرده برداریش بیای پیش دکتر تا داروش رو عوض کنه !!!

تمام این روزها اشک میریختم .. از اینکه نمیدونستم این بچه چشه این خونریزهای بی دلیل و شدید و این خونمردگی های زیر پوستی سردرد و سرگیجه ها و دل درد هایی که سابقه نداشت ! و پزشک هایی که یکی از دیگری کم سوادتر یا کم تجربه تر بودند … این ۱۰ روز اخیر غیر از استرس و نگرانی که ایجاد شد .. بیشتر از ۷۰ -۸۰ تومن ویزیت دکتر دادم ! غیر از داروها و هزینه های رفت و آمد !

حسین که طوریش نیست بیخودی داروهای مغز و اعصاب برایش تجویز میکنه و یه بلایی سرش میاره !! دیگه نمیبرمش پیش دکتراشرفی .. حسن هم دیگه نمی برم ! مادرای بچه های روشندل یک دکتر خوب بهم معرفی کردند .. دکتر زرین کیانی دوست فوق متخصص مغز و اعصاب کودکان از انگلستان و رییس بخش کودکان بیمارستان امام خمینی . بعد از تعطیلات تماس بگیرم برای رفع سردردها و گوش درد حسن ببرمش . داروهای حسن هم عوض شد داروی میگرن هم گرفت اما سردرد هاش خیلی اذیتش میکنه .

در ضمن:

کارنامه ترم یک حسن رو دادند .. معدل تمام نمراتش شده : ۱۹/۷۳ صدم . شاگرد چهارم کلاسش شده . مثل همیشه رقابت خیلی نزدیک و بهم فشرده بود . سال گذشته ترم یک معدلش ۱۹/۷۲ صدم شده .. روحیه اش خیی خوب شده .. خودش امیدواره در مسابقه علمی سراسری منطقه ۶ که سه شنبه برگزار میشه رتبه ی ۱ تا ۳ بگیره . امیدوارم موفق بشه ..

از اینکه در متنم از دو نقطه .. زیاد استفاده میکنم عذر میخوام صفحه کلیدم [ کاما ] نداره همچنین [ ی همزه دار ] ..

تا بعد .

 

 

۸ نظر برای :

“عوارض کم عارضه !!!”

  1. در ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ و در ساعت ۸:۳۷ ب.ظ خودم گفته :

    بعد از تعطیلات که رفتین دکتر نتیجه رو زود بنویسین خونه نیستم ولی هر وقت فرصت بشه می خونم. می دونم که دکترای خوب زیادی داریم ولی نمی فهمم چرا اونایی که سر و کار شما بهشون میوفته این طوری در میان. خدا کنه بعدی ها خوب باشن! در مورد دارو و عوارضش هم ممکنه واقعا موارد کمی از اثرات منفیش دیده شده باشه ولی به نظرم باید جناب دکتر در دسترس می بودن و درست و حسابی برخورد و راهنمایی می کردن نه مثل چیزی که گفتین.
    برای همزه چیزی سراغ ندارم ولی برای کاما شیفت و ۷ یا شیفت و ف رو امتحان کنین شاید شد.
    —————-
    من نمیدونم واقعا چرا ! دکترایی که میرمم سعی میکنم بهترین دکترها باشند ! شاید من پرتوقعم !! شاید اشکال از منه !:(
    صفحه کلیدم کلا کاما نداره خواهرجان ! :)

  2. در ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ و در ساعت ۴:۲۶ ب.ظ مهرناز گفته :

    من سال اول مصدومیتم کاربامازپین میخوردم گوش هام کیپ شده بود و خیلی اوقات گیج بودم خیلی قویه ! چه هفته های بدی شده منم دائم مریضم احتمالا دوشنبه منم بیمارستان امام خواهم بود امیدوارم حسنین زودتر خوب بشن و خبرش رو بنویسی و از احوالات حسین فکر میکنم اون دکتر لقا در مورد مرکز توجه بودن حسن حق داره به اضافه اینکه هادی هم کوچیک و شیرینه و همین باعث میشه حسین کاملا در حاشیه قرار بگیره
    برای همتون آرزوی روزهای خوش و همراه با ارامش دارم ریحانه جون
    ————–
    احتمالا کاربامازپین شما دوزش بالاتر بوده برای حسین دوزش ۲۰ بود !
    حسین هم اما خیلی گیح میزد !! این چند روزه که قطع شده مشکلی نداشت اما امروز باز هم گزگز داشته تو دست و پاهاش ! :(
    سلامتی منتظرت باشه عزیزم .. کجا هستی بیام دیدنت مهرنازی !؟ :)‌ بیمارستان بستری میشی ؟

  3. در ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ و در ساعت ۱۱:۵۹ ق.ظ کاظمی گفته :

    بمیرم، چه عذابی کشیده این بچه تو این چند روز. :(

    راستی علت گز گز فکر کنم همیشه مربوط به سیستم عصبی نیست. گاهی کشیدگی تاندوم ها و یا آسیب دیدیگی مفاصل هم ممکنه باعث گز گز بشه. به نظرم بد نیست پیش یه دکتر لرتوپد هم ببریدش.

    انشااللهکه زودتر حال هر دو شون و شما خوب بشه.
    —————
    سلامت باشی بانو جان ..
    کشیدگی یا اسیب به تاندون ها باید بر اثر حادثه یا اتفاقی پیش بیاد .. این گزگزها بی علت بوجود اومده و دست و پاها رو هم درگیر کرده .. دق کردم از دست این سه تا !! اون فسقلیه هم تازگی ها هی به این دو تا نگاه میکنه میگه عاای دلم عاای پام عی دستم !! :) الکی برای جلب توجه ! :)‌

  4. در ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ و در ساعت ۸:۴۳ ب.ظ تارا گفته :

    سلام عزیزم
    بیخود نبود نگرانتون بودم…. امیدوارم هرچه زودتر حسنین خوب خوب بشند…
    دعاگو هستم

  5. در ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ و در ساعت ۵:۳۵ ق.ظ نگین گفته :

    یعنی واقعا هر دم از این باغ بری میرسد :(
    ای کاش یه دکتر درست درمون پیدا می کردی و پرونده پزشکی بچه ها را واسه چندین سال پیشش نگه میداشتی. آخه داشتن سوابق پزشکی و دونستن بیماری های گذشته خیلی موثره در تشخیص مشکلاتی که پیش میاد.
    برای همه تون سلامتی آرزو می کنم + یه دنیا صبر و یه کیف پر از پول.
    راستی نمیشه که کیبورد ویرگول نداشته باشه. شیف را بگیر با شماره ۷ یا حرف “ف” امتحان کن
    ———–
    والله .. کلا از باغ ما هی بری میرسد !! :) ‌
    دکتر دیگه ایی پیدا کردم که بعدا شنیدم اون هم درست حسابی نیست ..
    برای کاما شیفت و۷ کار کرد ، ممنون :) ‌

  6. در ۱ اسفند ۱۳۹۰ و در ساعت ۵:۲۴ ق.ظ گیلدا گفته :

    (...دیدگاه خصوصی...)
    (…دیدگاه خصوصی…)
    سلام عزیزم،
    راجع به مشکلات بچه ها خوندم الان ، خواستم بگم دکتر کیهانی دوست نبرش، چون اون از اشرفی هم بی رویه تر دارو میده، اصولا به همه بچه ها ضد تشنج میده! چه تشنج کرده باشن چه نه.
    البته شنیدم قبلن اینطوری نبوده. به همبن دلیل همه قدیما راضی بودن ازش.
    ————-
    ممنون گیلدا جان که بهم اطلاع دادی .. منم از بیماران سابقش شنیدم .. :(‌

  7. در ۸ اسفند ۱۳۹۰ و در ساعت ۱۱:۳۵ ق.ظ مامان ماهان گفته :

    سلام مادر سپید.من قبل به شما سر میزدم.فکر میکنم یه وب بود.
    این قضیه مال خیلی وقت پیشه.من عضو کانون فانوس بودم.حالا خودم هم یه بچه دارم و خوب نگرانی مادرها رو میفهمم.
    خوشحالم که همچنان مینویسید.
    راستی حسن و حسین دوقلو هستند؟

  8. در ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ و در ساعت ۸:۱۰ ق.ظ maryam گفته :

    —–
    shoma vaghean ye madare sepid hastin.omidvaram pesaraton ghadre shoma ro bedonan.

    ———
    شما لطف دارید .. این طورا هم نیست