مادر سپید

مادر یک روشندل

در انتظار آرامش

دی۱۷

سلام

پیگیری های ما در آموزش و پرورش برای گرفتن حق بچه هایمان تبدیل شده به پاسکاری !! خیلی زشته که یک دستگاه عریض و طویل دولتی در برنامه ریزی آموزش و پرورش مملکت (سیستم هوشمند که چه عرض کنم !! “بکفا ” ) جایگاهی برای  دانش آموزان و حتی معلمین استثنایی در نظر نگرفته است !! بی خیال اعصابم خورد میشه .. خودمون کم دردسر داریم باید مشکلاتی سیستم هایی که افراد ناقص الفکر دو/لتی طراحی میکنند را هم درست کنیم !

مدتیه حسن دچار سردرد های شدید شده ، گیج گاه دو طرف سر و کاسه بالای سرش به شدت درد میگیره گاهی هم پشت سرش این ناراحتی با سرماخوردگی اش همزمان بود ، این تداخل بیماری ها باعث شد به انتظار بهبودی سرماخوردگی به درمان های عمومی تجویز شده بسنده کنیم .. خیلی نگرانم . نمیدونم علت سردرد هاش چیه ولی هر چی هست مربوط به همان تشنج اخری که شهریور اتفاق افتاد هست . حمله ی شبه سکته ایی که اتفاق افتاد با سردرد ، شلی و بی حسی نیمی از بدن ، شلی حرف زدن و حرف های بیربط گفتن ، چشم درد و افتادن زبان به ته حلق بود .. تازگی عمق گوش هاش هم درد میکنه .. به خودم امیدواری میدهم شاید از سرماخوردگی باشه .. خدایا میشه چیز مهمی نباشه ؟ الهی .. دستم به دامانت ..

یه روزی روزگاری سردرد فقط مال آدم بزرگا بود ، چه روزگار خوبی بود دست کم آدم بزرگا تحمل میکردند ولی وقتی یک بچه سرش درد میگیره نمیدونه و نمیتونه تحلیل و تشریح کنه تا علت و درمانش سریع تشخیص داده بشه . قلبم تیکه تیکه میشه وقتی صدای فریادش بلند میشه و کاری از دستم برنمیاد غیر از نوازش و دعای زیرلب ، چقدر صبورانه تحمل میکنه . ..نمیفهمم چرا پزشکان حاذق برای ویزیت های اورژانسی بیماران فکر میکنند یک هفته انتظار کم است !! خیلی این در و اون در زدم تا بلاخره چند روز پیش یک وقت گرفتم که میشه امروز یکشنبه .. فردا دوشنبه هم امتحان پایان ترم تاریخ داره .

از این طرف مدتیه حسین هم بدنش دچار خواب گرفتگی میشه ، چند وقتی هی میگفت حساسیت دارم ! من نمیفهمیدم منظورش چیه !! خیلی اتفاقی متوجه شدم بچه ، منظوررش خواب رفتگی و گزگزه .. اغلب هم یک طرف صورتش دچار گزگز میشه ! گاهی بچه ها از یک دردها و ناراحتی هایی شاکیند که واقعا آدم نمیدونه به کدوم متخصص مراجعه کنه ! به هرحال پزشک مغز و اعصاب هم گزینه بی ربطی نیست !

و اما ممنون از پری مهربون که از اون طرف دنیا کلی ایمیل نگاری کرد تا توجه بیشتری از پزشک مورد نظرمون دریافت کنیم و متشکرم از نسترن بانو  کتاب تاریخ رو برای حسن به صورت سئوال و جواب خواند که بتونه در اتاق انتظار طولانی که منتظرمون هست امتحان فردایش رو حاضر کنه .. چقدر دوستان خوب میتونند آرامش هدیه میکنند برای همه تون آرزوی سلامتی میکنم .

محتاج دعایم خیلی زیاد ، برای همه ی بچه هایی که در بیمارستان ها اسیر تخت شده اند …

تا بعد .

۵ نظر برای :

“در انتظار آرامش”

  1. در ۱۸ دی ۱۳۹۰ و در ساعت ۱۰:۴۲ ب.ظ کاظمی گفته :

    عزیز جان خبرای دکتر رفتنتون رو هم بنویسید برامون. انشاالله که خیره.

  2. در ۲۰ دی ۱۳۹۰ و در ساعت ۱۰:۳۵ ق.ظ khodam گفته :

    salame mojadad
    begin doktor chy goft zood bashin

  3. در ۲۰ دی ۱۳۹۰ و در ساعت ۷:۱۲ ب.ظ یاس حسینیه گفته :

    سلام
    من خاله ی حسن هستم ..
    ریحانه گفته بنویسم که داروی حسن اضافه شده ، برای رفع سردردهاش . یک ازمایش برای تشخیص قطعی سندرم ملاس هم نوشته که زمان بر هست .
    برای حسین هم ازمایش نوشته ، خوشبختانه نوار مغزی حسین هیچ مشکلی نداشته و کماکان میتونه به شیطنت هاش ادامه بده :دی
    ریحانه هم خوبه فقط اکانتش تموم شده .. به زودی برمیگرده .

  4. در ۲۱ دی ۱۳۹۰ و در ساعت ۱:۳۷ ق.ظ نگین حسینی گفته :

    ایشالا همگی دسته جمعی با هم به اتفاق بهبود پیدا کنید! :)
    مشکلات شما که یکی دو تا نیست! اخیرا دیگه دسته جمعی شده! :)
    ضمنا:
    از شما بعیده که دیگران رو با اصطلاح “ناقص العقل” خطاب کنی که صد در صد در تضاد با حقوق افراد دارای معلولیت (ذهنی) یه!
    ——————–
    نگین من هر چی گشتم پیدا نکردم این کلمه رو !! کجا نوشتم !؟؟ اصلاحش کنم به ناقص الفکر !!

    یافتیده و اصلاحیده شد !! :) ممنون از تذکر ! :)

  5. در ۲۱ دی ۱۳۹۰ و در ساعت ۱:۱۲ ب.ظ حاج حمید گفته :

    با عرض سلام و ادب خدمت شما دوست بزرگوار

    بمناسبت تولد محمد مهدی ( پسرم) وبلاگ حاج حمید به روز شد .

    مایه مباهاته که با حضور و یادداشت صمیمانه خود گرمی بخش محفل ما باشید

    منتظر حضور شما هستم

    همیشه سالم و مستدام باشید

    یا علی مدد … التماس دعا